در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
موضوعات عکاسی او از دمدستترین اشیای زندگی روزانه تا آیینها و آداب و پوشش را در برمیگیرد. در این میان، هیچ موضوعی را بر دیگری برتری نمیدهد. در نگاه عکاسانه او نخ تابیده شده یک سیاهچادر همان قدر مهم است که آیینی در حال فراموشی. او هیچ تبعیضی برای موضوعاتش قائل نیست و درصدد کشف عجیب و غریبی هم نیست. در واقع حسن غفاری نگاه اگزوتیک عکاس شهری را ندارد و با موضوعش یکی شده است. برای همین است که شفافیت، خلوص و نزدیکی در عکسهایش دیده میشود. نوعی از سادگی که ریشه درپیشینه عشایری او نیز دارد.
ارتباط کارتان با سفر؟
وقتی ما میخواهیم به سفر برویم در واقع داریم به یک نیاز درونی و یک برنامهریزی از قبل تعیین شده توسط خودمان یا گروهی پاسخ میدهیم. ما در سفر با دو محدوده زمانی و مکانی سر و کار داریم. سفر به یک مکان ختم میشود و محدود به یک مقطع زمانی است.
من وقتی به سفر میروم، به نیاز درونی خودم و علاقهمندیام به این موضوع پاسخ میدهم و این بهانهای است برای عکاسی کردن. از این کار بیشتر از آن که بخواهم هدفی مثل ثبت زندگی آدمها را دنبال کنم ، در همان مقطع زمانی درس میگیرم و لذت میبرم. در واقع دارم ثانیهها، لحظهها و روزشمارهای عمرم را با این سفرها پر میکنم.
بیشتر اوقات سفرهای ما سفرهایی هستند که با کار ما ارتباط دارند. کار ایجاب میکند که در دل یک سفر قرار بگیریم و چون من علاقهمندم که از ایلات و عشایر، طوایف و روستاها عکاسی کنم باید از فضاهای مسکونی شهری که الان در آن قرار دارم فاصله گرفته و به مکانی دیگر وارد شوم. بنابراین خود به خود در چرخه سفر قرار میگیرم.
با توجه به این که موضوعات شما اقوام و انسانها هستند، در مواجهه با موضوع چه ملاکهایی را مدنظر دارید و چه مسائلی را در نزدیکتر شدن به آنها رعایت میکنید؟
در نزدیک شدن به آدمها و ارتباط با آنها، مخصوصا اگر بخواهیم فعالیتهای انسانشناسی و ثبت و ضبط تصویری از آنها داشته باشیم یا نقلقولها و خاطرات آنها را یادداشت کنیم، باید یادمان باشد که این ما هستیم که وارد فضا و حریم آنها شدهایم و باید به اعتقادات و باورهای آنها احترام بگذاریم. ما حق دخل و تصرف در باور آنها را نداریم به طوری که موجب رنجش آنها شود و همین طور سدی برای کار خودمان.
وقتی برای عکاسی وارد فضایی میشوم، اول یک سری اطلاعات کسب میکنم. مثلا این که چه مذهبی دارند، زبان و گویش آنها چیست؟ و چه جریان فرهنگی دارند؟ نظرشان درباره روابط جمعی چیست؟ مطلبی را که درباره آنها وجود دارد مطالعه میکنم یا از دوستانی که در آن مناطق دارم ،
بهعنوان مشاور و همراه استفاده میکنم. برخی مواقع در همان منطقه سعی میکنم کسی را پیدا کرده و با او گفتوگو داشته باشم و میخواهم که مرا وارد فضا کرده و شرایط را برایم مهیا کند.
اقوام ایرانی ساختاری همانند هرم دارند و دارای یک سلسله مراتب ایلی هستند. در راس هرم ریشسفید است که اگر بتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم، خود به خود به خیلی جاهای دیگر راه پیدا میکنیم.
چون من به حریم آنها وارد میشوم پس خودم را مطابق با زندگی آنها میکنم. اصلا توقعی از آنها ندارم. هرگز نگاه تحقیرآمیز و دید از بالا نسبت به آنها ندارم. حضور، رفتار و نگاه من در تایید یک فعالیت فرهنگی است. یعنی نشان میدهم که یک علاقهمند به آن گونه از زندگی هستم.
من، خود بزرگ شده ایل بویراحمد هستم و با این نوع از زندگی و فرهنگ تا حدودی آشنا هستم، اما هر عکاس برای نزدیکتر شدن به موضوع باید اطلاعاتی از قبل از آنها بگیرد.
رسانهها و نشریات زیادی هستند که فرهنگ اقوام مختلف را معرفی میکنند. علاوه بر آن، به مناسبتهای مختلف، در استانهای مختلف به تعداد زیادی هفتههای فرهنگی وجود دارد و اقوام در این هفتهها، زندگی، کالا و پوشاک خود را معرفی و عرضه میکنند. ما عکاسها هم در این زمینهها آشنایی داریم و با این فرهنگها بیگانه نیستیم.
چیزی که همیشه مد نظر من بوده، این است که از عکاسی اتفاقی پرهیز میکنم. مسیر را آگاهانه انتخاب میکنم، یک، دو یا سه روز عکاسی میکنم و برمیگردم.
مشکلاتی که در سفرهای عکاسی بر سر راهتان است؟
کلا سفر با شرایط موجود جامعه ما گران است. متاسفانه امنیت جانی و شغلی ما هم کم شده و از طرف ارگان یا جای خاصی هم حمایت نمیشویم.
من با هزینه و امکانات شخصی خودم به سفر میروم بنابراین این گونه سفرها، مشخصا برای عکاسی از اقوام، دیر به دیر انجام میشود. از طرق مختلف راههایی پیدا میکنم که به این گونه سفرها بروم. البته این کار را همه عکاسها انجام میدهند، اما در کار من یک نوع پیوستگی و تکرار وجود دارد.
برای امنیت و مبارزه با مشکلاتی که در سفرها وجود دارد، چه میکنید؟
دوربین و وسیلههای کار ما گرانقیمت است و این میتواند وسوسهانگیز باشد. فرقی نمیکند که زن باشی یا مرد. من معمولا یک یا 2 همراه دارم. راننده، دوست عکاس دیگر، کارشناسی از آن منطقه یا بلدچی محلی. اینها موجب ایجاد امنیت میشوند.
اگر بخواهید به چنین جاهایی برای عکاسی بروید بهتر است مطالعه دقیق از مسیر و مقصد داشته باشید. باید بدانید فاصله چند کیلومتر است؟ جاده خاکی است یا آسفالت؟ چند پمپ بنزین در راه است؟ امکانات مسیر و مقصد چهها هستند و... برای این که شب در بیابان نمانید وقت را طوری تنظیم کنید که شب در آبادی باشید و هرگز بدونشناخت، بیراهه نروید.
الان در هر روستا یک شورای ده هست و در هر طایفه یک ریش سفید. بهتر است با وارد شدن به روستا یا منطقه، به سراغ آنها برویم و شرایطی پیش بیاوریم که با ما همراهی کنند. از وعدههای دروغ بپرهیزیم. اگر وعدهای دادیم حتما عمل کنیم. زمینه را برای عکاسان دیگر خراب نکنیم و درها را به روی سفرهای بعدی خودمان هم نبندیم.
هدف شما از عکاسی از اقوام؟
اقوام ایرانی از زمان ناصرالدین شاه عکاسی شدهاند. عکاسان زیادی از اقوام عکاسی کردهاند. تا دهه 70 ـ 60 نصرالله کسرائیان و محمدرضا بهارناز و الان هم عکاسان بومی زیادی در مناطق خود مشغول عکاسی هستند.
ما هم همین کار را میکنیم. من معتقدم؛ موظفیم نظارهگر دهه زمانی خودمان باشیم. تغییر پوشاک، سکونتگاهها، رواندازها و زیراندازها، فعالیتها و رفتارها، همه این تغییرات باید ثبت و ضبط شوند. ما زندگی آدمها در دهه زمانی خودمان را بازتاب میدهیم.
اغلب موضوعات شما را چه چیزهایی تشکیل میدهند؟
ما وقتی وارد فضای عکاسی میشویم، اولین برخورد، چشمانداز آن فضای روستایی یا منطقه ایلی است. بعد سگ! اولین کسی که از ما استقبال میکند. کودکان، مرغها و خروسها، وسایل نقلیه، دیوار و باغ و پرچینها، آدمها و پرترهها، لباس، تولیدات و صنایع دستی، غذا، فضاهای شخصی، داشتههای زندگی و آداب رسومشان. همه اینها موضوع عکاسی من هستند. ما اینها را ثبت میکنیم ولی سعی داریم با مطالعه باشد و یک سری اصول و آموختههایمان را هم دخالت میدهیم تا عکس ما عکسی تمیز باشد و عنصر اضافه نداشته باشد.
حرف نهایی؟
کشور ما کشوری 4 فصل با جاذبههای گردشگری فراوان است و در طول تاریخ هم پذیرای مسافران زیادی بوده و تا الان هم ادامه دارد. لازم است جدیتر از پیش و با برنامهریزی، زیرساختهای سفر را فراهم کنیم و مهمتر از آن، برای چگونگی سفر فرهنگسازی کنیم.
نرگس لطیفپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: