در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازار ترجمه کتابهای دیرینهشناسی این روزها تقریبا داغ است. اگر بخواهیم در این زمینه کتاب تالیف کنیم، به چه تواناییهایی نیاز داریم؟
کسی که بخواهد چنین کتابهایی تالیف کند، باید متخصص باشد و متخصص هم باید توانایی انتقال مطلب به زبان ساده را داشته باشد. در این کار، تخصص شرط کافی نیست، ولی شرط لازم است. این توانایی در سایه 2 امر به دست میآید: نخست تجربه تدریس و دیگر روزنامهنگاری در حوزه علم. لازمه هر دو شرط نیز این است که فرد توانایی کافی برای بیان سهل مطالب پیچیده به مخاطب عام را داشته باشد. مسلما مدرس و روزنامهنگاری هم که این توانایی را نداشته باشد، موفق نخواهد بود.
فعالیت در این رشته تا چه اندازه در کشور ما رایج است؟
این رشتههای خاص علوم پایه در جامعه ما فراموش شده است. همه خانوادهها علاقهمندند فرزندانشان مهندس و دکتر بشوند. از زمان قاجار تاکنون این فکر در جامعه رواج پیدا کرده است. چنین طرز فکری نه به نفع کشور ماست و نه به نفع مردم ما و نه به نفع دانشجویان. عرصه باید برای افراد علاقهمند به تحصیل در رشتههای علوم پایه بیش از اینها فراهم شود. باید زمینه و موقعیت برای تحصیلکردگان علوم پایه فراهم شود تا بعد از تحصیل در جامعه بیکار نباشند. ما پژوهشکدههای تخصصی کم داریم. اگرچه در بعضی جاها این اتفاق صورت گرفته است، ولی هنوز جای پیشرفت دارد. این فقط بخشی از مسیر است که ما باید طی کنیم. ما باید به بچههایمان آموزش دهیم که به زمینشناس و زیستشناس و فیزیکدان و... هم نیاز داریم و باید آموزش دهیم که اگر شما زیستشناس شوید، خوشبختتر میشوید. تمام اینها به عهده مروجین علم است؛ ژورنالیستها، مدرسان، معلمان، استادان دانشگاه و...
برای تالیف این کتاب، تا چه اندازه به منابع ایرانی مراجعه کردید؟ آیا ما منبع ایرانی هم در این زمینه داریم؟
من از هیچ منبع ایرانی استفاده نکردم؛ به عبارت دیگر، منبع در این زمینه ایرانی نداریم. من قبلا خودم یک کتاب دانشگاهی برای دوره فوقلیسانس دانشگاه پیام نور تالیف کرده بودم که پیش زمینه دایرهالمعارف کنونیام بود. کتابی که اکنون نوشتهام، هم میتواند در دوره دبیرستان تدریس شود، هم میتواند برای گروهی از دانشجویان مفید باشد. تالیف کتابهایی از این دست، در خارج از ایران هم فقط به چند مورد محدود میشود.
چرا در ایران روی این زمینه کار نشده است؟
زیرا ما در ایران دیرینهشناس حرفهای نداریم. غیر از بنده، چند نفری نیز هستند که هیچوقت دست به تالیف و ترویج علم نزدهاند.
این روزها شاهد ترجمه تعداد زیادی کتاب از دایناسورها در کشورمان هستیم. به چه دلیل میگویید تالیف چنین کتابی در خارج از کشور هم اندک بوده است؟
کتابهای غیرفنی خیلی زیاد است. نویسندگان این کتابها اصلاً متخصص نیستند، بلکه تنها مروج علم هستند، در نتیجه، کتابهایشان تنها اطلاعات مقدماتی و پیشپاافتاده را دربرمیگیرد. امروزه نیاز بسیار کمتری به این گونه کتابها حس میشود. به لطف ارتباطات، هر کسی میتواند مجموعهای از اطلاعات اولیه مورد نیازش را جمعآوری کند یا حتی دست به تألیف کتاب بزند. اما 2 چیز در چنین کتابهایی همیشه گم میشود: اول اطلاعات روزآمد و دستاول و مستند. موضوعات بسیار جالبی که تنها متخصصان میتوانند از صحت آنها مطمئن شوند، در این کتابها دیده نمیشود. مورد دیگر، بینش، آگاهی و خردی است که ممکن است یک متخصص در پس اطلاعات خردهریز کتابش به کار ببرد تا علاوه بر یک مشت داده، یک جهانبینی به مخاطب کتابش بدهد. چیزی که یک اثر را منحصر بهفرد میکند، همین خرد است و این خرد در دست کسانی است که سالها با موضوعات فنی از جنبههای مختلف سر و کله زده و اندیشیده باشند.
چه عاملی موجب میشود تالیف چنین کتابهایی در کشور ما محدود باشد و در دیگر کشورها زیاد؟
در دیگر کشورها برای استادان این رشتهها هزینه زیادی میکنند. همین استادان، اخبار علمی را برای دوستان غیرعلمیشان در صفحات اینترنتیشان درج میکنند و این را یکی از وظایف مهم خود تلقی میکنند. جالب است بدانید بعضی از این استادان و متخصصان حتی چند ماه در دبیرستانها تدریس میکنند و این کار را کسرشأن خود نمیدانند؛ حتی به آن افتخار میکنند. من کسانی را میشناسم که خود و زندگیشان را وقف «دانش» کردهاند. هم از این لحاظ که این دانش را به پیش ببرند و هم از این جهت که این دانش را گسترش بدهند. در کشور ما این دو جنبه یکی از یکی فراموششدهتر است. در محیطی مانند دانشگاههای ما، شرط بقا، تمرکز بر حفظ موقعیت برای ادامه تحقیقات است و این آموزه براحتی به دانشجوها هم منتقل میشود. در خارج از ایران هم البته رقابت (هم از نوع سالم و هم از نوع ناسالم) بسیار زیاد است. من دوستان دیرینهشناس زیادی دارم که وقتی با آنها صمیمی شدم، فهمیدم چقدر دوز و کلک برای هم سوار میکنند و چشم دیدن بعضی همکارانشان را ندارند. اما همین افراد، وقتی پای تخصص به میان میآید، همگی موقعیتهای ویژه و مناسبی دارند و از طرف دولت یا نهادهای خصوصی آنقدر حمایت میشوند که دستکم دغدغه هزینههای پیشپاافتاده تحقیقاتشان را ندارند. کسی به آنها نمیگوید رشته شما برای کشور ضروری نیست و پول را باید بدهیم به همکار شما که کارهای استراتژیک میکند. وقتی هم پای اخلاق تحقیق در میان باشد، همه بسیار سختگیرانه از این اخلاق پیروی میکنند و به متقلب و خطاکار هیچ رحمی نمیکنند. معیار مهم اعتبار در کشور ما تعداد مقالات فنی منتشر شده است و فرقی هم میان یک مقاله پرارجاع و تأثیرگذار و یک مقاله فراموششده یا حتی مردود وجود ندارد.
جایگاه کتاب خودتان را در خارج از کشور چطور ارزیابی میکنید؟
کتابی که من کار کردهام، از لحاظ جامعیت، دقت علمی و به روز بودن با دیگر کتابهای دوستان دیرینهشناس در خارج از کشور قابل رقابت است. من مروج علم هستم، تکامل تدریس میکنم و درباره آن کتاب مینویسم و فکر میکنم هم تدریس و هم نوشتن را با سلیقه و شگردهای هنرمندانه انجام میدهم، اما به عنوان یک متخصص در رشته خودم، تحقیقات خودم را برای اکتشاف فسیلها و... همچنان پیگیری میکنم و نیز همیشه به عنوان یک دانشجوی مادامالعمر مشغول آموختن هستم. بنابراین وقتی دست به کار نوشتن کتاب شدم، خودم را در قامت همان دوستان متخصص و حرفهای دیدم که بجز تحقیقات حرفهای، نگاهی جدی به ترویج علم هم دارند و با خودم گفتم استاندارد من، آنها هستند و در سراسر مراحل کار، هیچگونه کوتاهی از خودم یا همکاران تصویرگر را نپذیرفتم. بویژه کارهای تصویرگر ارشد کتاب، آقای محمد حقانی واقعاً بینظیر است و این کتاب را هم بینظیر کرده و من هم در این میان، افتخار بزرگی به دستآوردهام که همکار ایشان بودهام.
تاکنون کتابتان را در مسابقات یا جشنوارههای بینالمللی یا مجامع آکادمیک و... عرضه کردهاید؟
خسروی: کتابهای غیرفنی خیلی زیاد است. نویسندگان این کتابها اصلاً متخصص نیستند، بلکه تنها مروج علم هستند، در نتیجه کتابهایشان تنها اطلاعات مقدماتی و پیشپاافتاده را دربرمیگیرد. امروزه نیاز بسیار کمتری به این گونه کتابها حس میشود
من بخشهایی از کتاب را برای چند نفر از همین دوستان فرستادم و آن قسمتها را برایشان ترجمه و خلاصه کردم و گفتم این بخش از کتاب مرا که به تحقیقات شما مربوط میشود، ببینید. دوست عزیزم جناب آقای دکتر مجید میرزایی عطاآبادی هم که همیشه نقش استاد و برادر بزرگتر من در تحقیقات دیرینهشناسی را به عهده داشتهاند و یک دیرینهشناس شناختهشده در مجامع بینالمللی هستند، نقد بسیار موشکافانهای برای کتاب من نوشتند. اما هرگز به این که کتاب را برای داوری به جشنوارههای خارجی بفرستم، فکر نکردهام. مشکل آنها این است که کتاب من به فارسی و برای مخاطبان ایرانی نوشتهشده. اگر بخواهند درباره کتاب داوری کنند، اول باید بروند فارسی یاد بگیرند. اگر قرار باشد روزی کتابی به زبان انگلیسی بنویسم، مطمئمناً با این کتاب تفاوت خواهد داشت، چون مخاطب معمولی انگلیسی زبان با مخاطب معمولی فارسی زبان، تفاوتهای زیادی دارد. من همیشه سر کلاسهایم میگویم زبان مادری آنقدر در شکل دادن به طرز فکر نقش دارد که اغلب مردم تصورش را هم نمیکنند. در همین کتاب، جاهای زیادی هست که ناچار شدهام مفاهیمی بسیار سادهفهم را در زبان انگلیسی که زبان علم امروز است، به لطایفالحیل فارسی کنم تا مخاطب سردرگم نشود و برداشت اشتباه نکند. میتوان تفاوت کتاب من با کتابهای فنی و غیرفنی ترجمهشده دیگر در همین زمینه و رشته را از کسانی پرسید که آنها را خواندهاند. خوشبختانه چه دوستان متخصص و چه دوستان دانشجو این لطف را داشتهاند و بارها مثالهایی آوردهاند که چطور در این کتاب یک موضوع پیشازاین دشوار و پیچیده، به مخاطب فهمانده شده است. راستش این داوریها برای من خیلی ارزشمندتر از داوری غربیهاست. بههرحال غربیهایی که کتاب را دیدهاند، تنها درباره چینش مطالب و تصویرگریهای کتاب اظهارنظر کردهاند و خوشبختانه نظرات آنها هم دلگرمکننده و مثبت بوده است.
امروز کتابهای زیادی در زمینه دایناسورها ترجمه میشود، ولی بعضی از آنها بیسر و ته هستند. یا درنهایت نفعی به خواننده نمیرسانند.
این کتابهای ترجمه شده بهگزین نشدهاند. بعضی کتابهای خارجی نیز غیرمتخصصانه به این مقوله میپردازند، زیرا کار بعضی از آنها به ترویج علم محدود شده است و نه تخصصی نوشتن مطالب. به همین دلیل است که سطح پایینی دارد. حتی تصاویر بعضی از این کتابها کپیبرداری از کتابهای مشابه است. در کمال تعجب ما شاهدیم که برخی ناشران ایرانی هم فقط به ترجمه چنین کتابهایی دست میزنند و جسارت در ترجمه کارهای سطح بالاتر را ندارند، از طرف دیگر، تخصص کافی برای تشخیص میزان تخصصی بودن کتابها را ندارند.
چه دستهبندی و معیاری در این زمینه وجود دارد؟
بعضی کتابها دانشگاهیاند. برخی هم عامیانه دانشگاهی است ، به گونهای که هم یک نوجوان میتواند آن را بخواند و بفهمد و هم فردی که تحصیلات دانشگاهی دارد. دسته سوم از دروس دوره کالج به حساب میآید که دقیقا شبیه دیگر کتابهای آموزشی دوره کالج است. جای کتابهای دسته اخیر در کشور ما خالی است، البته چون ما المپیادهای علمی را در ایران بسیار جدی گرفتهایم، بعضی ناشران دست به چاپ کتابهایی از همین رده اخیر زدهاند که برای علاقهمندان به المپیاد علمی قابل استفاده است، ولی چون این کتابها لیبل المپیادی دارد و نسبت به دروس دانشگاهی، در سطح پایینتری برای دانش آموزان تالیف میشود، کمتر کسی به سراغشان میرود. ما از طریق جدی گرفتن تحقیقات علمی حاشیهای میتوانیم سطح چنین کتابهایی را ارتقا دهیم.
بارها شنیدهام که بعضی از خرید کتابهایی درباره دایناسورها برای فرزندانشان جلوگیری میکنند، زیرا معتقدند نسل آنها منقرض شده و خواندن در این زمینه فایدهای ندارد. این فکر درست است؟
این فکر کاملا اشتباه است. دایناسورها نهتنها منقرض نشدهاند، جالب است که بدانید تعداد گونههای دایناسورها که در زمان ما روی زمین نفس میکشند، 2 برابر تعداد پستانداران است. این دایناسورها، همان پرندگان هستند. همه پرندهها از نسل دایناسورها هستند. این موضوع که عرض میکنم یک استعاره یا کنایه نیست. سالهاست که در تمام کتابهای علمی و دانشگاهی، فصل مربوط به پرندگان در دل فصلهای مربوط به دایناسورها جایگزین شده است. پرندگان دایناسور هستند، همانطور که خفاش و دلفین پستاندار هستند. دایناسورشناسان نیز به صورت جدی در حال مطالعه این دسته از جانوران هستند. دیرینهشناسی، بررسی شواهدی است که در گذشته زمین رخ داده و زمین، آزمایشگاه این حوادث بوده است. از طرف دیگر، حیات روندی 4 میلیارد ساله دارد. زیستشناسی بدون بررسی 4 میلیارد سال گذشته مانند این است که شما در زمینه شیمی فقط سراغ شیمی معدنی بروید و بگویید این همه علم شیمی است.
این فایده بیشتر تخصصی است. به نظرتان لازم است نوجوانی که قصد دارد فرضا در آینده در رشتههای انسانی یا ریاضی شرکت کند، به خواندن کتابهای دایناسورها روی آورد؟
همان موضوع خرد و بینشی که پشت هر کتاب میتواند وجود داشتهباشد، دلیل خوبی است که ما بجز موضوعات رشته خودمان، نگاهی هم به آثار علمی در رشتههای دیگر داشته باشیم. مخاطب خودش میفهمد عیار کتابی که در دست گرفته، چقدر است. موضوع چندان مهم نیست. آن عیاری که از خرد پشت هر نوشتهای وجود دارد، بعد از3 -2 صفحه (اگر واقعا در کار باشد) خودش را نمایان میکند و به مخاطب میگوید تو بیا و مرا دریاب. جزئیات را فراموش کن و الگوها را پیدا کن.
عامل دیگری که مانع خرید چنین کتابهایی از سوی مخاطبان عام میشود، این است که کتاب حجیمی را مطالعه میکنند، ولی در نهایت با چنین جملاتی مواجه میشوند: این اطلاعات فقط یکسری نظریه است و هیچ نظر قطعی وجود ندارد.
ما در علم یا فرضیه داریم یا نظریه. هیچ قانون و گزاره صددرصدی در علم نداریم. ما با گزارههایی مواجهیم که قانون کلی نیستند. نظریه هم یک مدل است. در نظریه مشاهداتی داریم. چیزی که بدنه علم را میسازد و مشاهدات پیشین را بررسی میکند، همین نظریات است که ارزش گفتن نیز دارند. ولی فرضیه حرفی است که پایه و اساس ندارد. هدف من هم از نوشتن کتابم این نبوده که فقط اطلاعات عرضه شود. هدفم این بود که به چرایی آنها نیز رسیدگی شود.
شما چه نوآوریهایی در تالیف این کتاب داشتهاید؟
من در این 50 فصل، یکی از الگوهای کتابهای آموزشی مدارس را به کار گرفتهام. به این صورت که کادرهای «بیشتر بدانید» را در صفحات قرار دادهام. این کادرها اطلاعاتی جانبی را در بر میگیرد مانند: چرا فلان دایناسور بیمار شده، هوش دایناسورها چقدر بوده، دایناسورها چطور پردرآوردند، چرا اندازه بدن دایناسورها بزرگ بوده و از این قبیل. در اصل دانش آموز متوجه میشود که چرا بیماری ایجاد شده، بیماری از کجا آمده و... با این شیوه دانشآموز خودش روش علمی را یاد میگیرد. به همین ترتیب، سعی کردهام علاوه بر جزئیات (که فراموششدنی است) خطوطی کلی را در کتاب دنبال کنم. البته اینها نوآوری یا ابداع من نیست. من از روی کار کسانی که کتابهای علمیشان (چه در دیرینهشناسی و چه در بقیه علوم) دوستداشتنی و عامهفهم و روشنگر بودهاند، الگو برداشتهام.
حورا نژادصداقت / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: