کارلوس ته‌وز؛ آنارشیستی که همیشه مورد علاقه روزنامه‌نگاران بوده است

داستان یک بنّای آرژانتینی

این روزها هر سایتی را که باز کنید و هر روزنامه‌ای را که ببینید، حرفی از ته‌وز و بحثی از انتقال وی مطرح است. ولی مگر این مهاجم آرژانتینی کیست که گویی تمام توان روزنامه‌نگاران ورزشی دنیا را به خود اختصاص داده و در عین حال تمام فصل نقل و انتقالات تابستانی و زمستانی در حاشیه وی قرار گرفته است؟
کد خبر: ۴۵۹۰۸۶

آپاچی

سگوندو و آدریانا ته‌وز هرگز تصور نمی‌کردند پنجم فوریه 1984 (16 بهمن 1362) روزی که خداوند کودکی به آنها عطا کرد، روزی بدل به نماد آنارشیسم در فوتبال دنیا شود. کارلوس کوچک در حومه بوئنو‌س‌آیرس و در زمین‌های خاکی آن با الفبای فوتبال و توپ گرد آشنا شد و نخستین همبازی‌هایش خواهران و برادران وی بودند. پدرش قناد بود و او در کودکی آرزویی جز ادامه دادن راه پدر نداشت. هر روز با ذوق فراوان به مغازه پدر می‌رفت و همراه با مادر و سایرین به کار مشغول می‌شد. در همان‌جا بود که با ریختن آب جوش روی صورت و بدنش، سوختگی را به یادگار برداشت که تا امروز هم همراهش بوده و حتی جراحی پلاستیک هم نتوانست آن را کاملا از بین ببرد.

کارلیتوی کوچک هنگام بازی چنان جنگنده و بی‌محابا به دنبال توپ می‌دوید که دوستانش لقب آپاچی را به وی می‌دادند؛ لقبی که امروز گویای نام دوم اوست. با خراب شدن وضع مالی پدر، پسرک ناچار شد به وی در بنایی (شغلی که بعد از ورشکستگی به آن روی آورد) کمک کند. 16 ساله بود که پایش به باشگاه بوکاجونیورز باز شد، در حالی که همانند غالب کودکان آرژانتینی، رویای مارادونا شدن را در سر می‌پروراند.

3 فصل بازی در نوجوانان، جوانان و بزرگسالان باشگاه نخست آرژانتین، از او یک 20 ساله باتجربه ساخته و وی را پس از حضور در تیم ملی نوجوانان و امید، راهی کشور قهوه کرد؛ جایی که سکوی پرتاب او به سمت خوشبختی شد. در ژانویه 2005، او با مبلغی نزدیک به 15 میلیون یورو به مدت 5 سال به عضویت کورینتیانس برزیل درآمد؛ انتقالی که گران‌ترین انتقال تاریخ آمریکای جنوبی تا آن تاریخ بود. او بدل به ستاره لیگ آن سال شده و همراه با تیم‌ برزیلی فاتح رقابت‌های سری A این کشور شد. در کنار آن، وی پس از 31 سال نخستین غیربرزیلی بود که عنوان بهترین بازیکن لیگ نخست این کشور را کسب می‌کرد. پس از حضور در جام لیبرتادورس، آوازه وی مرزها را درنوردید و چشم مدیران انگلیسی را بیش از سایرین خیره کرد.

جزیره

نخستین امتناع وی از حضور در زمین در جمع برزیلی‌ها اتفاق افتاد و به همین دلیل و خیلی زود وی را در فهرست فروش قرار داد. باشگاه وستهام انگلیس با یک قرارداد خاص، همزمان کارلوس ته‌وز و خاویر ماسکرانو را به بولین‌گراند آورد.

حضور او همزمان شد با سلسله شکست‌های این تیم در لیگ برتر و جام یوفا: یک تساوی و 7 شکست در 8بازی. تماشاگران ناراضی بودند و کسی جز بازیکن عاصی آرژانتینی متهم اصلی نبود. شرایط هر روز بدتر می‌شد و ته‌وز هم نمی‌توانست کمکی به بهبود اوضاع کند. با آمدن آلن کربیشلی به وستهام، اوضاع با گلزنی آپاچی در AFCcup تازه داشت سر و سامان می‌گرفت که به سبب مفاد غیرقانونی در قرارداد وی و ماسکرانو، باشگاه مبلغ 5/5میلیون پوند جریمه شد. او لقبی دیگر یافته بود: چکشی بر سر وستهام، اما چکش در آخرین دیدار فصل 7 ـ‌ 2006 توانست با زدن تک‌گل پیروزی‌بخش برابر منچستریونایتد، مانع از سقوط تیم به دسته پایین‌تر شده و جایی جدید در قلب هواداران وستهام و البته فرگوسن و دوستان باز کند.

اما بر سر انتقال این ستاره آرژانتینی به یونایتد مانعی وجود داشت. نام کیا جورابچیان در کنار نام کارلوس ته‌وز از زمان حضور این بازیکن در برزیل بود که مطرح شد. مدیر برنامه‌های مشکوک ایرانی‌الاصل که آوازه مافیایی بودنش دنیا را برداشته، چونان مالک برده‌ای به نام ته‌وز بر سر هر پیشنهادی که به وی می‌شد (و البته هنوز می‌شود) حاضر بود.

در تابستان 2007، نخست این اینتر بود که پیشنهاد جذب آپاچی را مطرح کرد، اما «آقای» جورابچیان مانع از این انتقال شده و با مطرح کردن این‌که وی هنوز بازیکن وستهام است، تلاش کرد وی را حفظ کند.

جالب این که هم مالک درصد بالایی از سهام کورینتیانس و هم وستهام بوده و هست. یونایتد در این بین با پیشنهادی 20 میلیون پوندی به میدان آمده و تلاش در جذب ستاره صورت‌سوخته را آغاز کرد، اما جورابچیان مانع این انتقال شده و کار به قضاوت فیفا رسید و سرانجام پس از کش و قوس‌های فراوان و کاغذبازی‌های قانونی(!)، جناب جورابچیان با دریافت 2 میلیون پوند، رضایت به انتقال برده خود به یونایتد داد. اولدترافورد آغوش خود را برای آپاچی‌ باز کرده بود، اما...

منچستر

با جانشینی وین رونی مصدوم در بازی برابر پورتس‌موث، وی بازی با لباس شیاطین‌ سرخ را آغاز کرد و خیلی زود بدل به محبوب‌ترین بازیکن این تیم شد. شعاری که هواداران برای وی ساخته بودند یادآور لقب چکش در وستهام بود و او هربار با کوبیدن مشت خود به سینه آن را تایید می‌کرد. او همان چیزی بود که سر الکس نیاز داشت. در کنار رونالدو و بازیکنان باتجربه تیم، او توانست 2 فصل پیاپی فاتح لیگ برتر شود.

نکته: در دسامبر 2010، ته‌وز به ناگاه درخواست انتقال خود از منچستر را مطرح و دلیل آن را خانواده‌اش نامید. او می‌گفت همسر و فرزندانش در این شهر راحت نبوده و او دلش می‌خواهد در جایی دیگر به بازی ادامه دهد

فضای کار در بین قرمزهای منچستر به سبب مدیریت فرگوسن آنچنان دوستانه بود که او خاطره بی‌مهری‌های گذشته را به فراموشی سپرد. فرگوسن به وی پیشنهاد قرارداد دائمی داد ولی وی آن را تحت نفوذ آقای سایه (جورابچیان) رد کرد. موضوع این قرارداد بحث اول مطبوعات انگلیس شده بود و وقتی وی در تیم منتخب قرن 21 یونایتد برابر منچسترسیتی ایستاد، هواداران با شعار «فرگی، نگهش دار!» از سرمربی‌شان تمدید با آپاچی را طلب می‌کردند و او نیز در پایان بازی قول داد او بازیکن یونایتد خواهد ماند. مطبوعات دائما از قرارداد مادام‌العمر با ته‌وز خبر می‌دادند و حتی روزنامه سان در آن زمان نوشت وکلای باشگاه در حال جستجو در قوانین هستند تا بتوانند یک پیشنهاد آزاد و دائمی به وی بدهند. او همچنان تیتر یک بود و سرانجام دیوید گیل به وی پیشنهاد 25 میلیون پوند برای 5 ‌سال را داد. او محبوب هواداران بود و در 10سال قبل، هیچ بازیکنی این‌گونه در کوتاه‌مدت در قلب آنها راه نیافته بود. ولی به ناگاه مشاور ته‌وز اعلام کرد او قصد ندارد دیگر در منچستریونایتد بازی کند! کارلیتو برده بود و ارباب کیا قصد داشت به قیمتی بالاتر او را بفروشد.

ابتدا نام لیورپول مطرح بود ولی سرانجام در 14 ژوییه 2009، آپاچی با مبلغ 47 میلیون پوند به تیم شیخ خلدون پیوست. جورابچیان با افتخار از ثبت بزرگ‌ترین قرارداد تاریخ لیگ برتر سخن می‌گفت و در این بین چیزی که اهمیت نداشت، نظر ته‌وز بود. او پس از 10 سال نخستین بازیکنی بود که از یونایتد به سیتی می‌رفت. هواداران که توانسته بودند این شاه‌ماهی حریف را به تور بیندازند با نصب پلاکاردهایی آبی‌رنگ در سطح شهر به وی خوشامد گفتند. آنها در بازی‌ها شعار «فرگی، نگهش دار!» را مسخره و از داشتن آپاچی اظهار غرور می‌کردند. هنوز وی در ترکیب تیم جا نیفتاده بود که یک آسیب‌دیدگی در تیم ملی سبب شد مدتی از میادین دور بماند، ولی در بازگشت توانست کولاک کند و با گلزنی‌های پیاپی، بیش از قبل در دل هواداران جای بگیرد. اوج این حرکت پیروزی سیتی برابر یونایتد با تک‌گل او بود و این، غم را به چهره قرمزها آورده و آبی‌ها را غرق سرور کرد.

در دسامبر 2010، ته‌وز به ناگاه درخواست انتقال خود از منچستر را مطرح و دلیل آن را خانواده‌اش نامید. او می‌گفت همسر و فرزندانش در این شهر راحت نبوده و او دلش می‌خواهد در جایی دیگر به بازی ادامه دهد. باشگاه اما این دلایل را مضحک توصیف و از او خواست بدون ایجاد حاشیه به بازی‌اش بپردازد. روبرتو مانچینی، سرمربی ایتالیایی سیتی تلاش زیادی کرد تا وی را آرام کند و در آرامش به کار خود ادامه دهد؛ کاری که با قهرمانی در لیگ، پایانی خوش را به همراه داشت. به محض فرو نشستن تب شادی‌های پس از قهرمانی در لیگ، ته‌وز شروع به زدن ساز مخالف کرد و از همان آغاز تعطیلات تابستانی، از رفتن حرف زد. ولی با شروع فصل 12 ـ‌ 2011 وی اعلام کرد در جای خوبی بازی می‌کند و قصد ندارد به جای دیگر برود.

در این بین کسی نفهمید آقای مشاور به او و خانواده‌اش اجازه نفس کشیدن نداده و چون او می‌خواست، آنها باید در منچستر می‌ماندند. او آرام‌آرام در ترکیب جدید همراه با هموطنش سرخیو آگوئرو جا می‌افتاد که...

اغتشاش

27 سپتامبر 2011، منچسترسیتی در دیدار برابر بایرن‌مونیخ در چارچوب لیگ قهرمانان اروپا از ته‌وز نیمکت‌نشین می‌خواهد که گرم کرده و داخل زمین شود، ولی وی با گفتن جمله‌ای امتناع می‌کند. پس از اتمام بازی، مانچینی در مصاحبه مطبوعاتی رسما اعلام کرد کارلوس ته‌وز دیگر در تیم وی جایی ندارد. چند روز بعد، وی پس از مذاکره با شیخ منصور گفت او تا زمان پایان قراردادش در سال 2014 در تیم می‌ماند ولی هرگز اجازه بازی نداشته و تنها در صورت وجود پیشنهاد مناسب می‌تواند از سیتی جدا شود. البته باشگاه از حضور وی در تیم ملی آرژانتین ممانعت نخواهد کرد. از همان زمان مطبوعات دنیا دست به کار شده و هر روز کارلوس ته‌وز را به یک تیم فروخته و روز دیگر قراردادش را فسخ می‌کردند.

هر روز نام یک تیم انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی، فرانسوی یا حتی آمریکایی مطرح و دوره‌ای را به مذاکرات (غالبا خیالی) ته‌وز با آنها و البته به بن‌بست رسیدن آن اختصاص می‌دادند. جورابچیان که پس از حادثه دیدار با بایرن تلاش کرد عدم تسلط ته‌وز به انگلیسی را دلیل سوءتفاهم بین وی و مانچو مطرح کند، با شکست خوردن در این مسیر سعی کرد بازار داغ انتقال برده‌اش را داغ و داغ‌تر نگاه دارد. با اتمام پاییز و آغاز فصل نقل و انتقالات زمستانی، همگان در انتظار پیوستن ته‌وز به یک تیم جدید بودند و در این راه اینتر، آ.‌ث. ‌میلان و پاری‌سن‌ژرمن مصرتر به انجام این انتقال نشان می‌دادند. گالیانی تا یک‌قدمی انتقال وی به میلان هم رفت ولی سرانجام این انتقال انجام نشده و کارلیتو در سیتی ماندنی شد. این روزها مانچو با کاهش عصبانیتش از احتمال حضور این بازیکن در ترکیب خبر می‌دهد، هرچند خود او با رفتن به آرژانتین و بازی گلف و کارهای آزاد، گویی قصد ندارد به جمع آبی‌آسمانی‌ها بازگردد.

زمان در گذر است و ته‌وزی که یک نیم‌فصل از رقابت‌ها دور بوده قطعا نه در سیتی و نه در هیچ تیم دیگری نخواهد توانست به جایگاه خوب گذشته‌اش بازگردد. در این بین تلاش جورابچیان جالب است که هرازگاهی با دادن پیشنهادات سنگین از جانب تیم خودش کورینتیانس برزیل می‌خواهد بازار را برای انتقال این پسرک آرژانتینی داغ‌ و داغ‌تر نگه دارد.

تیم ملی

پس از بازی در تیم ملی نوجوانان آرژانتین، وی همراه با امیدهای این کشور توانست فاتح مدال طلای فوتبال المپیک 2004 آتن شود. او در همان سال پس از علی دایی، دومین گلزن ملی 2004 (با 16 گل برابر 17 گل دایی) لقب گرفت. وی همراه با آلبی‌سلسته در 2 جام‌جهانی 2006 آلمان و 2010 آفریقای‌‌ جنوبی حاضر بود که البته این تیم نتوانست مقامی را کسب کند. جالب این که در جام‌جهانی 2010 وی همراه با مسی، زوجی بودند که جز قهرمانی تصوری از آنها نمی‌رفت ولی تیم دیه‌گوی بزرگ بسادگی نابود شد. در 8 سال بازی در تیم ملی، وی 59 بازی و 13 گل زده را در پرونده دارد.

علی پازکیان ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها