سایه شوم تجزیه دوباره بر سودان

سال 2011 میلادی سال تجزیه سودان بود. در ماه ژانویه این سال، 99 درصد شهروندان بخش جنوبی این کشور به جدایی از سودان رای مثبت دادند. 6 ماه پس از آن نیز (9 جولای) دولت مستقل سودان جنوبی تشکیل شد، اما این اتفاق نیز نتوانست سودانی‌ها را به پیشرفت و صلحی که انتظارش را داشتند رهنمون کند. سودان همچنان کانونی برای بروز تضادهای عربی و آفریقایی است و تنوع فرهنگی و قومی آن تنها بلای جان این کشور شده است.
کد خبر: ۴۵۴۷۱۲

ناکامی سودان در تشکیل یک نظام تکثرگرای حقیقی به بهای از دست رفتن وحدت این کشور به دست آمده و هنوز هم باید به انتظار روزهای پرآشوب و تلخ نشست. برخلاف تصور، تجزیه سودان نه‌تنها آن عصای جادویی برای حل و فصل معضلات دیرین این کشور نبود، بلکه معضلات جدیدی را نیز به وجود آورده است. سیاستمداران این دو کشور به جای حل و فصل اختلافات خود و تجربه زندگی مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگر با لفاظی‌های بی‌حاصل روزبه‌روز از یکدیگر بیشتر فاصله می‌گیرند.

در نتیجه این کشمکش‌ها، مرز میان شمال و جنوب مسدود شده است و بسیاری از مردم به‌زور از خانه‌های خود آواره شده‌اند. مقامات سودان شمالی با تغییر ارز خود درصدد فشار بر همسایه جنوبی هستند که بسیاری از تحلیلگران این اقدام را «جنگ ارزی» شمال علیه جنوب می‌دانند. از زمان تجزیه سودان، منازعات در نیل آبی شدت یافته و شرایطی را به وجود آورده است که برخی از آن با عنوان «جنوب جدید» یاد می کنند. شورش‌ها در سودان جنوبی رو به گسترش است و سیاستمداران این کشور ادعا می کنند همسایه شمالی آنها عامل اصلی و تحریک‌کننده منازعات این کشور است.

رقابت بر سر نفت مهم‌ترین مولفه بروز تنش میان این دو کشور است. دو سوم نفت در سودان جنوبی تولید و از طریق سودان شمالی صادر می‌شود، اما هنوز هیچ توافقی بر سر چگونگی تقسیم درآمدهای نفتی صورت نگرفته است. حملات لفظی کینه‌توزانه سیاستمداران 2 کشور در خصوص هموطنان پیشین خود به اندازه‌‌‌‌ای است که تصور این‌که آنها روزگاری نه‌چندان دور در یک کشور زندگی می‌کردند‌ برای بسیاری امری غیرقابل تصور است.

احساس تهدید، شرایطی را به وجود آورده است که هر دو کشور بخش عمده‌ای از منابع محدود خود را صرف هزینه‌های دفاعی می‌کنند. پس از حملات سودان شمالی، شورای امنیت با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد 4200 نیروی اتیوپیایی را در مناطق مورد مناقشه طرفین مستقر کرده است.

با توجه به افزایش سرسام‌آور قیمت کالاهای اساسی در هر دو بخش، بسیاری از خانواده‌‌ها در تامین هزینه‌‌های زندگی خود با مشکلات اساسی روبه‌رو شده‌اند. سودان جنوبی که در خشکی محصور شده، برای صادرات خود به مشکل خورده است. بازرگانان سودان شمالی هم که با بخش جنوبی دارای مناسبات تجاری گسترده‌ای هستند، شرایط سختی را پشت سر می‌گذارند.هم‌اکنون این دو کشور به جای حل و فصل مشکلات خود چشم به کمک‌های خارجی دوخته‌اند. سودان جنوبی درصدد ارتقای سطح مناسبات تجاری خود با اتیوپی، کنیا و اوگانداست و همسایه شمالی آنها نیز به جذب سرمایه‌های دولت‌های عربی می‌اندیشد، اما با توجه به سطح دشمنی و تنش در این منطقه، سرمایه‌گذاران خارجی نیز تمایلی به حضور در این دو کشور ندارند.

هر چند برخی قدرت‌های بزرگ تلاش‌هایی را برای کاهش سطح تنش میان سودان جنوبی و شمالی انجام داده‌اند، اما ماه‌ها گفت‌وگو در آدیس آبابا برای رسیدن به توافقی جامع بی نتیجه مانده است. باید به این نکته اشاره کرد که انتقاد از سیاستمداران کار چندان دشواری نیست، اما زمانی که موضوع جنگ و صلح به میان می‌آید تنها نمی‌توان و نباید آنها را مقصر دانست. در بسیاری از موارد، سیاستمداران تلاش خود را برای رسیدن به توافق و صلح انجام می‌دهند، ولی عواملی دیگر موجب ناکامی تمام تلاش‌‌ها می‌شود. وقتی تنش‌‌ها اوج می‌گیرد و آستانه تحمل پایین می‌آید، رقابت‌های قومی و فرقه‌ای نیز به موضوعی عادی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر باید گفت رهبران نالایق برای پنهان کردن بی‌کفایتی خود به بحران‌سازی در عرصه خارجی روی می‌آورند.

مقامات هر دو بخش باید به این شناخت و درک دست یابند که اقدام نظامی به هیچ عنوان راه‌حلی مناسب برای برون رفت از مشکلات کنونی نیست. سطح بحران انسانی در دارفور و نیل آبی آنچنان بالاست که احتمال مداخله خارجی نیز وجود دارد. پرسش مهمی که اکنون باید به آن پاسخ داد این است که آیا سودان باز هم تجزیه خواهد شد؟ می‌توان گفت اگر چنانچه راه‌حل مناسبی برای حل مشکلات پیدا نشود، احتمال جدایی بخش‌های دیگری از سودان نیز متصور خواهد بود. از سوی دیگر، گفت‌وگوهای صلحی هم که در دوحه برگزار شد به نتایج ملموسی نرسید.

گرچه در سودان شمالی شرایط امنیتی چندان مطلوب نیست و رسانه‌ها نیز تحت کنترل شدید قرار دارند، اما اعتراضاتی نیز در خصوص شرایط نامناسب اقتصادی شکل گرفته است. اما در سودان جنوبی نیز وضعیت چندان تعریفی ندارد. شرایط حاکم بر فضای سیاسی بسیار ناامیدکننده است و چشم‌انداز آتی این کشور نیز تیره و تار به نظر می‌رسد. بسیاری از تحلیلگران نسبت به توانمندی دولت برای مدیریت شفاف و کارآمد کشور شک و تردید دارند و با وجود کشته شدن جورج آتور رهبر یکی از گروه‌های شورشی، دولت سودان جنوبی همچنان با شورش و ناآرامی‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کند.

رئیس‌جمهور سودان جنوبی در ماه دسامبر از سرزمین‌های اشغالی دیدار کرد که این اقدام او با انتقاد کشورهای عربی مواجه شد. بدون شک، هدف وی ارسال نوعی پیام و هشدار به همسایه شمالی خود بود تا نشان دهد وی دوستان قدرتمندی در منطقه برای خود به دست آورده است، اما این اقدام تنها می‌تواند به افزایش تنش و ایجاد جو بی‌اعتمادی میان شمال و جنوب منجر شود.

الاهرام / مترجم: علیرضا ثمودی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها