روند سازش در برابر بیداری اسلامی

تحولات فلسطین در قالب روند سازش همواره از محورهای تحرکات کشورهای غربی بوده و بر اساس آن تلاش شده است تا تشکیلات خودگردان فلسطین و سران عرب سازشکار به پذیرش خواست‌های صهیونیست‌ها وادار شوند. آخرین دور از مذاکرات سازش 16 ماه پیش در آمریکا به میزبانی باراک اوباما برگزار شد، اما به دلیل پایبند نبودن صهیونیست‌ها به خودداری از شهرک‌سازی و نیز دگرگونی‌های صورت گرفته در منطقه از جمله سرنگونی مبارک در مصر این روند متوقف شد.
کد خبر: ۴۵۶۶۳۲

اوباما سال 2009 وعده داده بود که تا سال 2011 گام‌های بسیاری برای حل مساله صلح خاورمیانه بر خواهد داشت، اما در نهایت این امر با ناکامی همراه شد. سال 2012 بار دیگر روند سازش با محوریت‌ تحولات فلسطین آغاز شد. اواسط دی، اردن که با حذف مبارک در مصر تلاش دارد تا محور بازیگری منطقه‌ای باشد، میزبان نشست نمایندگان تشکیلات خودگردان فلسطین و صهیونیست‌ها بود. ملک‌عبدالله دوم پادشاه اردن در حالی میزبان این نشست بود که پس از 6 دور مذاکره طرفین به توافق خاصی دست نیافتند. هر چند که آمریکا و کشورهای غربی همچنان بر اجرای روند سازش تاکید دارند اما با توجه به این‌که صهیونیست‌ها هرگز پایبند تعهدات خود نبوده و از سوی دیگر مردم فلسطین به شدت با روند سازش مخالف هستند، این سوال مطرح است که ریشه اصلی رویکرد غرب‌ و صهیونیست‌ها به احیای پرونده سازش چیست؟ و چرا آنها به اجرای سیاستی نخ‌نما شده که بعضا خود به موفق نبودن آن یقین دارند تاکید می‌کنند؟

اهداف روند سازش

بررسی تحولات فلسطین و منطقه و نیز سیاست‌های کشورهای غربی می‌تواند دلایل و ریشه‌های خطر سازش و تکرار این روند را آشکار سازد.

الف) تثبیت اشغالگری صهیونیست: کارنامه صهیونیست‌ها نشان می‌دهد آنها هر زمانی که به دنبال خروج از انزوای منطقه‌ای و تثبیت اشغالگری و انحراف افکار عمومی از جنایات خود ‌باشند تکرار روند سازش را در پیش می‌گیرند. اکنون صهیونیست‌ها به دلیل انزوای منطقه‌ای و جهانی از نظر اقتصاد درونی با فروپاشی مواجه شده‌اند که صدای اعتراض صهیونیست‌های شهرک‌نشین را نیز در آورده است. در حوزه سیاست بین‌الملل نیز بیداری اسلامی منطقه و نیز آگاهی افکار عمومی جهان از جنایات این رژیم موجب انزوای آنها شده است به گونه‌ای که حتی در جنبش وال‌استریت آمریکا پرچم این رژیم را به آتش کشیده و خواستار قطع روابط با آن شده‌اند. در حوزه اشغالگری نیز صهیونیست‌ها شهرک‌های جدیدی را در کرانه باختری ساخته و در بیت‌المقدس نیز اخراج فلسطینی‌ها را تشدید کرده‌اند آنها حتی در جنایتی بزرگ‌تر قدس را پایتخت این رژیم اعلام کرده‌اند.

در این شرایط می‌توان گفت که صهیونیست‌ها با احیای روند سازش برآنند تا از اهدافی همچون سرپوش نهادن بر بحران‌های داخلی، تثبیت اشغالگری با تحمیل خواست‌ها به تشکیلات خودگردان و خروج از انزوای جهانی برخوردار شوند.

ب) شکست آشتی ملی: از مهم‌ترین دغدغه‌های صهیونیست‌ها اجرای روند آشتی ملی میان فلسطینی‌هاست که می‌تواند تمام معادلات آنها را با شکست همراه سازد. پس از گذشت 4 سال اختلاف، نمایندگان فتح و حماس در قاهره و دوحه برای رسیدن به آشتی ملی توافق کرده‌اند؛ امری که باعث تقویت روحیه مقاومت مردم فلسطین حتی در اراضی 1948 شد. صهیونیست‌ها به شدت از روند آشتی ملی در هراس می‌باشند و با تحرکاتی همچون تشدید حملات به غزه، ربایش رهبران مقاومت در کرانه باختری و در نهایت آغاز روند سازش برآنند تا این روند را با شکست همراه سازند. متاسفانه تشکیلات خودگردان و شخص ابومازن نیز برای حفظ قدرت در این مسیر گام برمی‌دارد.

ج) مقابله با بیداری اسلامی: در طول یک سال گذشته موج بیداری اسلامی که در کشورهای عربی و شمال آفریقا و حوزه خلیج‌فارس آغاز گردیده هراس صهیونیست‌ها را به همراه داشته است. دگرگونی در مصر از مهم‌ترین چالش‌های صهیونیست‌ها است به گونه‌ای که آنها پایبندی به توافقات گذشته را از اصلی‌ترین خواست‌های خود می‌دانند. صهیونیست‌ها اکنون با رویکرد به روند سازش برآنند از یک‌سو میزان حساسیت‌های منطقه پس از یک سال بیداری اسلامی را مورد ارزیابی قرار دهند و از سوی دیگر تا پیش از دگرگونی کامل در ساختار مصر و منطقه به تثبیت اشغالگری و امتیاز گیری از فلسطینی‌ها و خط سازش بپردازند.

نکته قابل توجه آن که برخی کشورهای عربی حاضر در خط سازش نیز در کنار سکوت و حمایت از روند سازش با ایجاد فضای بحران در جبهه مقاومت تلاش می‌کنند تا به صهیونیست‌ها در جهت مقابله با بیداری اسلامی کمک کنند. بسیاری از ناظران سیاسی تقارن تهدیدات و تحرکات برخی کشورهای عربی و غربی علیه جمهوری اسلامی ایران، تحرکات گسترده علیه سوریه و بحران‌سازی در لبنان را تحرکاتی برای به چالش کشاندن جبهه مقاومت می‌دانند که با آن روند سازش در ارتباط است. این خط به دنبال مقابله با مقاومت منطقه است.

د) بازیگری غرب: سران کشورهای غرب بویژه آمریکا در حال حاضر از یک‌سو با چالش‌های اقتصادی و اعتراض‌های شدید مردمی مواجه هستند و از سوی دیگر ناتوانی آنها در برابر بیداری اسلامی و ایفای نقش در معادلات جهانی آنها را در مسیر انزوا قرار داده است. این در حالی است که افرادی مانند سارکوزی، رئیس‌جمهور فرانسه و نیز اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا باید خود را برای حضور در انتخابات آینده آماده سازند. در این چارچوب سران غرب از یک‌سو به دنبال سرپوش نهادن بر بحران‌های داخلی بوده و از سوی دیگر به دنبال احیای بازیگری در صحنه بین‌الملل بویژه در خاورمیانه هستند. تحرکاتی که در آن سه اصل مورد تاکید است: حمایت از رژیم صهیونیستی، پنهان‌سازی دستاوردهای بیداری اسلامی و در نهایت جلب رضایت مردمی برای ادامه بازیگری در خاورمیانه.

قاسم غفوری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها