دلم میخواهد از کرج بگویم. کرج دیدنیهای زیادی دارد. مثلا ما به خاطر یکی از کارهایمان که به سبک رئال و انیمیشن بود و شخص وارد زمانهای دور میشود و در آن هنگام، بقیه ماجرا را تعریف میکند، به کاروانسرایی از زمان ناصرالدین شاه در کرج رفتیم. این کاروانسرا جزو دیدنیهایی است که مردم کمتر به دیدنش رفتهاند. یک خبر خوب، هم برای خودم و هم برای مردم دارم و آن این که کارگردان همین اثری که صحبتش را کردم، حدود 2 سال است دنبال مکانهای گمنام تاریخی میگردد و تحقیق میکند تا آنها را بیشتر به مردم معرفی کند. خوشحالی این خبر برای من در این بود که من هم برای بازدید از چنین آثاری فرصت خوبی پیدا میکنم. چون من کمتر به دیدن مکانهای بکر رفتهام و بیشتر جاهای معمول مثل امامزاده داوود یا دربند و... را دیدم که معمولا مردم هم آنها را میشناسند.
در خود تهران هم مکانهایی کاملا معمولی را دیدهام. بیش از همه دو محله برایم خاطرهانگیز است، یکی میدان قزوین و خیابان دخانیات و استخر است.
جالب است بدانید که یک بار به خیابان شیروخورشید قدیم رفتم. از یکی از صاحبان مغازه در یک گاراژ خواستم که به من اجازه دهد تا به دستشویی بروم. او هم با جدیت تمام گفت: نه نمیشود. تعجب کردم. دلیلش را که پرسیدم، سر صحبت باز شد و گفت که میخواست با من شوخی کند. چون دوست قدیمیام بود و مرا شناخته بود. با هم خاطرات گذشته را مرور کردیم.
آن محله دیگر هم، محله بازار و میدان ارگ و خیابان 15 خرداد است. هر بار که به اینجا میروم، خاطرات برنامههایم در رادیو برایم زنده میشود، برنامههایی مثل صبح جمعه با شما. البته به بازار و مسجد شاه و باب همایون و گلوبندک و اینها هم سر میزنم.
بافت قدیمی شهر تهران برای من بسیار جالب بوده و هنوز هم جالب است. مثلا رفتن به خیابان ناصر خسرو، دارالفنون (که از قدیم بوده و هنوز هم این مدرسه باقی مانده) یا در میدان توپخانه، آن ساختمان شهرداری قدیمی که هنوز هم هست و آن بانک تجارت که قبلا نامش بانک شاهی بود، خصوصا دنیای عجیب طبقه زیرین بانک تجارت.
ما برای مجموعه کارگاه علوی به طبقه زیرین بانک تجارت میرفتیم. در آنجا دفاتر بایگانی شده از زمان رضاشاه قرار دارد که البته اکثر آنها را موریانه خورده است. من معمولا میرفتم سراغ این دفاتر و به نوشتههای آن فضولی میکردم. مثلا در یکی از این دفاتر نوشته بود: دارایی حاج آقا فلانک 500 تومان است.
لالهزار هم در زمان خودش جای جالبی بود. قدیمترها فروشگاههای زیبایی داشت که همه را به سمت خود جلب میکرد. حتی سینمایی هم که آنجا بود که در زمان خودش عالی و بهترین سینمای آن روزگار بود... بماند... امروز لالهزار به بورس لوازم برقی تبدیل شده. بهترین تفریحگاه مردم چقدر تغییر کرده است! البته دیدن لالهزار قدیمی تنها دیگر در شهرک سینمایی که مرحوم علی حاتمی بنیانگذارش بود، قابل مشاهده است.
من آن زمانها 12 یا 13 سال بیشتر نداشتم و دقیقا تئاتر نصر و پارس و جامعه باربدی را یادم است، اول لالهزار بود. سینما تابان هم اولین سینما بود، بعد هم سینما خورشید را ساختند. همه اینها در ذهنم هست ولی همهشان فرق کرده. این همه تفاوت ، هم ناراحتم میکند و هم این که لذت میبرم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم