در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا در سال 2000 به شبه قاره سفر کرد، 5 روز را در هند سپری کرد و تنها چند ساعت را به دیدار از پاکستان اختصاص داد. وی در دیدار خود از پاکستان با مشرف دست نداد و او را به حرکت به سوی دموکراسی تشویق و ترغیب کرد. پاکستان یکی از 3 کشوری بود که رژیم طالبان را به رسمیت شناخت و تا زمان سقوط آن در پاییز سال 2001 از تروریسم این گروه حمایت میکرد. سال 1993 نیز پاکستان در یک قدمی قرار گرفتن در فهرست وزارت خارجه دولت آمریکا به عنوان دولت حامی تروریسم قرار داشت.
حملات 11 سپتامبر، اما سرنوشت پاکستان و پرویز مشرف دیکتاتور نظامی این کشور را توامان تغییر داد. مشرف با پیوستن به جبهه به اصطلاح جنگ علیه تروریسم از کشوری مطرود به متحد ایالات متحده تبدیل شد. رفع تحریمها، اعطای وامهای بلاعوض، کمک 20 میلیاردی اقتصادی و نظامی و استمهال بدهی از پیامدهای همکاری با ایالات متحده بود. مهمتر از همه آنکه، حادثه 11 سپتامبر فرصت مناسبی را در اختیار مشرف برای بازسازی جایگاه پاکستان در عرصه نظام بینالملل قرار داد و بنا به گفته وی تلاشهای هند برای استفاده از وضعیت متزلزل و ضربه زدن به این کشور را به تاخیر انداخت.
اما هماکنون ماه عسل روابط میان پاکستان و آمریکا پایان پذیرفته است. پاکستان در این سالها هیچگاه به سوی اعتدال و میانهروی روی نیاورد و حتی به شریکی مطمئن برای ایالات متحده در به اصطلاح جنگ علیه تروریسم تبدیل نشد. در شرایط کنونی، تحلیلگران و سیاستگذاران آمریکایی به این نتیجه رسیدهاند که پاکستان و ایالات متحده منافعی راهبردی دارند که موجب واگرایی شدید میان آنها میشود. پس از 10 سال همکاری امنیتی، اطلاعاتی و نظامی میان اسلامآباد و واشنگتن، این دو کشور بیش از هر زمان دیگری از یکدیگر تنفر پیدا کردهاند، اما نکته جالب توجه اینجاست که با وجود تمام انتقادات آنها از یکدیگر، این دو کشور به خوبی میدانند که امنیت آنها تا حدود زیادی به همدیگر وابسته است.
ایالات متحده هیچگاه محدودیتهای خود در تغییر شکل ماهیت دولت پاکستان را نپذیرفته و در 10 سال گذشته همواره با استفاده از مشوقهای مالی در تلاش بوده است رفتار اسلامآباد را تغییر دهد. ترغیب اسلامآباد به عدم استفاده از شبهنظامیان به عنوان ابزار خارجی بخشی از تلاشهای بینتیجه واشنگتن در سالهای گذشته بوده است. آمریکا به این نتیجه رسیده است که نمیتوان ساختار پاکستان یا رفتار ژنرالهایی که بر این کشور حکومت و آن را تخریب کردهاند، تغییر دهد. واشنگتن همچنین در تغییر شکل رهبری غیرنظامی اسلامآباد نیز ناکام بوده است. هماکنون ایالات متحده روابط خود با پاکستان را با هدف کنترل این کشور به عنوان یک خطر امنیتی تنظیم میکند. در واقع میتوان گفت هدف غایی آمریکا جلوگیری از حرکت پاکستان به سوی تبدیلشدن به یک کره شمالی دیگر است. به همین منظور نیز واشنگتن درصدد همکاری با جامعه جهانی است تا اسلامآباد به یک دولت یاغی مسلح به سلاح هستهای تبدیل نشود. این امر مستلزم مشارکت و مداخله پایدار و عملی و دوری از منزوی ساختن پاکستان است.
خطر پاکستان
تجربه جنگ سرد تجربیات گرانبهایی را برای سیاستگذاران آمریکایی به ارمغان آورده است و آنها میتوانند با استفاده از آن به تغییر ساختار و نوع مناسباتشان با پاکستان بپردازند. اول اینکه، در دوره جنگ سرد ایالات متحده و شوروی سابق تماسهای دیپلماتیک خود را در تمام سطوح حفظ کردند. دیگر آنکه، آنها به تماسهای عادی خود در بخش جاسوسی و نظامی ادامه دادند. با این حال، هر چند این تعاملات و همکاریها میان آمریکا و شوروی وجود داشت، اما هر دو میدانستند که آنها رقیب یکدیگر هستند نه شریک یکدیگر. ایالات متحده و شوروی بخوبی میدانستند که منافع راهبردی آنها در تضاد با یکدیگر است و حتی اگر چنانچه فرصتهایی نیز برای همکاری وجود دارد، اما در نهایت این دو بازیگر علیه یکدیگر اقدام خواهند کرد. سوم اینکه، ایالات متحده با هدف و امید به تغییر نظامی سیاسی شوروی، سرمایهگذاری سنگینی را در بخش جامعه مدنی این کشور انجام داد. در نهایت، زمانی که شوروی سابق از هم فروپاشید، جامعه جهانی به این نتیجه رسید که میتواند مشکلات متعدد بهجا مانده از دوران شوروی سابق از جمله زرادخانه موشکی اتمی آن را بخوبی حل و فصل و مدیریت کند و اینگونه نبود که با فروپاشی شوروی، جهان نیز به نقطه پایان خود برسد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که پاکستان قابل مقایسه با شوروی سابق نیست. با این حال، ایالات متحده با استفاده از تجربه جنگ سرد، جایگاه پاکستان در راهبرد امنیت ملی خود را تعریف و تبیین کرده است. اول اینکه، در حالی که هر دو کشور در حوزه مبارزه با مواد مخدر، امنیت دریایی، امنیت انرژی، گرم شدن زمین، کمبود منابع آبی و ماموریتهای صلح دارای منافع مشترکی هستند، اما درخصوص موضوع تروریسم و گسترش آن زیر چتر تسلیحات هستهای پاکستان با یکدیگر اختلافنظر شدیدی دارند. دیگر آنکه، ایالات متحده درصدد مبارزه با عوامل جاسوسی و تروریستهای پاکستان در داخل و خارج از این کشور است که از تروریسم و تکثیر سلاحهای هستهای حمایت میکنند. محدودکردن سفر یا مسدودکردن داراییهای مالی شهروندان پاکستانی مظنون به انجام اقدامات تروریستی از جمله اقدامات مورد نظر آمریکاست. این کشور همچنین برای دستگیری یا حذف فیزیکی افراد تروریست در کشورهای ثالث تلاشهای خود را افزایش خواهد داد. پاکستان و آمریکا همچنین در خصوص گروههایی همچون لشکر طیبه، طالبان افغانستان و شبکه حقانی با یکدیگر تضاد منافع و البته اختلاف شدید دارند با این حال، هر دو کشور به حفظ روابط نظامی، اطلاعاتی، سیاسی و دیپلماتیک خود نیازمندند.
هر چند نباید احتمال استمرار بیثباتی را در پاکستان نادیده گرفت، اما جامعه بینالملل باید مشوقهایی برای اسلامآباد در نظر بگیرد. در واقع، هدف از ارائه این مشوقها، کمک به پاکستان برای حل و فصل معضلات ساختاری خود است، چرا که احتمال سقوط این کشور وجود دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: