سال 1974 استفان هاوکینگ با بررسی ریاضیاتی سیاهچاله ها متوجه نکته بسیار عجیبی شد.
دریافت این اجرام می توانند نوعی تابش که بعدها به تابش هاوکینگ معروف شد از خود بروز دهند، اما این تابش با دیگر تابشها متفاوت است و بلافاصله پس از آن که بخواهد از افق رویداد خارج شود تمام اطلاعات خود را ازدست می دهد.
این تابش بر اساس اصول مکانیک کوانتومی باید داده هایی از ماهیت جرم تابش کننده (سیاهچاله) را با خود به بیرون حمل کند براساس محاسبات هاوکینگ ، این تابش هیچیک از این اطلاعات اساسی را همراه نداشت و تمام این اطلاعات به نوعی گم می شدند.
این مساله غیر عادی موجب بروز پاردوکسی به نام پاردوکس اطلاعاتی سیاهچاله شد. این نظریه هاوکینگ نتیجه ثانویه ای نیز به همراه داشت و آن این بود که به هیچ عنوان نمی توان از سرنوشت اجرامی که درون سیاهچاله سقوط می کنند اطلاعاتی به دست آورد و درباره آینده آنها اظهار نظر کرد.
مدت 30 سال بسیاری از دانشمندان تلاش کردند تا بتوانند این پارادوکس را حل کنند، اما کوشش آنها با شکست مواجه شد.
چندی پیش حتی هاوکینگ با یکی از استادان دانشگاه کالتک به نام جان پرسکیل بر سر این که این پارادوکس هیچ گاه حل نخواهد شد، شرط بندی کرد.
تقریبا همه مطمئن شده بودند این مساله تا سالها حل نشده باقی خواهد ماند، اما شاید تعداد اندک افرادی هم که خوشبین بودند این مساله بزودی حل شد باور نمی کردند بنیانگذار اصل این پاردوکس اقدام به حل آن کند.
دوشنبه 29 تیر ماه امسال بانو ماری مک آلیس ، رئیس جمهور جمهوری ایرلند عازم کنسرت هال شهر دوبلین شد تا بزگترین گردهمایی دانشمندان و محققان عرصه گرانش و نسبیت عام را که امسال در دوبلین برگزار می شد، افتتاح کند؛ اما هنگامی که عالی ترین مقام سیاسی ایرلند به بیش از 600 دانشمند برجسته جهان که از 48 کشور مختلف گردهم آمده بودند خوشامد می گفت ، هم او و هم همه دانشمندان می دانستند که این کنفرانس به دلیل نامه کوتاهی که استفان در آخرین دقایق مهلت درخواست زمان برای سخنرانی به دبیر همایش فرستاده بود از اهمیت دوچندانی برخوردار است و شاید بیش از همه ، مک آلیس خوشحال بود که این سخنرانی در هفدهمین کنفرانس بین المللی گرانش و نسبیت عام (GR17) که کشور او میزبان آن است ، ایراد می شود.
هاوکینگ در نامه کوتاه خود اشاره کرده بود که موفق به حل پارادوکس اطلاعاتی سیاهچاله ها شده است و می خواهد در این کنفرانس به توضیح ریاضیاتی آن بپردازد.
استفان ویلیام هاوکینگ سرانجام روز چهارشنبه 31 تیرماه مقابل 600 دانشمند کنجکاو و درحالی که حضور در جلسه سخنرانی وی تنها برای دانشمندان در نظر گرفته شده بود، حاضر شد و درحالی که روی صندلی چرخدار خود بسیار شکسته تر از زمانی که پارادوکس را سال 1974 مطرح می کرد، به نظر می آمد با کمک یک رایانه سخنگو سخنانش را آغاز کرد.
«من اشتباه کردم و 30 سال گذشته را با برداشت نادرستی از سیاهچاله ها پشت سر گذاشته ام.» وی سپس به توضیح فرمول بندی جدید خود درباره سیاهچاله ها پرداخت.
وی با کمک از ریاضیاتی بسیار پیشرفته نشان داد که در سطح افق رویداد اعوجاجات کوانتومی شکل می گیرد و سپس با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ثابت کرد وجود این اعوجاجات به بخشی از تابش هاوکینگ اجازه می دهد تا برخی بسته های اطلاعاتی را با خود به خارج حمل کند.
این مساله بدین معنی است که این توانایی را پیدا کرده ایم تا درباره اتفاقاتی که درون یک سیاهچاله رخ می دهد اظهار نظر کنیم و درباره آینده و سرنوشت اجرامی که به درون آن سقو ط می کنند حرف بزنیم.
این دستاورد بسیار بزرگی برای دانش کیهان شناسی به شمار می رود.قرار است بزودی متن کامل سخنرانی هاوکینگ در مجلات علمی و روی شبکه جهانی اینترنت منتشر شود.
مطمئنا در ماههای آینده بحثهای زیادی در خصوص اثبات جدید هاوکینگ مطرح خواهد شد و اگر این نظر مورد قبول جامعه کیهان شناسان جهان قرار گیرد خود باعث باخت شرط بندی معروفش شده است.
اینک استفان ویلیام هاوکینگ در هفتمین دهه زندگی اش است وهنوز به افقهای نوینی چشم دارد که ممکن است به وسیله او مورد بررسی و اکتشاف قرار گیرد.
هاوکینگ صرف نظر از رد یا قبول نظریه اخیرش به وسیله مجامع علمی نمونه ای است از آنچه توانایی یک انسان می نامیم.
استفان در حالی که محکوم به ادامه حیات روی یک صندلی چرخدار کوچک است ، سودای حل رازهای عالم بزرگ مقیاس را در سر دارد و آن گونه که خود همیشه یادآوری می کند آموخته است که نا امید نشود.