در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در خلاصه داستان فیلم چنین آمده است: رضا صادقی در اوج محبوبیت و شهرت به انزوای خودخواستهای پناه میبرد و زمانی که به نظر میرسد دیگر قادر به خواندن نیست، دختر خبرنگاری در پی کشف راز این سکوت برمیآید. قصه اصلی از آنجا آغاز میشود که رضا همراه 2 دوستش که یکی سودای بازیگری و دیگری آرزوی خوانندگی سنتی دارد از بندرعباس به تهران میآیند.
احمد امینی که در کارنامه هنری خود فیلمهایی چون« این زن حرف نمیزند»، «چتری برای دو نفر» و« غریبانه» را دارد این بار در جهتی متفاوت از این سالها قدم برداشته است.
وی میگوید: ساخت این فیلم به من پیشنهاد شد و همان موقع بود که پیشنهاد این کار را رد کردم، چرا که شناختی از رضا صادقی و نوع موسیقیاش نداشتم و برایم سخت بود که بخواهم درباره شخصیتی فیلم بسازم که خودم اشراف کامل و کافی به آن ندارم.
وقتی مجددا این طرح به من پیشنهاد شد به دنبال آن رفتم که تا حدودی رضا صادقی و کارهایش را دنبال کنم و همان موقع به این نتیجه رسیدم که رضا صدای بسیار گرمی دارد و در عین حال طرفداران بیشماری که به خودی خود میشد از این قصه فیلم جذابی تهیه کرد.
امینی پرداختن به داستان زندگی خصوصی خوانندهای که در زمان حال زندگی میکند را کار سادهای نمیداند. وی میگوید خیلی سعی کردیم هر آن چیزی که مخاطب در این فیلم میبیند به زندگی واقعی رضا صادقی نزدیک باشد، ولی خیلی جاها هم مجبور بودیم چیزهایی را به قصه اضافه یا از آن کم کنیم.
در کل معتقدم کارگردانی که چنین سوژهای را برای ساخت در اختیار میگیرد خیلی جاها برسر این دوراهی قرار میگیرد که آیا باید فیلمش در خدمت محبوبیت آن خواننده باشد یا به لحاظ سینمایی کار خوبی از کار درآید؟ رضا صادقی خیلی تلاش کرد تا به عنوان یک بازیگر خودش را به اثبات برساند. ما هم خیلی جاها تلاش کردیم که از ظرفیت صدای این خواننده در موقعیتهای مختلف بهرهمند شویم.
به گفته کارگردان بیخداحافظی قصه فیلم درباره رضا صادقی است که بر اثر حادثهای به کما میرود و باقی داستان از زبان شخصیتهایی که او را میشناسند روایت میشود. 5 نفر در کل این قصه وجود دارند که بخشهایی از زندگی شخصی، خانوادگی و هنری این هنرمند را بازگو میکنند. شاید بیش از 95 درصد آنچه در فیلم بازگو میشود تخیل نویسنده است و تنها 5 درصد است که واقعیت را به تصویر میکشد.
وقتی از او میپرسم تا چه اندازه در بیخداحافظی از خط سیر مشخص و امضای همیشگیاش فاصله گرفته است در پاسخ میگوید: به هر حال نوع نگاه و روال کارگردانیام در لایههایی از کار مشهود است. شاید از باقی کارهایم فاصله داشته باشد، ولی از خود من جدا نیست. یکی از نکاتی که همیشه دوست دارم در کارهایم وجود داشته باشد ساختار فلاشبکی است که در این زن حرف نمیزند، مجموعه بیگناهان و حتی در بیخداحافظی هم به کار گرفتهام. اصولا محوریت اساسی این فیلم ساختار فلاشبکی آن است.
بیخداحافظی در میان آثاری که با سبک و سیاق کاملا متفاوت از این اثر به رقابت میپردازند میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. باید منتظر بود و دید این نگاه از سوی هیات داوران تا چه اندازه مورد تایید قرار میگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: