دکتر مصطفی ملکی ، استاد روابط بین الملل می گوید: اگر حادثه 11سپتامبر را نقط عطف در سیاست خارجی امریکا بدانیم، استراتژی امریکا بعد از انقضای جنگ سرد در عراق بر مبنای استراتژی پیشگیرانه یا بازدارندگی پیشتاز با هدف جلوگیری از سر بر آوردن هر قدرتی در برابر ایالات متحده در هر نقطه از جهان است.
وی گفت: در استراتژی پیشگیرانه به دلیل تفاوت سرشت تهدیدها در عصر کنونی یعنی تغییر تهدیدها از تهدیدهای کلاسیک دوران جنگ سرد به تهدیدهای غیرمتعارف و نامتقارن ، شناسایی منشا تهدید در دستور کار سیاست خارجی امریکا قرار گرفته است.
بنابراین ، پس از عراق تخلیه شده از انرژی ، جمهوری اسلامی ایران با ظرفیت قابل ملاحظه اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی به عنوان مانع استراتژیک امریکا به شمار می رود.
به گفته دکتر ملکی ، اگر این ظرفیت ایران با توان کشورهای همسایه پیوند بخورد، امریکا بیشتر مشکل خواهد داشت ، پس لبه تیز تیغ آن به سمت ایران نشانه خواهد رفت.
دکتر ملکی گفت: در ادبیات جدید امریکا منابع زیرزمینی به عنوان کالای استراتژیک که ثبات جهانی به آن وابسته است ، نگریسته می شود که نمی توان برای آن تصمیم گیری ملی و داخلی کرد.
در این زمینه مشارکت شرکتهای چند ملیتی نیز با هر تدبیری در دستور کار استراتژی امریکا قرار دارد و جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ ترین عامل بازدارنده در این جهت ارزیابی می شود.
او بااشاره به همایش اقتصادی ایران و عراق در تهران گفت: این همایش که به معنای پیونددادن منابع تک بعدی و مسطح به چندضلعی است ، یقینا علاوه بر رفع سوئتفاهم ها و شناسایی توانایی های متقابل 2کشور، زمینه ساز منافع ملی ایران و عراق خواهد بود و امنیت را فراتر از بعد مرزی و سرزمینی ، به تعمیق روابط دوجانبه سوق خواهد داد.
این امر ممکن نخواهد بود مگر با واقع بینی مقامات دولت موقت عراق که امنیت منطقه ای بدون دخالت نیروهای بیگانه و در سایه همکاری های متقابل کشورهای منطقه ممکن خواهد بود.