در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که عادت به جنجال داشته و این امر در انگلیس و ایتالیا با استقبال روبهرو میشده، اینبار در جایی مربیگری میکند که برای حاشیه کوچکترین ارزشی قائل نیستند.
وقتی در انتهای سال 2011 و در مصاحبه با شبکه بیبیسی، وی صراحتا از علاقهاش مبنی بر حضور در فوتبال انگلیس خبر داد، فلورنتینو پرز، مدیرعامل رئالمادرید با اعلام علاقهاش به سبک مربیگری یوآخیم لو، نسبت به حضور وی در تیم خود اظهار تمایل کرده و در شب کریسمس، دستهگلی زیبا برای وی فرستاد.
این جنگ سرد بین مورینیو از یکطرف و هواداران و مدیران رئالمادرید از طرف دیگر باعث شده تا احتمال خروج این مربی در انتهای این فصل از جمع اسپانیاییها هر روز محتملتر شود.
از بین تمام گزینههای احتمالی، شش گزینه را میتوان محتمل دانسته و آقای خاص را در صدر کادر فنی یکی از این تیمها در فصل 13ـ 2012 در نظر گرفت.
منچستریونایتد
در 70 سالگی سر الکس فرگوسن و در حالی که ربع قرن از حضور مرد اسکاتلندی روی نیمکت شیاطینسرخ میگذرد، چند وقتی است که همگان (و از جمله خود وی) به دنبال یافتن جانشین شایسته برای سپردن سکان هدایت یکی از محبوبترین تیمهای دنیا به وی هستند.
نامهای گوناگون مطرح شده تا به حال یا به نوعی خیالبافی نویسندگان روزنامههای انگلیسی بودند یا گزینهای درخور برای نام منچستریونایتد نبودهاند.
پپ گواردیولا شاید شایستهترین اسمی بود که مورد تایید الکس فرگوسن قرار داشت و معتقد به روش مربیگری وی دارد، ولی حواشی مطرح شده پیرامون مربی اسپانیایی و اینکه به احتمال قریب به یقین در صورت جدایی از بارسا، مقصد وی یکی از دو کشور ایتالیا و قطر خواهد بود، اینگمانه زنی را ضعیف میسازد لذا با حذف این گزینه، حضور خوزه مورینیو در منچستر محتملتر از همیشه به نظر میرسد.
سالهاست که هواداران یونایتد به سبک بازی خاص این تیم با مربیگری فرگوسن عادت کرده و پیروزیهای خویش را از همین متد طلب میکنند.
سیستمی مبتنی بر دفاع خطی، پاسهای مورب و مهمتر از اینها، استفاده بهینه از تاکتیکی به نام ضدحمله. این درست روشی است که آقای خاص در حال حاضر در تیم رئال اعمال میکند.
استفاده از مدافعانی مستحکم و البته خشن و استفاده از سیستم دفاعی بسته و در کنار آن سپردن کار به هافبکهای دفاعی که اصلیترین نقش را در سیستم مورینیو بازی میکنند، میتواند محبوب قلب هواداران سرخ باشد. در صورت خداحافظی فرگوسن در پایان فصل جاری، به هیچ وجه بعید نیست که شاهد حضور آقای خاص در اولدترافورد باشیم.
آرسنال
پس از قریب به 16سال حضور موفق در جمع توپچیهای لندن، گویا آرامآرام زمان خداحافظی مرد فرانسوی فرارسیده است.
آرسن ونگر که از سال 1996 و پس از جدایی از ناگویاگرامپوس ژاپن سرمربیگری آرسنال را پذیرفت، با سه بار فتح لیگ برتر و کسب مجموعا 11جام، این فصل را در بدترین شرایط ممکن آغاز کرد. او که تخصص ویژهای در پرورش استعدادهای جوان دارد، دو، سه فصل اخیر را با تکیه بر ستارگان خود و بویژه سسک فابرگاس اسپانیایی به کار ادامه داده بود، اما نتوانست در غیاب یکی، دو مهره اصلیاش، از شوک وارده از این بحران به سلامت عبور کند.
داستان پیوستن فابرگاس به بارسلونا و اینکه اصلیترین خبر تمام فصل نقل و انتقالات تابستانی امسال به این بازیکن اختصاص یافته و تنها مخالف آن، همین ونگر بود و اینکه پس از آن، سمیر نصری نیز خیلی زود در جمع آبیهای منچستر حاضر شد، روحیه هواداران متعصب توپچیها را بشدت پایین آورد.
شروع فصل نیز با یک فاجعه تمامعیار آغاز و طی آن آرسنال با نتیجه 8 بر 2 به یونایتد باخت. چند باخت دیگر پس از آن کمکم سبب شد تا هوادارانی که روزی شعار «
In Arsen We trust» را سر میدادند، شدیدا به وی معترض شوند.چلسی
این جابهجایی به مذاق آقای خاص از هر جهت جور در میآید. پس از قهرمانی با پورتو، این چلسی و آبراموویچ بودند که با اعتماد به مورینیو از او یک چهره جهانی ساختند.
وی در میان هواداران این تیم محبوب است و او بود که دوباره نام آبیهای لندن را در جهان به سر زبانها انداخت.
در همین تیم بود که برای نخستینبار لقب«آقای خاص» به وی داده شد. او در این تیم هرچه میخواست داشت؛ هواداران پشتیبان وی بودند و مطبوعات از هر سوژه کوچک او داستانی بزرگ میپروراندند.
حضور آندره ویلاسبوآس در این تیم در ابتدای فصل، به همگان نوید ظهور یک مورینیوی جدید در فوتبال دنیا و لیگ برتر را داد و هواداران آبیها، آماده قهرمانی جدیدی در لیگ برتر بودند.
شاید بیشتر از هرکس، این آبراموویچ بود که از انتخاب خود و کسب نتایج درخشان توسط مربی 33ساله پرتغالی مطمئن بود ولی با شروع فصل، آرامآرام بر همگان معلوم شد که این قیاس به هیچوجه صحیح نبوده و ویلاسبوآس هرگز مورینیوی جدیدی (حداقل برای چلسی) نخواهد بود.
نتایج کسب شده برای این تیم (بهخصوص در نیمفصل اول) بشدت نگرانکننده بود و کار داشت بتدریج به سمت اخراج مربی جوان پیش میرفت ولی وی با مدارا کردن با تیم و کسب امتیازات حیاتی، توانست خود را در جمع چهار ، پنج تیم نخست جدول دیده و کورسوی امید هم به قهرمانی داشته باشد.
او در این راه دو مشکل داشته و دارد؛ یکی جوانی و کمتجربگی و دیگری«مورینیو نبودن» به این معنی که وی کسب نتیجه با اعمال فشار از خارج زمین را بلد نیست.
با توجه به علاقه شدید بین هواداران آبی و آقای خاص شاید یکی از گزینههای اصلی وی، بازگشت به لندن و تکرار روزهای رویایی گذشته باشد.
تاتنهام
پس از سالها ناکامی سفیدهای لندن در بالاترین لیگ فوتبال جزیره، این روزها آنها به تیمشان جور دیگری مینگرند.
حضور ردنپ در این تیم از همان ابتدا با ایجاد روحیه همراه بوده و وی در چهارمین سال حضور در تاتنهام، امیدهای هواداران برای کسب اولین قهرمانی پس از نیمقرن را زنده کرده است.
هری ردنپ که در دو فصل قبل مربی برتر فصل لیگ برتر لقب گرفت، در دو سال اخیر به عنوان اصلیترین گزینه جانشینی پیرمرد ایتالیایی مطرح بوده است.
عدم کسب نتایج درخشان از سوی فابیو کاپلو در تیم ملی انگلیس و اینکه دیگر انگلیسیهای ناسیونالیست طاقت دیدن یک خارجی را در صدر تیم ملی کشورشان نداشته و با عدم کسب نتایج مناسب، چندان دل خوشی هم از وی ندارند باعث شده تا همگان بر این تصور باشند که سرمربی تیم ملی این کشور پس از اتمام یورو 2012، کسی جز مربی 64 ساله تاتنهام نخواهد بود.
در این صورت، نام مورینیو قطعا در بین نامزدهای احراز پست سرمربیگری این تیم مشاهده شده و این میتواند برای هوادارانی که تشنه پیروزی و کسب نتایج درخشان هستند، بسیار مغتنم باشد.
اینترمیلان
وقتی مورینیو از چلسی جدا شد، پس از آبراموویچ، این ماسیمو موراتی بود که به وی اعتماد کرد و حاصل آن را هم در قهرمانی زلزلهوار در سال دوم حضور وی در تیم خود مشاهده کرد. آنها در فصل 10ـ 2009 توانستند با کسب پنج قهرمانی، کاری کارستان انجام داده و همین امر سببساز هدایت آقای خاص به سمت پایتخت اسپانیا شد.
اما نرآتزوریها فصل 12ـ 2011 را بد آغاز کردند. حضور مربی نهچندان نامی با نام جانپیرو گاسپرینی در صدر این تیم، به ناگاه سبب شد که تیم بزرگ ایتالیایی بین تیمهای آماده سقوط جدول جای بگیرد.
گاسپرینی نه توان فنی مناسب داشت و نه میتوانست ستارگان بزرگ آبیها را به درستی هدایت کند.
او خیلی زود نشان داد که یک انتخاب اشتباه بوده و بسرعت جای خود را به یک مربی باتجربه داد. کلودیو رانیری، مربی سابق چلسی، یووه و رم خیلی زود توانست اوضاع را آرام و تیم را به تدریج به ردههای بالاتر جدول هدایت کند.
اما این هم برای هوادارانی که قهرمانی ویژه با مورینیو را تجربه کردهاند، نمیتواند راضیکننده باشد. آنان حتی کسب نایبقهرمانی توسط لئوناردو را هم قبول نداشتند و وی را به کمکاری متهم میکردند.
شاید بتوان حضور در جمع آبی ـ سیاههای میلان را اصلیترین و محتملترین مقصد مورینیو در صورت خروج از جمع رئالیها دانست.
او از علاقه شخص موراتی به خودش آگاه است و میداند که هواداران در صورت بازگشت وی، استادیوم را با حضور خود منفجر خواهند کرد و آقای خاص کسی نیست که بتواند از فاکتور محبوبیت بگذرد، آن هم پس از 2 فصل تحقیر در میان ماتادورها.
پاریسنژرمن
تیم پاریسی تا قبل از تزریق پول نفت قطری به آن، تنها یک نامنیک در فوتبال فرانسه بود ولی از تابستان 2011، این باشگاه بدل به نماد پولداری و تیمداری بر پایه ثروت در کشور گل شده و صدرنشینی مطلق آن در لیگ فرانسه، دلیلی بر اثبات توفیق این روش در حال حاضر دارد.
مانند منچسترسیتی در انگلیس، پاریسنژرمن هم در صدر جدول توانسته امضایی تضمینی، پای چک صادر شده از جانب عربها باشد.
هرچند که این تیم در حال حاضر با کارلو آنچلوتی قرارداد بسته، ولی در صورتی که مورینیو اشاره بکند، قطریهای ظاهربین حاضرند کارلتوی ایتالیایی را به پای وی قربانی کنند. هرچند بعید است، ولی احتمال حضور آقای خاص در جمع سیاهوسرخپوشان پاریسی هم وجود دارد.
علی پازکیان - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: