اشاره: اکنون پس از به ثمر رسیدن بسیاری از انقلاب های مردمی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که به نوعی با حضور رسانه ها در هم تنیده بود، می توان در مورد عملکرد آنها اظهار نظر نمود.در این مقاله تلاش می شود به سیاست خبری ، خط و مشی و پارادوکس های بنگاه خبر پراکنی بریتانیا «بی بی سی» در پوشش انقلاب های منطقه پرداخته شود.
در آمد:
از لحظه ای که اولین جرقه امواج بیداری در منطقه زده شد، غرب تلاش فراوانی کرد که بتواند این امواج را آن گونه که می خواهد هدایت کند وبه نوعی از موجهای بیداری که علیه دیکتاتورهای دست نشانده غرب آغاز شده بود، جریانهایی مطابق با اهداف خود بسازد.
به گونه ای که سیاستمداران غربی تمام تلا ش خود را انجام دادند تا این امواج بیداری را تا جایی که امکان داشت، مصادره کنند ویا به نوعی آن را درچشم جهانیان جلوه دهند که با اهداف آنها مطابقت دارد.
در این بین جدا از سیاستگذاری ها وهزینه ها ولابی گری هایی که غرب برای این اهداف انجام داد،رسانه های غربی نقش مهمی را در این تلاش غرب ایفا کردند،به گونه ای که بی تردید 50 درصد از سیاست های غرب در مورد تحولات منطقه توسط رسانه های آنها اعمال می شد.
از سوی دیگر تاکنون غرب سعی کرده تا با استفاده از غول های رسانه ای که دراختیار دارد تحولات منطقه را به گونه ای دیگر نشان دهد. در این بین رسانه های مختلف به ویژه شبکه های خبری با استفاده از تاکتیک ها رسانه ای و به نوعی تغییر مداوم آنان تمام تلاش خود را برای تاثیر گذاری بر تحولات منطقه به کار بسته اند.
نکته جالب توجهی که دراین بین باید بیشتر مورد تحلیل قرار گیرد، این است که این رسانه ها مطابق با سیاست های دولت های غربی در مورد تحولات در هر کشوری تاکتیک رسانه ای خاص خود را اتخاذ می کنند.
این موضوع نشان می دهد که علی رغم ادعاهای قبلی این رسانه ها مبنی برمستقل بودن از سیاسیون آنها دراین عرصه کاملا وابسته هستند وبه شدت تحت تاثیر.
برای درک بهتر این موضوع کافیست که به روند استراتژی های رسانه ای که توسط یکی از مهم ترین رسانه ها ی غرب یعنی شبکه بی بی سی در تحولات اخیر به کار گرفته شد نگاهی کنیم.
درباره بی بی سی:
بیبیسی در ۱۸ اکتبر سال ۱۹۲۲ با نام «شرکت سخنپراکنی بریتانیا با مسئولیت محدود» (The British Broadcasting Company Ltd) بنیان گذاشته شد.
در ۱۹۲۷ تحت عنوان «بنگاه سخنپراکنی بریتانیا» با دریافت پروانه سلطنتی تبدیل به یک شرکت دولتی شد.
بیبیسی هم اکنون یک بنگاه دولتی نیمهخودمختار است که توسط «هیات امنای بیبیسی» اداره میشود.
به گفته بیبیسی، این بنگاه تحت هیچ نفوذ تجاری و سیاسی نیست و فقط به مخاطبین خود پاسخگو است.
بودجه سالیانه بیبیسی بالغ بر چهار میلیارد و ۳۰۰ میلیون پوند است. بودجه تمامی بخشها (غیر از بخش جهانی بیبیسی) از هزینه ماهیانهای که هر یک از خانوادههای صاحب تلویزیون در بریتانیا باید بپردازند، تامین میشود. این هزینه در حال حاضر برای تلویزیونهای رنگی یازده پوند در ماه است.
بی بی سی به گسترش بخش بی بی سی جهانی پرداخت به گونه ای که اولین تلاش برای تاسیس شبکه ماهوارهای بیبیسی عربی، که در سال 1994 به عنوان نخستین شبکه عربی در جهان راهاندازی شد، آن زمان این شبکه تنها دو سال فعالیت کرد، زیرا بحث و جدل بر سر مطالب سرمقالهها منجر به پایان روابط شرکاء سعودی سرمایهگذار شبکه شد.
بسیاری بر این باورند که شکست بیبیسی عربی در آن زمان، یکی از دلایل اصلی موفقیت و همهگیر شدن فعلی شبکه الجزیره است که همزمان با راهاندازی بیبیسی عربی شروع به کار کرد و بسیاری از کارکنان پیشین بیبیسی در آن مشغول به کار شدند و به نوعی همان روحیه و رویکرد را در الجزیره ادامه دادند.
پس از 12سال از بسته شدن بی بی سی عربی این شبکه دوباره افتتاح شد، در حالیکه آینده مالی تضمین شده تری داشت (زیرا دولت انگلیس سرمایهگذار آن بود).
این شبکه تلویزیونی هم اکنون دارای 160 عضو از اتباع کشورهای مختلف مستقر در دفتر مرکزی آن در لندن و همچنین 30 دفتر خبری در سراسر دنیاست.
بنا بر اعلام بی بی سی در حال حاضر بخش عربی بیبیسی به عنوان بزرگترین بخش سرویس جهانی به حدود ۲۲ میلیون نفر مخاطب دسترسی دارد.
آغاز قیام های مردمی در تونس و تاکتیک خبری بی بی سی
به طور قطع کسی نمی تواند این موضوع را انکار کند که bbc در مورد اولین جرقه های این موج بیداری اسلامی در تونس در روز اول سکوت رسانه ای محض اختیار کرد،همچنان که سیاستمداران انگلیسی سکوت کردند.
اما پس از گذشت چند روز سری شبکه های خبری بی بی سی به دلیل فشار افکار عمومی وبه نوعی برای حفظ اعتبار خبری خود خبرهایی پراکنده از این موج منتشر کردند، که درآن تمام تلاش خود را به کار بسته بودند تا این اعتراضات را یک اعتراض معمولی اصلاحی نشان دهند.
همچنان که درکنار این موضوع کاملا مشخص بود که بی بی سی سعی دارد این موج اعتراضی مردمی را بی اهمیت جلوه دهد.
آن هم به وسیله مطرح کردن تحولات تونس به عنوان اخبارهای فرعی وبه نوعی خبر سوم ویا چهارم هر بخش خبری ، این استراتژی خبری بی بی سی تا آن جا پیش رفت که این شبکه خبری در کنار شبکه خبری رویترز سعی کردند که از تاکتیک برجسته سازی اخبار متداول و همیشگی در مقابل تحولات تونس به نوعی آن را از لحاظ اهمیت خبری بی اهمیت سازند.
به عنوان مثال درطول این مدت این شبکه ها سعی می کردند که اخبار مربوط به تحولات افغانستان ویا مثلا اتفاقات همیشگی که درگوشه وکنار دنیا رخ می دهد،را با استفاده از بحث های کارشناسی و دعوت از مفسران به تحلیل این اتفاقات متداول مهم جلوه دهند،تا به نوعی افکار عمومی دنیا اتفاقات مهم تونس را دنبال نکند.
این حرکت های رسانه ای به گونه ای به صورت هماهنگ بین شبکه های خبری غرب انجام می گرفت که گویی آنها سعی داشتند برا ی دیکتاتور دست نشانده تونس به نوعی وقت بخرند.حتی آنها در ابتدی کار سعی کردند با پوشش ندادن اخبار مربوط به سرکوب در تونس به نوعی برای بن علی شرایطی را ایجاد کنند، تا شاید در خلاء خبری که ایجاد می شود بن علی بتواند قیام را سرکوب کند.
اما پس از مدتی که این اتفاق رخ نداد رسانه های غربی تنها به فاصله چند روز تغییر تاکتیک دادند. آنها که اعتبار خبری خود را به شدت درخطر می دیدند این بار با ژستی که سعی داشت نشان دهد غرب حامی حقوق بشر ودموکراسی است، شروع به حمایت از مردم کردند ودرمقابل دائما سعی می کردند که بن علی را مجاب به اصلاحات کنند.
هر چند که در این بین آنها سعی داشتند خبرها را طوری پوشش دهند که انگار یک گفتمان اصلاحی بین مردم وبن علی صورت گرفته.به نوعی که بتوانند با این استراتژی جدید افکار عمومی دنیا را آماده پذیرش این گفتمان اصلاحی کنند تا حداقل با خبرسازی های خود جریان انقلاب را به اصلاحات وماندن بن علی تبدیل کنند.
اما پس از اینکه جرقه های موج بیداری تمام تونس را فراگرفت و راهی برای بازگشت انقلاب نبود،به بی بی سی با نشان دادن صحنه های کشتارمردم معتراض،سعی کرد تا به نوعی افکار عمومی دنیا را به این سمت هدایت کند که غرب به دنبال گرفتن حقوق مردم معترض است.
برای همین استراتژی سکوت خبری خود را شکست واین بار با پخش توده وسیعی از فیلمهای سرکوب سعی کرد بیننده ای را که تاکنون چیزی جز سرکوب خبری از آن ندیده بود،را به این باور برساند که آمریکا به دنیال برکناری بن علی است.گویی که سعی داشت با پخش این حجم وسیع از تصاویر به عنوان یک بولتن تبلیغاتی جایی برای آمریکا در آینده تونس باز کند.
بی بی سی و انقلاب مصر
به رغم ادعای برخی از رسانه ها مبنی بر سانسور گسترده اخبار توسط حکومت مصر، شبکه های خبری زیادی از جمله بی بی سی ساعت هاست که تصاویر زنده ای را از انقلاب مصر پخش می کنند.
شبکه بی بی سی ساعت هاست که بدون وقفه حوادث مربوط به انقلاب مصر را پوشش می دهد.این شبکه تلویزیونی باکس مخصوصی را به پخش تصاویر زنده از انقلاب مردمی مصر اختصاص داده که حتی در زمان پخش سایر برنامه های دیگر نیز در گوشه ای از تصویر نمایان است.
پوشش خبری مستقیم و زنده از آتش زدن ساختمان ها، اتوموبیل ها، اماکن دولتی و سردادن شعارهای تند از سوی مردم از سوی بی بی سی و برخی دیگر از شبکه های ماهواره ای در حالی است که از لحاظ امنیتی حکومت ها برای حفظ منافع خود مانع از آن می شوند.
پخش زنده تلویزیونی حوادث انقلاب مصر از سوی بی بی سی نشان می دهد که این شبکه کاملا بر رویدادهای این کشور خیمه زده و گویا حکومت مبارک نیز قادر به ممانعت از پخش این تصاویر نیست.
مطالب فوق ادعای است که در مورد نقش بی بی سی در پوشش انقلاب مصر مطرح شده است. اما واقعیت آن است که نحوه برخورد رسانه های غربی با رویدادهای اخیر مصر و تونس، علامت سوال های زیادی را درباره نقش واقعی رسانه ها در جامعه جهانی مطرح می کند.
رسانه های غربی بی توجه به ریشه مطالبات مردمی مصر و تونس، خود را به مسایل دیگری مشغول کرده اند که رژیم صهیونیستی مهم ترین آنهاست.
از سوی دیگر نکته قابل توجه اینجاست که این دو تاکتیک، یعنی سکوت خبری وسپس تغییر آن به انتشار پرحجم خبر در خصوص انقلاب تونس که هر دو آنها در تناقض با هم هستند،در تحولات مصر هم از سوی بی بی سی درنظر گرفته شد اما چند تفاوت داشت.
1-علاوه بر این که در مورد مصر هم درابتدای کار تاکتیک سکوت خبری به کار گرفته شد،شبکه های غربی سعی کردند معترضین را اوباش نشان دهند. چرا که انان نمی خواستند مبارک را که یک رییس جمهور همسو برای آنها بود از دست بدهند. از سوی دیگر آنها به خوبی می دانستند که با اوباش خواندن معترضین در بخشهای مختلف خبری زمینه را برای سرکوب بیشتر آنان در ذهن مخاطبان خود ایجاد می کنند.
2-در تحولات مصر هنگامی که استراتژی اول یعنی سکوت خبری مانند تونس پاسخ نداد وحرکت اعتراضی جدی شد و دولت های غربی به این موضوع پی بردند که انقلاب ناگزیر است،استراتژی دوم یعنی پوشش پرحجم تحولات وبه نوعی پخش توده ای اخبار به دو بخش تقسیم شد:
بخش اول که سعی داشت مثل همیشه جایی برای غرب دست وپا کند وبا حمایت ظاهری ا زمردم معترض به نوعی ژستی حقوق بشری به خود بگیرد تاپس از انقلاب جایی برای غرب باشد.
بخش دوم، راه اندازی موج تخریبی شدید وسیاه نمایی علیه گروههای اسلام گرا مصر،چرا که آنان به شدت از قدرت رسیدن این گروهها در هراس بودند.
تمام این حرکات به این دلیل بود تا ذهن جهان از اسلامی بود این جریان اعتراضی منحرف شود که مصداق بارز این موضوع را می توان در عدم پخش نماز جماعت بزرگ میدان التحریر در بی بی سی مشاهده کرد.
پوشش وسیع و لحظه به لحظه رسانه های غربی از انقلاب های رنگی نشان داد که رسانه های غربی چنین برخوردی را با دو تظاهرات موسوم به «انقلاب» انجام دادند که متحدان غرب را روی کار آورد، اما برخورد همین رسانه ها با دو قیام در جهان عرب که علیه متحدان غرب در جریان است چگونه بود؟ حرکت مردم تونس از ابتدا تا دو روز پیش از پیروزی با بی توجهی کامل رسانه های غربی مواجه شد. اما درباره مصر وضعیت کاملا متفاوت بود.
رسانه های غربی از پایان حوادث روز اول اعتراض های مردمی مصر، آن را مورد توجه قرار دادند و بخش زیادی از ساعات پخش یا ستون های مطبوعات را به آن اختصاص دادند، اما به سرعت از دامنه این توجه کاسته شد.
به طوری که بسیاری از رسانه های غربی این اعتراض های مردمی را «حوادث و ناآرامی و یا حداکثر خیزش مردمی» توصیف کردند.
این رسانه ها هیچ توجهی به حضور توده های مردمی و میزان رنج غیرنظامیان در برابر وحشی گری دولت های عربی نکردند، زیرا سرگرم امور دیگری بودند که فریاد های اعتراضی مردم کشورهای عربی راهی در آن نداشت.
آنها اعلام کردند: امر حتمی این است که تغییری در مصر روی می دهد ولی باید پرسید: این چگونه تغییری است؟ و چگونه می توانیم آن را مدیریت کنیم؟ برای آنها مساله مهم در این تغییر، تاثیرات و پیامدهای گسترده این تغییرات بر سر نوشت اسراییل، فلسطینی ها و منافع غرب در خاورمیانه است.
انتقادات زیادی به نقش رسانه های غربی در مصر شد از جمله «و یا جان ریس» فعال ضد جنگ در انگلیس در بازگشت از سفرش به قاهره، در تظاهرات ضد آمریکایی که این هفته به همت ائتلاف ضد جنگ انگلیس در لندن سازمان دهی شده بود، از عملکرد بی بی سی در پوشش خبری تحولات مصر انتقاد کرد و گفت در حالی که بیش از یک میلیون تظاهر کننده در میدان تحریر قاهره تظاهرات کردند، بی بی سی تعداد مخالفان رژیِم حسنی مبارک را ده هزار نفر اعلام کرد.
وی گفت: بی بی سی همچنین در تلاش است تا اخوان المسلمین را یک تهدید معرفی کند و جهانیان را بترساند در حالی که در مصر، اخوان المسلمین در کنار سوسیالیست ها، مسیحیان، اتحادیه های کارگری و کارمندی، علیه دشمن واقعی مردم مصر که رژیم مبارک است، مبارزه می کند.
بعد از گذشت تقریباً یک ماه از آغاز تحولات مصر و بررسی خبر و تحلیلهای ارائه شده در شبکه بیبیسی میتوان به نکات قابلتوجهی در باره مواضع این شبکه در قبال این تحولات پی برد که بیشک یکی از مهمترین آنها سیاست های تنظیمشده در اتاق فکر این شبکه در قبال قدرت گرفتن اخوانالمسلمین در مصر است؛ سیاست هایی که نشاندهنده نگرانی شدید طراحان آن از جانشینی اخوانالمسلمین به جای حکومت مبارک است.
جریان سازی های رسانه ای پس از انقلاب مصر با تاکتیک «هدایت افکار» رنگ دیگری به خود گرفت تا بتواند با هدایت افکار عمومی جهت انقلاب مصر را تغییر دهد.حتی کار به جایی رسیده بود که شبکه هایی مانند بی بی سی با تحریف مصاحبه های اشخاص مشهور مصر، این مصاحبه ها را به گونه ای پوشش می دادند که گویی این اشخاص کاملا مخالف با روی کار آمدن گروه های اسلامی هستند.
این رفتارهای غیر معقول رسانه ای در حالی می گرفت که با استفاده از کارشناسان هم سو و با بمباران ذهن بیننده به وسیله تفسیرهایی با لحن مختلف اما با مضمون یکسان دائما جوی سازی می کرد وخطر اسلام گرایان را هشدار می داد.
پارادوکس بحرین - سوریه
رسانه های غربی در حالی که نسبت به اخبار و رویدادهای کشوری چون بحرین راهبرد سانسور پیش گرفته بودند، در یک اقدام کاملا هدفمند و از پیش طراحی شده با برجسته سازی نقش حکومت سوریه در سرکوب شدید مخالفان و حمایت ایران از این حکومت پرداختند.
در این میان رفتارشناسی رسانه های غربی به ویژه بی بی سی در قبال تحولات منطقه و چرایی اتخاذ مواضع دوگانه و تداوم سیاست یک بام و دو هوا از سوی این رسانه ها ازموضوعاتی است که سعی شده در این مقاله بدان توجه گردد.
با تسری موج انقلاب ها به بحرین و اعتراضاتی در سوریه مواضع رسانه های غربی در قبال اوضاع کشور عربی سوریه، نسبت به آنچه در بحرین می گذرد؛ کاملا متفاوت و متمایز است.
نوع پوشش خبری که در مورد مصر وتونس داده شد کاملا با پوشش تحولات بحرین متفاوت بود،به گونه ای که به طور کلی رسانه های خبری غرب به ویژه بی بی سی از همان جرقه های ابتدایی در بحرین این حرکت را با فرافکنی خبری اولا نوعی اغتشاش نشان دادند وثانیا سعی کردند آن را نشات گرفته از دخالتهای ایران نشان دهند.
تمام این رفتارهای فرافکنانه رسانه ای در حالی صورت گرفت که با عدم پخش صحنه های خونین سرکوب مردم بحرین وحتی نشان دادن صحنه دفاع شیعیان از خود دربرابر یورش نیروهای امنیتی وخشن نشان دادن آنها ، توجیه رسانه ای برای سرکوب مردم بحرین فراهم کند.
در کنار این نوع از رفتارهای غیر انسانی این رسانه ها در تحولات بحرین،یک استراتژی ویژه در مورد بحرین در نظر گرفته شده است.
استراتژی که عمق پیوند این رسانه هارا با دستگاه سیاسی غرب به اثبات می رساند،وآن هم چیزی نبود جز بمباران خبری دروغین که به جهانیان وبه ویژه دنیای عرب نشان دهد که ایران در مسائل بحرین دخیل است.
به گونه ای که بی بی سی تلاش کرده با مطرح کردن خبرهای ایران در کنار خبرهای بحرین وپخش اخبار این دو به صورت متوالی به نوعی به بیننده ارتباط بین این دو را القا کند.
این تاکتیک خبری معمولا وقتی توسط رسانه های غرب به کار گرفته می شود که آنها قصد توطئه وکارشکنی علیه دو کشور را داشته باشند.
در این راستا بی بی سی؛ با تحریف سخنان شیخ علی سلمان به دروغ مدعی شد رهبر معترضان بحرینی ایران خواسته است که دیگر در امور داخلی این کشور دخالت نکند.
بی بی سی درحالی درخواست رهبر معترضان بحرینی برای پایان دخالت ایران از بحرین را منتشر کرد، که این رهبر معترضان بحرینی از دو هفته پیش تحت فشار شدید نیروهای امنیتی بحرین و عربستان بسر می برد و مانند دیگر رهبران معترضان، در تلاش است تا تبلیغات تفرقه افکن وهابی ها بر انسجام مخالفان اثر نگذارد.
جواد فیروز نماینده مجلس و عضو حزب وفاق بحرین، خبر بی بی سی را دروغ خواند و افزود: «شیخ علی سلمان در کنفرانس خبری خود هرگز اظهار نکرده است که کشوری مانند ایران که تاکنون در امور بحرین دخالت کرده از این پس نباید دست به چنین اقداماتی بزند».
وی تصریح کرد: «او -شیخ علی سلمان- گفت که ما با دخالت های هر کشور، خواه ایران باشد و یا عربستان سعودی، مخالفیم».
جالب است خبرنگاران بی بی سی و العربیه و دیگر رسانه های غربی مدافع آل خلیفه به طور آزادانه در بحرین فعال هستند اما رژیم آل خلیفه به هیچ خبرنگار ایرانی اجازه نمی دهد وارد این کشور شود و از قیام و خواسته های مردم بحرین خبری منتشر کند.
از دو هفته پیش که سربازان سعودی برای کمک به سرکوب قیام مردم بحرین وارد این کشور شده اند، رسانه های غربی به شدت در تلاش بودند قیام مردم بحرین را به اختلافات شیعه و سنی نسبت دهند.
جهت گیری شبکه بی بی سی در قبال تحولات بحرین به گونه ای است که کارشناس این شبکه که در حال صحبت در مورد مسائل بحرین بود، گفت:«کشور ها منافع خود را ترسیم می کنند. کشور های غربی در مقابل خیزش های مردمی منطقه رویکرد های متفاوتی داشته اند و شدید ترین ابزارها را علیه معمر قذافی بکار میگیرند با اینکه عملکرد آل خلیفه و آل سعود آنچنان با عملکرد معمر قذافی تفاوتی نداشت ولی کشورهای غربی مواضع خود را به یکسری انتقادهای خیلی ضعیف تقلیل دادند و وقتی که یکی از مشاورا ن امنیتی دولت بحرین که اتقاقا یک شخص انگلیسی هم هست...»
همین اشاره به مشاور انگلیسی دولت بحرین باعث شد تا مجری فورا باد ستپاچگی صحبت کارشناس را قطع کند و با طرح سوال جدیدی بحث را عوض کند.
اما چنانچه بخواهیم در یک نگاه کلی رفتارشناسی بی بی سی درقبال تحولات منطقه و علل رویکرد دوگانه آنها را دراین حوزه مورد توجه قرار دهیم، دراین زمینه می توان به موارد زیر دراین زمینه اشاره کرد:
1- تلاش برای حذف سوریه از خط مقدم مقاومت: نگرانی رژیم صهیونیستی از نقش حزب الله درتحولات لبنان و سهم جبهه مقاومت در ناکامی های رژیم صهیونیستی به ویژه در جنگ 33 روزه که به عنوان الگویی برای ملت های منطقه تبدیل شد؛ به مراتب بیش از گذشته افزایش یافته است.
از دیگر سو نقش برجسته حماس درمقابله با زیاده خواهی های رژیم صهیونیستی که در جنگ 33 روزه تجلی یافت و قرارگرفتن فتح در کنار حماس که منجر به تقویت چند منظوره جبهه مقاومت و همدلی مردم در فلسطین اشغالی شده است، ادامه حیات این رژیم را با سختی همراه کرده است.
آنچه در روز یوم نکبت سال جاری نیز روی داد در مواردی مبین همین موضوع است. دراین میان نقش راهبردی سوریه هم به لحاظ موقعیت جغرافیایی و آمایش سرزمینی و هم به جهت حمایت های معنوی از جبهه مقاومت درفلسطین و لبنان و حتی همسایگی عراق طی دهه های گذشته و به ویژه دهه اخیر قابل توجه است.
لذا همان طور که درتحولات و رویدادهای داخلی لبنان نقش رسانه های غربی به ویژه درحمایت از برنامه های جریان 14 مارس و کمک به تضعیف مقاومت کاملا مشهود و غیرقابل انکار بوده است؛ در قضایای اخیر نیز این رسانه ها همچنان به نقش آفرینی پرداخته اند. طوری که همگام با آغاز تحرکات مخالفان دولت در سوریه این رسانه در برجسته سازی موج تحولات دراین کشور و حمایت بی حد و مرز این جریان مخالف- برخلاف آنچه در قبال قیام بحرین انجام دادند- سنگ تمام گذاشتند.
2-سرپوشی برحمله آل سعود به انقلابیون بحرینی: رسانه های غربی درحالی در یک اقدام هماهنگ به برجسته سازی اخبار سوریه می پردازند و هر روز به قول خود ابعاد جدیدی از رویدادهای سوریه را با هدف واکنش جامعه جهانی به تصویر می کشند که درمیان این رسانه ها سخنی از سرکوب آل سعود و آل خلیفه مطرح نمی کنند.
دراین میان این بی بی سی از زوایای مختلف تلاش داشت با پوشش گسترده رویدادهای سوریه ضمن تلاش برای ترسیم چهره ای زشت و مستبد از حکومت سوریه، به برجسته سازی نقش حامیان و متحدان این کشور در پاسخ به برخی انتقادات نسبت به دخالت نظامی در بحرین توجه شود لذا با متهم کردن متحدین راهبردی سوریه همچون مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در سرکوب مخالفان، قصد دارند از فضای بوجودآمده ضمن انحراف اذهان و افکارعمومی از جنایات گسترده در بحرین، به مظلوم نمایی مخالفان سوری نیز کمک کنند. این درحالی است که هرچند آنچه در سوریه روی می دهد گرچه به نظر عده ای ممکن است قابل دفاع نباشد. اما هرگز نمی توان روی دادها و حوادث این کشور را چیزی از جنس اتفاقات یا حوادث بحرین دانست.
3- تکرار سناریوی لیبی و یمن در سوریه: شواهد نشان می دهد مواضع هماهنگ رسانه های غربی در قبال تحولات سوریه و بزرگنمایی بیش از اندازه حوادث این کشوردر واقع مبین بخشی از راهبرد هماهنگ کشورهای عربی و غربی در قبال حکومت بشار اسد نیز می باشد. چنان که رسانه ها قصد دارند با انتشار اخبار گزینشی، جهت دار و از پیش هماهنگ شده با محوریت درشت نمایی جنایات حکومت اسد در سوریه ضمن کمک به افزایش تنش داخلی و تقویت مخالفان به جریحه دار کردن عواطف عمومی و بسیج جامعه جهانی در قبال حکومت سوریه نیز پرداخته شود. لذا تلاش بی بی سی برای معرفی کردن بشار اسد به عنوان جنایتکار جنگی، توطئه ای برای الحاق رهبر سوریه به سرنوشت دیکتاتورهای عرب منطقه به شمار می رود. طوری که ادامه این روند در عرصه جهانی ضمن تسریع در سقوط حکومت این کشور به تضعیف موقعیت بین المللی اسد و حتی متحدان این کشور نیز کمک خواهد کرد.
4- فشار بر ایران و جلوگیری از تکرار انقلاب اسلامی در منطقه : نقش انقلاب اسلامی در تحولات منطقه و الگوگیری انقلابیون این کشورها از خیزش مردم سالاری دینی در جمهوری اسلامی باعث شده تحولات منطقه به طورجدی از سوی غربی ها رصد شود و دولتمردان آمریکا با وسواس زیاد و صرف هزینه در حفظ منافع و حامیان خود در صحنه حاضر شوند.
در این میان تکرار انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی به لحاظ تجربه انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران- بنا به اظهارات آشکار نخست وزیر رژیم صهیونیستی- بزرگترین خطری است که بیش از هر چیزی موجودیت رژیم صهیونیستی و متحدان راهبردی آن را تهدید می کند لذا تلاش برای مهار کشورهایی چون بحرین که اکثریت جمعیت آن به لحاظ فکری به اندیشه های انقلاب اسلامی نزدیک ترند نسبت به سایر کشورها در اولویت قرار دارد لذا بخشی از مأموریت راهبردی رسانه های غربی به کم رنگ کردن نقش انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در تحولات منطقه معطوف شده است.
بنابر این بی بی سی در حالی که از یکسو نسبت به اخبار و روی دادهای کشوری چون بحرین که ادامه تحولات آن می تواند به انقلابی از جنس انقلاب اسلامی یا نزدیک به آن منجر شود راهبرد سانسور پیش گرفته است و از دیگر سو نیز در تلاش هستند در یک اقدام کاملا هدفمند و از پیش طراحی شده با برجسته سازی نقش حکومت سوریه در سرکوب شدید مخالفان و حمایت جمهوری اسلامی از این حکومت به جایگاه انقلاب اسلامی خدشه وارد کنند لذا متهم کردن ایران و مقاومت به عنوان متحدان راهبردی سوریه در پشتیبانی از حکومت این کشور در برابر مخالفان و از طرفی برجسته سازی مخالفت ایران در امور بحرین با هدف ارائه تصویری نامناسب از جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان به افکار عمومی جهان راهبردی است که از سوی رسانه های بی بی سی به طور وسیع دنبال می شود.
فرجام
استیون ساکر، مجری بی بی سی گفت:«هر کس که درپی یک جواب جامع برای شورش های مداوم مردمی در کشورهای عربی است، لازم است فقط نگاهی به اتحادیه کشورهای عربی بیندازد».
وی در ادامه با ناکارآمدتوصیف کردن اتحادیه عرب افزود: «این سازمان که از سیاستمداران فرسوده منطقه تشکیل شده، دچار آشفتگی است و همین امر موجب خیزش های مردمی در منطقه شده است».
بی بی سی با جهت گیریهایی همچون نمونه فوق در صدد است که انقلاب های منطقه را در سمت و سوی اهداف و منافع بریتانیا منحرف نماید، به گونه ای که علیرغم کاهش بودجه کلی موسسه بی بی سی با افزایش بودجه شبکه بی بی سی عربی برای تاثیر گذاری بر انقلاب های مردمی اقدام نمود.
وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کرد که لندن در تصمیم سابق خود مبنی بر کاهش بودجه شبکه سخن پراکنی (بی بی سی) بازنگری کرده و تا سال 2014 علاوه برکمک های فعلی به برنامه های آن بویژه به زبان عربی سالانه 2.2 میلیون پوند استرلینگ دیگر کمک مالی می کند.
«ویلیام هیگ» وزیر امور خارجه انگلیس گفت:با توجه به مواضع دولت انگلیس در قبال حوادث خاورمیانه و شمال آفریقا و بررسی های صورت گرفته در مجلس عوام، خواستار شدم تا وزارت خارجه کمک های مالی به بی بی سی را افزایش دهد.
انگلیس درصدد افزایش نقش خود برای تاثیرگذاری برحوادث و تحولات در جهان عرب است زیرا انقلاب های مردمی در کشورهای عربی موجب سرنگون شدن آن دسته از رژیم های دیکتاتوری شده که تسلیم اراده غرب بویژه انگلیس و آمریکا بوده اند.
شبکه های رادیویی و تلویزیونی بی بی سی به زبان های مختلف از جمله عربی تلاش می کنند تا از فرصت انقلاب ها در چند کشورعربی خاورمیانه و شمال آفریقا اوضاع کشورهای مخالف رژیم صهیونیستی و منافع غرب بویژه سوریه را بی ثبات وعلیه ایران اقدام کنند.
وزیر امور خارجه انگلیس اذعان کرد که اوضاع جهان نسبت به ماه اکتبر گذشته متفاوت شده است و گفت: معتقدیم حمایت های مختلف مالی از بی بی سی عربی برای تداوم «فعالیت های گران بهای خود در خاورمیانه»، اقدامی صحیح است و از این رو با ارائه کمک مالی بیشتر به مبلغ 2.2 میلیون پوند سالانه موافقت کردم تا این شبکه بتواند فعالیت های خود به زبان عربی را افزایش دهد.
دولت انگلیس در ماه اکتبر سال 2010 و در چارچوب طرح کاهش بودجه اعلام کرد که حمایت مالی از شبکه بی بی سی را به میزان 16 درصد کاهش خواهد داد و تا سال 2014 این شبکه باید منابع مالی را خود تامین کند.
از اهداف افزایش دوباره کمک مالی به شبکه بی بی سی ، ترویج سیاست های انگلیس و خدمت به منافع آن در شمال آفریقا بویژه در لیبی اعلام شده و این در حالی است که لندن بهترین روابط را با رژیم دیکتاتوری قذافی داشته است.
بی بی سی مامور شده است که افکار عمومی در لیبی را قانع کند که دولت انگلیس مخالف قذافی و حامی مردم لیبی است تا منافع سیاسی و اقتصادی این کشور بویژه در حوزه نفت به خطر نیفتد.
مرکز امور بین الملل صدا و سیما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم