عکاسی انقلاب در گفت‌وگو با اکبر ناظمی

4 هزار عکس از زیباترین اتفاق قرن

از وقتی که پای دوربین‌ها به میان آمد و عکاسی خبری شکل گرفت، عکس‌ها سهم عمده‌ای را در حفظ و ثبت وقایع جهان معاصر به خود اختصاص دادند. از آن پس هر جا جنگ، انقلاب و حادثه بزرگی رخ داده، عکاسان خبری آن را با دوربین‌هایشان روایت کرده‌اند. . در جریان انقلاب اسلامی ایران هم عکاسان بسیاری از داخل و خارج از کشور به عکاسی پرداختند تا آن را در صفحات تاریخ ماندگار‌کنند. یکی از این عکاسان، اکبر ناظمی است که عکس‌های وی تاکنون در نمایشگاه‌های مختلف داخلی و خارجی به نمایش گذاشته شده و در قالب کتاب‌هایی نیز منتشر شده‌اند. ناظمی که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در آلمان مشغول تحصیل بوده، وقتی انقلاب مردمی ایران را می‌بیند به عشق وطن و همراهی با مردم دوربین به دست می‌گیرد و به کشورش باز می‌گردد تا روایتگر حادثه‌ای باشد که آن را تکرار نشدنی می‌داند. او همگام با مردم‌‌ بیش از ۴هزار قطعه عکس و ساعت‌ها فیلم گرفته است. با وی به گفت‌وگو نشستیم تا برایمان از خاطرات آن روزها و عکس‌های ماندگاری که گرفته است، بگوید.
کد خبر: ۴۵۶۱۱۵

وقتی که انقلاب اسلامی ایران آغاز شد ایرانیان زیادی خارج از کشور بودند، برخی به کشور بازگشتند و برخی هم نه. شما در این شرایط دوربین به دست گرفتید و به کشور بازگشتید، دلیل این تصمیمتان چه بود؟

دوستی دارم که در خارج از کشور زندگی می‌کند و گاه از تبلیغ رسانه‌های آنان تاثیر می‌گیرد. چند وقت پیش به من گفت اگر مرزهای ایران را ببندند و دیگر نتوانی هیچ سفری داشته باشی چه می‌کنی؟ به او پاسخ دادم بستگی دارد، اگر زمانی واقعا مرزها بسته شود و خارج از ایران باشم به هر قیمتی باز می‌گردم، چون دوست ندارم مردم کشورم را تنها بگذارم و به این افتخار می‌کنم که همه لحظه‌های بحرانی را در ایران و کنار مردم حضور داشته‌ام. بنابراین هدف و انگیزه اصلی من از بازگشت به کشور چیزی جز عشق به میهن و مردم نیست.

پس وقتی که انقلاب اسلامی آغاز شد، علاقه‌تان به عکاسی و عشقتان به ایران با یکدیگر همراه شد و شما آمدید تا صحنه‌های انقلاب را به تصویر بکشید.

بله، هم کارم را خیلی دوست دارم و هم کشورم را، به همین خاطر تک تک عکس هایم را با اعتقاد گرفته ام. وقتی عکس‌های مربوط به جنگ جهانی دوم را می‌دیدم، بیشتر به اهمیت کار یک عکاس خبری پی می‌بردم و آرزو داشتم که بتوانم عکاس خبری خوبی باشم. البته عکاسی خبری موضوع بسیار مهمی است، چرا که این عکاسان خبری هستند که وقایع را به همه جهان نشان می‌دهند. این عکاسان چشم مردم هستند و کارشان آگاهی بخشی است. حال اگر قرار باشد جلوی عکاسان خبری گرفته شود و آنها نتوانند آزادانه کار کنند، گویی که چشمان مردم را بسته‌ایم! چون دولت‌ها همه جا حضور ندارند و این عکاس خبری است که می‌تواند نقایص را ببیند و به دولت‌ها نشان دهد. اگر قرار باشد به چشم دشمن به آنها نگریسته شود دیگر نمی‌توانیم عکس‌های خوب و ماندگاری داشته باشیم. عکاسی، هنر شکار لحظه‌ها و ارائه آن به بهترین شکل به مردم و مسوولان است.

دوره‌ای که شما در آن عکاسی می‌کردید، اغلب حکومت نظامی بوده و قطعا عکاسی هم دشوار بوده است، آیا با مشکلی مواجه نمی‌شدید؟

بله، خیلی وقت‌ها دنبالم کردند و فرار کردم. یادم است یک بار در خیابان سمیه بودم و در یکی از اداره‌‌های چند طبقه باز بود و رفتم بالا تا رسیدم به درپشت بام. اما از شانس بدم در قفل بود. دیدم کنار در یک سطل آشغال است که ابزار و لباس مستخدم‌‌ها روی هم تلنبار شده و سریع فیلم‌‌ها را پیچیدم لای روزنامه و گذاشتم ته سطل زباله. لباس مستخدم را هم پوشیدم و جارو را دستم گرفتم و مشغول شدم به تمیز کردن زمین تا اگر مامور‌ها رسیدند من را با مستخدم اداره اشتباه بگیرند. اتفاقا مامور‌ها هم ریختند تو ساختمان اما تا طبقه دوم بیشتر نیامدند. البته مشکلات به همین جا ختم نمی‌شد و چاپ نگاتیوها هم خود مشکل بزرگی بود که اگر لو برویم و... . این را هم بگویم که آن روز‌ها که تهران اینقدر برج و ساختمان‌های بلند نداشت، ما روی پشت بام‌ها رفت و آمد می‌کردیم و عکس می‌گرفتیم، شاید به همین خاطر حکومت نظامی چندان مشکل‌ساز نبود.

عکس‌های شما در قالب کتاب‌هایی هم منتشر شده، این عکس‌ها نشان می‌دهد که شما به جزئیات توجه زیادی داشته‌اید، درست است؟

وقتی انقلاب ایران شروع شد، آمدم که عکس بگیرم و سعی می‌کردم عکس‌هایم رنگی باشد تا بیشتر قابل استناد باشد، سعی کردم رنگ مو و حتی لباس‌هایی که مردم می‌پوشیده‌اند را به خوبی نشان دهم. چون رنگ حاوی اطلاعات است و شکل و فضای خیابان‌ها را هم بهتر نشان می‌دهد. علاوه بر آن طراحان صحنه هم وقتی قرار است برای فیلمی که با موضوع انقلاب اسلامی است کار کنند، از این کتاب‌ها کمک می‌گیرند تا ببینند مردم آن زمان چگونه لباس می‌پوشیده‌اند، به همین دلیل در عکس‌هایم به جزئیات توجه بسیار دارم.

حالا که سخن از کتاب عکستان به میان آمد، کمی هم درباره این توضیح دهید که بر چه اساسی کتابتان را در 4 جلد منتشر کرده‌اید.

کتاب را به 4 جلد «انقلاب»، «زنان»، «کودکان و نوجوانان» و «شعارها و دیوارنوشته‌ها» تقسیم کرده‌ام. درباره دلیل این تقسیم بندی هم باید بگویم، در بررسی عکس‌هایم متوجه شدم که چقدر حضور زنان در عرصه انقلاب پررنگ است. بعد در جلسه‌ای که انجمن صنفی عکاسان از من قدردانی کرد، دیدم از 20 عکاس حاضر 18 نفر خانم هستند. این موضوع بهانه‌ای شد تا عکس‌هایم را بازنگری کنم و عکس‌هایی که حضور زنان در انقلاب را نشان می‌داد ‌ در یک جلد کتاب منتشر کنم. بعد هم موضوعات دیگری چون حضور کودکان و... را هم به آن افزودم. البته باید این را هم بگویم که خانم‌ها در روزهای آغازین پیروزی به من در گرفتن این عکس‌ها خیلی کمک کردند.

چه نوع کمکی از این عرصه به شما شده است؟

وقتی در خیابان‌ها دوشادوش مردم حرکت می‌کردم و به خط کنترل که نزدیک می‌شدم، دوربین خود را به نزدیک‌ترین خانمی که چادر مشکی بر سرش بود می‌دادم تا از این خط عبور کنیم و دوربین را از او بگیرم. از آنجا که بیشتر خانم‌ها در آن روزها چادر مشکی بر سر داشتند، از خط کنترل که رد می‌شدیم نمی‌توانستم تشخیص دهم دوربین را به کدامشان داده‌ام، اما می‌دیدم یکی از آنها به سمتم می‌آید و دوربین را به من پس می‌دهد. حضور پررنگ زن‌ها در‌عرصه انقلاب دقیقا نقطه مقابل تبلیغات مسمومی است که درجهان علیه ما می‌شود. بنابراین تصمیم گرفتم این نقش پررنگ را در قالب یک جلد کتاب نشان دهم.

موضوع مهم دیگر، دیوارنوشته‌ها هستند، درباره عکس‌هایی که از آنها دارید هم توضیح دهید.

آن زمان اینترنت نبود و مردم خبرها و پیام‌ها را از طریق نوشتن روی دیوارها به یکدیگر اطلاع می‌دادند و اطلاع‌رسانی از طریق دیوار و دیوارنوشته‌ها بود. این موضوع هنوز هم جای کار و پژوهش جدی دارد و باید به آن پرداخته شود.

به نظر شما زمان آن نرسیده که عکاسان، گرافیست‌ها و هنرمندان انقلاب دور هم جمع شوند و پژوهش‌های جدی را در مورد موضوعاتی مانند همین دیوار نوشته‌ها آغاز کنند؟

اتفاقا بررسی دیوارنوشته‌ها از اساسی ترین کارهایی است که داریم. چون نشان می‌دهد که مردم ایران با چه سلایق متفاوتی همه دور هم جمع شده بودند و در یک مسیر حرکت می‌کردند. به باور من بهتر است تا نسل اول انقلابی‌ها هنوز هستند، این پژوهش‌ها را شروع کنیم.

به نظر شما ریشه وحدت مردمی که با سلیقه‌ها و تفکرات متفاوت در کنار هم جمع شده بودند، چه بوده است؟

سوال بسیار خوبی است. هر جا که رهبری مقتدر وجود داشته باشد مردم می‌توانند بخوبی زندگی کنند و کشورشان را بسازند. بنابراین از هر کسی که درباره این موضوع سوال کنید به شما یک پاسخ خواهد داد و آن هم رهبری امام خمینی(ره) است. ایشان این توان را داشت که به عنوان یک رهبر بزرگ همه را گرد خود جمع کند و چنین واقعه بزرگی را رقم بزند. یاد ایشان هرگز از خاطره‌ها پاک نمی‌شود.

بهترین خاطره‌ای که از دوران انقلاب دارید، چیست؟

به اعتقاد من همه آنچه در جریان انقلاب رخ داد زیبایی بود، اما بهترین خاطره من مشارکت همه مردم در پیروزی انقلاب است. همه اقشار از پیر و جوان با هر ایده و فکری پای انقلاب ایستاده بودند. همه احزاب و مذاهب با هم به خیابان‌ها می‌آمدند و راهپیمایی می‌کردند. فکر نمی‌کنم در طول تاریخ ایران هیچ گاه چنین اتفاقی افتاده باشد که این همه افکار و سلایق متفاوت در کنار هم قدم بزنند و یک خواسته واحد داشته باشند. به نظر من نمی‌توان این اتفاق را با هیچ رخدادی در دنیا مقایسه کرد، چرا که یکی از زیباترین رویدادهای قرن معاصر است و همیشه بر زیبایی آن تاکید داشته‌ام.

 

 

 

 

 

 



تصویر روی‌جلد کتاب «انقلاب به روایت اکبر ناظمی»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تصویر اکبر ناظمی در حال عکاسی در سال های نخست انقلاب اسلامی

 

 

 

 

 

 


یکی از عکس‌های ناظمی که در روزهای آغاز انقلاب گرفته شده است

زینب مرتضایی‌فرد / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها