در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاعر جوان و به قول فردوسی جویای نام، تشنه تجربهکردن فضاهای مختلف است و به همین دلیل اهمیت هدایت و کنترل نوآوریها بسیار مهم مینماید.
باید دانست که نوآوریهای هنرمندانه و شاعرانه با هنجارشکنی فرق دارد. فراموش نکنید که میگویم «هنجارشکنی» نه «سنتشکنی» که این دو با هم متفاوتند.
هنجار شیوه صحیح، زیبا و مقبول است، اما سنت متکی به تداولی دارد که معطوف به زمان است و طول زمان و ای بسا که فاقد درستی و زیبایی و مقبولیت باشد. نوآوری لازمه شعر است که این موضوع ممکن است در ساختار شعر اتفاق بیفتد یا در زبان آن، اما نوآوری به هیچوجه به مفهوم در هم ریختن اصول و اسباب مقبول، عقلانی و هنرمندانه ساختار و بافتار شعر نیست.
همیشه حرف اول سنتشکنی را خود عنصر زمان زده است. زمان روی هنرها و به تبع آنها شعر اثر محسوس و مطلوبی میگذارد. تفاوتی که بین سبکهای شعری خراسانی، عراقی و هندی دیده میشود ناشی از تغییراتی است که زمان در آنها به وجود آورد. عنصر مکان هم کاملا موثر است. کما این که همین سبکهای شعری مذکور از خاستگاههای خود اسم و شهرت گرفتهاند.
ورلن، شاعر بزرگ فرانسوی میگوید: «خطرکردن در شعر همیشه به نفع شاعر نیست.» ولی باید دانست که نگاه شاعر همیشه باید به سوی آینده باشد، به سوی فردایی روشن که در راه است. شاعر به برماندههای ارزشمند ادبی متکی است، اما در آن محدوده نمیماند. جوشش و پویش دائمیاش اقتضا میکند که نوآور باشد، مبتکر باشد، ولی این نوآوری باید منعطف باشد به «بداعت» نه «بدعت» به «ابتکار» نه «تخریب». هنجارگریزی و عادتشکنی باید دلایل معقول و هنری داشته باشد.
باید به ارتباط شعر با مخاطبان دامنه و ژرفا بدهد. صرف حرف نو زدن کت را به پا پوشیدن و شلوار را به بالاتنه دردی از هنر و به تبع آن شعر دوا نمیکند. جابهجایی کارکردی عناصر شعری باید کاملا منطقی و هنرمندانه و توسط شاعر اهل و خبیر صورت گیرد و به قول حافظ نه هر که سر بتراشد قلندری داند.
آن شاعری بزرگ و نامیراست که شعرش در خلعت مخملین شکوه و وقار خود را بنمایاند. شعری که سرشار از عاطفه، اندیشه، احساس، تخیل و استخدام نیرومندانه واژگان باشد.
دوست نوجوان من، آرش احسانی از اهواز
از این که شعر میگویی و شعرهایت را برای پدر، مادر و دوستانت میخوانی خوشحالم. سعی نکن در کار شاعری از بزرگترها تقلید کنی و مثل آنها شعر بگویی. تو شعر خودت را بگو و فعلا در این سن و سال که هستی به وزن و قافیه و ردیف فکر نکن. ضمنا عزیزم! چرا شعرهایت را برای یکی از مجلات کودکان که در کشور چاپ میشوند و صفحه شعر هم دارند نمیفرستی؟ انشاءالله جوان که شدی سرودههایت را برای صفحه شعر جوان بفرست. این هم یک بیت از شعر معلم که در ستایش مقام والای معلم سرودهای:
ای معلم ای گل زیبای من
ای عزیز امروز و فردای من!
میبینی در مصرع دوم وزن رعایت نشده. فعلا همان طور که گفتم سعی کن خودت را گرفتار صنایع و قانونهای بدیع و قافیه نکنی. به مفهومها و زیباییهای شعرت بیشتر بیندیش و بکوش تا شاعر شوی و شاعر بمانی.
سید محمود سجادی / شاعر و منتقد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: