در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دامنه این انتقادات درمورد سریال تا ثریا دربرنامه زنده پارک ملت نیز گسترش یافت و با انتقاد برخی مخاطبان همراه شد که مثلا چرا ثریا با مصائبی که دارد متعلق به طبقه پایین یا یک زن چادری است.
هرچند در نظرسنجی همین برنامه مشخص شد 92 درصد مخاطبان از این سریال رضایت داشتند. سریال تاثریا که مثل اغلب کارهای سیروس مقدم مخاطبان زیادی را مجذوب خود ساخته فارغ از وجوه دراماتیکی وقصهای که روایت میکند بازهم مثل اکثر سریالهای این کارگردان واجد دلالتهای اخلاقی است که دراین قصه به واسطه ماهیت اخلاقی ـ مذهبی درام ابعاد بیشتری به خود گرفته است. اگربه کارنامه سیروس مقدم نگاهی اجمالی بیندازیم میتوانیم ردپای این اخلاق گرایی را درهمه آنها ردیابی کنیم.
اما تاثریا از همان ابتدا وقبل از تیتراژ ابتدایی سریال با آوردن آیهای از قرآن درباره ربا و رباخواری تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند و قصه خود را به بازنمایی این مفهوم در بستر یک ملودرام خانوادگی بسط میدهد. واقعیت این است که طرح مفاهیم اخلاقی بویژه رفتارهایی مثل ربا در قالب داستانی جذاب که وجوه دراماتیک آن نیزمستحکم باشد کار دشواری است. اتفاقا تاثریا به شکل جسورانه سراغ سوژهای رفته که ریشه در اعتقادات مذهبی داشته و یکی از گناهان کبیره محسوب میشود و ازحیث اجتماعی هم دامنه و شیوع آن در جامعه زیاد بوده یا رو به افزایش است.
درواقع تاثریا را میتوان یک نوع آسیبشناسی اخلاقی ـ اجتماعی دانست که آیینهای در مقابل جامعه قرار میدهد تا چهره خود را درآن تماشا کند و معایبش را مرتفع سازد. در کارکرد تربیتی این سریال همین بس که مفاهیم اخلاقی خود را بهگونهای دراماتیزه کرده که مخاطب را در سراشیبیهای سقوط به تامل وامیدارد و تلنگر میزند.
قصهای که بخوبی نشان میدهد چگونه آدمی آن هم از جنس ثریا که به حلال و حرام و رعایت موازین شرعی التزام و وسواس داشته تا نان حرامی بر سر سفرهاش نیاید در دام گناه گرفتار میشود و شیطان چگونه انسان را به نافرمانی و گناه ترغیب کرده وفریب میدهد.
ثریا البته آدم متوسطی است؛ هم از لحاظ قشربندی اجتماعی و هم از حیث ایمانی. لذا میتواند نمادی از اکثر انسانهایی باشد که در جامعه زندگی میکنند. جهان بیشتر از انسانهای متوسط پر شده و اتفاقا وقتی زنی مثل ثریا با عقبه اعتقادات مذهبی گرفتار دام ربا میشود هم برای مخاطب باورپذیرتر و بالطبع تاثیرگذارتر است و هم تاکیدی است براینکه که خداوند انسانهای معتقد و با ایمان را نیز در معرض امتحانات الهی قرار میدهد. در یکی از سکانسهای سریال که مربوط به جلسه قرآن بانوان بود براین مساله تاکید میشود که همه انسانها درهرسطح از ایمان وآگاهی مورد امتحان الهی قرار میگیرند. در خود قرآن نیز شاهد قصههایی هستیم که آزمایشهای الهی درباره انبیا و بندگان مقرب الهی را بیش از انسانهای معمولی روایت میکند. انسان خلافکار که تکلیفش معلوم است. این آدمهای پاک هستند که وقتی در معرض وسوسههای شیطانی قرار میگیرند هم قابلیت دراماتیک پیدا میکنند و هم تاثیرپذیری مخاطب از آنها از منظر تربیتی و اخلاقی بیشتر است.
تماشاگر هم با ثریا همدردی و همراهی میکند و هم برای او نگران است. وقتی بتوان همذات پنداری مخاطب با قهرمان قصه را تضمین کرد آن وقت میتوان از ظرفیتهای دراماتیک اثر برای تبیین یا القای ارزشهای اخلاقی سود جست و این تمهید هوشمندانهای است که سیروس مقدم در این سریال انجام میدهد. البته طرح مفاهیم و موقعیتهای اخلاقی در این سریال صرفا به مساله ربا محدود نمیشود و در کنار آن میتوان کدهای مذهبی ـ اخلاقی دیگری را نیز برشمرد.
مثلا همین انس با قرآن و رجوع به احکام و دستوراتش در مدیریت زندگی. ثریا برای انجام معامله با آقا رضا پیش از هر چیز به منابع دینی و دستورات شرعی رجوع میکند و دائم نیز دغدغه حلال بودن معامله خود را دارد. ضمن اینکه بهطور تلویحی برقناعت و ساده زیستی تاکید شده و میبینیم چگونه ثریا و نگین حسرت آرامشی که در گذشته داشتهاند را خورده و از عمل خود پشیمانند. از سوی دیگر وقتی مساله ربا به موتور محرکه و محور اصلی قصه بدل شده و نتایج و عواقب آن به تصویر کشیده میشود حق الناس و اهمیت آن نیز برجسته میگردد.
کافی است به وضعیت زندگی و حال و روز آقا رضا دقت کنیم تا نتیجه نارضایتی خلق و پایمال شدن حق الناس را برزندگی و سرنوشت او ببینیم. از سوی دیگر رفتارهای ثریا در ارتباط با سرهنگ و مراقبت از او در کنار دلسوزیهای مادرانه برای فرزندانش یا مثلا حمایتی که از آن زن فقیرکه هزینه پرداخت مخارج بیمارستان را نداشت و رضایتی که همکارانش از وی در محیط کار داشتند را به موارد بالا اضافه کنید تا موقعیتهای گوناگون دراماتیکی که بردلالتهای اخلاقی سریال تا ثریا حکم میدهد را بازشناسی کنید.
رعایت حق الناس مهمترین پیام اخلاقی ـ دینی سریال بوده و هسته معنایی سریال را تشکیل میدهد. آنچه قابلیت تاثیرگذاری برمخاطب را داشته و حتی میتواند فراتر از یک تلنگر اخلاقی، دل او را بلرزاند همین تاکید تلویحی سریال برحق الناس و اهمیت آن است. به عبارت دیگر نقطه ثقل درام و بیشترین عاملی که بر مخاطب از حیث اخلاقی تاثیر میگذارد جایی است که نشانههای دینی و انگارههای مذهبی بروز و ظهور میکند.
واقعیت این است که دراین مجموعه دلسوزیهای مادرانه و مصائب و دشواریهای زنانه درکنار دغدغههای اعتقادی و مومنانه چنان درهم تنیده و بازنمایی میشود که بیش ازهر چیز نشان میدهد زیست اخلاقی و تجربه پیچیدهای است که ظرفیتها و ظرافتهای زیادی دارد. فرآیند این تجربه البته بهگونهای است که در حین آگاهی بخشی مخاطب را ناامید نمیکند که ناامیدی از رحمت الهی بالاترین گناه است.
فارغ از مفاهیم و ارزشهای اخلاقی، آنچه در این سریال نمود خوبی داشته روانشناسی اخلاق و موقعیتهای اخلاقی است. اینکه گناه چگونه از حیث روانی در آدمی تاثیر گذاشته و چه بلایی بر سر آدمی میآورد. تا ثریا یک روایت بصری از اخلاق عملی است و نشان میدهد که انگارهها و باورهای دینی چقدر با متن و جریان زندگی تنیده شده و در آن جریان دارد. اینکه اخلاقی زیستن در جامعه امروز با چه چالشها و مسائلی آمیخته و چگونه میتوان با تکیه بر معارف قرآنی به رهایی از این موقعیت و رسیدن به رستگاری و آرامش واقعی دست یافت.
از سوی دیگر وقتی همه تمهیدات دراماتیک و روانشناختی درروایت و بازنمایی تحول اخلاقی شخصیتها به شکل منطقی و باورپذیررخ میدهد شاهد تاثیرگذاری شدید بر مخاطب و اقناع درونی وی میشود برخی از منتقدان این سریال که به قضاوت عجولانه درباره آن پرداخته و ثریا را به عنوان نماد یک زن مومن ایرانی به خاطر عملکردش مورد انتقاد قرار میدهند باید بدانند که وقتی قرار است تحول اخلاقی و بالطبع پیام معنوی اثر بر مخاطب تاثیر بگذارد سقوط او در سراشیبی گناه نیز باید منطقی و باورپذیر باشد و لغزش او را نباید به پای بازنمایی غلط از یک زن پارسا قلمداد کرد.
سید رضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: