برای واکاوی بیشتر انتخابات در این کشور مهم اروپایی و پیامدهای برنده شدن راستها و چپها در این انتخابات با دکتر پیروز ایزدی، کارشناس مسائل فرانسه و پژوهشگر در این زمینه گفتوگو کردهایم.
انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه در حالی در پیش است که این کشور با بحران اقتصادی، دست و پنجه نرم میکند. آیا وعدههایی که سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری در این زمینه داده بود عملی شد؟
در حال حاضر میزان بیکاری در فرانسه به رقمی حدود 10 درصد رسیده که نسبت به گذشته افزایش نشان میدهد. قدرت خرید مردم کمتر شده و فرانسه هم به لحاظ رشد اقتصادی نسبت به سالهای گذشته دارای رشد کمی بوده است. به لحاظ موازنه تجاری رشد منفی و کسری داشته است لذا وضعیت خوبی ندارد. در زمینه رتبه اعتباری کشورها هم از درجه اعتبار برخی بانکهای فرانسوی کاسته شده و رتبه اعتباری این کشور یک درجه کاهش یافته است. به بیان دیگر، وضعیت اقتصادی فرانسه نابسامان است و در نگاهی مقایسهای اکنون با زمانی که آقای سارکوزی در سال 2007 به قدرت رسید وی نتوانسته وعدههای اقتصادی خود را جامه عمل بپوشاند. همچنین باید در نظر گرفت اکنون نارضایتی عمومی گستردهای از سیاستهای اقتصادی وی به وجود آمده است.
شخصیت سارکوزی چه تاثیری در میزان محبوبیت او داشته است؟
شخصیت سارکوزی و منش شخصی او در اداره کشور چندان مورد پسند فرانسویها قرار نگرفته است. در واقع سارکوزی متهم به جاهطلبی است و فردی شناخته میشود که اقتدارگرایانه عمل میکند و رفتارهایی از او سر میزند که در شان رئیس جمهور کشوری مانند فرانسه نیست. از سوی دیگر، زندگی تجملی سارکوزی و نزدیکی وی به سرمایهداران و استفاده از ادبیات ویژه باعث شده است همه و همه دست به دست هم بدهد و میزان محبوبیت او بسیار پایین بیاید. همین عوامل نیز خود به ابزاری برای حریف سوسیالیست وی تبدیل شده تا احتمال پیروزی فرانسوا اولاند، نامزد حزب سوسیالیست فرانسه را بیشتر کند، به گونهای که طبق نظرسنجیها اینک رقابت تنگاتنگی با او دارد.
در مورد بحران مالی اروپا سارکوزی مدعی بود نقش عمدهای برای برون رفت از بحران و نجات یورو داشته است. به نظر شما عملکرد دولت سارکوزی در این حوزه چگونه است؟
اگر بحران را در سطح اتحادیه اروپا نگاه کنیم سارکوزی مدعی است توانسته آلمان را به عنوان قطب مهم اقتصاد اروپایی ترغیب کند تا به کشورهای بحرانزدهای مانند یونان، پرتغال، اسپانیا و ایرلند کمکهای مالی کند و همچنین برنامه اتحادیه اروپا را برای نجات یوور بپذیرد و در شرایط کنونی یورو را نجات دهد. اما باید گفت در صحنه داخلی و اقتصادی، دولت سارکوزی به دلایلی موفق نبوده است و به دلیل رکود اقتصادی که (هم در اروپا و در سال 2008 در جهان) به وجود آمد و کسر بودجه زیاد، این دولت نتوانست به وعدههای پیشین خود عمل کند. یعنی باید توجه داشت مشکل کنونی دولتهای اروپایی کسر بودجه است و درآمدهای این کشورها به اندازه مخارج آنها نیست و تدابیر آنها برای این امر تدابیری ریاضتی است. در این حال بالابردن سن بازنشستگی و کاستن از خدمات اجتماعی و... خود به اسباب نارضایتی مردم فرانسه تبدیل شده است. با توجه به اعتراضهای گذشته سندیکاها و مردم طبقه پایین و کمدرآمد در این کشور میتوان گفت دولت سارکوزی همچنان با مخالفتهای گستردهای روبهروست.
درزمینه سیاست خارجی نیز سارکوزی مشکلاتی را از سر گذرانده است. در سال گذشته فرانسه متهم شد در تونس و مصر بسیار کند عمل کرده است. به نظر شما وضعیت کنونی سیاست خارجی سارکوزی باتوجه به ادعای موفقیت وی چگونه است؟
در فرانسه معمولا وضعیت زندگی معیشتی، قدرت خرید و مسائل اقتصادی و همچنین اموری که به زندگی روزمره مردم ارتباط بیشتری پیدا میکند در انتخابات حرف نخست را میزند و از اولویت بالاتری برخوردار است. یعنی باید توجه داشت سیاست خارجی و موفقیتهایی که از سوی سارکوزی ادعا شده نمیتواند نقش مهمی بازی کند و از اولویت پایینتری برخوردار است. به عبارتی دیگر، دولت سارکوزی نتوانسته است از سیاست خارجی ای که آن را موفق میداند به عنوان برگ برندهای در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بهره ببرد.
دلایل دولت سارکوزی برای موفقیت سیاست خارجی او چیست؟
هر چند دولت فرانسه به خاطر سیاست آفریقایی خود که معمولا براساس دوستی شخصی بین رئیس جمهور فرانسه و سران کشورهای آفریقایی شکل میگرفت، مورد سرزنش قرار گرفته، اما در قضیه لیبی نقش پیشگامی را بازی کرد و نخستین گلولههایی که به سمت هدفهای مشخص در لیبی برای حفاظت از جان غیرنظامیان شلیک شد از طرف فرانسویها بود. گذشته از این، در بحران گرجستان نیز فرانسه به نوعی توانست میانجیگری کند و آتشبس را در این منطقه برقرار سازد. علاوه بر این، در بحران ساحل عاج نیز سارکوزی تلاش کرد فعالانه عمل کند و نیروهای فرانسوی در خلع رییسجمهوری که در انتخابات شکست خورده بود ولی همچنان به حکومت خود ادامه میداد موفق عمل کردند و وی را برکنار ساختند. پاریس همچنین در اتحادیه اروپا و ترغیب آلمان به پذیرفتن معاهده جدید و بستههای کمکهای مالی نیز موفق بود که همه این عوامل در موفقیت سیاست خارجی دولت سارکوزی نقش دارد. در مقابل البته انتقادهایی از همین سیاست خارجی میشود چنانچه ارتباطات شخصی با رهبران آفریقایی مستبد و دیکتاتور، قضیه کمک وزیر کشور وقت یعنی میشل آلیو ماری به زینالعابدین بن علی، دیکتاتور تونس در مورد چگونگی کنترل شورشها و... موجب شد سارکوزی از سوی مخالفانش مورد انتقاد قرار گیرد. اما باید گفت سیاست خارجی ادعا شده دولت سارکوزی عملا مردم فرانسه را راضی نگه نداشته است.
حزب سوسیالیست به رهبری اولاند چه برگهایی را رو میکند؟
حزب رقیب سارکوزی، یعنی حزب سوسیالیست با انگشت گذاشتن بر نقاط ضعف دولت سارکوزی توانسته محبوبیت خوبی برای خود دست و پا کند وگرنه خود اولاند شخصیت کاریزماتیکی در فرانسه ندارد. البته وی راهحلهایی برای بحران اقتصادی ارائه داده است که مخالفان سارکوزی در این دوره را میتواند به خود جلب کند. این رویکردها برای کسانی که از سیاستهای سارکوزی در مورد حمایتهای اجتماعی آسیب دیدهاند میتواند جذاب باشد. وی به آموزش پرورش و مسائل اجتماعی پرداخته و به این نکته اشاره کرده است که سن بازنشستگی بالا را کاهش خواهد داد. همچنین مقابل رویکرد سارکوزی در مورد افزایش مالیات بر ارزش افزوده که به طور مستقیم بر مصرفکنندگان تحمیل میشود، او درصدد کوچک کردن دولت و همچنین اخذ مالیات برافراد پردرآمد خواهد بود و حتی وعده داده است از کسانی که درآمدی بالاتر از میزان خاصی داشته باشند مالیات بیشتری میگیرد. بنابراین آقای فرانسوا اولاند، نامزد سوسیالیست فرانسه بعد از اینکه در انتخابات مقدماتی حزب بر رقبای درون حزبی خود پیروز شد، در حال حاضر اقبال خوبی در نظرسنجیها دارد و اکثر آنها نشان میدهد هرچند در دور اول انتخابات سارکوزی با یک و نیم تا دو درصد بیش از آرای اولاند خواهد بود ولی در دور دوم اولاند با شش درصد رای بیشتر از سارکوزی پیروز نهایی انتخابات خواهد شد. یعنی براساس آخرین نظرسنجیها، اولاند خواهد توانست در مرحله دوم انتخابات که دو هفته پس از مرحله اول و در ششم ماه مه میلادی برگزار میشود با کسب 52 تا 54 درصد آرا شکست سختی را متوجه سارکوزی کند، بنابراین چشمانداز انتخابات فعلا پیروزی اوست.
راستگرایان تا چه حد خواهند توانست در انتخابات کنونی این کشور ایفای نقش کنند یا حتی دردور دوم انتخابات حضور داشته باشند؟
ایزدی: پیشبینی میشود کفه ترازوی اولاند نسبت به سارکوزی سنگینی کند. البته سارکوزی تلاش میکند با وعدههایی نگاهها را برای دور دوم انتخابات به سمت خود جلب کند. در هر حال احتمال اینکه در دور دوم اولاند با 6 درصد رای بیشتر از سارکوزی پیروز نهایی انتخابات باشد وجود دارد
خانم مارین لوپن، رهبر حزب راستگرایان افراطی فرانسه از زمانی که جانشین پدر خود شد تلاش کرده است تا حدی در استراتژی جبهه ملی فرانسه تغییراتی بهوجود آورد. یعنی جدا از قشری که امنیت برای آنها مهم است و بیشتر از طبقات متوسط بالا و طبقات مرفه هستند بحثها درمورد مهاجران و نژادپرستی را کمرنگتر کرده و به مساله اقتصادی نیز پرداخته است. یعنی با توجه به کسانی که از شرایط اقتصادی فعلی آسیب دیدهاند (یعنی افرادی که بیکار هستند یا ضرر و زیانی از وضعیت فعلی برای آنها وارد شده است) تا حدی تلاش کرده است آنان را جذب جبهه ملی کند و به همین دلیل هم جبهه ملی در بین طبقات کمدرآمد هم طرفدارانی پیدا کرده است.
رسوایی اخلاقی سال گذشته استراوس کان، نامزد پیشین سوسیالیست در نیویورک تا چه حدی بر میزان آرای حزب سوسیالیت در انتخابات کنونی فرانسه موثر بوده است؟
این امر تاثیر زیادی نداشته است، چرا که این امر بیشتر متوجه شخص خود کان شد و حزب وی را چندان زیر سوال نبرد.
در صورت پیروزی چپها در انتخابات ریاست جمهوری چه دگرگونیهایی را میتوان در صحنه سیاست خارجی فرانسه شاهد بود؟
در صورت پیروزی چپها باید شاهد برابری و عدالت اجتماعی بیشتر در کشور بود. در این بین آقای اولاند در سیاست خارجی همچون سارکوزی بلندپروازیها، جاهطلبیها و ماجراجوییهای او را (که همیشه تلاش داشته است خود را مطرح کرده و در صف نخست اردوگاه غرب قرار گیرد) نخواهد داشت. گذشته از این نیز در مواضعی نباید سیاست خارجی فرانسه را با وضعیت کنونی متفاوت دانست.
در صورت پیروزی سوسیالیستها چه تغییراتی ممکن است در رابطه بین فرانسه و کشورهای خاورمیانه و ایران شاهد بود؟
ممکن است در صورت پیروزی سوسیالیستها آنان پیشگامی و پیشروی در مورد ابتکارات ضدایرانی را نداشته باشند، ولی درمورد مواضع اصولی آنها در قبال ایران تغییری را نباید شاهد بود.
در سیاست اروپایی ممکن است چه تغییراتی به وجود آید؟
اولاند در مورد معاهده جدید شنگن و قانونی که اشاره میکند نباید کسری دولتها از سه درصد کسری تجارت خارجی آنها بیشتر باشد، گفته است ما باید دوباره در مورد این امور مذاکره کنیم. در این حال چون سوسیالیستها دارای هزینههای عمومی زیادتری هستند ممکن است بر سر این امر با اتحادیه اروپا مشکلاتی داشته باشند. گذشته از این آقای اولاند معتقد است بانک مرکزی اروپا اوراق قرضه چاپ کند و این اوراق محصول تعهد مشترک همه اعضا باشد، ولی آلمان با این امر مخالف است.
در صورت پیروزی دوباره سارکوزی در انتخابات چه میتوان گفت؟
به احتمال زیاد همان برنامههایی که قبلا سارکوزی به اجرا درمیآورد اجرا میشود. برنامههای اقتصادی وی نیز با توجه به افزایش مالیاتها بر حوزه مالی و... تا حدی کوچک کردن دولت و همچنین بالا بردن سن بازنشستگی و... مدنظر خواهد بود. همچنین برای رفع کسری بودجه از هزینههای عمومی خواهد کاست.
در این میان وضعیت ملانشون و جبهه چپ چگونه است؟
براساس نظرسنجیها، ژانلوک ملانشون، از جبهه چپ فرانسه تاکنون حائز 16 درصد آرا شده است و در برخی نظرسنجیها حتی بالاتر از خانم لوپن قرار گرفته است. افزایش آرای ملانشون موجب کاهش آرای اولاند میشود و این طور به نظر میرسد که اولاند در دور دوم به حمایت حامیان ملانشون و طرفدارانش (باتوجه به نزدیکی فکری) سخت نیازمند خواهد بود.
یعنی در دور نخست انتخابات به نوعی جبهه گیری راست و چپ در انتخابات شکل میگیرد؟
بله. اولاند تلاش کرده است با توجه به محبوبیت ملانشون جهتگیریهای چپ بیشتری داشته باشد. در عین حال در مقابل سارکوزی هم تلاش کرده است با انتقاد از پیمانشنگن و توجه به مساله مهاجران و... تا حدی طرفداران جبهه ملی را به خود جلب کند. به همین دلیل هم اخیرا تا حدی از آرای طرفداران جبهه ملی کاسته شد. چرا که دو نفر باید در صحنه انتخابات باقی بمانند.
پیشبینی شما در دور دوم چگونه است؟
در دور دوم پیشبینی میشود متغیرهای دور نخست هم تاثیرگذار باشد. در این حال چون سارکوزی دچار افت شخصیت شده و محبوبیت کمتری دارد اولاند میتواند از این امر بهره گیرد. پیشبینی میشود کفه ترازوی اولاند به نسبت سارکوزی سنگینی کند. البته سارکوزی تلاش میکند با وعدههایی نگاهها را برای دور دوم انتخابات به سمت خود جلب کند. در هر حال امکان اینکه در دور دوم اولاند با 6 درصد رای بیشتر از سارکوزی پیروز نهایی انتخابات باشد، وجود دارد.
علی رمضانی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم