او میگوید معمولا حوادث و اتفاقات ناگوار را خیلی زود فراموش میکند. اما یکی دو بار را به خاطر میآورد که بدون بدلکار بازی کرده است. پاکرو تعریف میکند: از همان فیلم «رویای خیس» خیلی دوست داشتم که خودم صحنههای خطرناک را بازی کنم تا اینکه بدلکار بیاید.
در همین فیلم هم کارهای سختی که بود را خودم انجام دادم مثل صحنههایی که در دره میگذرد.
اما حادثه جزئیتری که به خاطر دارم به سریال «تکیه بر باد» مربوط میشود. در یکی از سکانسها نقشی که من بازی میکردم باید از ارتفاع بلندی به زمین میپرید. من اصرار داشتم که خودم این صحنه خطرناک را بازی کنم.
این شد که از بلندی پریدم و بعد از اینکه محکم به زمین خورد، زانویم توی شکمم رفت و این شد که دل درد شدیدی را چندین ساعت تحمل کردم و البته درس عبرتی شد که باور کنم هر کاری کار من نیست و باید از بدلکار استفاده کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم