در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولا تعیین بغداد به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران بوده است و برگزاری نشستی با چنین اهمیتی نه تنها به اعتبار بینالمللی عراق میافزاید، بلکه نشاندهنده عمق روابط راهبردی ایران با عراق از سویی و حضور فعال و تعیینکننده ایران در این مذاکرات از سوی دیگر است.
دوم اینکه، زمان برگزاری این مذاکرات سوم خرداد (23 می) است و سوم خرداد نزد ایرانیان تداعیکننده روز بزرگ و پرافتخار آزادی خرمشهر است؛ آزادیای که امام راحل (ره) آن را به خداوند نسبت داد. انتخاب این روز که حتما با هوشمندی هیأت مذاکرهکننده ایرانی صورت گرفته است نیز از هماکنون این پیام را با خود دارد که هیأت ایرانی بیتوجهی و حتی کمتوجهی 1+5 به جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران را برنمیتابد و مذاکرهکنندگان طرف مقابل قبل از ورود به مذاکرات باید ذهن خودشان را از یک گفتوگوی از بالا به پایین خالی و با اذعان به این نقش، مذاکرات را آغاز کنند. درک صحیح و منطقی 1+5 از جایگاه ایران میتواند فرصت بزرگی را برای طرفین رقم بزند.
شاید عبارت روز گذشته سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی ایران در دیدار با نوریالمالکی همین مسأله را گوشزد میکند: فرجام نشست بغداد در گرو درک صحیح از ظرفیتهای ملی، منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک فرصت برای همکاری است.
اگر پیشبینیها درست باشد و مذاکرات بغداد منجر به توافقی بر روی چارچوب عملی مذاکرات یا همان مدالیته بشود، قاعدتا یکی از محورهای مهم، گامهایی است که دو طرف باید بردارند و اینکه گام اول را کدام طرف باید آغاز کند؟ اجمالا میتوان گفت: گامها باید معنیدار و محسوس باشند. ثانیاً به دلایل مختلف گام اول را 1+5 باید بردارد، چرا؟
نخست اینکه جمهوری اسلامی ایران مانند هر کشور دیگری مطابق معاهده NPT حق برخورداری از فناوری صلحآمیز هستهای را دارد و نه در گذشته، نه امروز و نه در آینده چیزی بیش از این نخواسته و نمیخواهد. تلاش 10 ساله غرب به زمامداری آمریکا تلاش برای محروم کردن ایران از این حق مسلم بوده است و امروز که 1+5 پذیرفته است NPT مبنای مذاکرات باشد باید گام اول را برای اثبات حسن نیت خود بردارد.
دیگر اینکه طی 10 سال فراز و فرود موضوع هستهای ایران و بر اساس توافقنامههای سعدآباد، بروکسل و پاریس، این جمهوری اسلامی ایران بوده است که برای اثبات حسننیت خود و جلب اعتماد طرف مقابل گام برداشت و حتی تمامی فعالیتهای هستهای خود را برای حدود 2 سال به حالت تعلیق درآورد و پروتکل الحاقی را داوطلبانه پذیرفت. و این در حالی بوده است که طرف مقابل هیچ تعهد جدی را نپذیرفته و آنچه را هم پذیرفته بود انجام نداد. لذا امروز نوبت 1+5 است که اعتماد ایران را جلب و حسن نیت خود را به اثبات برساند.
سوم اینکه غرب همواره طی سالهای گذشته و با تبلیغاتی پرطمطراق، مدعی دادن مشوقها برای کوتاه آمدن ایران بوده است. بستههای تشویقی پر از خالی! امروز غرب میتواند و باید به طور واقعی نشان دهد که حاضر به برداشتن گام عملی است آن هم نه برای کوتاه آمدن ایران بلکه برای به نتیجه رساندن پروندهای که خودش آن را گشوده است. و بالاخره اینکه راهبرد غرب در مواجهه با ایران، راهبرد چماق و هویج بوده است. راهبردی که ثمره آن برای غرب تاکنون سرشکستگی و ناکامی و برای جمهوری اسلامی ایران عزت و سربلندی بوده است. اکنون نوبت آن است که این راهبرد دچار دگرگونی شود و سیاست گفتوگو و فشار به گفتوگو و همکاری تغییر یابد.
توصیه میشود 1+5 برای دست یافتن به فرجامی خوش در مذاکرات بغداد از هماکنون به فکر گام اول خود باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: