اما مشکل راه و گرفتن مرخصی و هماهنگ کردن با چند نفر همسفر برای رفتن به شمال کار راحتی نیست. با خودم فکر میکنم چرا شمال، مگر از شمال زیباتر و البته نزدیکتر جایی نداریم؟
روستایی در فاصله 13کیلومتری شمال غربی کرج که زیبایی منحصربهفردی دارد. آب و هوای این روستا در بهار و تابستان معتدل و در زمستان و پاییز سرد است. اینجا برغان است. رودخانه شاهرود و سنج از کوههای البرز مرکزی سرچشمه میگیرد و از کنار این روستا میگذرد. روستای برغان قدمتی طولانیتر از کرج دارد و به دوره قاجاری برمیگردد. برای رفتن به روستای برغان 2 مسیر وجود دارد؛ یا از کرج ـ گوهردشت، جاده آتشگاه به سمت این روستا بروید یا از اتوبان کرج ـ قزوین تابلوی کردان را که دیدید به سمت راست رفته و پس از کردان به سمت برغان بروید.
وقتی وارد جاده برغان میشوید تا چشم کار میکند درخت است و سرسبزی و صدای رودی خروشان که شما را به وجد میآورد. عمر بسیاری از این درختان به بیش از 1000سال میرسد. اما صبر کنید، فقط مبهوت جاده و سرسبزی این روستا و رود خروشانش نشوید؛ جاذبههای دیگری نیز برای دیدن وجود دارد.
در اواسط جاده، سمت راست کوههایی دیده میشود که به صورت قلعه است و راه نفوذی به این کوهها سخت پیدا میشود که احتمالا از مناطق استراتژیک حسن صباح در مقابله با مغولها بوده است.
روستای برغان آثاری نظیر حسینیه اعظم (با تعزیه بزرگی که در ایام محرم در آن برگزار میشود)، پل تاریخی برغان، چنار کهن مسجدجامع، درخت پیر سپیدارک و تپه باستانی قلعه کشکلا را در خود جای داده است. مسجدجامع با قدمتی 800 ساله و حسینیه اعظم که در بالامحله برغان قرار گرفته است از آثار مذهبی بسیار قدیمی این روستاست. حسینیه اعظم نیز اثر تاریخی ارزشمندی است که قدمت آن بر اساس نوشته کتیبه سنگی سردر آن به بیش از 5 قرن میرسد. بنای این حسینیه درحال حاضر توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تهران پوشش داده شده تا از صدمات وارده در امان بماند. همچنین پلی با یک چشمه طاق روی رودخانه شاهرود مقابل در ورودی حسینیه اعظم بنا شده است. این پل از بناهای دوره صفویه است و در دورههای زندیه، قاجاریه و پهلوی تعمیراتی در آن صورت گرفت.
اما در کنار همه این آثار تاریخی و مذهبی ارزشمند درخت چناری در ضلع شمالی حیاط مسجد وجود دارد که بسیار قطورتر است و طولی تقریبا 12متری دارد. وقتی نگاه میکنید یک درخت پیر و قدیمی است، البته زیبا، اما با کمی کنجکاوی سوراخی روی تنه درخت میبینید. داخل این درخت کاملا خالی شده و به شکل اتاقی است که میتواند بیش از 10 نفر را در خود جای دهد. وسط این اتاق حوضی نصب شده و اطراف حوض سکوهای سنگی برای نشستن و استراحت وجود دارد. فضای زیبا و جالبی بود. مردم روستای برغان به دلیل اعتقادی که به این درخت دارند به آن دخیل میبندند. داخل تنه یک درخت شدن انرژی عجیبی دارد، وقتی بیرون میآیی احساس میکنی از دل طبیعت آمدهای. این هم تجربهای است.
تپه کشکلا هم که جاذبه گردشگری این روستاست. محلیهای روستای برغان کشکلا را به معنی قلعه خشک میدانند. در گذشته بالای این تپه قلعهای باستانی وجود داشت که امروزه چیزی از آن باقی نمانده جز قطعات فراوانی از سفالهای مربوط به دوران اسلامی بخصوص از دوران ایلخانی تا دوره قاجاریه. همه اینها گواهی بر تاریخی بودن این روستاست. همچنین روبهروی کشکلا و در دامنه دره شاهرود، زیارتگاهی وجود دارد که به چهل دختر یا پیر سیبدارک معروف است. در این محل درخت سیب قدیمی وجود دارد که مردم به آن دخیل میبندند که این درخت سیب زیبایی منحصربهفردی به این منطقه داده است هرچند که قبرستان برغان نیز در این محل قرار دارد، اما قبرستانی زیباست.
راسته بازار
بازار برغان هم که در زمره قدیمیترین بازارهای استان است در گذشته مرکز تجارت محصولات کشاورزی، پنبه و نظایر آن بوده است. اما مگر میشود آلوی برغان را نخورید و گوجه درختی آن را نخرید و بروید؟
گردو، عسل، توت، آلبالو، گیلاس و لبنیات این روستا را حتما سوغات بیاورید، البته پیشنهاد میکنم برای خودتان هم مقداری از این سوغات را بیاورید تا بعدا پشیمان نشوید. دیگر غروب شده و نزدیک خنک شدن هواست. بار و بنهمان را جمع میکنیم و همان راهی را که آمدیم، برمیگردیم؛ اما این برگشت با کولهباری پر از انرژی و شادی است. فردایی که بیدار میشویم دیگر بهار را با حس دلتنگی سپری نمیکنیم، بلکه حس تازگی و شعف را در آن احساس میکنیم.
فرگل غفاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم