در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال با محور قرار دادن یک خانواده سعی دارد قصهگویی کند و تلاش این خانواده را برای بقا، پیشرفت و فرار از مشکلاتی که در هر قسمت گریبانگیرشان میشود، نشان میدهد البته بخش آخر سهم بیشتری در قصهها دارد. کارگردان بیش از همه گونههای قصهگویی سعی میکند با قرار دادن حوادث طبیعی و غیرانسانی کنار حوادث انسانی بر سر راه این خانواده، تعلیق ایجاد کند و به جذابیتهای سریالش بیفزاید. به عنوان مثال در یکی از قسمتهای آن خانواده در گاری کوچکی در راه بازگشت به خانه است که محل اتصال گاری به گاوها شکسته میشود و گاری واژگون میشود. تعلیق ایجاد شده در این صحنه که آیا برای 2 نوجوان نشسته در گاری اتفاقی میافتد یا خیر، بیننده را خیره به تلویزیون نگه میدارد و پس از مدتی کوتاه که خطر رفع میشود، ریتم سریال آرام میشود و همه چیز به حالت عادی برمیگردد، اما نکته اینجاست که با ورود این خانواده به منزلشان آتشسوزی رخ میدهد و پس از گذشت چند دقیقه از ریتم تند قبلی، مجدد تعلیق بر صحنه حاکم میشود. این ساختاری است که کارگردان و نویسنده برای سریالشان در نظر گرفتهاند و به این ترتیب تماشاگر را با خودشان همراه میکنند.
همانطور که پیداست سریال دقیقا همانند بیشتر آثار شبیه خودش از تم، شخصیتها و لوکیشنهایی یکسان بهره میبرد. حتی داستانهایی که در هر قسمت به صورت فرعی روایت میشوند نیز با داستانهای فرعی همه این آثار شباهت دارد. البته این به عنوان یک نقص تلقی نمیشود. اگر با دید تحلیلی و نه صرفا ارزشی به این موضوع نگاه کنیم باید گفت تقاضا و استقبال مردمی باعث تولید اینگونه آثار شبیه به هم شده است و اگر استقبال و تقاضایی از جانب مردم وجود نداشت قطعا شاهد این همه آثار شبیه هم نبودیم. لذا نهتنها این تیپ آثار، سرنوشتی چنین داشتهاند که در هر برهه زمانی خاص و حتی در برهه فعلی نیز یک ژانر تلویزیونی بر سایر ژانرها غلبه دارد و تعداد آثاری که با یک محوریت ساخته میشوند بیش از سایر آثار دیگر است. این به نوعی به یک قانون نانوشته در عرصه سریالسازی تبدیل شده است؛ یعنی درک تقاضا و پاسخگویی به آن. اگرچه در زمان حال شاید شباهت سریالهایی نظیر خانواده کمبل با انبوهی سریال دیگر کمی تعجببرانگیز به نظر بیاید، اما حقیقتا نقد درست اینگونه آثار وقتی صورت میگیرد که تمام شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن برهه زمانی که این آثار تولید شدهاند را بررسی و تحلیل کرد و اثر را با توجه به آنها نقد نمود.
فیلمبرداری سریال نیز با توجه به سریالهای امروزی و کیفیت تصاویر آنها کمی بیکیفیت به نظر میرسد و آن وضوح قابل قبول را ندارد که البته با توجه به قدیمی بودن سریال قابل توجیه است. اخلاقمداری و خانوادهمحوری، آرامش و امنیت فردی و اجتماعی را برای همه به ارمغان میآورد که از نکات قابل توجه و جزو محاسن سریال به حساب میآید و انصافا در رساندن آن به مخاطب موفق عمل کرده است. در کل سریال میتواند برای تمام طرفداران اینگونه آثار، جذاب و تماشایی باشد و حتی پس از گذشت این همه سال از زمان تولیدش حرفهای تازهای برای گفتن داشته باشد.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: