از سوی دیگر معاونت هنری و مرکز هنرهای تجسمی برنامههای مخصوص به خود را برای چهارمین دوره جشنواره داشتند و جایزههای مناسبی برای برگزیدگان این دوره در نظر گرفته شد که باعث شد رقابت و انگیزه در بین جوانان ایجاد شود، اما بزرگترین مشکل همچنان، همزمانی این جشنواره با دیگر جشنوارههای عکس بود که موجب شد تعدادی عکسهای تکراری به جشنواره ارائه شود.
البته این اتفاق فرخندهای است که به عکاسی توجه شود و دوسالانه و سالانههای مختلفی در این حوزه برگزار شود. اما از آنجا که تولیدات ما در زمینه عکاسی و بویژه مستند اجتماعی محدود است، میزان تولیدات پایین میآید و عکاسان نمیتوانند در تمامی این جشنوارهها حضور فعالی داشته باشند، اما اگر معاونت هنری در راستای حمایت و پشتیبانی از هنرمندان، جشنوارهها را هدفمند کند، میتوان آمار تولیدات را هم بالا برد تا آثار ماندگاری در گنجینه هنرهای تجسمی داشته باشیم. از سوی دیگر محدودیت عکاسی در حوزه مستند اجتماعی، زنگ خطری برای حافظه تاریخی کشور است به طوری که اگر این روند ادامه یابد در آینده خلا تصویری از دورانی که در آن به سر میبریم خواهیم داشت. در حالی که جوانان با استعداد و عکاسان خوبی داریم که میتوان به آنها سفارش کار داد تا علاوه بر کشف استعدادها، آثار با کیفیتی هم برای گنجینه فراهم کنیم. معاونت هنری و مرکز هنرهای تجسمی امکانات لازم برای برگزاری جشنواره تجسمی فجر را فراهم کرد، اما یک جشنواره باید نوآوری، تحرک و تولید داشته باشد، نه اینکه فقط آمار برگزاری جشنوارهها را بالا ببرد. بنابر این باید جشنواره را به سمت تولید پیش برد تا عکاسان تجربی و حرفهای ما به فکر تولیدات تازه باشند.
بیتردید با درگیر شدن ذهن هنرمند به تولید، نتیجه به دست آمده ارزشمند و به دور از شو و نمایش فرهنگی صرف خواهد بود.
حسن غفاری / عضو شورای داوری جشنواره تجسمی فجر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم