شوخی را جدی بگیرید

با شتاب روند سریال‌سازی در ایران، حالا مشکل تازه‌ای برای مخاطبان فراگیرترین رسانه ایران مطرح شده است. هجوم سریال‌های تلخ و غمگین به رسانه ملی آنقدر سهمگین بود که معاون سیما حتی طی بیانیه‌ای ساخت این نوع سریال‌ها را محدود کرد و آن را همراه با تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی به عنوان آفت‌هایی برای مخاطب ایرانی مطرح کرد.
کد خبر: ۴۵۹۸۳۲

اشاره مهمی که می‌شد تاثیرات درست آن را بخوبی دید. اما کارگردانان و نویسندگانی که موضوعات اصلی برنامه‌های خود را از جامعه بیرون می‌آوردند معتقد بودند اطراف آنها همین اتفاقات تلخ و غمگین زیادتر است و نمی‌توان روی آنها چشم بست. این روزها انگار در بر پاشنه دیگری می‌چرخد، چراکه حالا وضعیت برگشته است و همه سریال‌های پر از اندوه جای خود را به مجموعه‌های طنز داده‌اند، به طوری که این روزها تنها شبکه 3 سیما هر شب 3 مجموعه طنز (خنده بازار، خانه اجاره‌ای و نقطه‌سرخط) را روی آنتن می‌برد. اما چیزی که در این میان به چشم می‌آید و به نوعی شاید بدسلیقگی قلمداد شود توازنی است که میان این مجموعه‌ها باید وجود داشته باشد و نیست.

طنز، تلخی‌ها را کم می‌کند

بسیاری از کارشناسان رسانه معتقدند الزاما برای نگاه داشتن مخاطب پای گیرنده‌های تلویزیونی لازم نیست او را با بدبختی‌های موجود در جامعه سرگرم کنیم. اساسا نقش ذاتی رسانه فراگیری مانند تلویزیون در ارائه راه‌های بهتر در جهت ایجاد زندگی مطلوب اجتماعی و آگاهی بخشی خلاصه شده است. در این میان پخش سریال‌هایی با موضوعات تلخ و غمگین، قطعا فاقد وجاهت اجتماعی است و البته باید گفت الزاما توجه بینندگان به این سریال‌ها و پرمخاطب بودن آنها، نشانه مطلوب بودن آن و تاثیر اجتماعی مناسب آن بر توده‌های مختلف اجتماعی نیست.

نرگس، زیر تیغ، دلنوازان، ستایش و... تنها گوشه‌ای از برنامه‌هایی بودند که با محوریت اندوه و مشکلات لاینحل خانوادگی و اجتماعی تهیه شدند، هرچند این روند با سریال‌های «تا ثریا» و «شیدایی» به کیفیت گذشته و بلکه اندوهناک‌تر از پیش ادامه یافت، اما این نکته آنقدر تداوم پیدا کرد که حتی صدای خود مسوولان تلویزیون را هم درآورد و هر دو سریال زودتر از آنچه باید به اتمام رسیدند. این نکته نشاندهنده بی‌علاقگی خود مسوولان فیلمسازان به این‌گونه سریال‌سازی است، اما اصرار آنها برای ساخت چنین آثاری جالب توجه است.

همه اینها در حالی است که باید به یاد بیاوریم تلویزیون تجربه ساخت سریالی مانند «خانه سبز» را هم به عنوان یک اثر مطلوب خانوادگی داشته که در یاد و خاطره مخاطبان تلویزیون ماندگار شده است.

یکی از مهم‌ترین دلایل وجود توازن میان ملودرام‌های تلویزیونی و مجموعه‌های طنز این است که هر دو گونه این برنامه‌ها قطعا می‌تواند طیف بالاتری از مخاطب را به رسانه ملی علاقه‌مند کند و از طرفی دیگر، تلویزیون در کنار ساخت مجموعه‌های ملودرام تلخ، به منظور ایجاد تنوع برای مخاطبان باید سریال‌های طنز هم پخش کند، چرا که این نوع سریال‌ها می‌تواند تلخی برخی آثار ملودرام را در میان مخاطبان کاهش دهد.

نکته دیگر این‌که منظور از سریال‌های طنز یا شاد فقط سریال‌های معروف 90 قسمتی نیست. در این‌که حتما باید شادی در سریال‌های شاد حاکم باشد شکی نیست، ولی این‌که یک سریال کاملا کمدی باشد و فقط مخاطب را بخنداند جذابیت ندارد. بارها این اتفاق افتاده که سریال‌های طنزی در تلویزیون پخش شده‌ که خنده‌دار نبوده، ولی فضای امیدبخشی برای مخاطبان داشته که مخاطب با تماشای آنها احساس آرامش، شادی و امید کرده است.

سریال‌های شاد و کمدی را باید از همدیگر مجزا کنیم؛ چرا که یک سریال شاد حتما نباید خنده‌دار باشد و همین که به بیننده احساس امیدواری می‌دهد و بیننده با دیدن آن حالش خوب می‌شود، کافی است.

وقتی در ساخت سریال‌های طنز یک قصه‌ خوب و جذاب در نظر گرفته شود، خیلی مهم‌تر از این است که بازیگران آن نیز بازیگر کمدی هستند یا خیر؛ چون این قصه‌ سریال‌های طنز است که مورد استقبال مخاطبان قرار می‌گیرد و تا حدودی تاثیرگذاریش بیش از سایر چیزهاست. قصه‌ سریال موجب می‌شود تماشاچی کاراکتر را دوست داشته باشد و زمانی هم که به یک کاراکتر علاقه‌مند شد، با او همراه می‌شود.

90 شبی‌ها، باشند یا نباشند؟

بسیاری از مجموعه‌هایی که به عنوان 90 شبی در تلویزیون ایران مطرح شد توانستند مخاطبان بسیاری به خود جلب کنند. این نکته حتی برای آن دسته از سریال‌هایی که به نوعی موفق هم نبودند، تکرار شد.

هرچند روی آنتن رفتن این سریال‌ها همیشه همراه با نقد و واکنش در زمان خودش بوده است، اما نبودشان نیز بشدت به چشم می‌آمد. مجموعه‌های طنز 90 شبی در دهه 70 از دل آیتم‌های طنز زاده شد. همچنین برخی تجربه‌های موفق نشان داد این ژانر جدید قابلیت دارد کمی با تدبیر مناسب تا مدت‌ها مخاطب گریز پا را پای تلویزیون نگه دارد. مهران مدیری با اولین مجموعه 90 شبی خود توانست سبک خاصی از طنز را در تلویزیون پایه‌گذاری کند. حتی او تعدادی نویسنده خوشفکر را آورد که نوآوری آنها منجر به جهش در این ژانر شد. علاوه بر گروه مهران مدیری، رضا عطاران نیز توانست در ساخت مجموعه‌های طنز تلویزیون موفقیت‌های نسبی را از آن خود کند؛ اما جذابیت‌های سینما و البته استقبال تلویزیون از برنامه‌های غمگین باعث شد این افراد به سمت پرده نقره‌ای جذب شوند.

جذابیت سینما باعث شد بسیاری از این برنامه‌سازان موفق ترجیح دهند به جای تلویزیون در سینما حضور داشته باشند و اتفاقا خلأ این افراد در تلویزیون بخوبی احساس شد. رضا عطاران شاید نمونه خیلی خوبی از این دست افراد باشد.

وقتی عطاران برای بازی در یک فیلم سینمایی فقط یک ماه و نیم درگیر است و البته پول خوبی هم دریافت می‌کند، مسلما انگیزه کمتری برای ساخت یک مجموعه طنز دارد که او را نه تنها چند ماه درگیر می‌کند، بلکه باید با ناظر کیفی، ناظر پخش و... هم چانه بزند. استاندارد کمدی کار کردن تلویزیون خیلی بالاتر از سینماست؛ البته استثناهای عالی هم در سینما وجود دارد.‌ این مساله خیلی خوب است که در تلویزیون یک نگاه پیگیرتر به کمدی داشته باشیم. حالا که بیننده به ما اعتماد کرده بهتر است این اعتماد ماندگار شود، چون جذب اعتماد مخاطبان بویژه در کارهای کمدی سخت است.

میثم اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها