با کیوان ساکت‌‌، نوازنده تار و مدرس دانشگاه

سلیقه مردم در موسیقی افت کرده است

کیوان ساکت یکی از هنرمندان باسابقه در عرصه آهنگسازی و نوازندگی تار و سه‌تار است. او اولین درس‌های موسیقی را از دایی‌‌اش منوچهر زمانیان در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان در صدا و سیمای وقت فرا گرفت.
کد خبر: ۴۶۰۰۰۶

پس از مدت کوتاهی معلم وی منوچهر زمانیان به دلیل ادامه تحصیل از مشهد رفت و مدتی کلاس بدون معلم بود. از آن پس حمید متبسم که در دانشسرای هنر تهران، موسیقی می‌خواند و برای بازدید خانواده به مشهد آمده بود در کارگاه موسیقی به تدریس مشغول شد و ۲ تابستان پیاپی معلم آنجا بود. در سال ۱۳۷۵ گروه وزیری را تاسیس کرد و از آن زمان تاکنون آثار زیادی را با این گروه اجرا کرده‌است. در سال ۱۳۶۹ به دعوت پرویز مشکاتیان به عنوان نوازنده و تکنواز به گروه عارف دعوت شد و حاصل این همکاری آثاری نظیر «افق مهر»، «وطن من» با صدای ایرج بسطامی، «مقام صبر» و. . . است. برپایی کنسرت در داخل و خارج از کشور و تالیف کتاب‌های نظری برای آموزش تار و سه‌تار نیز گوشه‌هایی از فعالیت این هنرمند طی سال‌های اخیر به شمارمی‌رود. او امسال در بیست و هفتمین جشنواره موسیقی فجر همراه ارکستر فرهنگسرای بهمن به اجرای برنامه پرداخته است. با او به بهانه حضورش در این جشنواره به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

اگر موافق باشید گفت‌و‌گو را با سوالی درباره نوآوری شروع کنیم. درگفت وگویی که سال گذشته با هم داشتیم اشاره کردید که نوآوری یک نیاز است. با این حال هنرمند نه‌تنها در حیطه موسیقی که در تمام زمینه‌ها چه وقت مجاز به نوآوری است؟

نوآوری عنصری نیست که خود به خود به هنرمند تزریق شود. بلکه این مساله از طریق درک هنرمند از محیط پیرامونش شکل می‌گیرد. در واقع نوآوری یک ضرورت به شمار می‌رود و زمانی نوآوری حاصل می‌شود که تمام شرایط برای هنرمند مانند داشتن روح زیبایی شناسی، تاثیرپذیری او نسبت به محیط و... مهیا شده باشد. به عنوان مثال در حیطه قصیده و غزل هزاران شاعر به سرودن شعر در قالب‌های متداول پرداختند تا شاعری چون حافظ در راس آنها قرار گرفت. می‌توان گفت نوآوری نیازمند آبشخور تازه در بستر جامعه است. البته همان‌طور که اشاره کردم، هنرمند باید برای ابداع کردن، مولفه‌هایی چون شناخت و استعداد و توانمندی را داشته باشد. هم چنین خیلی عوامل دیگر دراین ارتباط وجود دارند که دست به دست هم می‌دهند و زمینه را برای نوآوری در یک هنر فراهم می‌کنند. در خیلی مواقع، هنرمند وقتی به خلق یک اثر پرداخت تازه می‌فهمد که اتفاق تازه‌ای در این اثر افتاده است که پیش از این امکان نداشته است. به این صورت است که نوآوری در اثر یک هنرمند متجلی می‌شود و گرنه نمی‌شود گفت هنرمند مجاز به نوآوری است یا خیر. اصلا کلمه مجاز بودن معنی ندارد و همان‌طور که اشاره کردم محیط پیرامون هنرمند در ذهن او تاثیر می‌گذارد و موجب تشکیل چنین فرآیندی می‌شود.

آیا می‌توان درباره خود شما نوآوری را اجرای قطعاتی از آهنگسازان کلاسیک جهان به وسیله تار و سه‌تار قلمداد کرد؟

این که من با تار و سه‌تار آهنگ‌های مشاهیر دنیا که در برهه‌ای از زمان بر موسیقی جهان تاثیرات شگرفی داشته‌اند را در قالب تکنوازی یا به همراهی ارکستر زده‌ام نمی‌توان نوآوری دانست، بلکه می‌توان آن را حرکتی جدید عنوان کرد. زمانی که من به انجام چنین کاری پرداختم هدف اصلی‌ام جلب کردن توجه جوانان به سمت سازهای ایرانی بود. در واقع می‌خواستم به آنها بفهمانم که سازهای ایرانی قابلیت بالایی دارند که می‌توان موسیقی دنیا را به وسیله آنها نواخت. به طور کلی هر حرکت نویی که در عادت‌های فسیل‌شده رسوخ کند و خلاف جهت بیان هنری معمول صورت بگیرد نوآوری است و مشخصا همان‌طور که طرفداران خود را دارد منتقدان خود را نیز خواهد داشت. امروز بعد از گذشت سال‌ها خیلی‌ها علاقه‌مند شدند حرکتی که من طی سال‌های گذشته در حیطه تار و سه‌تار انجام داده‌ام را دنبال کنند. من نشان دادم سازهای ملی ما این توانمندی را دارند که ظریف‌ترین و دشوارترین ملودی‌های معروف دنیا را به مدد آنها نواخت. حالا یک عده در این مسیر به تقلید هم پرداخته‌اند و این که موفق شده‌اند یا نه به خودشان مربوط است، اما روشی که من در آن سال‌ها در پیش گرفتم و قطعاتی از آهنگسازان جهانی را با تار و سه‌تار نواختم با استقبال زیادی مواجه شد. به طوری که آلبوم‌های «شرق اندوه»، «آن سوی آب و گل» من توانستند حرکت‌های تازه‌ای در عرصه آهنگسازی و موسیقی ایرانی به شمار روند و بعد از گذشت سال‌ها، هنوز در ردیف پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی تکنوازی به شمار می‌روند. اینها نشان می‌دهد که جامعه در آن برهه حرکت‌های دشواری از این دست را پذیرفته بود. البته این را اضافه کنم که من برای هرکدام از این آلبوم‌ها زحمات و مرارت‌های زیادی کشیدم. مثلا وقتی دوره رمانتیک را کار می‌کردم نه چیز دیگری می‌شنیدم و نه می‌دیدم. دائم در حال تمرین بودم. سرگذشت شوپن و آهنگسازان دوره رمانتیک را مطالعه می‌کردم و قطعاتشان را تمرین می‌کردم. اما شیوه نوازندگی من می‌تواند نوآوری به شمار رود. زیرا من جملات و تکنیک‌ها و پاساژهایی را در حین نوازندگی‌ام استفاده می‌کنم که پیش از اینها در هیچ مقطعی از زمان ازهیچ استادی ندیده بودیم. همین‌طور در نوع ساختار کنسرتینوهایی که برای تار و سه‌تار و ارکستر تار و پیانو ساختم نوآوری کردم و می‌بینید که تا پیش از این کارها کنسرتینوهایی نظیر آن ساخته نشده بود. اگرچه استاد وزیری، آهنگ‌ها و قطعات بسیار زیبایی برای تار ساخته‌اند، ولی با فرم و قالب متفاوتی که من ساخته‌ام فرق دارد. به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که نوآوری عنصری است که سلسله شرایط جامعه موجب آبستن‌شدن آن می‌شود. حتی ممکن است این آبستنی سال‌ها طول بکشد و همان‌طور که پیش‌تر هم گفتم باید بستری برای زایش این حرکت میسر شود.

یک سوال هم درباره سبک. به نظر شما ضرورت دارد هر هنرمندی که پا به عرصه هنر می‌گذارد الزاما صاحب سبک شود؟ کما این که خود شما از جمله هنرمندانی هستید که معتقدید سبک فرآیندی است که خود به خود به وجود می‌آید؟

سبک و شیوه امضای هنرمند است. اگر هنرمند به یک بیان شخصی و درونی مستقل خود دست یابد در حقیقت توانسته امضای خاص خود را داشته باشد. در غیر این صورت هنرمند مقلد می‌ماند. در معاصرین هم هنرمندانی هستند که از استادانی چون جلیل شهناز، فرهنگ شریف و... تقلیلد می‌کنند. اصولا چندین سال است که حالت بدی در بین هنرمندان خاصه جوانان به وجود آمده و چشم و هم‌چشمی ‌و بدگویی رواج یافته است. به نظر می‌رسد وجود این عادت‌های ناپسند موجب مخدوش شدن و از بین رفتن گوهره موسیقی اصیل ایرانی می‌شود.

شما در بیست و هفتمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه پرداختید. اگر ممکن است درباره این برنامه توضیح دهید؟

این برنامه 28 بهمن برگزار شد. من ارکستر فرهنگسرای بهمن را رهبری می‌کنم و به آهنگسازی خود، قطعاتی را نیز در این ارکستر نواختم. سال گذشته نیز این ارکستر را آموزش دادم و توانست مقام نخست را در جشنواره موسیقی فجر کسب کند. دراین برنامه نیز قطعاتی چون «یک نوروز»، «یک خانه پر از مستان»، «دور از وطن» و... به خوانندگی علی یاری‌پور اجرا کردیم. همچنین امسال در جریان برگزاری موسیقی فجر در خانه هنرمندان ایران با موضوع تجزیه و تحلیل موسیقی ایران از نگاه امروز به سخنرانی پرداختم.

فکر می‌کنید جشنواره‌ای مانند جشنواره موسیقی فجر که به هر حال 27 دوره از برگزاری آن می‌گذرد چقدر توانسته از منظر عملکرد برای مخاطب و هنرمندان راضی‌کننده باشد؟

بی‌تردید جشنواره باید حامل پیام و اتفاقی باشد. نه‌تنها در زمینه موسیقی که در تئاتر و فیلم نیز باید چنین مولفه‌ای وجود داشته باشد. بویژه آن که مسوولان برای برگزاری جشنواره‌هایی از این دست زحمت می‌کشند، اما ظاهرا دستشان از نظر مالی بسته است و بودجه چندانی در اختیار ندارند. در عین حال هنر موسیقی هنر پرخرجی است که نیازمند بودجه زیاد است. به نظرم متولیان برگزاری جشنواره موسیقی فجر باید به این سمت و سو بروند که دلیل برآورده نشدن انتظارات از سطح کیفی جشنواره چیست.

آقای ساکت! در عرصه هنرهای تجسمی ‌بسیاری از هنرمندان زبده و پیشکسوت بر این باورند که آنچه توانسته نظر غربی‌ها را نسبت به هنر ما خاصه مینیاتور جلب کند وجود عرفان شرقی است که در کار هنرمندان به چشم می‌خورد. آیا این مساله درباره موسیقی ایران هم صادق است؟

بدون شک. هرچند موسیقی ایرانی به دلیل محدودیت‌هایی مثل ممنوعیت صدای زن، نحوه اجراها و نشان‌ندادن سازها مورد بی‌مهری و کم‌لطفی قرار گرفته است، اما توجه غربی‌ها به تم‌ها و ملودی‌های شرقی همواره وجود داشته است. بخصوص این که هنرمندان غربی به گام‌های شرقی گوشه چشمی‌دارند. تا اندازه‌ای که موسیقی پاپ و راک امروزی آنها برگرفته از مدهای شرقی است. بخصوص مدی که در این موسیقی از یونان قدیم گرفته شده و شباهت زیادی به شور یا نوای ما دارد. شما چنین ویژگی‌هایی را می‌توانید در ترانه‌های آنها نیز مشاهده کنید. آنها از فضای موسیقی مینور و ماژور خود دور شده و به موسیقی شرقی نزدیک شده‌اند. برای همین است که می‌بینید موسیقی آنها اینقدر مورد توجه قرار می‌گیرد. دلیلش این است که مدها و گام‌هایشان غالبا ملهم از موسیقی شرقی است.

از این بحث که بگذریم اجازه بدهید یک سوال هم درباره آلبوم‌های موسیقی بپرسم. در 2 دهه گذشته آلبوم‌هایی منتشر می‌شدند که آهنگسازی آنها برعهده هنرمندان بزرگی چون کامبیز روشن روان، فریدون شهبازیان و... بوده است. این آلبوم‌ها به مدد وجود چنین آهنگسازانی توانستند صرف‌نظر از این که نقطه عطفی در موسیقی معاصر ایرانی باشند تا سال‌ها برای مردم خاطره ساز شوند. حال آن که امروز دیگر چنین ویژگی‌هایی در آلبوم‌های موسیقی به چشم نمی‌خورد یا اگر هست اندک است. به نظر شما این به کم‌کار شدن برخی آهنگسازان برمی‌گردد یا دلیل دیگری دارد؟

به نظرم آهنگسازان کم‌کار نشده‌اند، اما نمی‌شود انتظار داشت شرایط اجتماعی در تمام دوره‌ها یکسان بماند و از همه مهم‌تر حال روحی هنرمندان دستخوش تغییر نشود. امروز برخی عوامل موانه میان مخاطب و آهنگساز را بر هم زده است. یکی از این عوامل نبود حق کپی‌رایت و عدم حمایت دستگاه‌های ذی‌صلاح از مصنفان و مولفان است. این مساله باعث شده تولید اثر بالا برود و در عین حال به کیفیت لطمات زیادی وارد شود. دیگر این که صدا و سیما آثار برخی جوانان را که هنوز در زمینه آهنگسازی به تکامل و پختگی نرسیده‌اند را پخش می‌کند. این در حالی است که آثار این عده از نوپایان موسیقی، هنوز صلاحیت شنیده شدن به وسیله مردم را ندارد. تصورم بر این است عواملی از این دست این موازنه را برهم زده‌اند و طبعا از این رهگذر ذوق و سلیقه شنیداری مردم نیز افت کرده است.

ظاهرا در حال حاضر مشغول آماده‌سازی آلبوم تازه‌ای با عنوان «می‌تراود مهتاب» هستید که توسط ارکستر سنتی سازهای ایرانی تنظیم شده و خوانندگی‌اش برعهده سالار عقیلی است؟

بله، این آلبوم در واقع در ردیف نخستین آلبوم‌هایی است که با ترکیبی متفاوت عرضه خواهد شد. در این آلبوم 7 قطعه ضربی آوازی به چشم می‌خورد و به احتمال زیاد چهارده ترک خواهد داشت. تا امروز کارهایی که بیشتر در این قالب عرضه‌شده تک‌صدایی بوده که اصطلاحا به آن مونوفونیک گفته می‌شود یا کارهای ارکستر ملی بیشتر براساس سازهای غربی بوده است، اما درارکستر ما به عنوان مثال دوازده کمانچه هست که هم کنترپوان است و هم‌ هارمونی دارد.

تمام اشعار این آلبوم از نیما یوشیج است؟

نه، فقط یک شعر می‌تراود مهتاب از اوست. بقیه از شعر شاعران دیگر استفاده شده است.

برخی معتقدند موسیقی سنتی ازاین جهت دلنشین است که متکی به ادبیات کلاسیک است. سوال اینجاست که آیا می‌شود خارج از این چارچوب ادبیات کلاسیک در موسیقی سنتی بهره گرفت؟

ببینید موسیقی که امروز اجرا و مورد توجه عام و خاص است از 2 بخش متن و حاشیه تشکیل شده است. به این صورت که متن باید از کلام پارسی باشد. در واقع استفاده از کلام پارسی ناگزیری موسیقی ایران است. شاید به این خاطر که اگر کلام پارسی در موسیقی سنتی نباشد شنونده تمایلی به شنیدن آن نشان نمی‌دهد. بخش دیگر نیز حاشیه است که به تزئین متن کمک زیادی می‌کند. مشروط بر آن که مخل فهمیدن متن نشود. در واقع؛ آنچه از آن به نام موسیقی ایرانی یاد می‌شود، الزاما باید براساس افاعیل کلام پارسی اجرا شود. در غیر این صورت، محبوبیت چندانی نمی‌یابد. به این خاطر است که آن دسته از موسیقی که با شعر توام می‌شود محبوبیت بیشتری پیدا می‌کند. هرچند به طور استثنا، آثار من که بدون کلام اجرا شده‌اند مانند «شبی با خورشید»، «یادگار خون سرو» و... در این ردیف هستند.

شما مدت‌هاست که روی تابلوی اشعار فردوسی کار می‌کنید و از این رهگذر قصد دارید با شهرام ناظری نیز همکاری کنید. اگر ممکن است دراین باره بگویید؟

همان‌طورکه شما هم اشاره کردید چندین سال است که روی تابلوهای فردوسی کار می‌کنم و در حال حاضر 5 تابلو با مشارکت شهرام ناظری کار کرده‌ایم که در حال ضبط و آماده‌سازی است.

شما هنرمندی هستید که فعالیت رسمی‌ خود را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌ شروع کردید. امروز چیزی نزدیک به 3 دهه از فعالیت‌تان در عرصه موسیقی می‌گذرد فکر می‌کنید درخشان‌ترین دوره‌ای که توانستید آثار ماندگار از خود به جای بگذارید کدام دوره بوده است؟

البته من پیش از انقلاب پا به عرصه موسیقی گذاشتم. مدت کوتاهی شاگرد دایی‌ام بودم و بعد از آن نیز نزد حمید متبسم به فراگیری موسیقی پرداختم. بعد از آن متبسم به تهران آمد. یکی دو دیدار کوتاه نیز با استاد حسین علیزاده داشتم که با محبت‌های بیکران وی مواجه شدم و بعد از آن به شکل مستقل شروع به کار کردم، اما درباره سوال شما باید بگویم تصور می‌کنم 4 آلبوم یادگارخون سرو، شرق اندوه، رقص انگشتان و... که طی سال‌های اخیر از من منتشر شده در ردیف کارهای مطلوب من به شمار می‌رود. نه این که بگویم اینها بهترین‌ها بوده‌اند، اما توانسته‌اند حرف جدیدی به مردم بزنند و مردم نیز در ازا از این آلبوم‌ها استقبال کرده‌اند.

شما از هنرمندانی هستید که علاوه بر فعالیت عملی در حوزه موسیقی به نگارش کتاب‌های ارزشمندی چون مجموعه 10 جلدی «شیوه نواختن تار و سه‌تار»، «بیست اتدود برای تار و سه‌تار»، «بیست تمرین برای تار و سه‌تار» و... پرداخته اید. آیا باز هم کتاب جدیدی در دست نگارش دارید؟

می‌خواستم به کسانی که کتاب‌های مرا در آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های موسیقی تدریس می‌کنند بگویم که ویرایش کتاب اول و دوم من با عنوان «بیایید تار و سه‌تار بنوازیم» بتازگی منتشر شده است و می‌توانند برای تدریس از این کتاب‌ها استفاده کنند.

به نظر شما ممکن است در حیطه تار و سه‌تار نوازی شاهد اتفاقات تازه‌تری باشیم؟

خودتان می‌گویید اتفاق و معلوم نیست این اتفاق کی بیفتد. شاید امروز شاید هم سال‌ها بعد. به هرحال همان‌طورکه اشاره کردم هنرمند باید با محیط خود ارتباط برقرار کند تا ببیند چگونه می‌تواند باعث زایش این اتفاق شود.

آزاده صالحی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها