در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خواجه نصیرالدین که عصارهای از مجموع فرهنگ ایران را در خود جمع داشت، در دوران دهشتناک و غمبار پس از یورش مغولان، درصدد سامانبخشیدن به این مرده ریگ درهم فروریخته برآمد و جوهر زندگی را بر این صحرای فقر چکانید. در حقیقت، در روزگاری که وخامت و پریشانی اوضاع ایرانزمین هراسانگیز جلوه مینمود، خواجه هوشمندانه پرچم فرهنگ را به دست گرفت، زیرکانه خردمندان را بر گرد خویش فراز آورد و با سلاح قلم و اندیشه به جنگ دشمنان دور از تمدن مغول رفت.
علمای تاریخ جملگی بر این باورند، چنانچه خواجه نصیرالدین و دیگر اندیشمندان پیرو او با شمشیر قلم و سپر اندیشه، یارای آن نمییافتند خوی بدوی و وحشی یورشگران چشمتنگ مغول را رام کنند، از تمدن و فرهنگ ایران زمین که اندک زمانی پیشتر از تابناکی و درخشانی افزون برخوردار و نامدارانی چون ابنسینا، رازی، خیام، بیرونی، فردوسی و صدها دانشمند دیگر را به جهانیان معرفی کرده بود، دیگر هیچ اثری به جای نمیماند. خواجه نصیرالدین طوسی، از این رهگذر، احیاکننده 2 پایگاه معنوی عمده شد؛ یکی تشیع که تبلور اسلام در اندیشه ناب ایرانی بود و طی سدههای متمادی به دلیل وجود دستگاه خلافت و حکومتهای سنیمذهب در ایران در اختفا به سر میبرد و اینک به پشتیبانی خواجه سر برون کرده، جایگاهی مردمی و حتی سیاسی میجست. آن دیگری، ایجاد کانون علمی ـ هنری رصدخانه مراغه بود که میتوان آن را گنجینه علوم و هنرهای ایران از آغاز تا آن زمان نام نهاد.
خواجه که او را بنیانگذار کلام شیعه دوازده امامی باید برشمرد، از لحاظ علم دین تنها به فقه و اصول اکتفا نکرد و به همین سبب در فرهنگ اسلامی روحی تازه دمید و آن را از حالت خشکی و سکون رها ساخت. خواجه نصیرالدین با نگارش کتاب تجریدالکلام یا تجریرالاعتقاد، نه تنها پایهگذار کلام شیعی در ایران عصر ایلخانی شد، بلکه برای نخستین بار در تاریخ اسلام، فلسفه را بهطور کامل با علم کلام درآمیخت.
امیر نعمتیلیمائی /جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: