چون سحر رقصکنان با دف جانان کوچید
یوسف غنچه دلش خون شده از خون بهار
آرشی بیخبر از ایلسواران کوچید
زخم صد ترکش کین داشت ولی میخندید
سرخوش از لطف خدا کوچه باران کوچید
بغض آیینه و گل سینه پردیس خلید
شاهد آینه از حلقه عرفان کوچید
کهکشان رنج کهنسالی زخمش باقیست
زخم ما مانده ولی مرهم یاران کوچید
ماه «روشن» که سیهپوش غم کیوان بود
آفتاب نفسش بر سر پیمان کوچید
اکبر نبوی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم