گفت‌وگو با مریل استریپ، بازیگر «بانوی آهنین»

مهم است که شنونده خوبی باشید

اشاره: مریل استریپ با هر فیلم و نقشی که بازی می‌کند، منتقدان و تماشاگران پیگیر سینما را به تعجب و شگفتی واداشته و تحسین آنها را برمی‌انگیزد. او هم‌اکنون لقب یکی از چهره‌های افسانه‌ای زنده صنعت سینما را از آن خود کرده است و در کنار کلینت ایستوود، آل‌ پاچینو، داستین هافمن و رابرت دنیرو به اسطوره‌های بازیگری پیوسته است و هر نقشی که بازی می‌کند، هنر بازیگری را یک قدم به جلو می‌برد. زمانی که اعلام شد او نقش مارگارت تاچر، نخست‌وزیر محافظه‌کار بریتانیا را در «بانوی آهنین» بازی می‌کند، همگان شگفت‌زده شدند. برای کسانی که با دیدگاه‌های اجتماعی و سیاسی مترقی استریپ آشنایی دارند، بازی وی در نقش زنی که از نقطه‌نظر سیاسی در نقطه مقابل این بازیگر قرار دارد، یک علامت سوال بزرگ و گیج‌کننده بود. در همین رابطه بود که استریپ اعلام کرد به عنوان یک بازیگر فقط نقش یک آدم را بازی می‌کند و درباره‌اش قضاوتی نمی‌کند. البته بانوی آهنین نگاهی انتقادی به زندگی سیاسی تاچر دارد و رضایت خاطر استریپ و مخالفان سیاست‌های دست راستی تاچر و همکارانش را فراهم می‌آورد. حالا استریپ جایزه بهترین بازیگر درام مراسم گلدن گلوب را گرفته و بسیاری پیش‌بینی می‌کنند اسکار بهترین بازیگر سال را هم دریافت خواهد کرد. بازیگری که در کارنامه‌اش یک دوجین فیلم غیرمتعارف و بازی‌های تحسین‌شده دارد و در عین حال، در خانه مادری مهربان و دلسوز برای فرزندانش است. او در یک گفت‌و‌گوی اینترنتی درباره بانوی آهنین، چگونگی ایفای نقش جلوی دوربین و علاقه‌اش به نوع کاراکترهایی صحبت می‌کند که دوست دارد در نقش آنها ظاهر شود.
کد خبر: ۴۵۴۳۰۹

وقتی فیلمنامه بانوی آهنین را خواندید، چه حسی به شما دست داد؟

احساس کردم خیلی شبیه قصه‌های کلاسیک شکسپیری است که درباره قدرت و از دست‌ دادن چیزها صحبت می‌کند. یک زندگی شلوغ و پرسر و صدا چه قیمتی دارد و برایش چه بهایی باید پرداخت شود؟ من از این زاویه به قصه فیلم نگاه کردم. به هر حال، این اولین فیلم سینمایی است که به زندگی مارگارت تاچر تنها نخست‌وزیر زن بریتانیا می‌پردازد. او سال 1979 به این پست گمارده شد و در سال 1990 پس از آن که حمایت اعضای کابینه‌اش را از دست داد، مجبور به کناره‌گیری از سمت خود شد. قصه فیلمنامه این جذابیت را داشت که به تعریف زندگی زنی تنها و پیر، منزوی و آشفته حال ‌پرداخته که نگاهی به گذشته پرغرور خود می‌اندازد.

قرار نبود که فیلم یک اثر شرح‌حال‌گونه باشد؟

خیر. از ابتدای کار سازندگان فیلم اصرار داشتند بانوی آهنین چیزی بیشتر از فیلمی شرح‌حال‌گونه درباره تاچر و سیاست‌هایش باشد. وقتی پیشنهاد بازی در فیلم را دریافت کردم به فیلیدا لوید (کارگردان فیلم) گفتم بعضی وقت‌ها به پروژه‌ای فکر می‌کنم که پایان همه چیز را در نظر بگیرد. احساس کردم بانوی آهنین همین حال و هوا را دارد و نمی‌شد به آن به چشم یک کار شرح‌حال‌گونه نگاه کرد.

شنیده‌ایم برای گریم فیلم روزی چهار پنج ساعت زیر دست گریمور بوده‌اید.

خیر. برای هر بار حضور جلوی دوربین، کمتر از 2 ساعت روی گریم چهره‌ام کار می‌شد. قرار نبود من کاملا شبیه مارگارت تاچر بشوم.

نگران نبودید چنین گریم سنگینی لطمه‌ای به بازی‌تان بزند و به شیوه یک مانع در ارائه کارتان عمل کند؟

پرسش جالبی است. در طول کار، ساعت کار گریم کمتر و کمتر می‌شد. طراح گریم‌ ما وسیله‌ای ابداع کرده بود که کار را راحت‌تر می‌کرد. من در گریم او احساس راحتی و آزادی می‌کردم همین، بازی را برایم راحت‌تر می‌کرد.

پس‌زمینه کار تئاتری‌تان و تجربیات حاصل از آن در این فیلم ویژه به دردتان خورد و به کارتان آمد؟

فکر می‌کنم تصور خودم در نقش‌ها و کاراکترهای مختلف یک خاستگاه تئاتری دارد و به اولین روزهای فعالیتم در تئاتر برمی‌گردد. معمولا مردم و تماشاگران شما را وقتی در نقشی ظاهر می‌شوید که خیلی از شما دور است، بهتر قبول می‌کنند. اگر چنین چیزی نبود، من هم همیشه در نقش یک زن معمولی خانه‌دار یا کارمند ظاهر می‌شدم که هیچ کار خاصی در زندگی‌اش نمی‌کند. بانوی آهنین این امکان را برایم فراهم کرد که خودم را از قید و بندهای مرسوم کاری رها کرده و حتی برای اندکی هم که شده، بلندپروازانه‌تر حرکت کنم و قدم بلندتری بردارم.

چگونه بازی در نقش کاراکتری را انتخاب می‌کنید که هنوز زنده است و می‌تواند فیلم شما را روی پرده سینما ببیند؟ احتمال دارد او درباره بازی شما اظهارنظر کند.

خب، من هیچ‌وقت تاچر را ملاقات نکرده‌ام. وقتی داری نقش یک آدم واقعی را بازی می‌کنی، همیشه مورد انتقاد قرار می‌گیری و هر چه این آدم شناخته‌شده‌تر باشد، میزان حساسیت‌ها و انتقادها هم بیشتر می‌شود. بعضی‌ها گفتند چرا به ایفای نقش کسی پرداخته‌ای که بیمار است. عده‌ای چنین اظهارنظر کردند که به نمایش‌گذاشتن این بخش‌های زندگی او خجالت‌آور است. اما من هنگام بازی در نقش یک کاراکتر واقعی، اصلا به این چیزها فکر نمی‌کنم و سعی دارم نقشم را به بهترین شکل بازی و اجرا کنم. همه مردم علاقه‌مند دانستن چیزهای بیشتری درباره آدم‌های سرشناس هستند. همه ما می‌خواهیم درباره شاه‌لیر یا هملت بدانیم. درباره سیاست‌های هملت صحبت می‌کنیم و می‌پرسیم آیا لیر رهبر خوبی بود یا نه. ما درباره از دست‌دادن قدرت حرف می‌زنیم که از گذشته تا حال قصه زندگی تمام چهره‌های سیاسی بوده است. علتش هم این است که این یک بحث جالب و سرگرم‌کننده برای همه ماست.

مارگارت تاچری که در فیلم بازی می‌کنم، همان تاچری نیست که مردم او را دیده‌اند یا می‌شناسند. قصه فیلم، او را از زاویه‌ای نشان می‌دهد که کمتر دیده شده است. فیلم حکم سفری خیالی را داشت

بعد از فیلم موفق «ماما میا!» شما دوباره با فیلیدا لوید کار کرده‌اید. این همکاری دوباره چگونه بود؟

کارکردن با او را هنگام ساخت فیلم قبلی خیلی دوست داشتم و همان زمان به هم قول دادیم دوباره با یکدیگر همکاری کنیم. ما یک سال درباره تولید بانوی آهنین با هم صحبت و تحقیق کردیم و پس از‌ آن بود که فیلم جلوی دوربین رفت. نمی‌خواستیم یک درام مستند بسازیم یا وقایع‌نگاری زندگی سیاسی مارگارت تاچر را به رشته تصویر درآوریم. هدف ما ارائه گزیده‌ای از زندگی او در مقاطع مهم به زبانی سینمایی و جذاب بود. ما نگاهی به روزهای پرافتخاری‌ انداختیم که ترسیم‌کننده پایان یک دوران برای یک شخصیت مهم دنیای سیاست بود. دقیقا به همین دلیل، قبل از شروع این بازی من و لوید بحث‌های خیلی زیادی با هم داشتیم و وقتی کلید فیلمبرداری را زدیم، فقط و فقط حرکت کردیم و صحنه‌ها را گرفتیم.

به صورت طبیعی وقتی در نقش کاراکتری مثل تاچر بازی می‌کنید، چون همه او را می‌شناسند شاید شما با محدودیت‌هایی روبه‌رو شوید. ترجیح می‌دهید جلوی دوربین نقش آدم‌های واقعی را بازی کنید یا کاراکترهای خیالی و غیرواقعی؟

بگذارید توضیحی به شما بدهم. مارگارت تاچری که در فیلم بازی می‌کنم، همان تاچری نیست که مردم او را دیده‌اند یا می‌شناسند. قصه فیلم، او را از زاویه‌ای نشان می‌دهد که کمتر دیده شده است. فیلم حکم سفری خیالی را داشت. به همین دلیل، من هنگام بازی در نقش، همان آزادی را داشتم که وقت بازی در نقش کاراکترهای غیرواقعی دارم. کاملا حس آزادی و رهایی داشتم. یک نکته مهم در این رابطه، به توانایی کارگردان و قدرت دید و تخیل او برمی‌گردد. خیلی سخت است که شما فقط 3 روز از زندگی یک آدم سالخورده را در نظر بگیرید و با به نمایش‌گذاشتن مشکلات و دردسرهای او در این سه روز، نگاهی کلی به سال‌های گذشته زندگی او کنید. بازگشت به گذشته و زمان حال و تردد بین این دو، نکته‌ای کلیدی در قصه بانوی آهنین بود. در ارتباط با پرسشی هم که مطرح کردید باید بگویم به عنوان یک بازیگر باید در همه حال آمادگی ایفای نقش هر نوع کاراکتری را
ـ چه واقعی و چه غیرواقعی‌ـ‌ داشته باشم و بتوانم متناسب با نقش پیشنهادی یک بازی قابل قبول ارائه دهم.

اواسط دهه 70 میلادی زمانی که تازه فعالیت بازیگری را شروع کردید، گفتید به دنبال نقش‌های بزرگ‌تر و بهتر هستید. هنوز هم همین دیدگاه را دارید؟

بله، با گذشت زمان چیزی تغییر نکرده است. فقط توانسته‌ام به بخش مهمی از این خواسته برسم و در تعدادی فیلم بازی کنم که نقش‌های خوبی برایم داشته‌اند، اما هنوز هم به دنبال نقش‌های بزرگ‌تر و بهتری هستم که برایم چالش ایجاد کرده و وادارم کنند برای ادامه یک بازی بهتر، تلاش بیشتری کنم.

نقشی هم وجود داشته که از بازی‌نکردن آن ناراحت باشید؟

قرار بود نقش اویتا پرون، رئیس‌جمهور زن آرژانتین را در نسخه سینمایی «اویتا» بازی کنم. کار تا مراحل جدی هم پیش رفته بود، اما شانس بازی در آن را از دست دادم. بابت این مساله خیلی متاسف شدم.

خیلی جالب است که با وجود شناخته‌شدن به عنوان یک بازیگر جدی و کارهای درام، اخیرا در فیلم‌ها و نقش‌های کمدی هم ظاهر شده‌اید.

شاید ندانید، ولی عاشق فیلم‌های کمدی هستم و همیشه دوست داشتم در این نوع فیلم‌ها هم بازی داشته باشم، اما متاسفانه همکارانم در رشته سینما فرصت کافی برای حضور در چنین نقش‌ها و فیلم‌هایی را به من نمی‌دهند. اکثریت قاطع کارهایی که پیشنهاد می‌شود فیلمنامه‌های درام، جدی و سیاسی است. انگار برچسب بازی در این‌گونه فیلم‌ها را خورده‌ام. ولی دوست دارم به همان اندازه که کارهای درام بازی می‌کنم، با پروژه‌های کمدی هم همکاری داشته باشم. خوشبختانه موفقیت خوب مالی و انتقادی یکی دو فیلم کمدی‌ام باعث شده تا اهالی سینما مرا در این زمینه هم جدی بگیرند و متوجه باشند هنگام تولید محصولات کمدی‌شان می‌توانند روی من هم حساب کنند.

آیا همیشه با آمادگی کامل جلوی دوربین ظاهر می‌شوید و دقیقا می‌دانید قرار است دست به چه کارهایی بزنید و چه نوع بازی‌ای ارائه دهید؟

خیر! حقیقت را بخواهید بعضی وقت‌ها‌ آماده‌نبودن و تمرین‌نکردن، راه بهتری برای ارائه یک بازی خوب است. علتش هم این است که باعث خلق نوعی ترس می‌شود و ترس، قدرت آن را دارد که شما را گمراه کند و شبیه آبکاری روی فلز به نظر برسد. این مساله باعث می‌شود خودتان را بشکنید و احساس ضعف کنید. این حس وادارتان می‌کند تلاش کنید بهتر باشید. اگر برای ایفای نقش آمادگی کامل را داشته باشید،‌ آن وقت این احساس را دارید که برای ایفای نقش کاملا آماده هستید و آن وقت است که ممکن است کار را خراب کنید. وقتی فکر می‌کنید آماده‌اید، در حقیقت آماده نیستید.

فکر می‌کنید رمز موفقیت‌تان در چیست؟

در گوش‌کردن!‌ گوش‌کردن همه چیز است. در زمان کار، وقتی با همسر، همکار، فرزند و هرکس دیگری سر و کار دارید، خیلی مهم است که شنونده خوبی باشید و با دقت به همه چیز گوش کنید. وقتی شنونده خوبی باشید آن وقت می‌توانید چیزهای خیلی زیادی یاد بگیرید.

منتقدان می‌گویند برای بانوی آهنین جایزه اسکار می‌گیرید.

15 بار نامزد دریافت این جایزه شده و 2 بار آن را گرفته‌ام، اما هنوز هم وقتی قرار می‌شود مراسم برپا شود احساس می‌کنم این جایزه را به کس دیگری می‌دهند. امیدوارم این حس اضطراب و نگرانی همچنان همراهم باشد.

60 سالگی چه معنی و مفهومی برایتان دارد؟

برای هرکسی وقتی به این سن و سال می‌رسد اهمیت خاصی دارد و همین‌طور برای من. عدد بزرگی است. توجهی به سنم و بالاتررفتن آن ندارم.

ورایتی/ مترجم: کیکاوس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها