فیلم پل چوبی الان در چه مرحلهای است؟
در حال حاضر مشغول انجام اصلاحات نهایی هستیم. تدوین و همزمان صداگذاری و موسیقی را که چندبار ساخته شده ، همراه سایر مراحل جزئی دیگر که باقیماندهاند، انجام میدهیم.
چرا موسیقی این فیلم چند بار ساخته شده؟ مگر یک نفر آن را نساخته است؟
بله. موسیقی ساخته کارن همایونفر است. در واقع چندبار تنظیماتش جابهجا شد. البته در کنار موسیقی، بخشهای دیگر هم در حال انجام است. بهنام خاکسار هم جلوههای بصری را انجام داده، تیتراژ هم تازه رسیده و آقای منصوریان در لابراتوار دیگری مشغول تصحیح رنگ هستند. همه مشغولیم که آخرین مراحل فنی فیلم را انجام بدهیم.
تولید فیلم چقدر طول کشید؟
از وقتی پروژه کلید خورد، 45 جلسه فیلمبرداری در حدود 50 تا 55 روز داشتیم و 180 حلقه نگاتیو مصرف شد. در مجموع تولید خیلی خوبی داشتیم و از همه چیز راضیام.
اصلا جرقه اولیه پل چوبی از کجا خورد و فیلمنامهاش چطور نوشته شد؟
بعد از «چه کسی امیر را کشت؟»، ایدهای داشتم مبنی بر ساخت یک فیلم عاشقانه. با خسرو نقیبی، دوست و همکارم اتودهای مختلفی زدیم که منجر به نوشتن 3 فیلمنامه شد و هر سه هم در بانک فیلمنامه ثبت شد، ولی همچنان مرا برای اینکه بخواهم یکی از آنها را شروع کنم، ارضا نمیکرد. بعد هم فیلم «طهران، تهران» پیش آمد. در این مدت میخواستم مکگافین قصه را پیدا کنم که به واسطه یکسری اتفاقات بیرونی، مکگافینش را در صحبتهایی که با نقیبی داشتیم، پیدا کردیم و بعد هم قصه شروع شد. در یک سالونیمی که با فیلمنامه سر و کله میزدیم، چند نسخه نوشته شده و در نهایت، نسخه آخر تایید شد که همین پل چوبی بود. خیلی فیلمنامه ظریفی داشت. باید خیلی جزئیات در آن لحاظ میشد. به همین دلیل فیلمنامه وقت زیادی از ما گرفت. یک پیشتولید دو ماهونیمه داشتیم. کل فیلم توسط بزرگمهر حسینپور (کاریکاتوریست) استوریبرد شد. من قبلا هم از استوریبرد استفاده میکردم. اینبار هم اتفاق افتاد. این بوردهایی هم که در استودیو و روی دیوار میبینید، از آنها هستند.
این سومین همکاری شما با خسرو نقیبی است. سبک فیلمنامهنویسی او چه ویژگی متمایزی دارد که باعث میشود همیشه با آقای نقیبی کار کنید؟
من معمولا خودم فیلمنامههایم را مینویسم. آقای نقیبی همکار فیلمنامهنویس من در 3 فیلم سینمایی و البته 4 فیلم تلویزیونی بودند. اصولا آدمی هستم که خیلی کم آدمهایم را در فیلمهایم تغییر میدهم. سالهاست با این گروه کار میکنم. آنها آدمهایی هستند که آرام آرام در گروه بالا میآیند و حتی فیلمساز میشوند. مدل خاصی در فیلم ساختن و نوشتن دارم که مدل خودم است و خیلی دوست دارم با بچههایی که با هم رابطه ذهنی پیدا میکنیم کار کنم و از آنها بهره ببرم. در حقیقت اولویت با آنهاست. البته نه به این معنی که با بقیه کار نمیکنم. همیشه اولویت با کسانی بوده که از نظر ذهنی مشترکاتی داریم. آن مشترکات و رفاقت ما که با خسرو نقیبی اتفاق افتاده تا حالا این مسیر را جلو برده. البته موقعهایی هم هست که ممکن است همسلیقه نباشیم و با هم بحث کنیم، حرف بزنیم، ولی همه چیز در یک چارچوب و اصول پذیرفتهشده که بین من و او جاری است، انجام میشود.
فیلمنامه نهایی که برای ساخت مورد تایید شما قرار گرفت، در حین تولید هم دچار بازنویسی و تغییرات شد؟
بله، اما خیلیکم . تغییرات اندکی را هم که وجود داشت معمولا با خسرو نقیبی سر صحنه انجام میدادیم، چون خسرو در زمان فیلمبرداری کنارم بود و اگر قرار بود تغییری در فیلم بدهیم همانجا انجام میدادیم. تقریبا 99 درصد از چیزی که در نسخه آخر فیلمنامه نوشته شد، همان چیزی بود که نوشته بودیم.
آیا فیلمتان مشمول ممیزی هم شد؟
بله، ممیزی زیاد خورده و الان مشغول اصلاحات ممیزیها هستیم. متاسفانه تعدادی ممیزی داریم که به نظرم کاملا سلیقهای هستند و قسمتهایی که از فیلم حذف شده، واقعا قابلممیزی نبود.
ممیزیها به ساختار یا داستان فیلم لطمهای نزده؟
به ساختار فیلم لطمهای نزده، ولی به حس و حال خودم و کاری که دوست داشتم انجام بدهم، لطمه زده است؛ یعنی چیزهایی که گفته شده، مواردی از سوءتفاهمهاست که فقط خود ممیزها میفهمند!
در تولید پل چوبی با مشکلاتی هم مواجه بودید؟
نه، مشکل ویژهای نداشتیم. خیلی گروه همدلی داشتیم و از قبل همه کارهایمان را کرده بودیم.
راجع به ترکیب بازیگران توضیح بدهید. چگونه به این ترکیب رسیدید؟
ترکیب بازیگران همیشه در فکر ما بود. وقتی فیلمنامه را مینوشتیم، یکی دو تغییر کوچک در آن لحاظ کردیم. مهمترینش حضور مهران مدیری بود که برای آن نقش، فکر دیگری کرده بودیم. بعد رسیدیم به مدیری که خوشبختانه خیلی زود پذیرفت و خیلی هم لطف و همکاری کرد با اینکه مدتها بود بازی نمیکرد. بعد هم شنیدم پیشنهادهای زیادی را رد کرده، چون میخواست خودش فیلم بسازد اما فکر میکنم یک حس دوطرفه بین ما بود و اینکه هر دو بر مبنای چیز مشترکی به نام فیلمنامه دور هم جمع شدیم.
شما از همان اولین فیلم بلندی که کار کردید، همیشه اصرار داشتید با ستارهها کار کنید. آیا از آن دسته کارگردانهایی هستید که معتقدند وجود ستاره در فیلم باعث بالارفتن فروش و دیدهشدن آن میشود؟
من همیشه سعی کردهام فیلمهایم تجربی و پیشرو باشند. این اولین فیلم من با قصهای سرراست، کلاسیک و عاشقانه است. در آن مورد هم بیشتر به بازیگرها اعتقاد دارم. من در فیلمهایم، بازیگرهایی را به سینمای ایران معرفی کردم؛ بازیگرانی که مثلا به خاطر فیلمهای من جایزه برنده یا کاندیدا شدند. اتفاقا چون فکر میکنم تجلی حضور اندیشه کارگردان و مولف روی پرده، بازیگران هستند؛ در نتیجه همیشه به بازیگران خوب اعتقاد دارم، اما نه الزاما ستارهها. در همین فیلم هم 2 بازیگر جدید معرفی کردیم. البته من فکر میکنم بازیگرانی مثل فرهاد اصلانی و آتیلا پسیانی بیشتر بازیگران بزرگی هستند تا ستارههای بزرگ. کمااینکه راجع به مدیری یا مهناز افشار یا بهرام رادان هم فکر میکنم الان در ابعاد یک بازیگر ظاهر میشوند تا ستاره. برای این فیلم هم دنبال بازیگرانی بودم که مردم دوستشان داشته باشند. این مساله مهمی است. ما باید فیلمهایی بسازیم که بتواند امکان رقابت ایجاد کند و مردم با انگیزههای قوی وارد سالنهای سینما بشوند. وقتی مردم DVD فیلمهای خارجی را با کمترین قیمت از کنار خیابان میخرند، ما باید به آنها سرویس خوب بدهیم. نمیشود با کمترین هزینه فیلمی بسازیم که در نهایت مردم بگویند در فیلمهایتان هیچ خرجی نمیکنید و زحمتی نکشیدید. ما برای این فیلم زحمت کشیدیم. تلاش کردیم حرفی که میخواهیم بزنیم و بستهبندی درستی داشته باشد. وقتی بستهبندی درست داشته باشد، مخاطب آن را راحتتر از ما میپذیرد.
نقشهایی که برای بازیگران مورد نظرتان در این فیلم نوشتید، چقدر متفاوت از جنس بازی آنها در فیلمهای دیگرشان است؟ سعی کردید شبیه حضورشان در فیلمهای دیگر نشوند؟مثلا ما با چهره و شمایل تازهای از آتیلا پسیانی و مدیری در فیلم شما آشنا میشویم؟
بله، نقش و بازی این بازیگران خیلی متفاوت است. مدیری در نقش استاد دانشگاه، یک نقش جدی بازی میکند، آتیلا پسیانی با گریمی بسیار متفاوت بازی میکنند و فرهاد اصلانی هم همینطور. به شما قول میدهم بهرام رادان را روی پرده بسیار متفاوت ببینید. همچنین مهناز افشار که جا دارد اینجا اشاره کنم افشار امروز به یکی از کاملترین بازیگرهای زن تبدیل شده است.
امسال فیلم «تهران 1500» هم در جشنواره شرکت دارد که چند تا از بازیگران پل چوبی در آن ایفای نقش کردهاند. این حضور مشترک بازیگرانتان در یک فیلم دیگر، نگرانتان نمیکرد که بازی آن بازیگرها در فیلم شما کمرنگ شود؟
تهران 1500، یک انیمیشن است. ضمن اینکه بازیگران ما یک نقش کاملا جدی بازی میکنند. البته من انیمیشنهای بهرام عظیمی را دیدهام. انیماتور بسیار بااستعداد و خوبی است، ولی ما در مورد بازیگران سینمای ایران دارای فقر بازیگر هستیم، یعنی گزینههای زیادی برای انتخاب بازیگر خوب نداریم. کما اینکه در مورد باقی چیزها هم نداریم. در مورد کارگردان هم نداریم، فیلمنامهنویس هم همینطور. در نتیجه اگر بخواهیم یک تیم خوب بچینیم، ممکن است به بازیگران مشترک در چند فیلم بربخوریم و این عیب نیست. حتی در هالیوود که این همه بازیگران درجه یک دارند، باز هم به گزینههای تکراری در سینما بر میخوردند.
از ابتدای تولید پل چوبی، نیت شما این بود که فیلم را به جشنواره برسانید یا اگر نمیرسید هم برایتان فرقی نداشت؟
کرمپور: جشنواره به نامهای آن نیست، به فیلمهای خوبِ آن است. تا وقتی گرفتار نامها باشیم، آنجا درجا میزنیم، عقبگرد میکنیم و میایستیم
از اول قصد داشتیم فیلم را به جشنواره برسانیم. فکر میکنم جشنواره در حقیقت ویترین خوبی برای سینمای ایران است. من خودم را با جشنواره فجر کشف کردم. از بچگی عاشق جشنواره فجر بودم و در صفهای آن میایستادم. همواره نمایش در جشنواره فجر برای خود من یک مساله شخصی است. خارج از اینکه فیلمم باشد یا نباشد، فارغ از داوریهای آن و همه مسائلی که ممکن است اتفاق بیفتد، فکر میکنم نمایش جشنواره فجر یک نمایش ویژه است. یک جشن ملی برای سینماست و یک اتفاق فرهنگی بزرگ در کشور که هنرمندان و مردم میتوانند بیواسطه در آن تعامل و تقابل خوبی داشته باشند.
جشنواره امسال به لحاظ افرادی که در آن فیلم دارند، جشنواره خیلی جوانی است. خیلی از بزرگان و نامآوران سینما در این دوره غیبت دارند. نظر شما در مورد غیبت این اشخاص مثل حاتمیکیا، کیمیایی و... که معمولا در جشنوارهها بودهاند، چیست؟
ببینید، جشنواره به نامهای آن نیست، به فیلمهای خوبِ آن است. تا وقتی گرفتار نامها باشیم، آنجا درجا میزنیم، عقبگرد میکنیم و میایستیم.
بله، اما آن نامها تجربههای بیشتری دارند. سالها کار کردهاند و جنس سینما را میشناسند. میشود به آنها و فیلمهایشان اعتماد بیشتری داشت ولی فیلماولی و فیلمدومیها کمتجربهترند و فیلمهایشان شاید نتوانند اعتبار کافی برای جشنواره به بار بیاورند.
نه. من با این نظر مخالفم. همیشه معتقدم پویایی یک جشنواره به جوانهای آن است. درست است که قبل از انقلاب هم فیلمهای درجه یکی ساخته شده اما در دورهای، وقتی ما سینمای نوین ایران را در سال 60 شکل دادیم و تصمیم گرفتیم آن فیلمفارسی و فضا شکسته شود، جشنوارهای آمد و مدعی شد میخواهیم یک سینمای برتر داشته باشیم که امروز ما نشانههایش را در همه عرصهها میبینیم. اتفاقی که برای اصغر فرهادی و کیارستمی و بقیه میافتد، اتفاقی است که برای سینمای ایران میافتد. این به نظر من اتفاق بزرگی است. اتفاقی که برای اصغر فرهادی یک فیلمساز از نسل 3، فیلمسازی همسن و سال من میافتد، خیلی خوب است. من خیلی خوشحالم، چون برای یک جوان دارد اتفاق میافتد و این آینده ماست، ادامه راه است. این مهم است که امسال هم مهرجویی در جشنواره فیلم دارد، ولی این هم اهمیت دارد که اصغر فرهادی نسل سومی، امروز کاندیدای اسکار میشود و این مهم است که گلدنگلوب میبرد. این سینما یعنی پویا، این سینما یعنی حرکت. به نظرم فیلمسازهایی که امروز از فیلمسازان اول تا فیلمسازانی که کمی بیشتر کار کردهاند و جوان، اما در آستانه پختگی هستند، مثل مانی حقیقی و دوستان دیگر همنسل من که با من شروع به کار کردند مثل سامان مقدم، باشهآهنگر و... این بچهها اگر امروز به جایی رسیدهاند، آنها اول انقلاب و بعد از انقلاب درس خواندند، دانشگاه رفتند، بعد عاشق سینما شدند و در همین سینما رشد پیدا کردند، بعد در دهه 70 فیلمهای کوتاه ساختند و در دهه 80 فیلمهای سینمایی ساختند. امروز موقع بهرهبرداری این فیلمسازهاست. درست است که قدیمیها هم باید باشند، اما بهرهبرداری و ادامه سینمای ما، در ادامه این بچههاست. این بلوغ یک جشنواره در سیامین سال آن است که این بچهها باید امسال فیلم داشته باشند. باید اینجوری باشد. فکر میکنم این حُسن جشنواره است.
تا حدودی با حرفهایتان موافقم، اما به نظر شما نبود آن بزرگان و استادان سینما در این دوره از جشنواره، لطمه محتوایی و کیفی به برگزاری جشنواره نمیزند؟
ابدا. کما اینکه در جشنوارههای قبلی هم آنها بودند، اما اکثر فیلمهای خوب را بچههای جوان ساختند. با احترام به همه پیشکسوتان، ولی ما فیلمسازان بزرگی داشتیم که خیلی مورد احترام و بزرگند ولی مثلا در جشنواره سال گذشته که همه بزرگان حضور داشتند، باز هم اصغر فرهادی جایزه برد! در جشنوارههای سالهای قبل هم همیشه پدیدهها، فیلمسازان جوان بودند. فکر میکنم اگر ترکیب هیات داوران طوری باشد که با خودش و جشنواره در رودربایستی نباشد و نظراتی هم از بیرون و معاونت سینمایی به آن تحمیل نشود، این دوره از جشنواره نیز، قطعا جشنواره جوانها خواهد بود و این اتفاق خوبی است برای ادامه سینمای ایران.
با توجه به اینکه شما سابقهای هم در ساخت فیلمهای مستند دارید، نظرتان در مورد بازگشت مجدد بخش سینمای مستند به جشنواره فیلم فجر چیست؟
هر امکانی برای سینمای مستند پیش بیاید که بتواند نشان داده بشود، خوب است. فارغ از اینکه رقابتی باشد یا نباشد. آنها بحثهای حاشیهای و بعدی است که باید دیگران راجع به آن حرف بزنند. من جشنواره را مثل مسابقه فوتبال نمیبینم. جشنواره جایی برای نشاندادن آثار به مخاطبان خودش است. اگر شما بتوانید فیلمهایتان را اعم از مستند، کوتاه و انیمیشن که امکان عرض اندام ندارند، در جشنواره به این مخاطب نشان بدهید، خیلی اتفاق خوبی است. جای آنها هم واقعا در جشنوارههاست. جشنواره فجر خیلی به جشنوارههای دنیا شبیه نیست. یک جشنواره ملی است که شبیه خودش است! اگر چنین فیلمهایی امکان نمایش پیدا کنند، خیلی هم خوب است.
شما جزو معدود کارگردانهایی هستید که 3 گونه سینمایی مستند، کوتاه و داستانی بلند را آزمودهاید و الان دیگر برای خودتان صاحب سلیقه، حرف و نگاه ویژهای هستید. میتوانید نظر و دیدگاهتان را درباره پیمودن فاصله سینمای مستند تا 35 میلیمتری بیان کنید؟ این مسیر برای شما چطور طی شد؟
به نظرم این مسیر به این صورت نبوده است. من هنوز هم عاشق سینمای مستند هستم، هنوز هم فیلم مستند میسازم. همین پارسال بود که دوباره مستندی ساختم در آبادان و خرمشهر به نام «بار دیگر رودی که دوست میداشتم» و در کنار 4 فیلمساز دیگر برای جشنواره کیش فرستادم. من هنوز هم عاشق این نوع سینما هستم. اینطور فکر نمیکنم که آن سینما، پایه است. اینها لازم و ملزوم یکدیگرند و کاری است که من خیلی دوستش دارم. مستندسازی یک عشق است. همینطور فیلمهای کوتاهی ساختم که خیلی تجربههای خوبی در آن داشتم. مستندهای زیادی ساختم که از آنها یاد گرفتم. مستند تنها گونهای از فیلم است که در آن به اطلاعات شما اضافه میشود. شما قرار نیست آنجا از اطلاعات خودتان خرج کنید. در فیلم سینمایی شما ممکن است در فرم به پختگی برسید، اما در محتوا مانند حلکردن یک جدول میماند. اطلاعاتتان را در آن جدول پیاده میکنید اما فیلم مستند مثل خواندن کتاب میماند. شما آرامآرام با چیزهایی آشنا میشوید که قبلا نمیشناختید و از آنها یاد میگیرید و من چون دوست دارم چیزهای بیشتری یاد بگیرم، ساختن فیلم مستند را هنوز دوست دارم.
پس اگر فرصتی دست بدهد، دوباره سراغ آن نوع سینما خواهید رفت.
بله حتما. فیلم مستند و فیلم کوتاه را خیلی دوست دارم. اصلا انجمن فیلم کوتاه ایران به پیشنهاد من تاسیس شد. هر کجا هم پیش بیاید برای فیلمهای کوتاه و مستند میروم و بین بچهها داوری میکنم، ورکشاپ برایشان برگزار میکنم. این کاری است که هنوز دوست دارم. از آنها ایدهها و نگاه نو یاد میگیرم؛ چیزهایی که ممکن است در ما به جمود برسد. اینکه نگاهتان را جوان نگه دارید، جزو چیزهای خوب است و من طرفدار آن هستم. طرفدار حضور جوانها هم هستم. فکر میکنم آنها باید بیایند، چون جریانداشتن و پویایی یک کار فرهنگی، در این است که جوانها وارد شوند، بیاموزند و پخته شوند.
با این نظر موافقید که امروز سینمای کوتاه و مستند ما چه در داخل و چه خارج از کشور، وضعیت بهتری نسبت به سینمای داستانیمان دارد؟
الان نه، ولی یک موقعی خیلی وضعیت بهتری داشت. دوره شکوفایی ما در سینمای کوتاه و مستند، دهه 70 است. واقعا ما از آغاز دهه 70 تا پایان دهه، یک دوره عالی در سینمای کوتاه و مستند داشتیم که رسید به اوج و الان متاسفانه در دورهای هستیم که اتفاقا به نظرم این نوع سینما مقداری دچار رکود و رخوت شده.
شما سال گذشته حضور موفقی در جشنواره فیلمهای صنعتی داشتید. میخواهم نظرتان را در اینباره بدانم که آیا به سفارشیسازی در عرصه مستند اعتقاد دارید یا خیر؟میشود در سینمای بلند داستانی هم کار سفارشی انجام داد یا نه و اصلا این مساله از نظر شما خوب است یا بد؟
ببینید، این موضوع فرق میکند. فیلمی که از من در جشنواره فیلمهای صنعتی نمایش داده شد، سفارش جایی نبود. خودم آن را ساخته بودم، در مورد صدسالگی نفت به نام «MIS شهری که بود». یک مستند بلند 70 دقیقهای بود. به سفارش هیچ کجا نبود و تهیهکنندهاش هم خودم بودم ولی آن سفارشیسازی هم یک نوع کار است دیگر. من این کار را نمیکنم، اما آن هم یک تولید استودیویی است که جزو روند بدنه سینماست و باید هم باشد. من تخطئهاش نمیکنم اما مدل من نیست.
آیا الان نسخهای که از پل چوبی روی میز مونتاژ میبینید، فیلمی شده که دلتان میخواست بسازید و انتظار داشتید؟
بله، از پل چوبی صددرصد راضیام و دقیقا آن چیزی را که دوست داشتم، ساختم. ممکن است بعضی موقعها به دلیل محدودیتهایی ما نتوانیم همه آنچه را دوست داریم بسازیم ولی با توجه به همه محدودیتها و جمیع جهات و امکاناتی که وجود دارد، گمان میکنم «پل چوبی» فیلم کاملی است و من هم خیلی دوستش دارم.
اقبال فیلمتان را در جشنواره امسال چطور پیشبینی میکنید؟
فکر میکنم بازخورد خوبی داشته باشد.
احمدرضا حجارزاده / جام جم