گفت‌وگو با ناصر مدرسی، از قدیمی‌ترین مشترکان جام‌جم که از سال 79 تا به حال با ماست

با تو حتما، بی‌تو هرگز

به آدم‌های زیادی زنگ زدیم تا رسیدیم به ناصر مدرسی. اولین تماسمان با مردی بود که اولین اشتراک روزنامه به نام او بود، ولی از بد حادثه نتوانست با ما حرف بزند. او از پرسنل نیروی انتظامی بود که اجازه حرف زدن با هیچ رسانه‌ای را نداشت، مگر حفاظت ناجا موافقت می‌کرد. ناجا مثل همیشه موافق این مصاحبه نبود، برای همین راهمان را کج کردیم به سمت مشترکی دیگر.
کد خبر: ۴۷۰۱۸۱

او حالش وخیم‌تر از قبلی بود چون دیسک کمرش عود کرده بود و وقتی با ما حرف می‌زد ناله می‌کرد. ما گفتیم با این حال هم قبولش داریم و اصلا خودمان می‌آییم و بالشی پشت کمرش می‌گذاریم تا نیم ساعت با ما حرف بزند و عکاس چند عکس بیندازد، ولی هر چه اصرار کردیم کمتر نتیجه گرفتیم.

سومین مشترک ما انگار آدم با دبدبه و کبکبه‌ای بود، چون به جای خودش، منشی‌اش حرف می‌زد. ما گفتیم که می‌خواهیم با او مصاحبه کنیم و به خاطر وفاداری‌اش به جام‌جم تشویقش کنیم، اما وقتی منشی این پیام را به او رساند او به منشی منتقل کرد که مصاحبه فقط تلفنی آن هم بدون عکس.

سنگ خورده به در بسته‌مان را برداشتیم و شماره‌ای دیگر گرفتیم، اما این بار تلفن قطع بود و کسی جواب نمی‌داد. اما پی کار را گرفتیم تا رسیدیم به ناصر مدرسی، مردی 68 ساله با وجناتی مذهبی و نیز لحنی مودب و مهربان.

برای حرف زدن با این جام‌جم‌خوان پیشکسوت، مجبور شدیم کفشمان را درآوریم و با دمپایی چند سایز بزرگتر راه بیفتیم چون محل کار او در گوشه‌ای از مسجد قدس در صندوق خیریه طریق‌القدس بود، جایی که هیچ کدام از کارمندانش کفش نداشتند و دمپایی، پادشاهی می‌کرد.

مدرسی هنگام مصاحبه اصلا نگاهم نمی‌کرد و جایی روی سقف اتاق را می‌کاوید، اما با این حال آنقدر از جام‌جم و خط‌مشی‌اش حتی از مطبوعات و روش‌های کارشان خبر داشت که او را یک سرو گردن بالاتر از مردم عادی می‌نشاند. مدرسی وفادار به جام‌جم، برای من یک رقیب قدر بود.

شما یکی از قدیمی‌ترین مشترکان روزنامه جام‌جم هستید. با چه انگیزه‌ای جام‌جم را انتخاب کردید؟

من از ابتدا شاکله وجودی و شخصیتی‌ام، فرهنگی و مطبوعاتی بود و به نشریات علاقه زیادی داشتم. من کارمند بازنشسته آموزش و پرورش هستم و زمانی که در ستاد فعال بودم، برای 15 سال مدیریت انتشار نشریه پیوند متعلق به انجمن اولیا و مربیان را به عهده داشتم. در آن زمان در کنار کار دولتی به عنوان عضو تحریریه و عضو هیات مدیره در نشریه «شما» هم مشغول بودم.

همه اینها مصادف بود با انتشار روزنامه همشهری به عنوان اولین روزنامه تمام رنگی ایران.

این روزنامه انعکاس و جاذبه زیادی در بین مردم داشت تا این که آقای لاریجانی از وزارت ارشاد به صداوسیما آمد و دست به یک ابتکار فنی و مهندسی شده زد. آقای لاریجانی استارت روزنامه جام‌جم را زد. اولین و دومین شماره روزنامه جام‌جم که منتشر شد، خیلی برای من جذاب بود. در آن زمان جام‌جم دست به یک ابتکار خیلی خوب هم زد و آن این که 30 درصد به فرهنگیان تخفیف می‌داد. آن موقع حق اشتراک 30 هزار تومان بود که با تخفیف می‌شد 21 هزار تومان یعنی یک نشریه تمام رنگی با محتوا، سالانه در ازای 21 هزار تومان که هر روز در منزل می‌آمد.

من چون خودم دستی در کار نشریات داشتم، می‌دانستم که یک نشریه چقدر هزینه دارد. یعنی روزنامه جام‌جم آن زمان هر نسخه‌اش 250 تا 300 تومان تمام می‌شد، اما قیمت مصرف‌کننده‌اش خیلی کم بود. این سیاست و مهندسی مدبرانه و هوشمندانه باعث شد که خیلی‌ها جذب روزنامه جام‌جم شوند. البته من می‌دانستم که این سیاست نمی‌تواند ادامه پیدا کند و به خاطر جبران هزینه‌ها حق اشتراک بالا خواهد رفت که این اتفاق هم افتاد.

پس انگیزه من از انتخاب جام‌جم در درجه اول تنوع مطالبش بود و درجه دوم به خاطر احترامی که به قشر فرهنگی می‌گذاشت. ریتم آرام و بدون تشنج این روزنامه هم البته انگیزه زیادی در من ایجاد کرد. چون می‌دیدم از دعواهای سیاسی و حرکات تند پرهیز می‌کند و با یک ریتم معقول جلو می‌رود، ضمن این که خط‌مشی‌اش حفظ ارزش‌ها و ولایت است. یعنی در عین این که حقایق را خیلی خوب و گزیده بیان می‌کند، به جنجال‌های سیاسی نمی‌پردازد، چون می‌داند که مردم خسته ما آمادگی دعواهای سیاسی را ندارند و آرامش می‌خواهند.

علاوه بر همه اینها، ویژه‌نامه‌هایی که در آن زمان به صورت هفتگی با جام‌جم توزیع می‌شد و بعد به دو سه مورد در هفته رسید و حالا به هر روز، خیلی برایم جالب بود. البته من انتقادهایی هم به روزنامه شما دارم چون انتظار دارم روزنامه‌ای که بالاترین مدیر آن (رئیس سازمان صداوسیما) را رهبری انتخاب می‌کند، خطوط قرمز را بیشتر رعایت کند.

مثلا در صفحات فرهنگی و هنری درست است که فضا یکسری از تصاویر و عکس‌ها را می‌طلبد، اما جام‌جم باید توجه کند که نشریه ارگانی است که زیرنظر ولی‌فقیه کار می‌کند. البته اگر عکسی از هنرپیشه‌ها در روزنامه چاپ می‌شود، همان عکس‌هایی است که به صورت زنده از تلویزیون پخش می‌شود و مشکلی هم ندارد.

این جعبه جهان‌نما در همه خانه‌ها هست و افراد خواه ناخواه تصاویرش را می‌بینند، اما نشریه حساب دیگری دارد برای همین است که نشریات دادگاهی به نام دادگاه مطبوعات دارند و باید نسبت به تخلفاتشان پاسخگو باشند. البته باز هم می‌گویم که روزنامه جام‌جم رعایت می‌کند.

هر روز صبح ساعت 10 جام جم در منزل ما ست. ما خانوادگی بخش‌های مختلف آن را به‌دقت مطالعه می‌کنیم. دوست دارم در اینجا از بخش اشتراک روزنامه جام‌جم تشکر کنم چون خیلی منظم و خوب عمل می‌کند. بعضی روزها روزنامه به عللی دست ما نمی‌رسد و به محض این که تماس می‌گیریم، روزنامه را برای ما ارسال می‌کنند. یکی از شیوه‌های خوبی هم که در پیش گرفته‌اند، این است که مشترکان را به باجه بانک و خودپرداز نمی‌کشانند و با رابطی که دارند، وجه اشتراک را در محل دریافت می‌کنند.

الان چقدر حق اشتراک می‌دهید؟

6 ماهه 21 هزار تومان با تخفیف.

چرا اشتراک یک ساله نمی‌گیرید که راحت‌تر باشید؟

چون احتمال دارد آدرس منزلمان تغییر کند. وقتی اشتراک 6 ماهه بگیریم از نظر مالی هم به ما فشار نمی‌آید.

شما کدام یک از مطالب روزنامه جام‌جم را بیشتر دوست دارید و می‌خوانید؟

من صفحه اول و دوم را حتما هر روز با دقت می‌خوانم چون اهم مطالب و اخبار روز در این دو صفحه درج می‌شود. به صفحه سلامت هم علاقه زیادی دارم و هر روز بدون استثنا می‌خوانم، ولی گاهی اوقات احساس می‌‌‌کنم مطالب خیلی سطحی است که به نظرم نویسنده‌ها حتما باید مطالب با عمق بیشتری تهیه کنند. البته در چاردیواری مطالب خیلی خوبی در مورد خانواده نوشته می‌شود.

اعضای خانواده شما مخصوصا همسرتان به چه بخش‌هایی بیشتر علاقه دارند؟

همسرم به صفحه سلامت توجه زیادی دارد همین‌طور به جدول پخش برنامه‌‌های صدا و سیما و تحلیل‌هایی که از بعضی سریال‌ها نوشته می‌شود. ما در خانه دو ضمیمه سیب و چاردیواری را هم حتما می‌خوانیم گاهی اوقات هم تپش را، اما برای این که مطالب تپش، شوک به ما وارد نکند کمتر از بقیه به سراغش می‌رویم.

یعنی صفحه جامعه را نمی‌خوانید؟

محتوای این صفحه را یادم نمی‌آید، ولی می‌دانم گاهی هم این صفحه را خوانده‌ام و چون دردهای مردم را می‌گوید صفحه خیلی خوبی است.

تعارف می‌کنید؟

نه، خیلی جدی می‌گویم. دوست دارم در صفحه جامعه به موضوع بیمه طلایی فرهنگیان بپردازید، چون به نظر من، این یک بیمه بدون هویت است که در ازای پولی که از فرهنگیان می‌گیرد، هیچ خدماتی نمی‌دهد.

این بیمه الان تبدیل به یک امر تبلیغی و نمایشی شده، ما به خاطر بیمه طلایی بین زمین و هوا شناور مانده‌ایم. به نظر من، بهتر است اسم طلایی را از روی آن بردارند، چون این بیمه حتی نقره‌ای و مفرغی هم نیست.

شما 11 سال است که به صورت مداوم جام‌جم می‌خوانید. می‌توانید اسم چند نفر از خبرنگاران و نویسنده‌های ما را بگویید.

نه، فعلا اسمی در خاطرم نیست. فقط خانمی هست که در چاردیواری در مورد مسائل پزشکی و سلامت می‌نویسد که گزارش‌هایش را دوست دارم و احساس می‌کنم خبرنگار خوبی است.

تا به حال با تحریریه جام‌جم تماس گرفته‌اید که نظر مثبت و منفی‌تان را در مورد مطالب بگویید.

تا به حال 4 ـ 3 بار تماس گرفته‌ام و از نظر رعایت نکردن خطوط قرمز نکاتی را تذکر داده‌ام.

آیا مطالب روزنامه را آرشیو می‌کنید؟

بله. این کار را می‌کنم، مخصوصا در مورد ویژه‌نامه‌ها بویژه «ایام» که مطالب سیاسی و تاریخی خوبی را درج می‌کند. گاهی اوقات هم در چاردیواری مطالب ناب و بدیع را آرشیو می‌کنیم. معمولا ویژه‌نامه مخصوص نوروز را هم جمع می‌کنیم.

با روزنامه باطله‌های جام‌جم چه کار می‌کنید؟

ما این روزنامه‌ها را جمع می‌کنیم و برای خمیر کردن به یک کارخانه می‌دهیم. الان هم حدود 50 کیلو روزنامه باطله داریم.

روزنامه‌ها را کیلویی چند تومان می‌فروشید؟

کیلویی 30 تومان که پول زیادی هم نمی‌شود، حتی کرایه حمل هم از آن درنمی‌آید.

خدای‌نکرده با روزنامه باطله‌های جام‌جم که شیشه پاک نمی‌کنید؟

[با خنده]نه. شیشه‌ها را با روزنامه‌های دیگر تمیز می‌کنیم.

آیا یادتان هست تاثیرگذارترین خبری را که تا به حال در جام‌جم خوانده‌اید، چه بوده؟

خبرهای مهم روز هم از صداوسیما پخش می‌شود و هم در صفحه اول همه مطبوعات هست، ولی در بیشتر مواقع حساس بخصوص زمان‌هایی که روزنامه‌ها باطن و خط‌مشی سیاسی خودشان را بروز می‌دهند، جام‌جم خیلی خوب ظاهر می‌شود. آقای شریعتمداری در کیهان هم همین طور. من سرمقاله‌های آقای مقدم (مدیرمسوول روزنامه)‌ را هم خیلی دوست دارم.

نه منظورم این بود که آیا مطلبی در روزنامه ما خوانده‌اید که خیلی تحت تاثیر قرار بگیرید و همیشه به آن فکر کنید؟

الان چیزی یادم نیست، اما تحلیلی که در مورد فیلم چک برگشتی و نظرات آقای حدادعادل نوشته بودید را خیلی دوست داشتم.

نظرتان درباره آدم‌هایی که پای کیوسک‌های مطبوعاتی می‌ایستند و آنجا روزنامه می‌خوانند چیست؟

به نظر من، اینها از نظر مطالعه افرادی خیلی مبتدی هستند. آنها دنبال جنجال و هیاهو می‌گردند که بعضی روزنامه‌ها هم متاسفانه تیترهای جنجالی می‌زنند و به این وضع دامن می‌زنند، ولی افراد حرفه‌ای، هوشیار و کارشناس، کاری به این جنجال‌ها ندارند و نشریه مورد علاقه‌شان را بسرعت می‌خرند. افراد عمیق، پای کیوسک‌ها معطل نمی‌شوند، اما دیگران می‌خواهند با خواندن تیترهای صفحه یک نشریات ببینند دنیا دست کیست و پول هم
ندهند.

اگر دوباره حق انتخاب داشته باشید‌، آیا باز هم جام‌جم را انتخاب می‌کنید؟

بله. نمی‌خواهم اسم اعتیاد را بیاورم، اما یک تعلق خاطری نسبت به جام‌جم پیدا کرده‌ام، بخصوص به ضمائمش؛ نشانه‌اش هم این است که هنوز اشتراک جام‌جم را دارم و باز هم آن را ادامه می‌دهم.

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها