به گزارش فارس، ۱۱ مرداد سال ۸۹ اهالی شهرک شهید مطهری اسلامشهر با شنیدن فریادهای دختر ۲۳ سالهای به نام لیلا سراسیمه از خانههای خود بیرون آمدند.آنها با دیدن بدن نیمهجان یک دختر جوان، بلافاصله با مرکز فوریتهای پزشکی ۱۱۵ و پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند و دقایقی بعد لیلا با آمبولانس اورژانس به بیمارستان انتقال یافت.ماموران پلیس در تحقیقات اولیه متوجه شدند خواستگار سمج لیلا به نام آرش اقدام به اسیدپاشی کرده و متواری شده است.ماموران، متهم را دستگیر و بازداشت کردند.
دختر جوان از روز حادثه گفت
لیلا در بازجویی به پلیس گفت: آرش چند بار به خواستگاریام آمده بود، ولی من و خانوادهام به او جواب رد دادیم. اما او دستبردار نبود و اصرار داشت یا باید با من ازدواج کند یا قید این زندگی را میزند. روز حادثه، آرش تلفنی با من تماس گرفت به بهانه آوردن نذری و شنیدن آخرین حرفهایم، مرا به دم در کشاند و با پاشیدن اسید بر چهره ام متواری شد.
دختر جوان ۱۰ روز بعد از حادثه بر اثر شدت جراحات فوت کرد و این در حالی بود که آرش هم دچار 25 درصد سوختگی شده بود.با اعتراف آرش به ارتکاب جرم، قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران ارسال و اسفند سال گذشته جلسه محاکمه برگزار شد و آرش در جایگاه قرار گرفت و گفت: لیلا را کشتم، چون به عشق من «نه» گفت. نمیخواستم دست هیچ مردی به دختر مورد علاقهام برسد و برای اجرای نقشهام از پسرعمویم خواستم برایم اسید بیاورد، البته پسرعمویم از نقشه من خبر نداشت.
سپس مجید هم در دفاع از خود گفت: از تصمیم آرش برای اسیدپاشی بیخبر بودم و اگر میدانستم چه فکر شومی در سر دارد، جلوی او را میگرفتم.
سرانجام روز اول مرداد امسال، متهمان برای آخرین بار در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند و ضمن اعتراف به جرم، ابراز پشیمانی کردند.
قاضی همتیار بعد از اعلام ختم جلسه، با مستشاران دادگاه وارد شور شد و سرانجام آرش را به قصاص و مجید را به ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
پرونده برای اعلام نظر به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد که در نهایت قضات شعبه 32 دیوان، با بررسی پرونده و مشورت، حکم صادره را تایید کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم