از زندگی مشترک او با همسرش 10 سال میگذشت. مها میگوید: «آنها اصلا از من نپرسیده بودند که میخواهم طلاق بگیرم یا خیر. آن روز برای من یک کابوس بود. هرگز انتظارش را نداشتم. میدانستم مشکلاتی بوده، اما فکر میکردم بتوانیم آنها را حل کنیم. بخصوص که ما باهم زندگی میکردیم و با هم تفاهم داشتیم».
تجربه مها، تنها یک نمونه از نگرش نابرابرانهای است که به خاطر داشتن حق یکسویه طلاق از سوی مردان در عربستان سالهاست بر زنان تحمیل میشود. گرچه در راه برطرف کردن این تبعیض تاکنون گامهایی برداشته شده است، اما صبر و تحمل زنان نسبت به ادامه این تبعیضها روزبهروز کمتر میشود. چندی پیش، در شهر دمام واقع در یکی از استانهای شرقی عربستان، حدود 150 زن سعودی گرد هم آمدند تا از مشکلات خانوادگیشان بخصوص در زمینه طلاق بگویند. این گردهمایی که به وسیله شعبهای از اتاق بازرگانی در این شهر تدارک دیده شده بود، درواقع نخستین کوششها به صورت عمومی درباره بحث و بررسی مشکلات زنان مطلقه پس از جدایی آنان بود.
هدف از اجرای این برنامهها به اعتقاد گردانندگانش، آن است که بحثهایی به راه افتد که در نهایت بتواند به اصلاحاتی در زمینه حمایت از حق زندگی و نیز حقوق زنان و کودکان در عربستان ـ که بشدت مورد بیاعتنایی قرار میگیرد ـ منجر شود. ثریا الراید، یکی از فعالان در زمینه حقوق زنان که سخنران این نشست بود، میگوید: «ما در اینجا کارهایی میکنیم که تاریخی است». به گفته او: «این نخستین بار است که ما زنان سعودی دور هم جمع میشویم و برای مشکلات خود به دنبال راهحلهایی هستیم. البته اینها یکسری مشکلات جهانی است و ما میکوشیم برای آنها راهحلهایی پیدا کنیم».
سال گذشته، کنفرانس دیگری در عربستان ترتیب داده شده بود که به خشونتهای خانوادگی میپرداخت. کنفرانس دمام، تلاش دیگری است که میخواهد مشکلات زنان پس از طلاق را بررسی کند. این روزها بخصوص در دوران حکومت امیر عبدالله بنعبدالعزیز ـ که تصاویر بزرگ او در همایش خودنمایی میکرد ـ سعی میشود فضای عمومی بیشتری در اختیار زنان گذاشته شود. هند الزهید، مدیر مرکز تجاری زنان که شعبهای محلی از اتاق بازرگانی عربستان سعودی است و در ترتیب دادن این کنفرانس، نقش فعالی داشته است، میگوید: «عبدالله از زنان حمایت میکند و... او به آنها اجازه صحبت کردن داده است».
البته تشکیل چنین همایشهایی میتواند نشانه دیگری از رشد روزافزون طلاق در عربستان باشد. وزیر امور اجتماعی عربستان اخیرا طی گزارشی اعلام کرد رشد طلاق در این کشور به 30 درصد رسیده است. این درحالی است که برخی کارشناسان معتقدند این میزان فراتر بوده و به 60 درصد هم میرسد. بسیاری از حاضران در کنفرانس دمام ازدواج کرده، طلاق گرفته و اکنون به صورت مجرد زندگی میکنند. آنها به محض ورود به سالن همایش، عباهای خود را کنار گذاشتند، زیرا تنها زنان در آنجا حضور داشتند. بعد به مدت چند ساعت به سخنان سخنرانانی گوش فرا دادند که پشت تریبون تزئین شده با گلهای تازه قرار گرفته و درباره ابعاد حقوقی، روانشناسی، اقتصادی و مشکلات خانوادگی زنان بویژه زنان مطلقه اظهارنظر میکردند.
دستگاه قضایی سعودی معمولا توجهی به دادخواستهای یک زن مطلقه نمیکند مگر آنکه همراه یک خویشاوند مرد مطرح شده باشد. از آن گذشته خانم الزهید میگوید: «شوهران قبلی اغلب اگر حمایت خود را از کودکان متوقف کنند یا بچهها را بخواهند از مادرانشان جدا کنند یا نتوانند مدارک کافی و لازم برای ثبتنام فرزندان در مدرسه تهیه کنند، با مشکلات خاصی مواجه نمیشوند». او این مساله را غلط میداند که قضات دادگاه، هنگامیکه مردی میخواهد زنش را طلاق دهد، از زنان نمیخواهند در دادگاه حاضر شوند، او اضافه میکند: «این در مذهب ما نیست، مذهب ما دین صلح و آشتی است... ما که مخالف دین نیستیم. زنان نیاز به قوانینی دارند که بتواند خشونت علیه آنان را متوقف کند و این خیلی ساده است».
البته بخشی از مشکلات زنان به نهادهای اجتماعی برمیگردد که علیه زنان مطلقه شکل میگیرد؛ زنانی که معمولا به صورت تحقیرآمیزی به آنان نگریسته میشود و از طرف خانوادههایشان نیز به خاطر داشتن ازدواجی ناموفق، مقصر شناخته میشوند. لوءلوء الشمری، یک تحصیلکرده اهل دمام میگوید: روی چنین کنفرانسهایی باید لفظ «طلاق» گذاشته شود تا هوشیاری عمومی را افزایش دهد. به گفته او، این برای نخستین بار در عربستان است که «مساله طلاق دراین سطح مطرح میشود». خانم الشمری نیز میگوید بخشی از دلایل رشد طلاق در عربستان به این خاطر است که مردان جوان اعتقاد دارند آنها باید پیوسته همسرانشان را کنترل کنند. آنها به خود میگویند: «تو مردی، زور و اقتدار داری و میتوانی هر تصمیمی را که بخواهی، بگیری». الشمری میگوید: «در آخر این مرد است که مسوولیت یک زن را به عهده دارد و میتواند دیگر به او جا ندهد. او با زن به عنوان یک مستخدم رفتار میکند. گویی یک دستگاه ریموت به دستش دادهاند و میگوید: بلندشو! بنشین! زنان هم دیگر نمیتوانند این مساله را قبول کنند».
همایش مربوط به طلاق از سوی حیفاء الخالد که یک روزنامهنگار اهل دمام است، پیشنهاد شده بود. وی برای نخستینبار وبسایتی مختص به موضوع طلاق راهاندازی کرد. در پایان همایش، الخالد مجموعا 70 توصیه را قرائت کرد که برای بهبود حقوق زنان پیشنهاد شده و دراختیار نهادهای رسمی نیز قرار میگیرد. به موجب این توصیهها باید خدمات مشاورهای هنگام ازدواج وجود داشته باشد، دادگاه کارت ملی زنان را به عنوان مدرک تشخیص هویت آنان بپذیرد، یک سند ازدواج مشترک و اصلی در اختیار طرفین قرار گیرد نه اینکه سند ازدواج فقط به مرد داده شود، همچنین اگر مردی از سرپرستی کودکش امتناع کرد، ملاک داوری دادگاه DNA باشد. در اسناد رسمی نیز به جای استفاده از واژه زنان «مطلقه» از واژه زنان «مجرد» استفاده شود؛ چنانکه برای مردان به همین ترتیب عمل میشود. یکی دیگر هم اینکه زنان باید بتوانند وکلای مردی از طرف خود به دادگاه معرفی کنند.
در میان این پیشنهادها، پیشنهاد دیگری نیز به چشم میخورد که هدفش به راه انداختن جریانی در اطلاعرسانی و به منظور از بین بردن ننگ و بیآبرویی برای زنان مطلقه بود. این همان لکه ننگی است که مها عقیده دارد بعضی وقتها خود زنان نیز برسر خود میآورند، زیرا به گفته او، خیلی از آنها در یک جعبه زندگی میکنند. گویی روی پیشانیشان نوشته شده است: این یک زن مطلقه است. آنها خود را مقصر میدانند چون جامعه این مساله را به آنها تلقین کرده است.
پس از شوک ناشی از طلاق، مها دریافت که دیگر نمیتواند در این جعبه زندگی کند. به این ترتیب، راه دیگری برای خود برگزید و رفت تا به یکی از فعالان حقوق زنان تبدیل شود. وی درباره شرایط کنونیاش میگوید: «احساس میکنم خیلی قویتر از گذشته شدهام. در تصمیمگیریهایم استقلال یافتهام و اکنون میتوانم از فکرم پیش از احساسم استفاده کنم».
منبع: کریستین ساینس مانیتور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم