در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با پایان جنگ تحمیلی و ریاستجمهوری هاشمی رفسنجانی، جامعه ایران فضای جدیدی را تجربه میکرد. تغییر سیاستهای اقتصادی با ایده روی آوردن به اقتصاد بازار آزاد، تشویق و ترغیب سرمایهگذاران برای فعالیت اقتصادی، فراهم آوردن تسهیلات لازم برای شرکتهای خصوصی، تشویق به خصوصیسازی شرکتهای بزرگ و... از برنامههایی بود که دولت تکنوکرات هاشمی رفسنجانی دنبال میکرد.
علاوه بر سیاستهای اقتصادی سیاستهای اداری و اجرایی دولت، ذائقه سیاسی مردم را هم دگرگون کرده بود. در این دوره دیگر شعارهای طیف چپ جذابیتی نداشت.
شعارهای دولت جدید با اقبال عمومی مواجه شده و در دل مردم امیدواریهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی و تامین امنیت اجتماعی و رسیدن به یک رفاه نسبی ایجاد کرده بود.
واکنش تند و پرخاشگرانه جریان چپ در مجلس سوم علیه برنامههای دولت نیز در سطح جامعه بازتاب خوبی نداشت و برداشت عمومی این بود که نمایندگان این جریان سیاسی با چنین موضعگیریهایی مانعی برای تحقق شعارها و وعدههای دولت هاشمی رفسنجانی هستند.
در چنین فضایی قرار بود انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شود.
در آستانه برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی، قوای مقننه و مجریه با تفسیر جدید شورای نگهبان از نحوه نظارت بر انتخابات روبهرو شدند.
غلامرضا رضوانی، رئیس هیات مرکزی نظــارت بر انتخابات در تـــــاریخ 24/ 2/ 1370 طی نامهای به شورای نگهبان، نظر تفسیری آن شورا در مورد مدلول اصل 99 قانون اساسی را استعلام کرد.
در پاسخ به این استعلام، شورای نگهبان نظر خود را به این شرح اعلام کرد: «نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی، استصوابی است و شامل همه مراحل اجرایی انتخابات از جمله تایید و رد صلاحیت کاندیدا میشود.»
در این دوره، وزارت کشور در اختیار عبدالله نوری بود. وی با اینکه سعی میکرد چهرهای مستقل از خود به نمایش بگذارد، اما تمایلات چپگرایانه وی قابل کتمان نبود.
به همین دلیل از نظر وزارت کشور، مساله نظارت استصوابی دخالت در امور اجرایی تلقی میشد و نوری نمیتوانست نارضایتی خود را از این تفسیر شورای نگهبان اعلام نکند حتی زمانی که وی برای ایراد سخنرانی به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم دعوت شد با اشاره به ابهامات حقوقی، خواستار شفافیت بیشتر این موضوع شد.
از شواهد چنین برمیآمد که وزارت کشور تمایل چندانی به تمکین نظر شورای نگهبان ندارد.
برای روشن شدن ابهامات موجود، نوری با مقام معظم رهبری ملاقات کرد. در این دیدار، حضرت آیتالله خامنهای با تایید نظر شورای نگهبان، استصوابی بودن نظارت این شورا را مورد تاکید قرار دادند و از این پس وزیر کشور عنوان کرد که با اعلام نظر مقام معظم رهبری هرگونه ابهامی در این مورد برای وزارت کشور رفع شده است.
در جریان رسیدگی به صلاحیت داوطلبان نمایندگی انتخابات مجلس، نامزدهای بسیاری از طیف موسوم به چپ ردصلاحیت شدند.
این رد صلاحیتها بیشتر از سوی هیاتهای اجرایی صورت گرفت؛ هیاتهایی که از سوی وزارت کشور معرفی شده بودند و بسیاری از اعضای آن اگرچه لزوما از منسوبان به طیف موسوم راست نبودند، اما در عین حال قرائت جدید عناصر جناح چپ در مورد حکومت اسلامی و ولایتفقیه را نمیپذیرفتند.
رد صلاحیت بسیاری از عناصر جریان چپ توسط هیاتهای اجرایی با توجه به روحیه و نوع افکار عبدالله نوری و تمایلاتی که وی به جناح چپ داشت برای بسیاری از ناظران سیاسی تعجبآور بود و برخی رسانههای غربی در آن دوره با توجه به رویکرد هیاتهای اجرایی، وی را جزو نیروهای محافظهکار قلمداد میکردند.
پس از پایان انتخابات دوره چهارم مجلس شورای اسلامی در حالی که عبدالله نوری در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرده بود و به سوالات رسانههای گروهی پاسخ میداد در واکنش به سوال خبرنگار بیبیسی که وی را منتسب به جامعه روحانیت مبارز و نیروهای محافظهکار معرفی کرد، ضمن دفاع از عملکرد هیاتهای اجرایی گفت: «گرایشهای خاص سیاسی هرگز دلیل رد صلاحیت افراد در هیات مذکور نبود و آنچه آنها انجام دادهاند در چارچوب قانون بوده است.»
نکته قابل توجه اینکه هیات نظارت در مقایسه با هیاتهای اجرایی سختگیریهای کمتری در بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات کرده بود و حتی بسیاری از رد صلاحیتشدگان توسط هیاتهای اجرایی از سوی هیاتهای نظارت تایید صلاحیت شده و توانسته بودند در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کنند.
احمد جنتی، از اعضای شورای نگهبان در همان مقطع، در گزارشی که از روند عملکرد هیاتهای اجرایی و نظارت ارائه کرده بود، گفت: «هیات اجرایی تهران صلاحیت 180 نفر را رد کرده بود، اما شورای نگهبان 76 نفر از آنان را دارای صلاحیت تشخیص داد... به هیاتهای بررسیکننده صلاحیت داوطلبان اکیدا توصیه شده بود که ضوابط را در نظر بگیرند و کاری به طرز تفکر افراد نداشته باشند.»
دیدگاههای سیاسیون حاضر در انتخابات مجلس چهارم
پیروی از ولایت فقیه و اطاعت از مقام معظم رهبری و حمایت از دولت هاشمی رفسنجانی به عنوان محوریترین شعار جریان راست در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی مطرح بود.
قدر مسلم منظور اصلی از طرح چنین شعارهایی به نوعی نقد جریان مقابل و وارد آوردن این اتهام به طیف چپ بود که مجمع روحانیون مبارز و همفکران این تشکل نتوانستهاند کارنامه موفقی از خود ارائه دهند.
جریان راست برای بهرهبرداری کامل از همه امکانات برای دستیابی به کرسیهای بیشتر در مجلس شورای اسلامی به سازماندهی همه نیروهای خود پرداخت و با همه گروههای همفکر ائتلاف کرد.
نامزدهای ائتلاف راست
جامعه روحانیت مبارز با شعار پیروی از خط امام، اطاعت از رهبری و حمایت از هاشمی به همراه جامعه وعاظ تهران، جمعیت موتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، جامعه اسلامی دانشگاهیان، جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه زینب، جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار تهران، کانون انجمنهای اسلامی فارغالتحصیلان شبهقاره هند، کانون هماهنگی انجمنهای اسلامی کارخانجات و شرکتهای استان تهران، ستاد هماهنگی انجمنهای اسلامی وزارتخانهها و موسسات دولتی، نامزدهای خود را برای شرکت در چهارمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به شرح ذیل معرفی کرد:
محمدعلی موحدی کرمانی، سیدعلی غیوری، علیاکبر ناطق نوری، عباسعلی عمید زنجانی، علی موحدی ساوجی، محسن مجتهد شبستری، سیدعلیاکبر حسینی، قربانعلی درینجفآبادی، سیدعلی اکبر ابوترابی، سیدرضا تقوی، سیدمحمود دعایی، عباس شیبانی، سعید رجایی خراسانی، مرتضی نبوی، علی نقی سیدخاموشی، حبیبالله عسگراولادی، محمدرضا باهنر، محمدجواد لاریجانی، سیدمحسن یحیوی، علی عباسپور تهرانی، هاشم رهبری، کاظم سیفیان، شهابالدین صدر، محمود صابر همیشگی، مریم بهروزی، مرضیه وحیددستجردی، نفیسه فیاضبخش، پروین سلیحی (لبافینژاد)، منیره نوبخت و حسن روحانی.
علاوه بر تهران در بسیاری از شهرستانها نیز نامزدهای انتخاباتی همسو با جریان راست با شعار محوری پیروی از خط امام، اطاعت از رهبری و حمایت از هاشمی وارد عرصه رقابت سیاسی شدند.
علیرغم اتحاد و اتفاق جریان راست برای شرکت در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی، رسیدن به یک وحدت نظر در میان اعضای طیف چپ با دشواری همراه بود. لحن پرخاشگرانه جریان چپ علیه سیاستهای دولت هاشمی رفسنجانی و نگاه انتقادی آنان در خصوص عملکرد کابینه وی برای همه همفکران این جریان قابل هضم نبود. از این روی برخی از عناصر این طیف، سیاست مدارا و نرمش را در مواجهه با دولت جدید به کار میبردند.
شرایط و فضای سیاسی و اجتماعی آن روزگار نیز مجالی برای خودنمایی و جلوهگری طیف چپ در میدان اجرایی و اداری کشور باقی نمیگذاشت. پایان جنگ و رسیدن دوره بازسازی، جامعه ایرانی را وارد مرحله تازهای کرده بود و مردم بیش از گذشته به فکر بهبود وضعیت اقتصادی خود بودند.
جریان چپ و حضور با نصف قدرت
عملکرد مجلس سوم که طیف چپ در آن اکثریت داشت چندان با سیاستهای جدیدی که دولت برای ورود به مرحله تازه و نو برای پیشبرد روند اجرایی کشور در نظر گرفته بود همخوانی نداشت.
به همین دلیل بر اساس تصور عمومی که البته تبلیغات رسانهای جریان راست نیز در به وجود آمدن آن بیتاثیر نبود، مجلس آینده حال و هوای دیگری میطلبید تا در آن فضا، تصمیمات و طرحهای اعضای کابینه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و با مصوبات مجلس راه برای بازسازی و نوسازی کشور فراهم آید.
بر اساس گزارشی،80 نفر از نامزدهای طیف چپ که 40 نماینده مجلس نیز جزو آنان بودند رد صلاحیت شدند البته تعداد نامزدهای تایید نشده چپ، گرچه زیاد بود اما بسیاری از چهرههای اصلی این جریان سیاسی که شامل عناصر برجسته تشکیلدهنده مجمع روحانیون مبارز بودند امکان حضور در انتخابات مجلس چهارم را پیدا کردند.
با توجه به روند قضایا، مجمع روحانیون مبارز و گروههای همسو تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت نکنند، اما بعدها بنا به توصیه مقام معظم رهبری با انتشار بیانیهای عزم خود را برای حضور در انتخابات اعلام و عنوان کردند که تنها به خاطر رهبری در این عرصه شرکت میکنند و در نهایت نامزدهای خود در تهران را به این شرح اعلام نمود: مهدی کروبی، سیدمحمد موسوی خویینیها، محمدرضا توسلی، سیدعلیاکبر محتشمیپور، سیدعبدالواحد موسویلاری، عیسی ولایی، محمدعلی صدوقی، فخرالدین حجازی، محمود دعایی، مرتضی الویری، حسین مظفرینژاد، سیدعلی اکبر ابوترابی، سعید حجاریان، محمدحسن رحیمیان، عباس دوزدوزانی، مرتضی کتیرایی، ابوالقاسم سرحدیزاده، محمد سلامتی، نجفقلی حبیبی، محمدسعید تسلیمی، سیدمحمد صدر، شمسالدین وهابی، محسن رهامی، سیدمحمد اصغری، سیدمحسن یحیوی، علیرضا محجوب، گوهرالشریعه دستغیب، فاطمه کروبی، مرضیه حدیدچی و سهیلا جلودارزاده.
در مقایسه با دورههای قبل نامزدهای مشترک در فهرستهای جداگانه جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز کاهش پیدا کرده بود.
در این دوره تنها علیاکبر ابوترابی، سیدمحمود دعایی و سیدمحسن یحیوی جزو نامزدهای مشترک این دو جریان سیاسی بودند.
در کنار مجمع، ائتلاف خط امام شامل اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت)، انجمن اسلامی معلمان ایران، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، انجمن اسلامی مهندسین و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران قرار داشتند.
در میان آنان، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران تشکلی جدیدالتاسیس بود و عناصر تشکیلدهنده آن اعضای مستعفی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که در شرایط فعلی با پسوند «ایران» وارد عرصه انتخابات شده بودند.
حضور این عده که شامل چهرههایی مانند: بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، فیضالله عرب سرخی و... بود با واکنش منفی جریان راست مواجه شد.
عناصر ائتلاف خط امام اگرچه از همفکران مجمع روحانیون مبارز به شمار میآمدند، اما در نحوه و نوع ارزیابی و تحلیلهای خود از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با مجمع روحانیون تفاوت دیدگاههایی داشتند.
بهرغم این اختلاف نظر ائتلاف خط امام ترجیح داد که از فهرست نامزدهای مجمع روحانیون حمایت و از ارائه فهرست جداگانه خودداری کند.
برگزاری انتخابات و وزنکشی سیاسی
انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ 21 فروردین 71 برگزار شد. در مرحله اول این انتخابات 18 میلیون و 81 هزار و 432 نفر در سراسر کشور شرکت کردند که بر اساس آمار شامل حدود 65 درصد از واجدین شرایط میشد.
در مرحله اول 135 نفر از منتخبین از 113 حوزه به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کردند. در تهران یک میلیون و 71 هزار و 299 نفر رای دادند و از این تعداد تنها سیدعلیاکبر حسینی و سیدعلیاکبر ابوترابی موفق به کسب اکثریت آرا برای حضور در مجلس شدند و تکلیف 28 نماینده دیگر به مرحله دوم انتخابات کشیده شد.
از مجموع 30 نفر اول تهران در دوره اول، 29 نفر از نامزدهای جامعه روحانیت مبارز بودند و نفر سیام محمدرضا توسلی نامزد مجمع روحانیون مبارز بود. دیگر نامزدهای مجمع به جز دو نفر جزو نفرات برگزیده از ردیف 30 به بعد بودند که باید برای شرکت در مرحله دوم انتخابات رقابت میکردند.
شهاب سلیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: