در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اخیرا سازمان سینمایی به ریاست جواد شمقدری تاسیس شده است درحالی که فکر تاسیس سازمان تئاتر با وجود این که مربوط به سال 60 بوده اما هرگز به نتیجه نرسیده است. آیا طرح و برنامهای درخصوص تاسیس سازمان تئاتر نیز در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد؟
انشاءالله که سازمان سینمایی در دوره جدید فعالیتهای خود بتواند تاثیرات بسزایی در فعالیتهای سینمایی کشور بگذارد و عاملی برای تقویت سینمای کشور باشد. ما نیز از هر اقدامی که به تشکیل سازمان تئاتر منتهی شود، حمایت میکنیم. اما گاهی اوقات،تغییر نامها ممکن است مفید نباشد و پیشرفتی نداشته باشد. در حوزه تئاتر 2 اقدام جدی هست که مقدمه تشکیل سازمان تئاتر به شمار میرود؛ تئاتری که در طول این 30سال نتوانسته جایگاه خودش را پیدا کندو بهرغم تمام تلاشها، نتوانسته بهعنوان مولفه فرهنگی تاثیرگذار حق مطلب را ادا کند. درحالی که اغلب هنرمندان اعتقاد دارند تمام هنرها وامدار هنر تئاتر هستند، یعنی در واقع تئاتر سفرهای بزرگ برای هنر کشور پهن کرده است اما خود در این سفره همواره سهم کمتری داشته است. تئاتر حیطه گستردهای است که هنرمند و بازیگر و کارگردان تربیت کرده و حتی اهالی موسیقی به نوعی متاثر از تئاتر هستند. یعنی همه از ظرفیتهای تئاتر که به نوعی هنر مادر تلقی میشود، سود میبرند. حتی بازیگرانی که شاهد بازی خوب و توانمندانه آنها در سینما و تلویزیون هستیم، از بستر تئاتر بیرون آمدهاند. به نظرم طرح سازمان تئاتر نباید براساس چشم و همچشمی و این که چرا سازمان سینمایی شکل گرفته و تئاتر چنین سازمانی ندارد، صورت بگیرد. تصور من براین است که در درجه نخست در حیطه تئاتر باید به جریان اجراهای عمومی تاکید کرد زیرا مهمترین مساله در حال حاضر در این حوزه همین است. ضمن این که باید بخش عمدهای از این اجراها در شهرستانهای کشور نیز انجام شود. در واقع، اجرای تئاتر در شهرستانها موجب میشود خانوادهها دیگر از تئاتر به عنوان هنری لوکس و متعلق به طبقهای خاص از جامعه یاد نکنند و تئاتر هنری مردمی شود. در این زمینه هم همه مقصرند. به نظرم خود تئاتریها میتوانند بیشتر از هر کس دیگر در این خصوص نقش داشته باشند.
آیا هنرمندان تئاتر با دست خالی میتوانند دراین وادی موثر باشند؟
بله میتوانند. ما همه باید در این زمینه همکاری کنیم. اگرچه امروز سالنهای تخصصی تئاتر وجود ندارد، اما سالنهای چند منظورهای هست که میتواند برای اجراهای تئاتری مناسب باشد. امروز ما 15،14سالن چند منظوره داریم که بهطور تخصصی فعالیت میکنند. طبعا باید از این ظرفیت استفاده شود. در عین حال اگر دقت کنید، میبینید که در تهران شبی30 اجرا انجام میشود که این رقم قطعا در منطقه دارای مقام اول است؛ یعنی ما در منطقه خاورمیانه کشوری مثل ایران نداریم که شبی30 اجرا داشته باشد. البته در اینباره خودمان را با کشورهایی چون فرانسه یا انگلستان مقایسه نمیکنیم. چون قطعا تعداد اجراهای آنها از ما بیشتر است. اما دراین زمینه هم عقب نیستیم. اشکال این است که همانطور که اشاره کردم، گسترش تئاتر باید در شهرستانها هم صورت بگیرد و تمام ظرفیت تئاتری کشور در تهران متمرکز نباشد. اگر تئاتر هر شهرستان در شهر خودش اجرا شود، ما چیزی نزدیک به 400 تئاتر خواهیم داشت که در سراسر کشور و در سالنهای چند منظوره اجرا خواهند شد. تصور من این است که در حوزه تئاتر، آن عزمی که باید وجود داشته باشد، نیست تا تئاتر شهرستان بیش از پیش تقویت شود. اگرچه امروز شاهد شکلگیری اندکی از تئاتر شهرستانها هستیم اما درحال حاضر 557 گروه در کشور شناسایی و گزینش شدهاند و حتی برایشان پروانه نمایش و پیش پرداخت صادر شده است ولی باز هم به اعتقاد من، جریان اجرای عمومی به آن شکلی که باید، نبوده است. با این اوصاف، به طور جدی میشود اجراهای عمومی را در دستور کار قرار داد، نه در یک حیطه تخصصی و نه فقط برای یک عده خاص. دومین کاری که باید در حیطه تئاتر صورت گیرد، تشکیل شورای عالی تئاتراست تا ازاین رهگذر، تئاتر بتواند از انزوا خارج شود و به فضای بهتری برسد. برای چنین کاری هم باید ارگانهایی چون آموزش و پرورش، شهرداری، صدا و سیما و سایر سازمانها با یکدیگر تعامل داشته باشند. حالا دیگر تشکیل سازمان تئاتر فقط نیاز من و شما نیست بلکه خواسته تاسیس سازمان تئاتر از مجلس هم به گوش می رسد و 290نماینده خواستار تشکیل چنین سازمانی هستند . حالا بازخوردها و هیجان و نیازهای ناشی از تشکیل چنین سازمانی به وضوح دیده میشود و دیگر چنین درخواستی مختص فرد یا ارگان خاصی نیست. البته ناگفته نماند که اتفاقاتی از این دست در سینما بهگونهای دیگری وجود داشته است. طی سالهای اخیر، از سینما حمایت خوبی صورت میگیرد و سینما برای اغلب اهالی فرهنگ یک دغدغه جدی محسوب میشده و حتی میبینید در مطبوعات نیز به این هنر بیش از سایر هنرها اهمیت داده میشود. روی این اصل تصور میکنم باید تئاتر آزاد ساماندهی شود. به تئاتر خیابانی اهمیت دهیم و به تئاتر کودک جدیتر از پیش نگاه کنیم. اگر چه در سالهای اخیر، نگاهها به حوزه تئاتر کودک جدیتر شده و یک سالن تئاتر کودک در تهران به 2 سالن افزایش یافته است و سالن تئاتر فرهنگسرای نیاوران هم طی یک سال به شکل تخصصی به اجرای نمایشهای مختلف میپردازد.
وضعیت تئاتر مولوی دغدغه و سوال خیلی از اهالی تئاتراست. چرا این تالار هنوز از ردیف بودجه مستقلی برخوردار نیست؟
شاهآبادی: مسوولیت اولیه ما حمایت از موسیقی اصیل ایرانی است،حتی اگر موسیقی پاپ به قیمت حمایت از موسیقی اصیل ایرانی تضعیف شود
این اتفاق ممکن است بزودی بیفتد. البته همت دانشگاه تهران هم در تحقق چنین اتفاقی میتواند موثر باشد. بویژه این که از دکتر رهبر، رئیس دانشگاه تهران خواستهایم در این زمینه عنایت کنند. ما هم به نوبه خود به انجام این امر کمک میکنیم. فکر میکنم وزارت علوم باید قدم جدیتری در این مورد بردارد و بداند تئاتر مولوی تنها محدود به قشر دانشجو نیست بلکه همه جوانان کشور میتوانند از چنین فضایی استفاده کنند. البته تا امروز تعامل خوبی وجود داشته و امیدوارم با کمکهای دکتر رهبر بتوانیم در بهبود این مساله سهیم باشیم.
باتوجه به اینکه درهمه جای دنیا شهرداری متولی تئاتر است شما چقدر از همکاری با شهرداری دراین زمینه بهره گرفتهاید و طرح احداث تماشاخانه 2 ایرانشهر چهوقت به انجام میرسد؟
شهرداریها در تمام دنیا به احداث سالنهای تئاتر میپردازند و اداره چنین سالنهایی در ادامه راه به عهده نهادهای مردمی (
NGOها) و موسسات فرهنگی است. ما نیز سال آینده شاهد افزایش سالنها خواهیم بود که تماشاخانه ایرانشهر نیز در ردیف این سالنها قرار دارد. اما به ازای هرسالنی که اضافه میشود، به دلیل این که تئاتر هم باید هزینه فروش بلیت خود را از مخاطب بگیرد هم نیاز به یارانه دارد، نیاز به حمایت دولت نیز دارد. ما سعی میکنیم دراین ارتباط به اندازه توان خود کمک کنیم تا علاوه بر افزایش سالنهای تئاتری، طرح استقرار گروههای شهرستانی اجرا شود و در تهران کلید بخورد.طی ماههای اخیر شنیدهایم که سالن برج میلاد قرار است تنها مختص کنسرتهای سنتی باشد و دیگر کنسرتهای موسیقی پاپ در برج میلاد اجرا نشود. فکر نمیکنید این مساله باعث به حاشیه راندن موسیقی پاپ و بروز هرچه بیشتر موسیقی زیرزمینی میشود؟
مسوولیت اولیه ما حمایت از موسیقی اصیل ایرانی است.حتی اگر موسیقی پاپ به قیمت حمایت از موسیقی اصیل ایرانی تضعیف شود، ما این را بد نمیدانیم؛ ابایی هم از گفتنش نداریم. به نظرمیرسد آنچه در این میان ضربهدیده، موسیقی اصیل ایرانی است. موسیقیای که هیجانهای بجا و اصالتهای خاص خودش را دارد و خاستگاهش متعلق به فرهنگ ملی و دینی ماست، اما موسیقی پاپ هم میتواند فعالیتهای خودش را با توجه به چارچوبهای ارائه شده داشته باشد. یعنی این طور نیست که مجموعه برج میلاد تنها در اختیار موسیقی سنتی باشد موسیقی پاپ هم میتواند در این محل به اجرای کنسرت بپردازد. مشکلمان حمایت نکردن و گران بودن بلیت موسیقی پاپ نیست. مشکل ما این است که میبینیم امروز مهمان وارداتی جای صاحبخانه را گرفته و صاحبخانه با تمام بیجایی، جای خود را به این مهمان داده است.
اما در همه جای دنیا به این شکل است که تمام ژانرهای موسیقی در کنار یکدیگر وجود دارند. این تعدد هست چون ذائقههای مختلفی برای موسیقی به چشم میخورد. بنابراین نمیشود موسیقی پاپ را کنار گذاشت.
اجازه بدهید برای این سوال شما من نیز این پرسش را مطرح کنم که آیا درباره کشورهایی مثل چین و هند نیز همینطور است؟ اینطور نیست. آنها همچنان به موسیقی اصیل خود پایبندند و رمز موفقیتشان نیز در همین نکته است.شکی دراین نیست که امروز موسیقی پاپ با هجمهای گسترده بر موسیقی ما سایه افکنده است، اما واقعیت این است که اگرقرار باشد موسیقی پاپ در کشور ما همپای موسیقی اصیل حضور داشته باشد، باید به شکل کنترل شده،فیلتر شده و ایرانی شده باشد. در این حد نه تنها اشکالی ندارد که با موافقت ما مجوز آلبومهای موسیقی پاپ نیز صادر میشود. منظور من به طور کلی این است که این نوع موسیقی باید به قدر و اندازه نیاز جوانان در جامعه تولید شود. مثل محصول خوراکی که تولیدش مجازاست و مصرفش خوب است. سبد شنیداری ما همین امروز هم متاثر از موسیقی پاپ و غربی (هر چند سبک اصلاح شدهاش) هست. اما همین اندازه هم حجم معقولی بهشمار نمیرود. به این دلیل است که تاکید میکنم باید برای کنسرتهای موسیقی اصیل ایرانی حمایت زیادی صورت گیرد.برای اجراهایشان سالن تخصیص دهیم. آلبومشان را خریداری کنیم تا شاید از این طریق، سبد شنیداری کشور اصلاح شود. به بیان ساده تر، سبد شنیداری جامعه به نفع موسیقی اصیل ایرانی اصلاح شود. شما امروز میبینید موسیقی پاپ با وجود دستگاههای دیجیتال و صداهای ناهنجاری که از این دستگاهها استخراج میشود، ناخواسته ما را درحین رفتن به آرایشگاه، سوار شدن به تاکسی و... درگیر خود کرده است. در واقع، موسیقی دیگر اختیاری نیست بلکه به مثابه اکسیژن در فضا شده و اصلا درست نیست که شما اختیار سبد شنیداری خودتان را نداشته باشید. آن وقت است که به خودتان میآیید و میبینید از 12ساعتی که بیرون از خانه بوده اید، 3ساعت ناخواسته موسیقی گوش دادهاید. آن هم موسیقیای که در برخی موارد چنان ناهنجاراست که روی روح و روان و روابط آدمها تا نوع رفتار آنها با خانوادههایشان تاثیر میگذارد. زیرا موسیقی دارای چنان ظرفیتی است که میتواند در آن واحد، مخاطب را بگریاند، بخنداند، به هیجان وادارد و حتی بخواباند.
چرا در کشوری مثل امارات که در مقایسه با ما از قدمت و هویت فرهنگی- هنری برخوردار نیست، خرید آثار هنرمندان ایرانی بیشتر از کشور خودمان رونق دارد. عربها چطور به این بینش رسیدهاند که ارزش یکنقاشیخط را بدانند ولی ما با این صبغه طولانی و درخشان فرهنگی نتوانستهایم ارزش کار هنرمندانمان را درک کنیم؟
باید این مساله را بررسی کنیم که آیا واقعا دراین زمینه بینش وجود دارد یا نه. من به شخصه به این مساله قائل نیستم که مردم ما قدر هنر را نمیدانند و مثلا فلان شخصیت که در دبی درآمد میلیاردی دارد، معنای این اثر را میفهمد اما مردم ما از درک آن عاجز هستند. حرف من این است که در آن جامعه به دلایلی این اتفاق افتاده است. شاید بخشی از این مساله به محیط لوکس و تجاری چنین کشوری برگردد. در کشورهایی از این دست، تجارتها فارغ از هر منطقی صورت میگیرد.درباره خرید آثار هنری که شما به آن اشاره کردید نیز معلوم نیست پشت این خرید، درک هنری وجود داشته باشد. تحلیلش هم دردی از ما دوا نمیکند. اما مسلم است که در کشور ما این نیاز وجود دارد که آثار هنرمندان در داخل کشور خریداری شود.
آزاده صالحی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: