دام کاریابی برای دختران

یک بار دیگر نشانی درج شده در آگهی را با آدرس جایی که به نظر می رسید بیشتر یک آپارتمان مسکونی باشد ، مقایسه کرد نشانی درست بود اما نه تابلویی و نه نوشته ای.
کد خبر: ۴۶۰۹۹

از روزی که تصمیم گرفته بود شغلی برای خودش دست و پا کند و بیش از این سربار پدر پیر و بازنشسته اش نباشد، آگهی های بسیاری را دیده بود، اما فکر می کرد هیچکدام از آنها مناسب حال یک دختر جوان با مشخصات او نباشد. حالا این اولین جایی بود که به نشانی درج شده در آگهی مراجعه می کرد، اما حال و هوای ساختمان ، نشان نمی داد که اینجا یک محیط کاری باشد. با اکراه زنگ را به صدا درآورد. احساس کرد از درون چشمی ، کسی او را ورانداز می کند. لحظاتی بعد در باز شد و مردی میانسال او را به درون دعوت کرد. از آستانه در، نگاهی به داخل آپارتمان انداخت . یک هال کوچک با 3عدد مبل و یک میز عسلی و چند قفسه خالی . حسی گنگ او را از وارد شدن برحذر می داشت ، اما لحن قاطع مرد که او را به داخل دعوت می کرد، باعث شد که بر تردیدش غلبه کند. وقتی وارد می شد، خودش را دلداری داد: همین طوری که آگهی چاپ نمی کنن . حتما حساب کتابی هست ، کنترلی هست . اما دقایقی بعد، وقتی مرد صحبت را به موضوع تاهل و تجرد او کشاند و لبخندهایش حالتی شیطانی گرفت ، بشدت از اطمینانی که به آگهی چاپ شده کرده بود، پشیمان شد. سرانجام وقتی با هزار ترفند توانست خودش را از داخل آپارتمان بیرون بیندازد، ردیف پله ها را طوری بسرعت به سمت پایین دوید که در پیاده رو، همه با تعجب نگاهش کردند. دلش می خواست فریاد بزند و به مسوولان بگوید: این چه وضعی است؛ چرا دختران و زنان جوان نمی توانند با اطمینان خاطر به دنبال شغل بگردند؛ چرا هیچ نظارتی برآگهی های کاریابی نیست؛ چرا هر شیادی می تواند با چاپ یک آگهی ، دختران معصوم و زنان جوان را با پای خودشان به دام بکشاند؛ اما هر طور بود، خشمش را فروخورد و خودش را دلداری داد که توانسته از دام یک شیاد به سلامت بگریزد و دلش به حال دختران بعدی که آگهی وسوسه کننده کاریابی را می خوانند ، سوخت ....

مجید رزازی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها