در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حسینآقا اصلا با خانواده همسرش نمیجوشد. دوست ندارد در کنار والدین او بنشیند و میگوید: من را با پیرزن و پیرمردها چه کار. با برادرخانم و باجناقش حال نمیکند و جمع همسر و خانمهای فامیل او را انجمن خاله خانباجیها مینامد.
اما وقتی نوبت به خانواده خودش میرسد، کسی حق ندارد در موردشان حرف بزند یا قضاوت کند. آنها همه خوش نیت و کامل هستند و بیصبرانه انتظار دیدن عروسشان را میکشند، اما از دیدگاه حسینآقا در خانه همسرش کسی چشم ندارد او را ببیند!!!
اگر شما هم مثل حسینآقا فکر میکنید، باید بگویم دارید تیشه به ریشه خود میزنید.
اگر ارتباط با نزدیکان 10 دقیقه باشد، ولی با خوشرویی و رغبت هزار بار باارزشتر از این است که یک هفته در خانه اقوام همسر مانده باشی، اما با ترشرویی و کنارهگیری و افاده.
از ماست که برماست
در زندگی زناشویی هرچه کنی در حق خودت کردهای. هر کم محلی و بیاعتنایی و محدودکردن رفت و آمد خانواده همسر مستقیما روی روابط شما و همسرتان اثر میگذارد.
نادره تقیپور، مشاور خانواده معتقد است: همسران با دوست داشتن علاقهمندیهای یکدیگر عشقشان را به هم نشان میدهند. این یک کار تصنعی نیست، بلکه اگر همسرتان را دوست داشته باشید به خاطرش هر کاری میکنید.
وی میافزاید: پس از ازدواج هریک از همسران دوست دارند که به دیدار والدین خود بروند، با سربلندی از موفقیتهای زندگی شان بگویند و انتخاب خود یعنی همسرشان را به عنوان مایه مباهات خود نزد آنان ببرند. حالا تصور کنید این مایه مباهات اخمو، انعطاف ناپذیر و مغرور از آب در بیاید. آن وقت همسر بیچاره به جای احساس خوشحالی چه حس ناخوشایندی خواهد داشت. او در مقابل خانوادهاش معذب میشود که گویی همسرش را به زور آورده و خانوادهاش نیز متاسف خواهند شد که گویی داماد یا عروسشان آنها را همشأن خود نمیداند.این نوع محرومیت و ناکامی، زمینه بروز پرخاشگری میشود. پس باید زمینه ارتباط مناسب بین همسر و خانوادهاش را حفظ و تقویت کرده تا از بروز پرخاشگری در فضای خانه جلوگیری کنیم.
هر کسی دوست دارد به دیدار والدین خودش که میرود، همسرش نیز همراهش باشد، زیرا اگر دختری پس از ازدواج، به تنهایی به منزل والدینش برود، اولین سوالی که در ذهن والدین او مطرح میشود، این است که مگر با همسرت دچار مشکلی شدهای که او به همراه تو نیامده است. حال آنکه اگر با همسر به مهمانی والدین برود، چنین شبههای ایجاد نمیشود.
افسانههای سیاه
تقیپور اعتقاد دارد بخشی از بیمیلی همسران و تصورات منفی آنان از والدین همسرشان مربوط به افسانه سیاه مادرزن و مادرشوهر است.
این را وقتی زوج جوان متوجه میشوند که خود فرزندی داشته باشند که در آستانه ازدواج قرار گیرد.آن وقت است که کاملا تصورات منفی در مورد مادر همسرشان از بین میرود و متاسفانه اغلب دیگر خیلی دیر شده است، زیرا یا روابط شکل گرفته یا والدین دیگر نیستند که بشود رفتارهای گذشته را جبران کرد.
خانواده زن و شوهر هر دو طالب خیر و بالندگی زندگی فرزندانشان هستند.
نسرین باوندی، بانوی 25 سالهای است که 5 سال پیش ازدواج کرده است. او میگوید برای من کلمه مادرشوهر به معنای کینهتوز و آزاررسان بود. این تصور را از ماجراهایی که مادرم تعریف کرده بود، از حرفهای دوستان و از همه بیشتر، از سریالهای تلویزیونی در ذهنم داشتم.
به همین دلیل از همان روز اول که مادر همسرم آمد برای خواستگاری، به دلم بد آوردم و فکر کردم دارد مشکل تراشی میکند. بعد از آن هم هر وقت به خانه او میرفتیم، در عذاب بودم و هر حرف او را متلک و زخم زبان میپنداشتم تا اینکه بچهدار شدم. مادرم در شهر دیگری سکونت داشت و مادرشوهرم با آغوش باز آموزش بچهداری به من را به عهده گرفت. اوایل به او اعتماد نداشتم و هرچه میگفت با مادرم چک میکردم اما کمکم متوجه شدم خیلی عاشقانه و بیغرض در مورد من و بچه رفتار میکند. کمکم فهمیدم نگاهی که او به پسرش دارد، عاشقانه است و من خواهینخواهی رقیب هستم، اما رقیب دوست داشتنی و چون همسرم مرا عاشقانه دوست دارد، مادرشوهرم هم مرا دوست دارد زیرا فرزندش را خوشحال میکنم.نوه هم که جای خودش داشت. نوه برای او تکرار بچه دار شدنش در روزهای جوانی بود و آنچنان عاشقانه بچه را تر و خشک میکرد که اگر او نبود، نمیدانم من چطور میتوانستم ادامه تحصیل بدهم.برای گرمی زندگی باید باورهای نادرست را از خود دور کرد.
وابستگی به والدین و اعضای خانواده خود مانند خواهران و برادران. دیگری وابستگی به همسر و خانواده جدید چیزی است که هر زوج جوانی آن را تجربه میکند.
وابستگی به خانواده اصلی ریشه خونی دارد و وابستگی به همسر دارای جنبه عاطفی عمیق است؛ این دو وابستگی ممکن است هر یک از زن یا شوهر را دچار تعارض کند که باید ضمن داشتن روابط مناسب با والدین و سایر خویشاوندان به حقوق همسر نیز توجه داشت.
حفظ رابطه عاطفی با پدر و مادر ضروری است ولی نباید روابط عاطفی بین خود و همسر را ضعیف کنند و تحتالشعاع قرار دهند.
باهوشترین همسران آنها هستند که نه خود و نه همسرشان را در مقابل خانواده و والدینشان قرار نمیدهند بلکه در کنار همه اعضای خانواده میایستند. رعایت اعتدال و توازن بین اعضای خانواده جدید و قدیم نیاز به هوشمندی، سیاست مداری و صداقت و پاکدلی دارد.
برنامه رضایتبخش
حمیدرضا میگوید: وقتی به خانه همسرم میروم، کسی با من دمخور نمیشود و برادرانش دغدغهها و سرگرمیهای خاص خودشان را دارند.البته والدین او خیلی محترمانه برخورد میکنند و هوای مرا دارند، ولی من حس میکنم برادرانش به من کم محلی میکنند.
باوندی، مشاور خانواده به همسر این شخص و کسانی که چنین مشکلی دارند، توصیه میکند: بهترین کار این است که برای یک رفت و آمد رضایتبخش با افراد خانواده با همه آنها تک تک صحبت کنید و توقعات خود را مطرح سازید.
اگر برخی اعضای خانوادهتان رغبتی به مصاحبت با همسرتان ندارند، آنان را وادار نکنید، بلکه برای باقی اعضای خانواده برنامه جذابی ترتیب دهید که به همه خوش بگذرد. اینکه در چنین فضایی شما هم به سراغ سرگرمیهای خود در خانه پدری بروید و همسرتان را تنها بگذارید، کار شایستهای نیست. او همیشه همسر شما و نزدیکترین فرد به شماست و در خانه پدریتان مهمان عزیز شماست پس شرط میزبانی را فراموش نکنید.گذاشتن قرار در خارج از خانه و فضای زیبای طبیعی یا انجام بازیهای دستهجمعی بهترین کاری است که همه را مشارکت میدهد.
او به زوجهای جوان توصیه میکند: با احترام به خانواده همسرتان، محبوبیت و احترام خود را حفظ کنید.
اگر به خانواده همسرتان احترام بگذارید یعنی به او احترام میگذارید و کاری را به خاطر او انجام میدهید، اما این تعامل وقتی زیباتر خواهد شد که شما آنجا را خانه پدری خود تصور کنید و بیش از یک مهمان باشید بزودی خواهید فهمید شما نیز مثل فرزندی از فرزندان این خانواده شدهاید.
خانواده همسر خود را با هر نقصان و مسالهای که دارد بپذیرید، اما اگر واقعا رفتارهای توهینآمیز دارند، مشکل را با همسرتان مطرح کنید و رفت و آمدها را کوتاه تر کنید.گاهی حتی ناچار خواهید شد از رفت و آمد با کسانی که حرمت شما را نگه نمیدارند عذر بخواهید اما جلوی رفت و آمد همسرتان را نگیرید.
زهره زیارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: