شما پاسخ میدهید: «اینجا نوشته روستای 3 حرفیمان از توابع الموت است و در 70 کیلومتری شمال قزوین قرار دارد...» همسرتان وسایل خانهتکانی را کنار میگذارد، جلوتر میآید و میگوید: «اسمش فقط 3 حرف است؟! چه عجیب؟! ننوشته اسمش به چه معناست؟» شما میگویید: «اتفاقا نوشته که در فرهنگ لغت دهخدا نام این روستا، آتش معنی شده است.» همسرتان سری تکان میدهد و میگوید: «آها... این روستا یکی از پیشنهادهای آخر هفته چاردیواری هم بود... همان که بزرگترین تولیدکننده زغالاخته در بین روستاهای ایران است. همان که آب و هوایش کوهستانی است. همان که از گردوهایش روغنی بسیار مرغوب میگیرند.»
شما با بیحوصلگی میگویید: «خب عزیزم! اسمش؟ اسمش را بگو!» و همسرتان به فکر میرود. میگوید: «این روستا که گفتی همان است که یک رودخانه پر آب دارد به نام نینهرود، چشمهای دارد با آب گوارا به نام وگل، در نزدیکیاش هم کوه لترتله است و همان نزدیکی غاری هست که به آن میگویند اسکول و یک امامزاده قدیمی هم دارد و... خلاصه این که با هر سلیقهای که باشی آنجا جاذبهای برای خودت پیدا میکنی.»
شما دیگر از حلکردن جدول و پیداکردن پاسخ پرسشتان ناامید شدهاید، پس جدول را کنار میگذارید و میخواهید باز بروید سراغ خانهتکانی که همسرتان میپرسد: «دلت میخواهد اگر تا آخر این هفته خانهتکانی را تمام کردیم برویم و چند روزی را در همین روستا بگذرانیم؟» شما ناامیدانه و برای آخرین بار میپرسید: «کدام روستا؟» و همسرتان شاد و پرانرژی در حالی که باز تمیزکاریها را شروع کرده است، میگوید: «عزیزم تا الان درباره کدام روستا حرف میزدیم؟! خب معلوم است! روستای هیر از توابع الموت استان قزوین! برای سفر به آن ابتدا باید به قزوین برویم و بعد از جاده باراجین به جاده بهرامآباد بپیچیم و دست آخر از بهرام باد به رازمیان سفر کنیم و از آنجا هم جادهای آسفالته است که یکراست میبردمان هیر...».
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم