در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ژنرال با لحنی احساساتی در مورد همکارش میگوید: «ما دوستان خیلی خوبی برای یکدیگر هستیم». اما چرا همکار؟ زیرا «عبد ربه منصور هادی» هم یک نظامی است. او درجه ارتشبدی دارد و هنگامی که یمن هنوز متحد نشده بود در نیروهای مسلح یمن جنوبی خدمت میکرد.
هادی پس از اتحاد شمال و جنوب در سال 1990 فعالیتهای زیادی را در امور تفاهمنامهها و قراردادها آغاز کرد و سپس یونیفرم نظامی را به کناری نهاد و از عدن به صنعا آمد و معاون رییسجمهور شد.
حال خودش رییسجمهور یمن است و باید این کشور را به آزادی و دموکراسی برساند و این وظیفهای خطیر و کمرشکن مینماید.
ژنرال محسن از تپه سپهسالاران ـ که در واقع منطقه مرتفعی در غرب پایتخت است ـ بازدید میکند. این ناحیه بشدت حفاظتشده محسوب میشود و همه جا سیمهای خاردار و سنگرهای بتنی و شنی به چشم میخورد. مردان یونیفرمپوش از میان ساختمانهای گلی سینهخیز میروند یا با طناب از برجهای مرتفع نگهبانی پایین میآیند.
افسر همراه ژنرال میگوید: «ما سربازان جدیدی آموزش میدهیم». از قرار معلوم تیپ یکم تحت فرماندهی ژنرال منصور به سربازان جدید نیاز دارد. زیرا پنج ماه جنگ سخت و فرار سربازان از ارتش بشدت از شمار این نیروها کاسته است. البته بسیاری از آن سربازان فراری به محل سابق خدمت خود در ارتش بازگشتهاند.
منتقدان ژنرال محسن، دلیل حضور این سربازان بیتجربه و جدید در ارتش را نبود شغل میدانند و معمولا از این نیروهای تحت امر ژنرال با لقب اوباش و اراذل یاد میکنند.
آن افسر همراه تاکید دارد: «ما جوانترین نیروها را در اختیار داریم، سربازان جوانی که از سراسر یمن به اینجا آمدهاند».
ژنرال محسن خود و این واحد تحت امرش را با ارتش لیبی آزاد مقایسه میکند یعنی همان نیروهایی که قذافی را ترک و به جنبش اعتراضی لیبی پیوستند. او خود را فرشته نجات معترضان و تظاهرکنندگان جوان میداند و میگوید: «ما از انقلاب حمایت میکنیم تا دیگر شاهد خونریزی بیشتر نباشیم. »
البته پیش از این به اندازه کافی خون ریخته شده است. تیپ یکم تحت فرماندهی ژنرال محسن سال گذشته جنگی سخت با یگانهای دولتی را تجربه کرد و پس از اشغال ساختمانهای دانشگاه در آنجا یک اردوگاه موقتی برپا کرد. این نیروها یکسوم صنعا را به تصرف خود درآوردند و تهدید کردند که همه شهر را تصرف خواهند کرد.
هنگامی که رهبران قبیله احمر یعنی همان قبیلهای که بر صنعا به نوعی تسلط دارد وارد کارزارشده و آنان نیز بخشی از شهر را قلمرو خود ساختند، فرماندهان ارتش نیز از در صلح برآمدند و نقشه راهی را که طبق آن حل بحران یمن به جامعه جهانی واگذار میشد، پذیرفتند.
نقش جدید ژنرال
ژنرال علی محسن با بادام و کشمش یمنی از مهمانان خود پذیرایی میکند و از آنان میخواهد که پشت میزی طویل بنشینند.
ژنرال در مقابل اصحاب رسانه کمرو نشان میدهد و به ندرت حاضر به مصاحبه میشود. این مرد که بدون کمک وی سرنگونی حکومت 33 ساله و ریاست جمهوری مادامالعمر علی عبدالله صالح ممکن نبود، واکنشی خشمآلود و احساسی نسبت به موقعیت حساس امروز این کشور واقع در منتهیالیه شبهجزیره عرب نشان میدهد. او دلیلی برای خوشحالی و رضایت از تحولات اخیر کشورش نمیبیند.
در سمت چپ ژنرال مشاور وی نشسته است و پاسخهای او را در گوشش زمزمه میکند. این مشاور زمانی مدیر تلویزیون دولتی یمن بود و بعد از تحولات انقلابی در این کشور برکنار شد و حال در پی یافتن شغلی جدید است. ژنرال و البته مشاورش این بار با لحنی آشتیجویانه عنوان میکند که تیپ شورشی تحت امرش همچنان بخشی از ارتش یمن به شمار میآید.
به گفته وی طی دو سال آینده در ارتش یمن اصلاحاتی صورت خواهد گرفت.
اما چه بر سر فرزندان، برادرزادگان و برادران ناتنی صالح آمده است، همان کسانی که فرماندهی یگانهای ویژه و دیگر واحدهای ارتش را در اختیار داشتند. «احمدعلی عبدالله صالح» پسر حاکم سابق در این میان از اهمیتی خاص برخوردار بود زیرا فرماندهی گارد ریاست جمهوری را به عهده داشت.
این گارد یگان ویژه و رعبآوری بود که حفاظت از رییسجمهور را انجام میداد. احمدعلی مایل بود جانشین پدر شود، اما ژنرال محسن از آغاز کار مخالف این مساله بود.
با این وجود حزب دولتی کنگره خلق که در کنار وزرای اپوزیسیون نیمی از پستهای کابینه انتقالی و از جمله وزارت دفاع را در اختیار دارد در پی ابقای پسر رئیسجمهور سابق در پست قبلیاش است.
آیا ژنرال محسن هم به ابقای پسر عبدالله صالح رای خواهد داد؟ ژنرال از پاسخ به این پرسش طفره میرود و تنها میگوید در صورتی که اجماعی ملی در این مورد وجود داشته باشد آنگاه در باره آینده احمدعلی عبدالله صالح فکر میکند.
نکته: چهار چالش اصلی و بزرگ پیش روی یمنپس از جابهجایی مسالمتآمیز قدرت وجود دارد که عبارتند از؛ شبهنظامیان شمال، جداییطلبان جنوب و القاعده و بالاخره ، علیعبداللهصالح
بخش قدیمی شهر صنعا پیش از برگزاری مراسم تحلیف رئیسجمهور جدید به سرعت از انبوه زبالههایی پاک شد که بخاطر چندین هفته اعتصاب کسی به فکر جمعآوری آن نبود و بوی تعفن حاصل از آن در همه جای شهر شامه را آزار میداد. به هر صورت این شروع تازه باید در این بخش قدیمی شهر نیز دیده میشد.
به همین خاطر انتخاب منصور هادی حاوی نشانههایی نیز هست. او این مساله را طی نطقی در پارلمان به این صورت توضیح داد: «این انتخابات مردم یمن را از تردید و دودلی رهانید و به آنان امیدواری بخشید» و البته این همان امیدی است که 65 درصد جمعیت 10.2 میلیون نفری واجدان شرایط را پای صندوقهای رای کشاند، اگرچه که تنها یک کاندیدا وجود داشت و اثری از دموکراسی در این انتخابات دیده نمیشد.
مخالفان هادی برای ابراز این مخالفت چارهای جز عدم شرکت در این انتخابات نداشتند. به همین خاطر حزب دولت فعلی و بزرگترین احزاب مخالف متحد شده و انتخابات را تحریم کرده بودند.
علاوه بر آن شیعیان حوثی در شمال و آنهایی که در منطقه مرزی با عربستان خواهان یک جمهوری خودمختار و جداییطلبان در جنوب هستند در این انتخابات حضور نداشتند. علاوه بر آن ترس از حملات شبکه القاعده در یمن نیز علت دیگر عدم شرکت برخی از مردم در انتخابات اخیر بود.
البته این ترس بجایی بود، زیرا شهر مکلا واقع در خلیجعدن در روز انتخابات نهتنها شاهد تبادل آتشی مرگبار، بلکه شاهد یک حمله انتحاری به مقر رئیسجمهور در آن شهر بود. این درگیریها و حملات بیش از 30 کشته برجای گذاشت که کوتاه زمانی بعد شبکه القاعده مسوولیت همه این حملات را به عهده گرفت.
آمریکاییها از زمان حمله القاعده به ناو «یو اس اس کول» در سال 2000 که منجر به کشته شدن 17 سرنشین آن ناو شد حساسیت زیادی به فعالیتهای القاعده در یمن دارند.
از قرار معلوم واشنگتن به صورت مخفیانه واحدهای ضد ترور و عملیاتی را به یمن اعزام کرده است تا القاعده را در این کشور زمینگیر کند، اما پایگاه عملیاتی القاعده در یمن روز به روز گستردهتر میشود و نشانهها حاکی از آن است که این سازمان دو استان در جنوب را در تحت کنترل خود گرفته و اردوگاههای آموزشی راهاندازی کرده است و افزون بر آن مبادلات گستردهای با جنبش الشباب سومالی در دره بابالمندب دارد.
«جان برنان» مشاور ارشد باراک اوباما در امور مبارزه با ترور، این ژنرال شورشی را متهم میکند که با اقداماتش ثبات کشور یمن را با خطر روبهرو میکند. برنان در جریان آخرین دیدارش از یمن که در پایان ماه ژانویه صورت گرفت، گفت: «از همه ژنرالهای یمن و بویژه از ژنرال علی محسن میخواهم که اقدامات سیاسی را کنار گذاشته و به نام ملت یمن عمل کنند.»
اما ژنرال ضمن رد این اتهامات میگوید که علی عبدالله صالح و طرفدارانش مسوول موج فزاینده ترورها هستند. به گفته وی، حتی موارد متعدد ربایش اتباع خارجی نیز کار رژیم سابق بوده است: «صالح دقیقا این را میدانست که میتواند از این مساله بهره سیاسی ببرد.»
اما ظاهرا برای این ژنرال این واقعیت که خود وی نیز برای سالهای متمادی بخشی از همان رژیم بوده است چندان اهمیتی ندارد.
ژنرال محسن پس از سالها فرمانبرداری بالاخره بر سر غیرت آمد و حال آن واحد ویژهای را زیر سوال میبرد که وظیفهاش مبارزه با القاعده بود، واحد ویژهای که افراد آن با همکاری آمریکاییها آموزش دیدهاند: «نقش آمریکا در مبارزه علیه القاعده در یمن باید شفافتر شود.»
سه چالش اصلی
با این حال تحلیلگران سیاسی در یمن در این مورد همعقیده هستند که سه چالش اصلی و بزرگ پیش روی جابهجایی مسالمتآمیز قدرت همان شبهنظامیان شمال، جداییطلبان جنوب و القاعده است.
هریک از این سه جبهه از ویژگیها و هوادارانی برخوردار است. اما در این میان علی عبدالله صالح نیز با بازگشت خود از آمریکا جبهه چهارمی ایجاد کرد.
هنگامی که وی در پایان ماه ژانویه سوار بر هواپیما شد و برای معالجات پزشکی به آمریکا رفت همه بر این باور بودند که اپوزیسیون و جنبش اعتراضی به هدف خود رسیده است و امید داشتند که این مستبد منفور دیگر هرگز پا بر خاک یمن نخواهد گذاشت.
البته صالح به هنگام خروج از یمن روشن کرده بود که وی نه به مانند بن علی رییسجمهور سابق تونس در تبعید خواهد ماند و نه به مانند مبارک روی نیمکت دادگاه خواهد نشست و نه به مانند قذافی به دست افراد خودش کشته خواهد شد. دیکتاتور سابق یمن با اطمینان از مصونیت قضایی که پارلمان به وی اعطا کرد بار دیگر به یمن آمد.
آن ژنرال شورشی یعنی علی محسن از بازگشت فرمانده خود به عنوان بازگشت یک شهروند آزاد به کشور یاد میکند.
ژنرال در مقابل این پرسش که آیا از سوی اردوگاه صالح تهدید به مرگ شده است پاسخی کنایهآمیز و پرمعنی میدهد: «تنها صالح نیست که تحمل زنده ماندن من را ندارد.»
قنطره - مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: