مدتهاست در تحقیقات علمی مختلفی که در کشورهای غربی صورت گرفته و نتایج آن اعلام می شود، به پدران و مادران توصیه می شود از بازی کردن کودکانشان برای مدتهای طولانی با بازی های ویدئویی جلوگیری کنند.
این توصیه به سبب تاثیرات مخربی که این بازی ها بر جریان تربیتی کودکان و نوجوانان می گذارد، صورت می گیرد.
به اعتقاد روان شناسان ، بازی های ویدئویی ، کودکان و نوجوانان را به دنیای خیال پیوند می زند و با غرق کردن آنان در آن جهان ، آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات واقعی ناتوان می کند.
همچنین هیجان کاذب مفرطی که خیلی از بازی های ویدئویی بر اساس آنها برنامه ریزی شده اند، تاثیر محسوسی بر رفتار و گفتار کودکان و نوجوانانی می گذارد که از این بازی ها استفاده می کنند، تا آنجا که خیلی از پدر و مادرها از تغییر ناگهانی خلق و خوی فرزندانشان بلافاصله پس از بازی نسبت به پیش از آن ، ابراز تعجب می کنند.
خدری ، پدر یکی از همین کودکان است که به گفته او دست کم روزی 5 ساعت از وقتش را در کلوپ بازی می گذراند. او می گوید:هروقت پسرم به خانه باز می گردد، من و همسرم منتطر درگیرشدن او با خواهر کوچک تر یا برادر بزرگترش هستیم.
تا پیش از این او خیلی آرامتر بود. آقا و خانم خدری فکر می کنند علاوه بر این ، پسر11 ساله شان گوشه گیر و عصبی هم شده است.
کارشناسان در این باره معتقدند جهان بازی های ویدئویی کودکان را بشدت فردگرا و گوشه گیر می کند، همچنین جلوه های بصری خشن و گاه غیراخلاقی که در این بازی ها دیده می شوند، با توجه به شدت هیجان زمان بازی تاثیر عمیقی بر روان فرد می گذارد که در تعارض با آموخته های دیگر، می تواند پیروز شود.
مورد نگران کننده دیگری که درباره حضور مستمر کودکان و نوجوانان در کلوپهای بازی های ویدئویی وجود دارد، شرایط محیطی این کلوپهاست.
همنشینی طولانی با همبازیها یی که گاه تا10سال اختلاف سن و ادبیات و روحیات خاص خود را دارند، چندان موردپسند نیست.
هیجان بازی ها باعث می شوند این بزرگترهای همبازی گاه الفاظی به زبان بیاورند که هنوز در دایره لغات کوچکترها جایی پیدا نکرده اند و برای آنان بی معنی اند. در این میان الگوپذیری این کودکان و نوجوانان که با شیفتگی آنان نسبت به این بزرگترها مضاعف می شود، به آثار تربیتی سوئی بر آنان منجر می شود.
ادبیات این کودکان رنگی بزرگسالانه ، خشن و گاه زشت به خود می گیرد. همچنین به تقلید از همنشینانی که در اوج سن بلوغ هستند، پرخاشجویی تصنعی در آنان دیده می شود.دکتر افشین مومنی ، روان شناس دراین باره می گوید: والدین نباید به هیچ وجه محیط این کلوپها را با چیزی مثل مدرسه های فرزندانشان مقایسه کنند.
در مدرسه ابزارهای کنترلی جدی ای برای برخورد با رفتارهای ناهنجار و غیرقابل قبول از طرف جامعه ،پیش بینی شده که این ابزارها در کلوپها دیده نمی شوند و اگر صاحب کلوپ خود انسان فهمیده ای باشد، حداکثر می تواند به مشتریانی که جلوی کودکان حاضر در کلوپ گفتار و رفتار زشتی در پیش می گیرند، تذکر بدهد که پیداست این کافی نیست و در عمل هم جواب نمی دهد.
دکتر مومنی با اشاره به ابزارهای نظارتی متعدد و مختلفی که در نظام هایی چون مدرسه ، فرهنگسرا و خانه های فرهنگ به کار گرفته می شوند، می گوید:
در مدرسه ها، مشخصا طبقه بندی سنی اعمال می شود و گذشته از آن در الگوبرداری کوچکتر از بزرگتر که از مشخصه های سنی این دوران است ، این معلم است که الگو قرار می گیرد و نه جوان بیکاری که با انواع آسیبهای اجتماعی برای گذران وقت و شاید مقاصد دیگری در کلوپ بازی حاضر شده است.
این روان شناس که در چند مدرسه شهر تهران به خانواده ها خدمات مشاوره ای ارائه می کند، حتی محیط کوچه هایی را که خانه این کودکان و نوجوانان در آنها قرار دارد، به این کلوپها ترجیح می دهد: در کوچه و محله ، حداقل خانواده می دانند فرزندشان همبازی چه کسی است و اگر اتفاقی افتاد، چشمشان در چشم چه کسی است ؛ اما کودکان گاه به کلوپهایی می روند که چند خیابان آن طرف تر از خانه شان است و پدر و مادر هیچ نشانی از آنها ندارند.
شرطی اکیدا ممنوع!
گذری بر چندتا از این کلوپها، نگرانی های دکتر مومنی را منطقی تر جلوه می دهد. در یکی از مواردی که خبرنگار روزنامه مراجعه کرده بود، قلیانی که آثار تنباکوهای سوخته هنوز روی تاج آن به چشم می خورد، در این کلوپ دیده می شد.
بر لب مرد میانسال مسوول کلوپ سیگاری دیده می شد که در طول مدت حضور خبرنگار روزنامه ، اصلا خاموش نشد. ناسزاهایی که کودکان و نوجوانان در رقابت با یکدیگر به همدیگر و حتی به شخصیت های بازی ها می دهند، تعجب برانگیز و البته ناراحت کننده است.
از آن گذشته در عمل به نظر می رسد تابلویی که با حروف بزرگی روی آن نوشته شده «شرطی اکیدا ممنوع» صرفا حالت نمایشی دارد. نوجوانان شرطهایی می بندند که مضربی از هزارتومان هستند.
مجید 12 سال دارد و بچه های کلوپ می گویند او در شرط بندی خیلی خوش شانس است ؛ اما خودش می گوید بازی اش خوب است که می برد.
مجید می گوید با پولی که در شرطهایش می برد، تقریبا تمام روزش را در این کلوپ می گذراند و پدر و مادرش هم خوشحال از این که اوقات فراغت او اینقدر کم خرج و باکلاس(!) پر می شود، ناراضی نیستند.
در پرس و جویی به نتیجه ای خیلی نگران کننده رسیدیم:مردی که به عنوان مسوول کلوپ دیدیم ، در محله اش به عنوان فروشنده موادمخدر شناخته می شود و گویا اساسا فعالیت او در کلوپ ، پوششی است برای این کار او.
فعالیت مراکز فرهنگی قاعدتا به عهده اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی است و بخصوص درباره مراکزی که کوکان و نوجوانان مشتریان آنان هستند، می توان پای اداره آموزش و پرورش را هم به میان کشید.
با این حال از آنجا که بیشتر کلوپهای بازی های ویدئویی در جاهایی مثل پارکینگ خانه ها یا در گوشه یک مغازه متفرقه تشکیل شده اند و تعداد کمی از آنها هستند که با مجوز فعالیت می کنند، نمی توان انتظار چندانی از ادارات متصدی بر این فعالیت ها داشت که حتی در نظارت بر حوزه هایی که مشخصآ به عهده آنان گذاشته شده اند، عملکرد قانع کننده ای ندارند؛ اما به نظر می رسد اداره کل اماکن می تواند با نظارت جدی تری بر این کلوپها، جلوی فعالیت مواردی را که بدون مجوز لازم یا از سوی افراد ناصالح اداره می شوند، بگیرد.
بازی را گاه چنان کوچک و بی مقدار می شماریم که کارهای کوچک را بچه بازی می نامیم ، این در حالی است که روان شناسان و کارشناسان تربیتی بازی را یکی از اصلی ترین عوامل رشد و تربیت انسان چه در دوران کودکی و - چه در نوجوانی و جوانی و بزرگسالی - می دانند.
شاید اگر پدران و مادران به اهمیت بازی واقف بودند، چندان که نگران دندان ها و لباس نوی فرزندانشان هستند به نظارت بر بازی های آنان هم اهمیت می دادند.