در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در غیر این صورت، شاید فرم و ساختار روایتی این سریال برای شما تازه و نامانوس به نظر برسد. برای درک بهتر این فرم با این دو کارگردان صاحب سبک به گفتوگو نشستیم که مطالعه آن میتواند به شما کمک کند تا به درک بیشتر از این سریال برسید و از تماشای آن لذت ببرید.
مجموعهای که به اعتقاد سازندگانش یک پیشنهاد تازه به تلویزیون و مخاطبان در سریالسازی و قصهگویی است.
من فیلمهای «شبانه« و «شبانهروز» شما را دیدهام و با سبک و ساختار فیلمسازیتان آشنا هستم، ولی بسیاری از مخاطبان سریال «حیرانی» که نسبت به تماشاگران سینما خیلی بیشتر هم هستند با این سبک و سیاق آشنایی ندارند. نگران نبودید این ساختار و روایت خاص، در چارچوب تلویزیون جواب ندهد و مخاطب آن را پس بزند؟
بنکدار: واقعیتش وقتی خواستیم ساخت این سریال را شروع کنیم به تماشای تعداد زیادی از سریالهایی که تلویزیون تولید کرده بود، نشستیم و ساختار فیلمنامه و روایتش را تجزیه کرده و مورد واکاوی قرار دادیم و سعی کردیم در نهایت به الگویی برسیم که هم برای مخاطب تلویزیون جذاب باشد و هم یک نوع پیشنهاد برای سریالسازی به تلویزیون ارائه دهد. البته هیچ ادعایی نداریم که این قدم اول در این سبک از سریالسازی است. فقط مدعی هستیم که ریسک کردیم و جسارت به خرج دادیم تا این سبک از سریالسازی را تجربه کرده و با حمایت تهیهکننده کار، یک قدم تازهای در این حوزه برداریم. به نظرم من حیرانی بهعنوان یک پیشنهاد جدید سریال سازی میتواند به تجربه طیفهای گسترده و متنوع سریالسازی در تلویزیون کمک کرده و همه سریال شبیه به هم نباشد. اتفاقا بازخوردهایی که از طبقات مختلف اجتماعی داشتیم نشان میدهد عموم مخاطبان با قصه ارتباط برقرار کرده و اگر برخی جنبهها در قسمتهای اول برایشان مبهم بوده اکنون قابل فهم شده است بهطوری که علاقهمند به پیگیری آن شدند.
شاید دلیل این پیگیری به خاطر مضمون و تعلیقی باشد که در خود قصه وجود دارد وگرنه مخاطب عام کمتر با این ساختار و روایت عادت دارد...
علیمحمدی: من خیلی قائل به تفکیک مخاطب عام و خاص در ارتباط با این فرم نیستم و بهتر است بگویم کسانی که آشنایی کمتری با این شکل از روایت دارند. طبیعی است کسی که علاقهمند جدی سینما باشد بیشتر از فرم و ساختار این سریال لذت ببرد، اما مخاطبی که نگاه تخصصی هم ندارد این فرم، دافعه برانگیز نیست حتی اگر برایش کمی غریب باشد. در ضمن حیرانی بر عکس شبانه که فیلمی ضد قصه بود یا شبانه روز که چهار پیرنگی بود واجد یک قصه متعارف و آشناست. به نظر من حیرانی قصه ساده و قابل فهمی دارد که درک آن به هوش خاصی نیازمند نیست. منتها این قصه آشنا در فرم متفاوتی صورتبندی شده که کمتر در تلویزیون تجربه شده بود. قبول دارم که ابتدا ممکن است کمی طول بکشد تا مخاطب با لحن و ساختار روایی آن ارتباط برقرار کند، اما این تجربه دشوار و طولانی نیست و تماشاگر زود با قصه درگیر شده و ساختار را هم میپذیرد.
اتفاقا نگرانی من این بود که فرم نامتعارف موجب شود تماشاگر با قصه سریال که داستانی متعارف دارد نتواند ارتباط برقرار کند.
بنکدار: نفس این نگرانی درست است، اما نه در حدی که موجب شود روایتهای جدید را تجربه و پیشنهاد نکنیم.
در ضمن من معتقدم هنرمند و مولف نباید دنبالهروی مخاطب باشد، بلکه سعی کند مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد و به جلو هدایت کند. متاسفانه یک محافظه کاری غالبی در عرصه فیلم و سریالسازی پیش آمده که افراد کمتر دست به تجربههای متفاوت میزنند یا مثلا اگر یکگونه و ساختاری با استقبال مخاطب مواجه میشود مدام در همانگونه، فیلم ساخته میشود. در حالی که من فیلمساز در حین احترام به سلیقه مخاطب میتوانم ذائقهسازی کرده و پیشنهادهای تازهای به او ارائه دهم. در ضمن به نظر میرسد گاهی مخاطب عام را دستکم میگیرم بهطوری که با کوچکترین گردش زاویه دوربین حس میکنیم مخاطب از این حرکت چیزی سردر نمیآورد.
پس شما هم معتقدید هنرمند و رسانه باید در کنار جلب رضایت تماشاگر به مخاطبسازی و تربیت ذائقه او نیز بپردازد و حیرانی به نوعی همین کار را میکند.
بنکدار: به نظرم ترکیب بازیگران این مجموعه به بالا بردن سطح کیفی اثرکمک زیادی کرد و ما بخش زیادی از موفقیت حیرانی را مدیون آنها هستیم
خب مساله این است که اینجا با سریالی مواجه هستیم که ممکن است مخاطب مثلا از قسمت سوم و چهارم بیننده آن شود و با توجه به فرم ساختاری سریال ممکن است نتواند با آن ارتباط برقرار کند و گیج شود...
علیمحمدی: ما همه این ریسکها را پذیرفتیم به بهای اینکه سریال متفاوت بسازیم و البته هیچ منتی هم بر مخاطب نداریم. ازطرف دیگر مخاطب هم باید بکوشد تماشای قصههای متفاوت را تجربه کرده و کمی عاداتش را تغییر دهد. قرار نیست همیشه عوامل تولید را مسوول فهم و جذابیت یک سریال بدانیم و بالاخره ازمخاطب هم باید انتظاراتی داشت. به قول امید برای زمان بیکاری هم میشود وقت تلف کرد و هم شطرنج بازی کرد. بالاخره انتخابهای خود ما هم به عنوان مخاطب و نحوه مواجهه و تلاش بیننده برای درگیر شدن با قصه یک سریال هم یک طرف ماجراست. به نظر من درک یک فیلم و سریال محصول تعامل دو طرفه است که به لذت بردن از تماشای یک اثرهنری کمک میکند.
یکی از ویژگیهای سریال که قبلا هم شما در شبانه روز تجربه کردید ساختار و رویکرد بصری آن است، مثلا نمایش یک لیوان یا گلدان و اشیای دیگری که در صحنه یا حتی در پس زمینه با زاویه خاص دوربین و نگاهی متفاوت تصویربرداری شده است. این ویژگی را چگونه تحلیل میکنید؟
علیمحمدی: انگیزه ما این بود به مخاطب نشان دهیم بهگونه دیگری به اشیا و بالطبع مسائل پیرامون خود نگاه کند که خب این مساله ازحیث تکنیکی و زیباییشناسی بصری هم به فرم و قاببندی متفاوتی از اشیا و حتی آدمهای قصه منجر شده و جالب اینکه نوع حرف زدن شخصیتهای قصه هم بهگونه دیگری است و همه این عناصر یک نوع دعوت کردن مخاطب به نگاهی دوباره به اشیا و انسانهای پیرامونشان است.
ولی همین شیوه صحبت کردن و تعامل آدمها ممکن است برای بسیاری از مخاطبان غیرمتعارف به نظر رسیده و باورپذیر نباشد، چون درزندگی واقعی این شکل از رابطه را تجربه نکردهاند؟
بنکدار: من فکر میکنم الگو سازی فقط این نیست که برخی ارزشهای عرفی و اخلاقی شناخته شده را بازگویی کنیم. این الگوسازی میتواند در اشکال جدید کنشهای رفتاری هم دنبال شود و ما سعی کردیم مبتنی بر الگوی انسان، مسلمان ایرانی و شرقی که حیا دارد و شوخیهای نامحترمانه نمیکند و دارای ادب و نزاکت ایرانی است، داستان را روایت کنیم همانطور که گفتم قراراست این سریال یک پیشنهاد تازه به مخاطب باشد و بدیهی است بخشی از این پیشنهاد در تغییر نگرش مخاطب به روابط آدمها و اشیا است. با این حال نامانوس بودن ساختار سریال دلیلی بر غیرقابل پذیرش بودن آن نیست.
علیمحمدی: اگرهمین فرم در چندین سریال دیگر تکرار شود مطمئن باشید دیگر نامانوس نخواهد بود. همانطور که فرم بسیاری از سریالهای امروزی ممکن است 20 سال پیش برای مخاطب نامانوس بوده باشد. گاهی اوقات هم سهلانگاری و تنبلی همکاران ما در تجربه فرمهای تازه موجب میشود مخاطب به یک یا چند الگوی محدود عادت کند به طوری که این الگوها به یک قاعده بدل میشود. ضمن اینکه من معتقدم بسیاری از کنشها ورفتارهای شخصیتهای سریال در زندگی روزمره هم درحال تجربه و تکرار است و امری دوراز ذهن نیست. فقط برخلاف بسیاری از سریالهای دیگر، حیرانی محتوای خود را فریاد نمیزند یعنی محتوایش را در دل فرم خود پنهان کرده است.
اتفاقا برخی معتقدند فرم خود را به رخ میکشد و در واقع شما برعکس سریالهای دیگر فرم خود را فریاد میزنید؟
علی محمدی: فکر میکنم اگر مخاطبان منصفانه با حیرانی روبهرو شوند، اگر از آن خوششان نیاید حتما متوجه زحمتی که برای اینکار کشیده شده میشوند
مثل همین جهان خلقت که فرمی ظاهری است و برای اهل یقین نشانهای برای محتوای پنهان که وجود پروردگار است.
خلق جهان و زیباییهای آن را نمیتوان به رخ کشیدن معنی کرد چون همه اینها برای درک معنای پنهانی است که در پس این اشیا و پدیدهها وجود دارد.
ضمن اینکه لازمه پنهان شدن محتوا و درونمایه قصه برجسته شدن فرم است و این یک فرآیند طبیعی است و هیچگونه خودنمایی و به رخ کشیدن درآن وجود ندارد. این به رخ کشیدن فرم میتواند به معنای به رخ کشیدن کارگردان هم باشد که برای واکاوی این بحث باید به تاریخ سینما رجوع کرد.
همیشه دو نگاه و شیوه کارگردانی در سینما به موازات هم رشد کردهاند؛ یکی سینمای کلاسیک آمریکاست که براساس این الگو تماشاگر باید آن چیزی را روی پرده ببیند که در واقعیت زندگی میبیند درحالی که درالگوی شرقی تلاش نمیشود عین واقعیت ساخته شود چون در نگاه انسان شرقی این اعتقاد وجود دارد که آن نگاه افلاطونی و نظریه مثل در حال بازسازی است و در واقع بیشتر به حقیقت ناظر است تا واقعیت.
به نظر من هیچ هراسی از اینکه کارگردان و فرم و تکنیک کار دیده شود نباید داشت و این به تاویل هنر شرقی نزدیکتر است. گاهی واقعیت فریبنده است مثل تماشای یک صحنه تصادف از زاویههای مختلف اما حقیقت تصادف و چگونگی آن چیز دیگری است لذا درک تمایز ظریف این دو مقوله میتواند به درک بهتر فرم و محتوا در سریال حیرانی کمک کند.
شاید یکی از دلایل این پیچیدگی به پررمز وراز بودن شخصیتهای قصه هم برمیگردد...
علی محمدی: با این نظر کاملا موافقم چون همه ما تقریبا در زندگی شخصیت واقعی خود را پنهان میکنیم. چه بسا ساختار اجتماعی موجب این دوگانگی رفتار در آدمها میشود. همه ما در خلوت خود دارای ترس و اضطراب و تعارضهایی هستیم که فقط خودمان از آن خبر داریم و این تناقضات را درعرصه عمومی پنهان میکنیم. شخصیتهای حیرانی هم واجد این ویژگی هستند.
ظاهرا به حضور بازیگران پرتعداد در کارهایتان علاقه دارید؟
بنکدار: حیرانی یک فیلمنامه آماده بود که به ما پیشنهاد شد و خودمان این شخصیتها را به قصه اضافه نکردیم. با این حال در کارگردانی و روایت سعی کردیم فضای فیلمنامه و شخصیتهایش را به لحن و زبان خود نزدیک کنیم. البته من و کیوان شخصا به تعدد بازیگران در قصه علاقهمندیم که خب این یک سلیقه شخصی هم است. به نظرم ترکیب بازیگران این مجموعه به بالا بردن سطح کیفی اثر کمک زیادی کرد و ما بخش زیادی از موفقیت حیرانی را مدیون آنها هستیم.
از بازیگرانی که با شما در شبانه و شبانه روز همکاری داشتند بیشتر استفاده کردید.
بنکدار : درست است. اساسا ما به کار تیمی و گروهی اعتقاد داریم و همیشه با خواندن فیلمنامه یا فکر کردن درباره یک طرح، اولین گزینههای ما برای بازیگری انهایی هستند که قبلا با هم همکاری داشتیم و تعامل خوبی بین ما برقرار است.
البته شما دست به یک نوع ساختار شکنی هم زدید و شمایل دیگری از بازی برخی بازیگران به تصویر کشیدید مثل مریم بوبانی که نقشی کاملا متفاوت در این سریال نسبت به کارهای قبلی دارد...
بنکدار : اتفاقا در ادامه صحبتم میخواستم درباره همین نکته صحبت کنم که شما به آن اشاره کردید. هم برای بازیگر و هم برای مخاطب این تغییر شمایل بازی جذابیتهای خاص خود را دارد و خیلی خوشحالیم که مخاطب متوجه این مساله شد.
علیمحمدی: این نکته را هم اضافه کنم که برخی از بازیگران که نقش کوتاهی در این سریال دارند بدون دریافت دستمزد به حضور دراین مجموعه همت کردند مثل هومن سیدی، شقایق فراهانی، پرویز پورحسینی و معصومه کریمی که دراینجا از آنها قدردانی میکنم.
حمایت و همکاری مدیران شبکه با این سریال چگونه بود؟ آیا با ساختار و فرم آن مشکلی نداشتند؟
بنکدار: قطعا اگر برخی حمایتها و کمکها از سوی مدیران سازمان نبود حیرانی به مرحله پخش نمیرسید.
علیمحمدی: ببینید از ابتدای کار مدیر فیلم و سریال آقای اکبری و مشاورشان آقای حسینی نسبت به این کار نظر مثبت داشتند و حتی سر تدوین یکی از قسمتهای سریال که آمده بودند خیلی از آن تعریف کردند.
اسم سریال از ابتدا همین «حیرانی» بود؟
بنکدار: نه اسم سریال یار در خانه بود که ما دو سه اسم دیگر هم پیشنهاد کردیم که حیرانی هم یکی از آنها بود که طبق نظر جمعی این اسم برگزیده شد.
و سوال آخر اینکه شما سالهاست به شکل گروهی کار میکنید آن هم در جامعهای که کار گروهی بسیار دشوار و گاه غیرممکن است. از نحوه این همکاری برایمان بگویید؟
بنکدار: معمولا در همه حوزهها و فرآیند تولید مشارکتی عمل میکنیم. ممکن است جاهایی به فراخور حجم زیاد کار یک تقسیمبندی بین ما صورت بگیرد ولی این به شکل دائمی نیست و ممکن است در لحظه عوض شود. در حیرانی البته بهواسطه حجم زیاد کاربخش دکوپاژ (نمابندی) را گاهی بین خودمان تقسیم میکردیم به این معنی که دکوپاژ یکسری سکانسها توسط من انجام میشد و یک سری دیگر هم توسط کیوان. با این حال چون نگاهمان به هم نزدیک است و سلیقه هم را میشناسیم این مساله یکدستی کار را از بین نبرد.
علیمحمدی: من به تماشاگرانی که سریال ما را میبینند یا مصاحبه ما را میخوانند میگویم این سریال یک مجموعه 31 قسمتی با استراتژی مشخص و روشنی است و اگر جاهایی احساس کردند سریال چقدر تلخ است، خواهش میکنم کمی صبوری کنند چون قصه این مجموعه عین زندگی است و در زندگی هم لحظات تلخی وجود دارد ولی با صبر هر سختی بزودی به آسانی بدل میشود. مخاطبان ما نیز با صبوری با حیرانی مواجه شوند.
سید رضا صائمی - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: