درماندگان واقعی و پرسش های بی پاسخ وقتی همه درها بسته باشند

دکتر پس از دیدن عکس ها و نتایج سونوگرافی ، با قاطعیت گفت: عمل.مرد دستپاچه شد.
کد خبر: ۴۶۲۱۰

آقای دکتر هزینه اش چقدر می شه؛ بیمارستان دولتی ، هزینه ای نداره ، اما باید بری تو نوبت. هزینه بیمارستان خصوصی هم حدودا یک تومن می شه.
مرد در حالی که موهای کودکش را نوازش می کرد، به فکر فرو رفت. یک تومن. همچین می گه یک تومن که انگار واقعا یک تومنه ! از کجا بیارم؛ آقای دکتر ، چقدر برای عمل وقت دارم؛ از نظر من همین فردا باید عمل بشه.
مرد بچه را درآغوش کشید و از مطب بیرون آمد. فکرش هزار جا رفت.
قرض گرفتن از بستگان : این روزها هر کسی به اندازه خودش گرفتاری داره.
وام اداره : اونو که تازه گرفتم و باهاش چاله چوله های قبلی رو پر کردم.
فروش لوازم خانه : چیزی برای فروختن نداریم. آخرین چیزی که به ذهنش رسید ، وام بانک بود.
اما بانکها برای تنها چیزی که وام نمی دادند ، وام درمان بود. تازه آن وامهای دیگر هم گرفتن هر کدامشان ، یا صبر ایوب می خواست یا بند «پ»!.
سراغ چند صندوق قرض الحسنه هم رفت اما آنها هم یا سپرده گذاری می خواستند یا ضمانت فردی که خودش جزو هیات امنا باشه.
دلش می خواست فریاد بزند و بگوید افرادی مثل من باید چه کنند؛.
این جامعه برای کسانی که ناگهان دچار مشکلی می شوند که برای حل آن به پول نیاز دارند، چه فکری کرده است؛.
واقعیت این است در جامعه ای مثل ما که اکثریت مردم به دلیل مشکلات حاد معیشتی ، توان پس انداز برای روز مبادا ندارند ، تکلیف کسانی که دچار مشکلی می شوند ، نامعلوم است.
«نظام تامین اجتماعی و رفاه» ، برای چنین شرایطی چه پاسخی دارد؛.
وقتی هفته پیش یکی از همین آدمها به دلیل آن که نتوانسته بود وام مورد نیازش را تهیه کند ، خودش را زیر قطار مترو انداخت و عنوان اولین قربانی مترو را گرفت ، خیلی ها او را به دلیل نابردباری اش ملامت کردند اما هیچ کس خودش را جای یک آدم مستاصل و از همه جا رانده نگذاشت.
کسی نگفت آدمها در جامعه ای که اغلب مردم در آن امنیت اقتصادی ندارند ، وقتی دچار یک بحران مالی می شوند ، باید چه کنند؛ این پرسشی است که تصمیم گیرندگان کلان جامعه ما باید به آن پاسخ بدهند.
پاسخی که از حیطه شعارها و طرحها خارج شود و به عرصه زندگی مردم بیاید.

مجید رزازی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها