مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
این چیزی است که خود او اخیرا در روسیه اعلام کرده است. این کشور مکانی است که او در یک سال و نیم اخیر به زندگی و بازی در آن اشتغال داشته است. او ابتدا به عنوان یک بازیکن مشهور و عاملی برای بینالمللیکردن انرژی جذب این تیم متعلق به منطقه ماخاچکالا (ماخاچ قلعه) روسیه شد ولی بتدریج مراتب و منزلت او از حد یک ستاره هم بالاتر رفت و چندی پیش که مربی این تیم به سبب کسب نتایجی ضعیف برکنار شد او به عنوان «بازیکن ـ مربی» در خدمت انژی بود.
کارلوس در فاصله کمی تا بهار 2012 میگوید: «قرارداد من با انژی در انتهای بهار 2013 به پایان میرسد، اما طول مدت بازیام در قرارداد تا پایان سال 2012 قید شده است و در نتیجه میتوانم در آن زمان (آذر 1391) به عنوان یک بازیکن بازنشسته شوم. قرار است بعد از آن هم در انژی بمانم و مشاور ارشد سلیمان کریماف (رئیس باشگاه) باشم. آنها از من خواستهاند ساختار و تشکیلات باشگاه را از نو تعریف کرده و چیزی را تدوین کنم که لااقل برای 10 سال عمرمفید داشته باشد.»
روبرتو کارلوس که به خاطر پاهای عضلانی و بسیار پرقدرت در دوران اوجش «پا اتمی» خوانده میشد و بهترین روزهایش را به مدت 11 فصل در رئال مادرید سپری کرد و برای اینترمیلان هم توپ زد، بر این نکته مصر است که کنارهگیریاش به عنوان یک بازیکن به خاطر یک یا چند آسیبدیدگی خاص و علاجناپذیر نیست بلکه بیشتر با این پشتوانه است که او به عنوان یک بازیکن به هر چه میخواسته، رسیده و چیز زیادی نمانده است که وی به عنوان اهداف بعدی خود تعیین کند و به خاطر آن بماند و بجنگد.
وی میگوید: هر چیزی که یک بازیکن به عنوان نقاط اوج کارش جستجو میکند، نصیب من شد و از پرافتخارترین راهها هم عبور کردهام و راه چندان دیگری برای پیمودن نمانده است. من سالها در بالاترین سطح فوتبال اروپا توپ زده و در برزیل برای پالمیراس هم بازی کردهام و شاید هر اتفاق در رویداد دو سه سال پیشرو چنان ارزشی ناب نداشته باشد که به خاطرش ماندنی شوم. افتخارات لازم را نیز تا سرحد امکان تجربه کردهام و شاید حالا زمان استراحت نسبی و رسیدگیام به سایر امور فوتبال رسیده باشد.
آن جام خاص
کارلوس در میان این همه فتوحات پایانناپذیر و لیست قطور جامهایی که به دست آورد، جام قهرمانان باشگاههای اروپا به سال 1998 را بالاتر از بقیه قرار میدهد. با این که او در سالهای 2000 و 2002 یعنی عصر مربیگری ویسنته دلبوسکه هم این جام را در معیت سایر کهکشانیهای فوقالذکر از نو تصاحب کرد، اما او در واپسین روزهای زمستان بسیار سرد 2012 میگوید: «آن جام خاص به سال 1998 ارزش ویژه برای باشگاه داشت زیرا به 32 سال قهرماننشدن رئال در آن رقابتها پایان بخشید و طلسمی طولانی را شکست. شاید تنها نقطه تاریک کار من در رئال این بوده باشد که جام حذفی اسپانیا را هرگز نبردیم.»
کارلوس در میان گلهای متعدد و گاه حساسی که بهرغم بازی در خط دفاعی در صحنههای مختلف به ثمر رساند، 2تا را در درجات بالاتری قرار میدهد و آنها را بیشتر دوست میدارد. یکی طبعا همان گل معروفی است که وی با یک ضربه آزاد محکم و پیچدار از فاصلهای دور به نفع تیم ملی برزیل در برابر فرانسه در جام کنفدراسیونهای 1997 زد که سالها درباره آن و نیرویی که کارلوس به توپ وارد کرد و میزان چرخش توپ بعد از ضربه صحبت و اظهارنظر میشد. دیگری هم گلی که در فوریه 1998 در بازی رئال با تنهریف در یکی از مسابقات لیگ اسپانیا از روی نقطه کرنر و با یک ضربه مستقیم و تابدار وارد دروازه رقیب کرد، در آن لحظه ضربه ارسالی کارلوس چنان مواج و فریبنده بود که از نقطه کرنر بلند شد و به سمت دروازه آمد و سپس بالاتر و بلندتر از مدافعان و دروازهبان تیم رقیب بر تور دروازه بوسه زد.
همان راه
کارلوس همراه با هموطن و «همنسل» مشهورش کافو مدافع کناری بود که نفوذ دائمی به زمین حریف و هجوم و گلزنی را در دستور کارش داشت و اگر کافو سمت راست را قبضه میکرد او در سمت چپ یکهتاز بود. به همین سبب او معانی تازه و مفاهیم مدرنتری به سلسله وظایف یک بازیکن در پست مدافع کناری افزود، هرچند معترف است پرداختن فراوان او و کافو به کارهای تهاجمی بهانهای قوی در دست منتقدان آنان بود تا آنها را به خاطر آنچه ضعف در کارهای دفاعی و دورماندن از وظایف اصلیشان توصیف شد، مورد انتقاد زیادی قرار دهند. با وجود این، کارلوس افسوسی بابت این مساله و نکاتی از این دست و کارهایی که انجام داد یا نداد، ندارد و میگوید: «اگر به نقطه اول و روز نخست فوتبالیام برگردم همین کارها را خواهم کرد که تا به حال کردهام و همان راهی را طی میکنم که پیشتر پیمودهام. این که من بیش از حد تهاجمی بودم و گاه از دفاع که وظیفه اصلیام بود، غافل میماندم یک نوع نگاه به دستاوردهای من است و نگاه دیگر این است که من با همین سیستم و رویکرد به بالاترین افتخارات و همه چیزهای مورد نظرم رسیدم. چیزهایی که اصلا اندک نبود. من هیچ افسوسی ندارم و معتقد نیستم که چیز خاصی از من دور مانده یا گرایشهای تاکتیکیام اگر چیز دیگری بود، بهتر میشد و در نتیجه 8، 9 ماه دیگر بدون هیچ دریغی کفشهایم را آویزان میکنم. این بهترین احساس و آرامش خیال برای یک ورزشکار در نزدیکیهای خط پایان کار اوست.»
سایت فیفا / مترجم: وصال روحانی
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.