در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرانجام به باشگاهی که میخواستید برگشتید و پس از 8 سال باز هم کنار مسی و پیکه بازی کردید.
ما از 12 سالگی با هم در بارسا بازی میکردیم و فکر نمیکنم در تیم دیگری بجز منچستر یونایتد که نسل بکام، گیگز و اسکولز در یک تیم بودند، شبیه این قضیه رخ داده باشد. هماهنگی با این تیم سریعتر از آنچه تصور میکردم اتفاق افتاد.
شاید هم به این خاطر بود که بارسا سخت به دنبال شما بود و میدانست با DNA بارسا بزرگ شدهاید!
فلسفه بازی بارسا در تمام این سالها عوض نشده هرچند گواردیولا ذهنیت دیگری به بازیکنان داده و حالا تیم تاکتیکیتر بازی میکند. همه میدانند در هر لحظه از بازی باید چه حرکتی انجام دهند.
ولی ما کار خاصی از گواردیولا نمیبینیم. فقط یک عده نابغه در این تیم بازی میکنند!
هیچ کس نمیبیند. کار او فوقالعاده و بسیار دشوار است. کار روی ویدئوها و ساعتها آنالیز مطالعه و درک بازی حریف. او همیشه به دنبال جزئیات تیمهای حریف است و بجز لیونل مسی روی نقش تکتک ما در بازی فکر میکند.
حالا نقش شما چیست؟ شما را در چند پست در بازیهای مختلف دیدهایم.
خودم هم هنوز نمیدانم. من هافبک نفوذی راست بازی کردم، در بال چپ بودم، هافبک کلاسیک چپ بودم و حتی به عنوان مهاجم کاذب هم بازی کردهام. مسی مهاجمی نیست که همیشه بخواهد به عنوان مهاجم نوک بازی کند و دائما به راست و چپ حرکت میکند و دوست دارد بیشتر در فضای آزاد زمین تحرک داشته باشد. اگر او در راست باشد من دیگر نباید به راست بروم و عکس این موضوع هم صادق است.
پس باید با نقش شما در آرسنال متفاوت باشد.
متفاوت است، چون در آن تیم هر کجا که میخواستم میرفتم. بازیکن تهاجمی بودم با آزادی عمل صد درصد ولی بازی در بارسا بیشتر تاکتیکی است و من باید با سایرین در تعامل باشم.
بازی در اسپانیا تا چه حد با انگلستان متفاوت است؟
نمیخواهم کسی از این چیزی که میگویم برداشت اشتباهی داشته باشد، اما باید بگویم ذهنیت بازیها کاملا متفاوت است. همیشه فکر میکردم فوتبال انگلستان زیبا و مهیج است چون گلها و برخوردهای بیشتری دارد. اما حالا که به اسپانیا برگشتم میفهمم چرا پرگلتر است. چون در آنجا همه رو به جلو بازی میکنند و تاکتیک کمتر مورد توجه قرار میگیرد. هواداران دائما از شما گل میخواهند و فقط یک چیز در ذهن شماست؛ حمله.
شاید به این خاطر باشد که در انگلستان به مراتب بیشتر از اسپانیا گلها روی ضد حمله به ثمر میرسند.
از این اتفاقات در اسپانیا رخ نمیدهد؟
در اسپانیا اگر یکی از دفاعهای آخر پیش برود، دیگری در زمین خودی میماند و مقابل بارسا و رئال مادرید همه تیمها بسته بازی میکنند. حرکات دفاعی در فوتبال اسپانیا به مراتب بیشتر برنامهریزی شده است. در انگلستان هم مدافع بسرعت سراغ مهاجم میآید اما با یک و دوی ساده جا میماند.
بعضیها فوتبال اسپانیا را متهم به دوقطبی بودن میکنند و آن را با اسکاتلند مقایسه کردهاند حتی بازیکنان خوبی مثل داوید سیلوا و ماتا هم احساس میکنند اگر دوست دارند جامی به دست بیاورند یا باید در رئال و بارسا باشند یا خارج از اسپانیا بازی کنند.
فکر میکنم این توجیه غیرمنصفانهای است. اگر بارسا و رئال از سایر تیمها پیش افتادهاند به خاطر این است که شایسته هستند. زمانی که در انگلستان بودم کدام تیم قهرمان لیگ شد؟ سال اولی که آرسنال بودم ما قهرمان شدیم، ولی بعد در 7 سال یا قهرمانی به چلسی رسید یا یونایتد و شانسی به تیم دیگر داده نشد. این دو تیم هم به خاطر اینکه بهترین بودند قهرمان شدند، ولی پس از آن استیون جرارد تیم را ترک نکرد، چون هنوز معتقد بود لیورپول هم میتواند قهرمان شود. اگر هم مادرید و بارسا قهرمان میشوند به خاطر بازی بهتر و ستارههای بیشتر است. منچستر یونایتد حتی زمانی که خوب بازی نمیکند هم قهرمان میشود. آنها به معنای کامل تیم هستند و قهرمانیشان به شکل اتفاقی نیست.
پس چرا آرسنال قهرمانیاش را تکرار نکرد؟
ما شانس زیادی نداشتیم. تیم ما خیلی جوان بود و شاید بهترین تیم آرسنال که همان شکستناپذیرها بودند به مرور از تیم جدا شدند و نوبت به ما رسید. ما بازیکنان جوانی بودیم و یکی دو بار برای قهرمانی جنگیدیم، اما به خاطر مصدومیت و سایر مسائل موفق نشدیم.
توجیه جوان بودن تیم برای این موضوع درست است؟
قطعا وقتی شما از 18 یا 19 سالگی در تیمی شروع به بازی میکنید، 23 سال هنوز جوان محسوب میشود و در این سن شما به یک بازیکن باتجربه نیاز دارید.
یک رهبر در میانه میدان...
بله، بویژه در دفاع یا درون دروازه. ما در 2 فصل اخیر روبن فن پرسی را به علت آسیبدیدگی از دست دادیم. او هیچ وقت تمام فصل در اختیارمان نبود. حضور او برای من باارزش بود چون حرکتش در زمین خوب بود و میتوانستم پاس گلهای زیادی به او بدهم. ما تیم خوبی بودیم و فوتبال جذابی بازی میکردیم و من از این که تماشاگران برای تماشای فوتبال خوبی بلیت میخریدند خوشحال بودم اما نبود فن پرسی و قهرمان نشدن برای من سخت بود.
ورلد ساکر / مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: