سومین نشست ادبی «آینه‌های روبه‌رو» برگزار شد

حضور کمرنگ روستا در ادبیات داستانی

با مقایسه‌ای کوچک میان ادبیات داستانی امروز و گذشته می‌توان این نکته را به وضوح دید که نقش روستا در داستان‌ها کمرنگ شده است و نویسندگان دیگر به اندازه گذشته به توصیف فضاهای بی‌آلایش و ساده روستایی در داستان‌هایشان نمی‌پردازند.
کد خبر: ۴۶۲۸۶۸

امیرحسین فردی و محمدرضا بایرامی از جمله اما نویسندگانی هستند که داستان‌هایشان در فضای روستایی رخ می‌دهد و شخصیت‌هایشان افراد روستایی هستند که حوادث و ماجراها را رقم می‌زنند.

آثار این دو نویسنده منبع بسیار خوبی برای آشنایی با فرهنگ روستایی است و علاوه بر این نویسندگان شخصیت‌ها را به گونه‌ای رقم زده‌اند که واقعی و ملموس هستند. در آثار این دو نویسنده کتاب‌هایی که به موضوع روستا پرداخته ‌است کم نیست. «آشیانه در مه»، «سیاه چمن»، «مهمان ملائک؛ زندگینامه شهید یدالله کلهر»، «کوچک جنگلی»، «مجموعه داستان روزی که تو آمدی» و «افسانه اصلان» از جمله آثار فردی است‌ که ماجرای آنها در روستا اتفاق می‌افتد.

بایرامی هم جز چند زندگینامه داستانی که در مورد شهدا و سرداران شهید نوشته شده در بقیه آثارش فضای روستایی مطرح می‌شود. مجموعه کتاب‌های سبلان که از میان آنها «کوه مرا صدا زد» که برنده جایزه جهانی کبرای آبی در سوئیس شده، جزو کتاب‌های محبوب و پرطرفدار اوست که در فضای روستایی رخ می‌دهد.

روستا، موضوع سومین نشست «آینه‌های روبه‌رو» بود که از سوی مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار شد و در آن به بررسی «فضای روستا» در آثار این دو نویسنده پرداخته شد. این نشست با داستان خوانی محمدحسن حسینی - کارشناس ادبی - آغاز شد. او بخش‌هایی از داستان‌های فردی و بایرامی را که در توصیف فضای روستا و شخصیت‌های روستایی بود را خواند و سپس به بررسی نقش روستا در آثار این نویسندگان پرداخت.

او گفت: محور همه داستان‌های فردی بر روستا استوار است و می‌توان گفت اولین چیزی که در برخورد با داستان‌هایش خودنمایی می‌کند، همین محل وقوع رویدادهاست که در محیط روستایی است.

حسینی با توضیح درباره نقش روستا در آثار بایرامی ادامه داد: در آثار بایرامی هم جز چند زندگینامه داستانی که در مورد شهدا و سرداران شهید نوشته شده، سایر آثار او در فضای روستایی رخ می‌دهد.

او درباره ویژگی مشترک فردی و بایرامی گفت: هر دو نویسنده روستازاده هستند که از محیط زندگی خود خارج شده اند و توانسته اند ادبیات روستایی و روستا را ماندگار کنند. می‌توان گفت چون اصالت روستایی خود را وارد داستان کرده‌اند، توانسته‌اند آثار قابل توجهی ارائه دهند.

او در بخش دیگری از سخنانش شاخصه‌های اصلی روستا را در آثار امیرحسن فردی و محمدرضا بایرامی طبقه‌بندی و ترسیم کرد و گفت: از شاخصه‌های روستا می‌توان به «توصیف‌های جاندار و زنده»، «شخصیت‌ها و آدم‌ها»، «حیوانات در روستا»، «آداب و رسوم و ضرب‌المثل‌ها»، «مذهب و گرایش‌های دینی»، «عشق در ادبیات روستایی»، «مرگ» و... اشاره کرد و قصد ما این است که این‌ها را در آثار این دو نویسنده بررسی و مقایسه کنیم.

او در بحث استفاده از حیوان در روستا نیز گفت: نگاه این دو نویسنده به حیوان با هم متفاوت است؛ برای «فردی» حیوان موجودی لطیف، زیبا و دوست‌داشتنی است و مثلا سگ در آثار او حیوانی باوفاست که در گله‌داری به چوپان کمک می‌کند.

نقش حیوانات در داستان‌های روستایی

این منتقد اضافه کرد: در آثار بایرامی گاهی رگه‌های خشونت تصویر می‌شود. گرگ بایرامی، گرگ خشنی است که تا گوسفندی را نبرد، نمی‌رود و اساسا استفاده از شاخصه حیوانات در آثار بایرامی مثال‌زدنی است.

حسینی با بیان این‌که استفاده از عنصر حیوان در ادبیات روستا توسط این دو نویسنده هوشمندانه انجام گرفته است، گفت: این استفاده اصیل از عنصر حیوان در آثار فردی و بایرامی بخوبی توانسته حس قوی روستا را القا کند.

ادبیات بدون نقد در جامعه رسوخ پیدا نمی‌کند

در ادامه این نشست، فردی در سخنانی درباره این‌که ادبیات بدون حضور نقد در بدنه جامعه رسوخ پیدا نمی‌کند، گفت: برگزاری چنین نشستی از این جهت قابل احترام است که تاکنون برنامه‌ای مثل آن نداشتیم که یک منتقد با خوانش آثار 2نویسنده به نقد موضوعی آنها بپردازد و چنین دقیق با استناد به متن آنها را در یک موضوع مشخص مقایسه کند. سپس بایرامی پشت تریبون قرار گرفت و عنوان کرد: از آقای حسینی متشکرم. ایشان با دقت نظر بسیار بالایی آثار را مطالعه کرده بودند، این در حالی است که ما نویسندگان خود این گونه به آثارمان نمی‌نگریم.

او گفت: «آشیانه در مه» یکی از شیرین‌ترین خاطرات کتابخوانی من است. من در آن روزگار که این داستان به‌صورت دنباله‌دار در کیهان بچه‌ها چاپ می‌شد، همیشه منتظر بودم تا این مجله چاپ شود و من قسمت دیگری از این داستان را بخوانم.

بایرامی در ادامه افزود: این روزها این اتفاق نمی‌افتد و کمتر کتابی است که این روزها می‌خوانیم و از آن لذت می‌بریم. اگر این روزها کتابی می‌خوانیم از سر تکلیف است و برای اطلاع از نویسنده هم صنفی و مقایسه کارهای آنها با آثار خودمان.

او در پایان گفت: ناخودآگاه فردی در داستان‌هایش پررنگ است و همین مساله موجب شده آثار او زیبا، زنده و متمایز باشد. مطالعه آثار او لذتبخش است و هرگز مخاطب را خسته نمی‌کند.

در این جلسه نویسندگانی چون محمد ناصری، محمد علی گودینی و محمد کاظم مزینانی حضور داشتند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها