بعضی متخصصان شرکت شیمیایی داو که از بیماران مطب دندان پزشکی ویندکر بودند به او در این راه کمک کردند. بویژه این که مدیر عامل شرکت داو از علاقهمندان هواپیما و پرواز بود و بودجه ساخت هواپیمای کامپوزیت را تقبل کرد. وی به ویندکر پیشنهاد داد از موادی با تکنولوژی بالاتر که در شرکت آنها موجود بود، استفاده کند.
ویندکر رؤیای ساخت هواپیمای آموزشی را در سر میپروراند. این در حالی بود که حامیان مالی، یک هواپیمای ورزشی را برای رقابت با هواپیمای بونانزا ترجیح میدادند که میتوانست به عنوان یک منبع خوب درآمد برای آنها باشد.
این اختلافنظرها باعث شد که ویندکر از حمایتهای مالی دوستانش صرفنظر کند و کار ساخت هواپیما را به کمک خانوادهاش پی گیرد. پسران او، تد باب و اسکیپر، مسؤولیت اداره یک فروشگاه برای کسب درآمد و ساخت اجزای کوچک بال هواپیما را به عهده گرفتند. لئو و همسرش نیز روی ساخت ماده جدیدی از رزینهای اپوکسی برای بهکارگیری در ساخت بدنه هواپیما تحقیق کردند. حاصل تحقیقات، تولید کامپوزیتهای جدیدی موسوم به فایبالوی (Fibaloy) بود که وزن سبکتری نسبت به آلومینیوم داشت و از نظر مقاومت از آن سختتر بود. بالهای هواپیما با این کامپوزیت جدید ساخته شدند. قطعات مدل هواپیما، سیمکشی و خطوط انتقال سوخت و تانکرهای پلاستیکی نیز یکی پس از دیگری به یکدیگر متصل میشدند.سال 1967 چند شرکت داخلی با عنوان تجاری آلفا، سرمایهگذاری روی تحقیقات ویندکر را پذیرفتند. این مجموعه از گروهی از ملاکان بسیار موفق، صاحبان معادن نفت و تعدادی از خلبانان سابق نظامی تشکیل شده بود که در زمینه ساخت هواپیمای دستساز اطلاعات خوبی داشتند. در مدل اولیه هواپیما ارابه فرود ثابت وجود داشت، اما ویندکر معتقد به استفاده از ارابه فرود قابل جمع شدن بود. گرچه او توانست گروه را متقاعد به جایگزینی ارابه فرود جمعشونده کند، ولی همین تصمیم باعث شکست شرکت در ابتدای راه شد.
به گفته تد، مهندسین جدید که اکثرا از شرکت هواپیمایی سسنا استخدام شده بودند تجربه زیادی در طراحی ارابه فرود جمع شونده نداشتند. همچنین تغییرات پیدرپی در ساختار هواپیما و در پی آن شکستهای مکرر در تستهای پرواز، هدر رفتن سرمایه و کوشش افراد را به دنبال داشت. صدور گواهینامه، ماهها به تاخیر افتاد و در نهایت بعد از اعتراض سرمایهگذاران به صرف هزینههای هنگفت برای ساخت ارابه فرود جمع شونده، ساخت انبوه هواپیما متوقف شد.هواپیمای ساخته شده که عقاب نام گرفت، بدنهای یکدست و تقریبا بدون پرچ و اتصال داشت و طرح آن چیزی بین هواپیماهای مشهور آن زمان از جمله بنانزا، سسنا و بلانسا بود. خوشبختانه این پرنده از آزمایشهای پرواز سربلند بیرون آمد و توانست کارایی مواد کامپوزیت در تولید هواپیما را نشان دهد. البته طرح هواپیما بعد از چند تست پروازی، مورد بررسیهای جدیدی قرار گرفت و با اعمال تغییرات کوچکی دم هواپیما سبکتر شده و تاثیرپذیری آن در بهبود چرخش هواپیما مضاعف شد. بعد از این تغییرات، عقاب اواخر پاییز 1969 موفق به اخذ گواهینامه، به عنوان نخستین هواپیمای تمام کامپوزیت جهان شد.
با کسب این موفقیت و نشر خبر آن توسط مجلات هواپیمایی، قیمت سهام شرکت رشد چشمگیری داشت، ولی هیاتمدیره توصیه تحلیلگران نسبت به فروش 20 میلیون دلار از سهام اولیه شرکت را رد کرده و صرفا 4 میلیون دلار از سهام شرکت را به معرض فروش گذاشتند. هیاتمدیره بیشتر درآمد حاصل را صرف هزینههای شرکت کرد. عدم استفاده از فلز در بدنه هواپیمای عقاب، باعث میشد که سطح مقطع راداری آن تا حد زیادی کاهش یابد و از اینرو این هواپیما گزینه مناسبی برای برخی کاربردهای نظامی نیز بود. این ویژگی باعث شد شرکت ویندکر 2 فروند هواپیمای خود را برای کاربردهای نظامی در اختیار مقامات پنتاگون قرار دهد که نیروی هوایی آن را وای.ای 5 (
YE-5) نامید.امیر توکلی کاشی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم