در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خانواده خسته است از سفری دور و گرسنه برای غذایی که با خود آورده، پس فضایی برای پهن کردن سفره ناهار میطلبد و کجا بهتر از مجسمهای که دست روزگار او را مانند میز غذاخوری فرسوده و خمیده تا خانواده سفرهاش را بر آن پهن کند، اما گویی خانواده نمیداند، سفره بر مجسمه اسبی پهن کرده که در بیستون بیش از 1000 سال قدمت دارد.
کوزههای گلی و آبگینهای، عمرشان نه 1000 یا 2000 که نوشته، بیش از 7000 سال است، کوزهها و ظروفی که بدون حفاظ زیر غبار زمان و نورهای غیراستاندارد وگهگاه فلاش دوربین برخی بازدیدکنندگان، فریاد میزنند اما صدایشان را حتی متصدیان نمایشگاه نمیشنوند. موزه قوام پر از اشیای چند صد و هزار ساله آبگینه است که در لابهلای ظروف و کوزههای قیمتی کودکان بازیگوش میلولند و اندک تنهای کافی است تا بخشی از نماد تاریخ، قربانی سهلانگاری والدین شود. هرازچندگاهی نسبت به حفظ آثار و میراث فرهنگی و تاریخی آه و فغانی به هوا میرود و متصدیان فرهنگی ملامتمیشوند، اما گذشته از اغماض و اهمال سیاستگذاران و شانه بالا انداختن آنان نسبت به وضعیت تاسفبار این میراث، عادات و رفتارهای ناهنجار فرهنگی برخی افراد جامعه نیز تنه به تنه اهمالکاری مسوولان میزند.
خانوادههایی که میبینند بر تلی از تاریخ یادگاری میتراشند و سکوت میکنند، والدینی که کودکان را در موزه رها میکنند، گویی به زمین بازی آمدهاند، افرادی که زباله را در چندقدمی شاهکار 500 ساله رها میکنند، فلاشهای دوربینی که نمادهای خاک گرفته را نشانه میروند و انگشتانی که با وجود هشدارها، آثار را لمس میکنند و... هیچکدام حتی یک آن مسوولیتی در برابر فرهنگ و میراث فرهنگی احساس نمیکنند. اگرچه نظارت و بودجه فرهنگی در حوزه میراث، به بیمار روبه احتضار شبیه است، اما میراثداران و میراثبران فرهنگ کهن نیز با سابقه برجای مانده از روزگار کهن نیز دشمنی دارند، عادات و رفتارهای به ظاهر سادهای که یک لحظه تامل در آن میتواند بخشی ازآن را از نابودی و فرسایش حفظ کند.
کتایون مصری / دبیر گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: