در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مغولها به روستا نزدیک شده بودند، اما برادرها تاب تسلیم شدن نداشتند. پس شمشیرها را برداشتند و روان شدند طرف کوه و در شکاف صخرهها پنهان شدند و تا مدتها با مغولها جنگیدند تا روزی که سنگهای خاکستری کوه، از خونشان رنگین شد.اهالی در غم 5 برادر زار گریستند و ریش سپیدهای ده گفتند نباید بگذاریم برادرها از یاد نسلهای بعدی بروند و این شد که نام چشمهای پرآب را در دهشان، بش قارداش گذاشتند که یعنی 5 برادر. قصه دوم: کوه، 5 غار دارد که از هر کدام چشمه آبی خنک روان است که چشمه اصلی از پیوستن آنها به هم در بالادست به وجود آمده است و به همین خاطر به آن بش قارداش میگویند که یعنی 5 شکاف سنگی.
پیشنهاد این هفته ما چشمه بش قارداش است و وجه تسمیهاش، همین دو قصهای است که برایتان تعریف کردیم. اینکه کدام یکی از این قصهها دلیل نامگذاری چشمه هستند، مهم نیست. مهم این است که پیشنهاد این هفته ما طوری از گردشگرانش دل میبرد که انگار مهره مار دارد. آنها که به بش قارداش میروند به هر حال عاشقش میشوند، شاید عاشق حوض بزرگش شوند که چشمه به آن میریزد و وسطش، یک پری دریایی غمگین سرخ در حریم فوارهها نشسته است، شاید عاشق چنارهای کهنسالش شوند که اگر زبان ما را بلد بودند حتما یک دنیا قصه داشتند برای روایتکردن، شاید هم طرفدار آبش شوند که محلیها میگویند پرخاصیت است و بیماریهای گوارشی را شفا میدهد. چرا نباید به بش قارداش بروید وقتی اطرافش فضایی جنگلی و باصفا دارد، هوایش خنک و مرطوب است و مردمش آنقدر مشتاق آمدن شما هستند که همه امکانات را برای اقامتتان فراهم کردهاند؛ از نمازخانه و سرویسهای بهداشتی گرفته تا استخرهای شنای کودکان و بزرگسالان و مغازههای فروش مواد غذایی و اقامتگاههایی برای استراحت.
چشمه بش قارداش حدود 5 کیلومتری جنوب بجنورد در مسیر اسفراین ـ مرکز استان خراسان شمالی ـ قرار دارد و برای دیدار آن باید آنقدر در جاده بجنورد ـ اسفراین برانید تا به یک فرعی برسید که علامتگذاری شده و شما را میرساند به پیشنهاد آخر هفته ما.
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: