وضعیت فرهنگ و هنر در سال 90 نهتنها نگرانکننده و تاسفبار نبود که اتفاقا امیدوارکننده و رضایتبخش هم بود، چرا که هر سال این حوزه معمولا جولانگاه شعارهای رنگارنگ و تعارفها و اداهای روشنفکری بود از سوی هنرمندان و بدنه فرهنگ و هنر و گاهی مسوولان هم توی همان دام میافتادند؛ سال میگذشت بدون کار مفیدی و همراه با هزار شعار رنگارنگ و بیفایده و خالی از هر اتفاق مفیدی.
اما امسال چنین نبود و بیاغراق، فرهنگ و هنر، سال نسبتا خوبی را پشت سر گذاشت؛ ادعایی که دلیلهای نسبتا زیاد و محکمی دارد: در حوزه سینما فیلمها و سینماگران ایرانی در عرصههای مختلف جهانی موفقیتهای بزرگی به دست آوردند؛ موفقیتهایی که شاید خودمان هم تصور نمیکردیم روزگاری نصیبمان بشود، اما شد.
جشنواره سیام هم به اذعان بسیاری از اهالی سینما بهتر از هر دورهای برگزار شد. با نظم و برنامهریزی درست و کم اشکال و با مدیریتی که رکورد کمترین بینظمیها را در کارنامه جشنواره ثبت کرد. ساخت فیلمهای خوبی مثل ملکه، بوسیدن روی ماه، روزهای زندگی، قلادههای طلا و... هم خیالمان را راحت کرد که از پس امسال که سالی خوش بود برای سینما، سال خوب دیگری را هم در پیش داریم؛ سالی که به همت مسوولان سینمایی و از جمله مدیر همیشه پاسخگو ـ سجادپور ـ صندلی سینماها پر خواهد بود.
از سوی دیگر، تشکیل شورای سینما هم خبر خوبی بود که سینماگران را به داشتن یک تشکل صنفی قوی امیدوار کرد؛ تشکلی قانونمند و به دور از باندبازیهایی که گفته میشد هر از چند گاه در خانه سینما کلافهکننده میشد. فروش خوب بسیاری از فیلمهای ایرانی هم مثل اخراجیها3، ورود آقایان ممنوع، یه حبه قند و... هم مزید بر همه این علتها شد و شاید اگر خبر تلخ افزایش 2000 تومانی بلیت هم کام مردم علاقهمند به سینما را تلخ نمیکرد سینما، امیدوارتر از همیشه به استقبال سال نو میرفت.
ادبیات، تجسمی و موسیقی در حوزه ادبیات و کتاب هم با آمدن بعضی مدیران گریزان از شعار و عملگرا مثل بهمن دری اوضاع به سمت بهبودی رفت. دری نشان داد که به جای شعار دادن و برنامهریزیهای بیپشتوانه، مرد عمل است و بنا دارد به دور از هر حاشیه و تبلیغی برای ارتقای فرهنگ تلاش کند و با این رویکرد جشنوارههای داخلی و خارجی مربوط به کتاب بخوبی، با نظمی خاص و همراه با استقبال خوب علاقهمندان به کتاب و فرهنگ برگزار شد، جایزه کتاب سال و جایزه جلال و سایر جوایز و جشنوارهها هم بهتر از قبل برگزار شد.
سیاست جدید و هوشمندانه معرفی کتابهای فاخر در ادوار زمانی مشخص هم به استقبال بیشتر مردم از کتاب و پرفروششدن عناوین نسبتا زیادی از کتابها انجامید.
دست آخر هم موضعگیری مبتنی بر تعهد، اخلاق و ارزشهای نظام مقدس اسلامی از سوی معاونت فرهنگی که نمونهاش را در برخورد با دفتر شعرجوان شاهد بودیم، نشان داد که این مسوولان بر ارزشها و اعتقاداتی که مردم برای آنها شهید دادهاند، استوار خواهند بود.
در حوزه هنرهای تجسمی هم قانون خرید آثار هنری و تشکیل صندوق حمایت از هنرمندان، تلاشهایی قابل تقدیر از همکاران حمیدشاه آبادی معاون هنری وزیر ارشاد بود که ساده نمیشود از کنارشان گذشت و میتواند تاثیر بسیاری بر وضعیت مالی هنرمندان و کمشدن دغدغه ایشان در مواجهه با بیماری و روزهای سخت داشته باشد. برگزاری بیش از 200 کنسرت در حوزه موسیقی هم ادعای اول این نوشته را تایید میکند که سال 90 سال فرهنگ و هنر بود.
اگر چه در همین زمینه ها که گفتیم کم و کاست و ایراد هست، اما با دلایلی که ذکر شد، برآیند نمره آنها مثبت است. انشاءالله اگر عمری باقی باشد به رسم نقد منصفانه، در اولین روزهای سال آینده عیب و ایرادهاشان راهم قطار خواهم کرد.
چهرههای موسیقی سال 90
رحیم شهریاری
این خواننده خوب آذریزبان که با گروه «آراز» به اجرا میپردازد، به هر شهری از کشورمان که رفته با اجراهای خوبش همه را به خود جذب کرده است. هرچند این خواننده تمام کارهایش را به زبان آذری میخواند، اما جذابیت موسیقی او همه را به خود جلب کرده است. او قرار بود نوروز امسال کنسرتی را در کشور ترکیه برگزار کند، اما زمانی که متوجه شد اسپانسر این برنامه اسرائیلی است این برنامه را لغو کرد.
البته اجراهای خوب گروههایی چون «آراز» و همچنین گروه موسیقی «لیان» که در استان بوشهر فعالیت دارند، تواناییهای موسیقی نواحی ایران و استقبالی که از آن میشود را هم نشان خواهد داد. به نظر میرسد این برنامهها راه را بر سایر گروههای موسیقی محلی هم باز کرده و امید آن میرود که سال آینده گروههای بیشتری از موسیقی نواحی به طور جدیتری دنباله کار خود را بگیرند.
سالار عقیلی
سالار عقیلی و گروه قمر هم امسال اجراهای خوب و متعددی در سراسر کشور داشتند. البته کنسرت عقیلی در اصفهان جزو برنامههایی است که لغو شده و احتمال دارد که اردیبهشت سالآینده در این شهر اجراشود. این خواننده امسال آلبوم «یار و دیار» را نیز منتشر کرد و در بسیاری از کنسرتها همسرش حریر شریعتزاده نیز حضور داشت. او امسال در آستانه عید نوروز هم کنسرتهایی را به نفع کودکان بیسرپرست اجرا کرد.
علیرضا قربانی
علیرضا قربانی، خواننده موسیقی سنتی که این روزها بسیاری او را به خاطر بازخوانیهای ارزندهاش در آلبوم «رسوای زمانه» به خاطر دارند، امسال در چند جشنواره خارجی حضور پیدا کرد و با حضور در جشنوارههای خارجی چهره خوبی از موسیقی ایرانی را به جهان معرفی کرد. او همچنین در داخل کشور هم اجراهایی را داشت که مثل همیشه با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. او این روزها آلبوم «بر سماع تنبور» را با آهنگسازی و همکاری گروه پورناظریها روانه بازار موسیقی کرده است.
قربانی امسال تیتراژ سریال تلویزیونی «وضعیت سفید» را هم که روایتی از حوادث جنگ تحمیلی ایران بود خواند. اغلب مخاطبان رسانه ملی علاقه خاصی به تیتراژ این سریال داشتند، قربانی خود نیز به این آهنگ علاقه خاصی دارد و آن را روایتی جذاب و قابل ستایش از جنگ میداند.
علی لهراسبی
آلبوم «تصمیم» به خوانندگی علی لهراسبی یکی از پرفروشترین آلبومهای موسیقی پاپ در سال 90 است. این آلبوم البته حواشی بسیاری را هم با خود داشت و شاید بتوان این حواشی را هم در فروش بالای آن موثر دانست. البته انتظار آن میرفت که با توجه به استقبال مردم از آخرین آلبومش بتواند کنسرتهای پرمخاطبی داشته باشد، اما به خاطر حواشی آخرین آلبومش ممنوعالفعالیت شد و از اجرای کنسرتهای پایان سال بازماند.
البته آمار ممنوعالفعالیتشدههای امسال به لهراسبی محدود نمیشود و محسن یگانه هم به خاطر شکایت علی چراغعلی، تهیهکننده و مدیر برنامهاش مدتی اجازه فعالیت نداشت.
رضا صادقی
او امسال علاوه بر موسیقی، یک هنر دیگر را هم تجربه کرد و با حضور بر پرده جادویی سینما، تجربه تازهای را کسب کرد. فیلم سینمایی «بیخداحافظی» با بازی خوب او در سیامین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد و صادقی در نشستی که پس از نمایش فیلم برگزار شد گفت که دوست دارد فیلمی هم درباره مرحوم ناصر عبداللهی نیز ساخته شود. او هماکنون در حال نگارش یک کتاب نیز هست و به احتمال زیاد سال آینده دنیای نویسندگی را هم تجربه خواهد کرد. البته صادقی امسال تغییر دیگری هم در در زندگیاش ایجاد کرده و بهزودی متاهل میشود.
همایون شجریان و همنوازان حصار
همایون شجریان و گروه همنوازان حصار به سرپرستی علی قمصری هم دیگر گروهی بود که امسال اجراهای خوبی در داخل و خارج از کشور داشت. این گروه با اینکه جوان است توانست در میان گروههای موسیقی سنتی جایگاه خوبی داشته باشد.
سیاوش ناظری
این هنرمند هم که خواهرزاده شهرام ناظری است، از جمله هنرمندان جوانی بود که خیلی زود توانست توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کند. سیاوش ناظری بیشتر در زمینه موسیقی تلفیقی کار میکرد و طرفداران بسیاری هم داشت، اما او حدود 2 هفته پیش به علت اینکه آخرین آلبومش که پیرامون موسیقی نواحی بود، مجوز نشر نگرفت از ایران رفت.
شهرام ناظری
شهرام ناظری امسال کنسرتهایی را با گروه دوستی برگزار کرد.
در این کنسرتها که خارج از کشور هم برگزار شد، حسین علیزاده هم حضور داشت، اما به نظر میرسد این گروهها بهرغم استقبالی که مردم داشتند چنان که باید و شاید اجراهای خوبی نداشت. به نظر میرسد مردم انتظار اجراهای بهتری از ناظری داشتند که به او لقب شوالیه آواز ایران را میدهند.
چهرههای تجسمی سال 90
محمود شالویی
اجرای منظم و زمانبندی دقیق برای برگزارشدن طولانیترین جشنواره فجر امسال نام محمود شالویی، دبیر چهارمین جشنواره هنرهای تجسمی را در میان دبیران موفق جشنوارههای فجری سال 90 و در فهرست چهرههای محبوب هنرهای تجسمی قرار میدهد. محمود شالویی که به سال 1345 در خوزستان متولد شده است، علاوه بر تحصیلات دانشگاهی در رشته ادیان و عرفان اسلامی در حوزه علوم دینی نیز تحصیل کرده و تحصیلات علوم حوزوی را تا اتمام سطح عالی و اشتغال به دروس خارج ادامه داده است.
شالویی که این روزها بر مسند مدیریت مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد تکیهزده و با لبخند همیشگیاش تبدیل به چهرهای آشنا برای هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی شده است، در کارنامه خود علاوه بر فعالیت بهعنوان مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیتهای هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سابقه ریاست مرکز برنامهریزی و آموزش نیروی انسانی وزارت ارشاد و مشاور آموزشی معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز دارد.
محسن نوری نجفی
نشان دریافت عالی هنر در چهارمین دوره از جشنواره هنرهای تجسمی فجر تنها بهانهای بود تا محسن نوری نجفی بار دیگر در صدر چهرههای هنر تجسمی در عرصه کاریکاتور قرار گیرد. محسن نوری نجفی که امروز بعد از 30سال فعالیت، بهعنوان کاریکاتوریست صاحب سبک ایرانی شناخته میشود، به سال 1336 در تهران متولد شده است. نوری نجفی در طول فعالیت هنری خود توانسته است بارها جوایز بینالمللی کاریکاتور را به ایران بیاورد که از جمله آنها میتوان به جایزه بزرگ جشنواره بینالمللی کارتون کره جنوبی، جایزه ویژه یومیوری شیمبون و پلاک نقره از تولنتینوی ایتالیا اشاره کرد.چهره خندهروی دنیای کاریکاتور ایران که بهمن امسال در 57 سالگی نشان عالی هنر را از آن خود کرد، بیش از 30سال است که با مطبوعات کشور بهعنوان کاریکاتوریست همکاری میکند و علاوه بر شرکت در چندین جشنواره داخلی و خارجی تا امروز عهدهدار داوری چندین نمایشگاه و جشنواره بینالمللی کاریکاتور نیز بوده است. همچنین کتابهای حجم مجروح، ندای سبز، اصول مقدماتی انزوا و گوزنها کتابهای منتشر شده از این استاد صاحب سبک کاریکاتور است.
محمود فرشچیان
محمود فرشچیان، استاد پرآوازه نگارگری و چهره آشنای هنر ایران، امسال نیز در صدر فهرست چهرههای شاخص هنرهای تجسمی قرار گرفت. فرشچیان که روزهای سال90 را با نظارت بر ساخت ضریح مقدس مرقد امام حسین(ع) میگذراند، از دنیای هنر نگارگری نیز غافل نبوده و تابلوی «ستایش پروردگار» وی محصول همین توجه و علاقه است.
مهمترین اتفاق سال 90 برای فرشچیان که او را به صدر اخبار هنری رسانههای داخلی کشاند، انعکاس نقل قولی از آیتالله جوادی آملی مبنی بر درخواست وی از استاد فرشچیان برای به تصویر کشیدن داستان سیمرغ عطار نیشابوری بود؛ درخواستی که بلافاصله با استقبال فرشچیان روبهرو شد و رسانهها این درخواست و پاسخش را گفتوگوی میان حکمت و هنر نامیدند.
استاد محمود فرشچیان که متولد سال 1308 است، در شهر اصفهان به دنیا آمده و بیش از 60 سال است به فعالیت در عرصه هنر نگارگری اشتغال دارد؛ مهمترین اثر استاد فرشچیان تابلوی عصر عاشوراست که همراه چند اثر دیگر از ایشان به موزه آستان قدس اهدا شده است.
چهرههای سینمایی سال 90
یک فیلم سیاسی خوب
بعضی از کارگردانها به وسیله فیلمهای شاخصشان به همه شناسانده میشوند و برخی فیلمها به اعتبار عنوان کارگردانشان رونق میگیرند.
«قلادههای طلا» یکی از آن فیلمهایی است که بهواسطه ساختار خوبش در ژانر سیاسی و جسارتش در بیان برخی مسائل، کارگردانش را تبدیل به یکی از چهرههای نامی سال کرد.
این فیلم آنقدر متن و حاشیه دارد که هرچه اکنون دربارهاش بگوییم بیشتر شبیه آرامش قبل از توفان است و بمب قلادههای طلا در سال 91 با اکران عمومی این فیلم فعال خواهد شد، اما تا همین جای کار هم طالبی به خاطر کارگردانی سیاسیترین فیلم سال در صدر توجه اهالی سینماست، طالبی که خود حقوق قضایی خوانده است و با پشتوانه چندین ساله داستاننویسی قدم به عرصه فیلمسازی گذاشته، در واپسین اثرش با صراحت قابل توجهی به روایت ماجراهای سال 88 میپردازد و اگرچه حضور خزاعی به عنوان تهیهکننده اثر، فیلم را از بخش مسابقه خارج کرد، اما همین مساله تا حد چشمگیری عامل توجه و رونق فیلم هم شد. باید منتظر ماند و دید که گیشه 91 چه داوریای نسبت به این فیلم انجام خواهد داد.
در انتظار فروش
محمد خزاعی، جوانترین دبیر دورههای سیگانه جشنواره بینالمللی فیلم فجر، یکی از چهرههایی بود که سال گذشته نظر جمع کثیری از اهالی فرهنگ و هنر را به خود جلب کرد.
وی که فعالیتهای هنری خود را با نویسندگی و کارگردانی تئاتر آغاز کرد، پس از تحصیل در هنرهای تجسمی به کار مطبوعات روی آورد و از سال 76 وارد دنیای سینما شد. اگرچه کارگردانی دو فیلم «دستهای نیایش» و «ترانه تاکستان» جوایز داخلی و خارجی خوبی برای او بهارمغان آورد، اما چیزی که او را مشهور کرد، ورودش به دنیای تهیهکنندگی سینما در همان سنین جوانی بود.
او به عنوان یکی از جوانترین تهیهکنندههای سینما در بیستوسومین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «پشت پردهمه» نامزد دریافت بهترین فیلم شد.
خزاعی همچنان به تهیهکنندگی سینما ادامه داد، تا اینکه سال گذشته، تهیهکنندگی جنجالیترین و سیاسیترین فیلم سال را به عهده گرفت. «قلادههای طلا» نام او را بیش از پیش سر زبانها انداخت و از قضا تهیهکنندگی این فیلم پرسروصدا با سمت اجرایی وی در جشنواره فیلم فجر قرین شد.خزاعی که بیش از این، دبیری جشنوارههای گوناگونی را به عهده داشت، سال گذشته پس از تجربه موفق برگزاری جشنواره فیلم کیش، حکم دبیری بزرگترین رویداد سینمایی سال یعنی جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد و همه اینها دست بهدست هم داد تا 1390 سال شانس خزاعی جوان شود.
پیشبینی فروش میلیاردی «قلادههای طلا» به احتمال زیاد، او را به یکی از خبرسازترین چهرههای سینمایی سال 91 تبدیل خواهد کرد.
کارگردان میلیاردی
مسعود دهنمکی یکی از تازهواردهای سینماست که یا حرف نمیزند یا اگر بزند، آن را کمتر از یک میلیارد نمیفروشد. دهنمکی از سال 69 فعالیتهای فرهنگیاش را با مطبوعات آغاز کرد. از سال 83 با ساخت مستندهایی از جمله «فقر و فحشا» و «کدام استقلال، کدام پیروزی» علاقهمندیاش به سینما را نشان داد و با ساخت فیلم داستانی نیمهبلند «ضرب آخر» خود را برای ورود به دنیای سینمای حرفهای و بلند آماده کرد.
دهنمکی در طول فعالیتهای سینماییاش، فقط 3 فیلم سینمایی تولید کرده است و در مجموع با کمتر از 7 ساعت فیلم، یکی از خبرسازترین چهرههای سینمایی کشور و چهره جنجالی سال گذشته بوده است.
وی این شهرت را بیش از هرچیز مدیون آمار و ارقام میلیاردی فروش فیلمهایش است. فروش 17 میلیاردی سهگانه اخراجیهای او در تاریخ سینما آماری بیسابقه است.
او پس از تجربه یک میلیاردی اخراجیها 1 در سال 86، برای دومین بار با تهیهکنندگی حبیبالله کاسهساز اخراجیها 2 را ساخت و دهنمکی که از این تجربه خشنود بود، در سال 89 دست به جیب شد و خودش یک تنه اخراجیها 3 را نوشت و کارگردانی و تهیه کرد.
این فیلم بعد از اکران پرماجرای جشنواره بیست و نهم، با اکران گستردهاش در نوروز 90 دهنمکی را برای سومین بار چهره مسلم سینما کرد. چهرهای که سومین فیلمش 6 میلیارد تومان در تهران و شهرستانها فروخت و یک میلیون و 200 هزار نسخه دیویدی فیلمش در شبکه نمایش خانگی به فروش رفت.
کشف استعدادها
بعضیها ذاتا بااستعدادند و خودشان از این توانایی خبر دارند، اما بعضیها هم اگرچه بااستعدادند، اما مجال عرضه پیدا نکردهاند و نیاز به کشف شدن دارند.
رامبد جوان، یکی از جوانهای کمسن و پرسابقه سینما و تلویزیون ایران است که علاوه بر بااستعداد بودن، شامهای قوی در کشف ظرفیتهای دیگران دارد.
او سال گذشته در وجود قطامه سریال امام علی(ع) استعدادی جدید یافت و آنقدر آن را خوب پرورش داد که تبدیل به «خانم دارابی» سیمرغ به دست شد.
درست حدس زدید. ما داریم از فیلم «ورود آقایان ممنوع» آخرین ساخته رامبد جوان حرف میزنیم. رامبد جوان کارگردانی است که «ویشکا آسایش» را برای اولین بار در عرصه سینمای کمدی کشف و به بهترین نحو ممکن روی پرده سینما برد.
جوان که در این فیلم توانست با روایتی سالم و خالی از حواشی سینمای کمدی جهان، پرفروشترین فیلم طنز سینمای ایران را بسازد و گیشه پررونق و کمسابقه 5 میلیاردی را به دست آورد. رامبد جوان که کارنامه بازیگری درخشانی داشت، با کارگردانی فیلم دومش یعنی «ورود آقایان ممنوع» و ابتکارها و برنامههای جالبی که برای فروش این فیلم طرح کرد، در کنار بازیهای پخته و پرورده فیلم، توانست نهتنها یکهتاز سینمای طنز در سال 90 شود، بلکه نام خود را در فهرست میلیاردیها و کمدینهای برتر سینمای پس از انقلاب ثبت کند. شنیدهها حاکی است رامبد جوان و پیمان قاسمخانی سری دوم ساخت این فیلم را در دست اجرا دارند و گویا قرار است یک بار دیگر گیشه سینمای ایران توسط این زوج هنری فتح شود.
کیوان امجدیان / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم