در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریالی که ایده تکراری تیتراژش را با اجرای قوی و خوب مورد قبول کرده است. ایدهمحوری تیتراژ در اصل به 2 قسمت تقسیم میشود؛ قسمت اول به نمایش تصاویری برمیگردد که به نوعی مرتبط با موضوع و فضای داستان سریال است و سعی میکند کدهایی به مخاطب بدهد که با استفاده از آنها، او آماده دیدن شود.
باید گفت قسمت عمدهای از تصاویر بخوبی انتخاب شده و قابلیت پیامرسانی بالایی دارد. یعنی در کوتاهترین زمان ممکن قادر است بارمعنایی نسبتا مناسبی منتقل کند. اما در میان آنها تصاویری هم دیده میشود که تا حد زیادی اغراق شده به نظر میرسد. مثلا مشتی که روی میز میخورد تصویری تکراری است که البته این تکراری بودن، چنانچه به صورت خلاقانهای اجرا میشد، میتوانست از این کلیشه و اغراقآمیز بودن نجات پیدا کند که متاسفانه چنین چیزی نشده است.
اما اجرای این ایده به شکلی بسیار خوشسلیقه انجام شده است، مثلا تصاویر دفرم یا تصحیح رنگ آنها به شکلی چشمنواز صورت گرفته که خود به تنهایی قادر است بار زیباشناختی تیتراژ را قوام بخشد.
قسمت دوم ایده تیتراژ، قسمتهایی از سریال را پخش میکند که مرتبط با داستان است. این قسمت همانطور که پیشتر و در مواردی مشابه گفته شده بود، 2 وجه عمده دارد. وجه اول میتواند مخل روایت سریال باشد و حالتی تصنعی به آن بدهد و وجه دوم صورتی است که میتواند برای ورود به داستان سریال هیجانی کافی بدهد. در تیتراژ مثل یک کابوس، دقیقا نمیتوانیم بگوییم شاهد کدامیک از این دو وجه هستیم. برخی تصاویر جنبه مهیج دارد و برخی کمی تصنعی است و امکان دارد مخاطب را پس بزند. لذا همانطور که در ایده اول، قوی و ضعیف درهم آمیخته بود، در اینجا نیز تصاویر کلیشهای و مهیج درهم آمیخته شده است، اما نتیجهای که به دست میدهد تقریبا به نفع کفه مهیج میچربد.
فونتهایی که در تیتراژ استفاده شده معمولی است، هم با فضای سریال همخوان است و هم انسجام و یکدستی در آن دیده میشود.
ابتدای تیتراژ و نام سریال، لغات «مثل یک» نوشته میشود و سپس با برخی سری صداهای خاص، کلمه «کابوس» با رنگ قرمز کنار آن پدیدار میشود و اندکی هم حرکت دارد. میشد این تاکید روی کلمه کابوس را به شکلی دیگر هم به تصویر کشید؛ چراکه این شکل از نمایش کمی غلوشده به نظر میرسد و میتواند به کلیت تیتراژ لطمه بزند.
موسیقی تیتراژ، خوب و هماهنگ است. یعنی هیجان و تعلیقی را که قرار است داستان سریال داشته باشد بخوبی منتقل میکند و دربردارنده آن است.
از نیمههای تیتراژ به بعد ریتم آن تندتر میشود و با نمایش تصاویر تیتراژ همگام است که از نقاط مثبت آن به شمار میآید.
در آخر باید گفت تیتراژ سریال مثل یک کابوس اگر چه میتوانست بهتر از این باشد و در رده تیتراژهای ماندگار سریالهای تلویزیونی قرار گیرد، اما از درجه معینی فراتر نرفته است و در سطح یک تیتراژ خوب باقی مانده است.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: