در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نظریههای بسیاری درباره مشارکت سیاسی از سوی عالمان و نظریهپردازان علوم ارتباطات، علوم سیاسی و جامعهشناسی مطرح شده است. به نظر شما جایگاه رسانهها در این نظریات کجاست؟ به عبارت دیگر، در این نظریات، رسانهها چه نقشی در مشارکت سیاسی ایفا میکنند؟
به طور کلی میتوان این نظریات را در چند دسته اصلی تقسیمبندی کرد؛ دسته اول، نظریاتی هستند که به نقش مثبت و تسهیلکننده رسانهها در امر مشارکت سیاسی نظر دارند؛ به عبارتی این نوع نظریات، مشارکت سیاسی را محصول رسانهها میدانند و معتقدند این رسانهها هستند که موجب میشوند مشارکت سیاسی در کشوری صورت گیرد. این نظریات که در آرای افرادی مانند دانیل لرنر، اورت راجرز، لوسین پای و... دیده میشود، معتقدند رسانهها موجب ایجاد تحرک میان اقشار مردم و ایجاد حس همدلی و رقابت میشوند، دسته دوم نظریاتی هستند که برخلاف دسته اول که دیدی خوشبینانه به رسانهها دارند و به نقش منفی رسانهها در امر مشارکت و توسعه سیاسی اشاره میکنند. این دسته از نظریات که از سوی افرادی مانند آدورنو، هورکهایمر، شیلر، آلتوسر، فوکو و... بیان شدهاند، معتقدند که رسانهها در هر نظامی، ابزار و وسیلهای از سوی حاکمان و صاحبان سرمایه برای تخدیر و به انحراف کشاندن مردم هستند. آنها میگویند که رسانهها از این جهت که متعلق به دولت و سرمایهداران است در جهت حفظ منافع آنها حرکت میکند و به همین دلیل آنها بیانکننده و مبلغ ارزشهایی هستند که مانعی برای از بین رفتن منافع آنان نشود و نسل سوم، نظریات نوینی هستند که معتقدند رسانهها، نه صرفا موجب افزایش مشارکت سیاسی و نه موجب کاهش مشارکت سیاسی میشوند و این نوع استفاده و معتبر بودن منابع ماست که موجب میشود ما با افزایش یا کاهش مشارکت سیاسی روبهرو شویم.
حال با توجه به صحبتهای شما، میزان تاثیرگذاری رسانهها در اینباره تا چه حد است؟ فارغ از این که رسانهها موجب کاهش یا افزایش مشارکت سیاسی میشوند، رسانهها از چه میزان قدرت و تاثیرگذاری برخوردارند؟
در مورد تاثیرگذاری رسانهها بر مخاطبان خویش نیز نظریات مختلفی وجود دارد که دنیس مککوایل در کتاب «درآمدی بر نظریههای ارتباط جمعی» آنها را به طبقاتی دستهبندی کرده است؛ دسته اول، نظریاتی است که ابتدای سالهای پیدایی مطالعات ارتباطی و بعد از جنگ جهانی اول پدید آمد که میزان تاثیرگذاری رسانهها را مطلق میدانستند و به عبارتی، معتقد بودند که هر چه رسانهها بگویند، همان اتفاق میافتد. این دسته از نظریات، به نظریات گلوله جادویی یا سوزن تزریقی معروف بودند و بیان میکردند رسانهها کافی است که پیامی را آماده کنند و سپس آن را بیان کنند، هنگامی که این پیام به مخاطب برسد، مخاطب سحر خواهد شد و او براساس خواسته شما اقدام میکند. نمونه عملی این شیوه را نیز در اقدامات جوزف گوبلز ـ وزیر تبلیغات آلمان نازی ـ میتوان مشاهده کرد که به درستی از رسانههایی نظیر رادیو و سینما و همچنین مطبوعات برای پیشبرد اهداف دولت نازی استفاده میکرد.دسته دوم از نظریات در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم و براساس تحقیقات بیشتری که توسط پل لازارسفلد و همکارانش انجام شد، به وجود آمد. محققان متوجه شدند که رسانهها دارای تاثیر مطلقی نیستند و تاثیر آنها حداکثر برای استحکام بخشیدن به نظریات قبلی است و مردم بیشتر از آن که تحت تاثیر رسانهها باشند، تحت تاثیر ارتباطات میان فردی و گروههای مرجع هستند. بهترین شکل این نمونه را نیز میتوان در انقلاب اسلامی مشاهده کرد که با وجود این که رسانههایی نظیر مطبوعات، رادیو و تلویزیون در دستان دولت و رژیم پهلوی قرار داشت، مردم بیشتر از آن که تحت تاثیر آنها باشند به روحانیون بالاخص حضرت امام خمینی(ره) توجه داشتند.
دسته سوم نظریات تاثیرگذاری بر نقش قدرتمند رسانهها اشاره دارد. این دسته از نظریات اعتقاد دارد که رسانه هرچند به مخاطبان نمیتوانند بگویند که چگونه فکر کنید ولی توانایی این را دارند که به آنها بگویند به چه چیز فکر کنید. در این نظریه رسانهها موضوعی را برای آنها برجسته میکنند و آن را تبدیل به دغدغه میکنند.
با توجه به صحبتهای شما، رسانهها چه کارکردهایی در مشارکتهای مردمی دارند؟
نظریهپردازان و صاحبنظران ارتباطی برای رسانهها، کارکردها و وظایفی را تبیین و بیان کردهاند. از جمله آنها نظریهپرداز معروف، دنیس مککوایل است. وی رسانهها را دارای کارکردهایی میداند که از جمله آنها، آگاهیدهی و بسیج اجتماعی و سیاسی است که این امر از طریق مطالب و برنامههایی که آنها تولید میکنند، اتفاق میافتد. این آگاهیدهی و بسیج سیاسی از راههای گوناگونی صورت میپذیرد. از جمله آنها میتوان به اطلاعرسانی، آموزش سیاسی، شفافسازی و جامعهپذیری سیاسی، رهبری افکار عمومی، جهتدهی و... اشاره کرد که همه اینها در نحوه شناخت و نگرش ما درباره نظام سیاسی و حضور و مشارکت در آن نقش مستقیمی دارد. البته باید بدانیم که با آمدن فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی انجام این وظیفه نسبت به قبل سختتر و دشوارتر شده است. یکی از مواردی که این رسانهها از جمله رادیو و تلویزیون میتوانند در قبال آن وظیفه خود را به خوبی ایفا کنند، انتخابات است. رسانهها میتوانند با اطلاعرسانی، آگاهی بخشی، تنویر افکار عمومی، شفافسازی و آشناسازی شهروندان نسبت به حقوق و تکالیفشان در قبال حکومت و نظام سیاسی خود نقش اساسی در مشارکت یا نبود مشارکت نداشتن مردم در انتخابات داشته باشند. به عبارتی، رسانهها از جمله رادیو و تلویزیون، نقش مهمی در تبلیغ، اقناع، ترغیب شهروندان در حضور یا حضور نداشتن در انتخابات دارند.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند که بیتوجهی رسانهها به انتخابات میتواند موجب کاهش مشارکت مردم شود و برعکس آن، توجه رسانهها به این مقوله افزایش مشارکت را باعث میشود، در این باره چه نظری دارید؟
مسعودی: صداوسیما با توجه به دورههای مختلف انتخابات در این سالها، عملکرد بهتری داشته است، ولی این حجم و اندازه و کیفیت کافی نیست. باید بدانیم که مخاطب عصر جدید، دیگر آن مخاطب دهه گذشته و حتی سال گذشته و دیروز نیست و روز به روز آگاه و فعالتر میشود
امروزه در عصر ارتباطات و دنیای اطلاعات زندگی میکنیم. قطعا مخاطب امروز، دیگر مانند گذشته در عصری زندگی نمیکند که تنها منبع اطلاعاتیاش به یک یا چند رسانه محدود شود. مخاطب امروز، در عصری زندگی میکند که در طول زندگی روزمرهاش با رسانههای گوناگونی روبهروست و قدرت تحلیلش نیز افزایش پیدا کرده است. همانطور که اشاره شد رسانهها هم یکی از مهمترین عوامل موثر بر انگیزهبخشی برای شرکت در انتخابات و همچنین ایجاد بیانگیزگی برای مشارکت سیاسی به شمار میرود.
پس میتوان نتیجه گرفت که در مقاطع حساس سیاسی نظیر دوران انتخابات، غفلت و بیتوجهی رسانهها به آن، منجر به کاهش مشارکت و حضور مردمی میشود؟
بله، این امر حتی در نتیجه تحقیقاتی که در ایران و غرب صورت پذیرفته نیز ثابت شده است.
و از نظر شما چه زمانی رسانه بیشترین تاثیر خود را در افزایش مشارکت سیاسی میگذارد؟
زمانی که پیام رسانه از طریق محیط نیز تایید شود، تاثیر رسانه قاطعتر و موثرتر میشود، یعنی یک نوع همگونی میان پیام و محتوای رسانه با آنچه در بستر اجتماع و جامعه است، باشد.
این تاثیر در رسانههای مختلف چگونه است؟
ببینید ، من به یک اصل کلی اشاره کردم. هر رسانهای قالب و شیوه خاص خودش را دارد. در مورد رادیو و تلویزیون نیز باید گفت که این دو رسانه با توجه به این که رسانههای اصلی و پرمخاطب در کشور ما هستند از اهمیت بیشتری نسبت به سایر رسانهها برخوردارند و به همین جهت، از رسالت سنگینتری نیز برخوردارند. رادیو و تلویزیون میتوانند از طریق تولید هر چه بیشتر برنامههای زنده که در آن نامزدها به ارائه راهکارها و برنامههای خود میپردازند، ذهن مخاطبان را درگیر نامزدها و راهکارها و برنامههای آنان کنند و در نهایت این آشنایی به افزایش مشارکت آنها در انتخابات منجر شود.
لطفا کمی بیشتر در اینباره توضیح دهید. در یک دید تحلیلی رسانهها باید دارای چه ویژگیهایی باشند تا میزان مشارکت سیاسی را افزایش دهند؟
ویژگیهای بسیاری وجود دارد که من به چند مورد از مهمترین آنها اشاره میکنم؛ اول این که آن رسانه از پوشش خبری سریع و البته همراه با دقت و صحت برخودار باشد. در دنیای امروز رسانهای که سرعت، صحت و دقت را سرلوحه کاری خویش قرار ندهد پس از مدتی از چرخه رقابت با رسانههای بزرگ باز میماند.دوم آن که رسانه باید بتواند از حداقل معیارهای بیطرفی برخوردار باشد. رسانهای که بیطرف نباشد و متهم به فعالیت یکجانبه و همراه با جانبداری از گروه، جناح و شخصی باشد آن رسانه از نظر اعتبار منبع پس از مدتی دچار اختلال شده و سپس حذف خواهد شد.سوم آن که رسانه بتواند برنامههای تولیدی و البته چالشی خود را بیشتر کند. برنامههای خنثی برای مخاطبی که در عصر اطلاعات و ارتباطات زندگی میکند بیاهمیت خواهد بود و همین موجب ریزش مخاطبان خواهد بود.
به عنوان یک مدرس ارتباطات آیا صداوسیما ویژگیهای یک رسانه موفق را در افزایش مشارکت سیاسی شهروندان داراست؟
به نظر بنده صداوسیما با توجه به دورههای مختلف انتخابات در این سالها، عملکرد بهتری داشته است، ولی این حجم و اندازه و کیفیت کافی نیست. باید بدانیم که مخاطب عصر جدید، دیگر آن مخاطب دهه گذشته و حتی سال گذشته و دیروز نیست و روز به روز آگاه و فعالتر میشود. هرچند رادیو و تلویزیون همچنان مهمترین مرجع و کانال دریافت اطلاعات و اخبار است، ولی مخاطب کنونی دیگر به یک رسانه اکتفا نمیکند و احتیاجات خود را از منابع گوناگون دریافت میکند.
چه راهکارهایی را برای بهتر شدن برنامهها در این دوران پیشنهاد میکنید؟
به نظر بنده صداوسیما در کنار سایر فعالیتهای خود، بهتر است چند اصل را سرلوحه خویش قرار دهد. در مرحله اول شیوههای تکراری و قدیمی را کنار بگذارد. همانطور که گفتم مخاطب امروز، با دیروزش فرق میکند و نسبت به دیروز، آگاهتر و فعالتر است. تنوع در شیوهها و روشها، برنامههای زنده، چالشی و تحلیلی میتواند راهکارهای مناسبی برای این امر باشد. اگر صداوسیما اطلاعرسانی سریع و دقیق را جزو اصول خود قرار دهد، قطعا میتواند اثرات رسانههای خارجی و معارض را خنثی کند. اگر ابتکار عمل را نیز به برنامههای خود اضافه کند و در تهیه و تولید برنامههای خود جریانساز و فعال باشد، به بهترین و موثرترین نحو میتواند چون همیشه تاثیرگذار و موفق باشد.
محمدابراهیم ترقینژاد / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: