علی اصولی، مدیرعامل شرکت نفت خزر که مدیریت اکتشافات و توسعه نفت و گاز دریای خزر را بر عهده دارد، از تلاشهای شبانهروزی متخصصان داخلی در شرایط دشوار تحریم و فشارهای بینالمللی و نداشتن دانش کافی حفاری و فعالیت در آبهای عمیق سخن میگوید و از پیامهای منفی و ناامیدانه بعضی افراد در داخل گله دارد. او میگوید: کشف گاز در خزر در شرایطی که همگان در داخل و حتی برخی متخصصان برجسته خارجی درباره نبود ذخایر هیدروکربور در آن اصرار داشتند معجزه الهی است و در سایه توکل به خدا و توسل به ائمه این رخداد بزرگ صورت گرفته است.
گفتوگوی ما با وی چند ساعت به طول انجامید، اما برخی حواشی این گفتوگو بیش از متن آن جالب و جذاب است که برخی از آنها قابلیت انتشار ندارد. یکی از مهمترین نکات مورد توجه در این ماجرا آن است که تمام منابع و مآخذ مورد مطالعه در حوزه زمینشناسی خزر، روسی است و هیچگونه مطالعه ایرانی در این زمینه صورت نگرفته است. در حالی که پتانسیل مناسبی برای مطالعات دانشگاهی و تخصصی دارد، اما مورد غفلت واقع شده است.
اصولی از آنجا که تحت فشارهای مختلفی از سوی بسیاری افراد حتی برخی مدیران ارشد برای رها کردن پروژه قرار داشته، نذر امام رضا(ع) کرده و در شب عاشورا مطالعات اولیه کارشناسان هنگام حفاری نشان داده که نشانههایی از رسیدن به گاز بروز کرده است و دو روز بعد فشار گاز به اوج خود رسیده و وی با همان خوشحالی و شور ، موضوع را تلفنی به وزیر نفت اطلاع میدهد و وزیر نفت نیز در اولین فرصت این کشف بزرگ را اعلام عمومی میکند. کشف ذخایر هیدروکربوری گسترده در دریای خزر فرمولهای جدید اقتصادی را در این منطقه ایجاد خواهد کرد و برخی الگوهای سنتی اقتصادی منطقه شمال را تحت تاثیر قرار خواهد داد. آنچه در پی میآید، حاصل این گفتوگوست.
چه شد که پس از سالها تلاش و فعالیت به ذخایر هیدروکربوری در خزر دست یافتید؟
موضوع کشف منابع هیدروکربوری در خزر از جنبههای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد. یک جنبه آن نفت و فعالیتهای ذاتی است که شرکت نفت خزر به عنوان یکی از 5 شرکت بالادستی آن را مورد توجه قرار داده است. یکی از وظایف ذاتی شرکت ملی نفت ایران این است که هر جا پتانسیل منابع هیدروکربوری وجود دارد آن را کشف کند. دریای خزر و استانهای شمالی نیز از دیرباز در این زمره قرار داشتند. اگر به سابقه آنها توجه کنیم، میبینیم از 50 سال گذشته بعد از این که قرارداد دارسی بسته شد، دارسی هم بعد از 7 سال موفق به کشف اولین میدان نفتی در مسجدسلیمان شده است. بعد از آن دولت انگلستان متوجه میشود که ایران دارای پتانسیلهای نفتی مختلف است. در آن شرایط خاص قراردادی را منعقد میکند که طی آن قرارداد تمام کشور بجز 5 استان تحت سیطره شرکت نفت انگلیس قرار میگیرد تا در آنجا فعالیتهای اکتشافی صورت دهد. آن موقع در مورد این 5 استان بحثهایی بین روسیه و انگلیس وجود داشته و روسها هم ادعای تسلط سیاسی داشتند.
بعد از آن روسها فعالیتهایی را در این استانها انجام میدهند، اما موفقیت چندانی کسب نمیکنند از آن طرف انگلیسیها در خوزستان، کرمانشاه، ایلام و بوشهر توفیقاتی داشتند. بعدها به استان مرکزی آمدند که موفق شدند.
بعد از اینکه تسلط سیاسی روسها از سال 1345 به بعد کم میشود، رژیم وقت تصمیم میگیرد در آنجا فعالیتهای مجددی داشته باشد. در آنجا محدودیتی وجود نداشت که شرکتهای اروپایی حضور داشته باشند. شرکتهای فرانسوی و آلمانی آمدند اقداماتی را انجام دادند. براساس نشانههایی (مثل چالههای نفتی، مردابهای نفتی، گلفشان که در شمال کشور هم کم نیست) فعالیتهایی انجام شد. حتی چاههای اکتشافی را حفر کردند که عمدتا منجر به نتیجه نشد. بیشتر فعالیتها توسط شرکت نفت ایران قبل از انقلاب در گرگان (اطراف استان گلستان فعلی) بوده که در آنجا پتانسیلهای گازی مورد توجه قرار گرفت. لرزهنگاریهایی انجام دادند و حدود 12 چاه حفاری شد. بعضی چاهها به گاز رسید، اما گاز مناسبی تشخیص داده نشد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مجدد یکسری فعالیتها در جهت تداوم مطالعات اکتشافی صورت گرفت. بعد از جنگ تحمیلی هم ادامه پیدا کرد. بخصوص بعد از فروپاشی شوروی و حضور و سلطه شرکتهای آمریکایی و اروپایی در دریای خزر این موضوع شدت یافت. از سالهای 71 ـ 70 اقداماتی در جدار ساحل جنوبی ایران انجام شد که در مطالعات، منجر به حفر 3 حلقه چاه اکتشافی شد. 2 چاه در مجاورت استان مازندران (نور) و دیگری در بندر انزلی حفاری شد.
برای حفاری این چاهها با توجه به بسته بودن دریای خزر بسترهایی مانند حوضچه، موجشکن و یک سازه دریایی (جکآپ) بعلاوه 2 شناور ایران کسماء و ایران بهشهر در آن مقطع توسط سازندگان داخلی در سواحل بهشهر و نکا ساخته شد و تمام این اقدامات مقدمهای برای حفاری 3 حلقه چاه اکتشافی شد.
حفر یکی از این چاهها 700 روز طول کشید و با این که در ساحل بودند و مشکلی نداشتند، نتیجه زیادی به دست نیامد. ضمن اینکه حفاری مذکور، اقتصادی تشخیص داده نشد.
موج بعدی که منجر به فعالیتهای ایران در حوزه خزر و ساحل خزر میشود، مربوط به سال 1376 به بعد است. از این سال به بعد، حجم گسترده فراخوان توسط جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و شرکتهای بینالمللی صورت گرفت. از سوی افکار عمومی مردم ما مطالباتی هم وجود داشت که میگفتند بعد از فروپاشی شوروی باید در آبهای خزر نقشآفرینی اصلی داشته باشیم. به همین دلیل یکی از گامهای تحکیم و تثبیت میتوانست استفاده از منابع بستر دریای خزر باشد. با همین نگاه مطالعات عمیقتری با توجه به تکنولوژی و فناوریهای روز انجام شد. در سال 77 شرکت نفت خزر به صورت مستقیم تاسیس و معاونت نفت و گاز خزر در وزارت نفت به طور ویژه تشکیل شد. دولت به طور ویژه حمایت کرد و سرمایهگذاریهای ویژه نیز اختصاص یافت و مطالعات به صورت عمیق در آنجا صورت گرفت. این مطالعات در اوایل سال 81 باعث شد پتانسیلهای قابل توجهی در دریای خزر مورد استناد قرار گرفته و به آن تکیه شود و اینها همه پتانسیلهایی بودند که در اعماق بین 500 تا 800 متری دریای خزر قرار داشتند. 46 ساختار کوچک و بزرگ حاصل مطالعات مختلف ژئوفیزیک، ژئوشیمیایی، زمینشناسی و برداشت و دادههای سطح دریاست که حاصل شکاف گسلهای مخازن احتمالی است.
با این جمعبندی متوجه شدند اگر این پتانسیلها وجود داشته باشد، در همان اعماق 500 تا 800 متری دریا قرار دارد. بعد که لرزهنگاری سهبعدی صورت گرفت و اطلاعات لرزهنگاری کشورهای دیگر خریداری شد و اطلاعات خزر جنوبی تا ساحل و خشکی ادامه پیدا کرد، متوجه این موضوع شدیم که فرضیه قبلی نهتنها اثباتشدنی است، بلکه 8 تا از این ساختارهای 46 گانه با پتانسیل ارزیابی شد.
در این مطالعات با کشورهای حوزه خزر همکاری مشترک هم داشتید؟
خیر، فقط خرید مطالعات بود. ما متوجه شدیم که باید بسترها و زیرساختهای لازم را برای تکمیل مطالعات اکتشافی فراهم کنیم و در این زمینه با مشکلات عدیده دریا و جغرافیای دریا مواجه شدیم. چون بحث آبهای کمعمق و خشکی دیگر اینجا وجود نداشت، بلکه ما با آبهای عمیق مواجه بودیم که تکنولوژی و دانش خاص خود را دارد.
حفاری در عمق بیش از 300 متر دانش جدید و سازههای دریایی متناسب نیاز دارد. در آن مقطع بنا به دلایل متعدد تصمیم بر این گرفته شد که این زیرساختها و سازههای دریایی توسط پیمانکاران داخلی در جمهوری اسلامی ایران آماده شود. سکوی نیمهشناور ایران ـ امیرکبیر و 2 تا از کاسپینهای یک و 2 با 14 هزار اسب بخار قدرت به علاوه حوضچه فراگیر، موجشکن مناسب، اسکله مناسب، ایجاد پایگاه پشتیبانی و دیگر بسترهایی که مورد نیاز بود، نتیجه همین تصمیمی بود که در سال 81 گرفته شد.
به محدودیتهای دریایی اشاره کردید. توضیح میدهید که منظور آن چیست؟
دریای خزر یک دریای بسته است که به سایر آبها راه ندارد و راه ورود به دریای خزر از کانال ولگادن بود که این کانال نیز محدودیتهای فیزیکی و طبیعی خودش را داشت و همچنین میتوانست برای ما هم دردسرساز شود که فقط 4 ماه از سال باز است و نه بیشتر. ضمنا باید به دولت روسیه گمرکی نیز داده شود. این کانال طوری نبود که بتوانیم سکوی نیمهشناور را در آنجا وارد کنیم. باید اینها را کاملا از هم جدا میکردیم که نیاز به زمان طولانی داشت.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم این سازه دریایی توسط پیمانکاران داخلی اجرا شود. این اولین تجربه پیمانکاران داخلی بود و لیسانس (دانش فنی) و امکانات آن را نداشتند. طرح با فراز و نشیبهای مختلف روبهرو بود و نهایتا اواخر 87 یا اوایل 88 این سکو آماده عملیات شد.
تستهای اولیه چاه آزمایشی چه زمانی صورت گرفت؟
اولین تست این چاه آزمایشی در دی 88 با سکوی ساخت داخل زده شد. آزمایشهای اولیه انجام شد و پیمانکار حفاری در سال 84 قرارداد بسته بود که حفاری را انجام دهد. در آنجا اعلام آمادگی کرد میتواند راهبری سکو را داشته باشد و عملیات حفاری را هم انجام دهد. در بهمن 88 این کار شروع و چاه آزمایشی حفاری شد. بعد از آن اقدام به حفر چاه اصلی کردیم، اما نتیجه نگرفتیم و با مشکلات دیگر دریا مواجه شدیم. با توجه به ناشناختگی دریا، اعماق دریا، زیر بستر دریا و زمینشناسی آن و عدم تجربه پرسنل، محدودیتهایی که از لحاظ تکنولوژیکی و تحریمهای بینالمللی برای ما ایجاد کرده بودند پیشبینی هم کرده بودیم که با مشکل مواجه خواهیم شد. به هر حال 4،3 چاه آزمایشی و 3 چاه اصلی زده شد. آخرین چاه را با حداکثر توان و حداقل پشتیبانیهای لازم حفر کردیم. با پشتکار و همت و تلاش متخصصان نفت خزر توانستیم این چاه اکتشافی را حفر کنیم، البته با لحاظ مسائل ایمنی و محدودیت انرژی و اما و اگرهای وجود هیدروکربور. به اولین نشانههای هیدروکربور دست یافتیم (پیشبینی ما براساس گاز بود). خوشبختانه موفق شدیم وارد مخزن شویم. براساس پیشبینیها و مطالعات نظری ما مخزن پتانسیل لازم را داشت و بر آن اساس هم منجر به اعلام عمومی شد.
حجم ذخایر مخزن چقدر است؟ چرا آمار دقیقی ارائه نشد؟
حجمی که اعلام شده منبعث از مطالعات و دادههای نظری است. ما دادههای ژئوفیزیکی داشتیم، تجزیه و تحلیل کردیم و با مسائل دیگر علمی مقایسه کردیم و برای آن برآوردی در نظر گرفتیم که اگر این مخزن گازی باشد 50 تریلیون فوت مکعب یا 4/1 تریلیون مترمکعب گاز دارد. اگر نفت داشته باشد براساس همان دادههای نظری حدود 7 میلیارد ذخیره احتمالی این میدان خواهد بود. اینها موقعی اثبات میشود که ما کارمان را ادامه دهیم، نمونهگیریهای مختلف داشته باشیم، لایههای مختلف چاه را نمودارگیری کنیم و با اجرای فرآیندهای مختلف دادههای ما مورد تایید قرار گرفته و تکمیل میشود. الان هنوز این مطالعات انجام نشده، ولی دادهها دریافت شده که امیدواریم تا پایان سال به نتیجه برسد.
این فقط یک نقطه از خزر است و مطالعات مربوط به مخزن اولیه است؟
بله، مربوط به یک ساختار است. وقتی ذخایر هیدروکربوری پتانسیل هستند به آنها ساختار گفته میشود و در صورت کشف مخزن نام دارد. الان این به نظر ما یک مخزن است، ولی دریای خزر 45 ساختار دیگر دارد که میتواند قابلیت تبدیل شدن به مخزن را داشته باشد.
چقدر زمان میبرد که این ساختارها کشف و مخازن جدید به دست آیند؟
سیاست ما این است که حفاری این چاه را ادامه دهیم، فعالیتهای اکتشافی را تمام کنیم بعد از آن اگر لازم باشد باید چاه توصیفی بزنیم، اگر دیدیم دادههایمان به اطلاعات جامعی از مخزن، حجم و نوع مخزن و دیگر اطلاعاتی ـ که برای ادامه کار مورد نیاز است ـ نرسید، مجبوریم چاه توصیفی بزنیم و بعد از آن وارد مرحله توسعه و تولید میشویم که این کار هزینه و سرمایه زیادی را میطلبد.
برآورد سرمایه برای طرح توسعه مخزن دریای خزر چقدر است؟
چون عملیات در آبهای عمیق است حدود 15 برابر برآوردهایی است که حفاری در خشکی صورت میگیرد.
کارشناسان میگویند حدود 10 میلیارد دلار سرمایهگذاری لازم دارد. درست است؟
بله. تا مرحله تولید کامل 10 میلیارد دلار نیاز دارد. تا الان از منابع داخلی نفت ایران هزینه کردیم. سکوی نیمهشناور ما در گرانبهایی است و فقط ما آن را در خزر داریم که میتواند تا عمق 1000 متر دریا و 6 هزار متر از زیربستر دریا را حفاری کند.
آیا امکان نزدیک شدن سایر کشورهای همسایه به این منابع وجود دارد؟
این مخزن در آبهای متعلق به جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و ایران نیز به طور قطعی 20 درصد سهم از دریای خزر دارد و اکتشاف صورت گرفته براساس آن حداقل سهم بوده است. درست است که هنوز رژیم حقوقی دریای خزر منجر به قرارداد نشده ولی تمام ساختارهای (ذخایر هیدروکربوری) ما در همان محدوده 20 درصد آبهای خزر قرار دارد. این مخزن کاملا در آبهای جمهوری اسلامی است و در مرز قرار ندارد. تا زمانی که تعیین حقوقی دریای خزر صورت نگرفته مرز موضوعیت ندارد، هیچکس هم نمیتواند این ادعا را داشته باشد. در آینده هم نمیتواند مورد ادعای دیگر کشورها قرار بگیرد.
بازخورد این اکتشاف جدید در کشورهای همسایه خزر چه بوده است؟
تا جایی که ما بررسی کردیم، عمده بازخوردها بسیار مثبت بوده؛ هم از سوی خبرگزاریهای اقتصادی و نفتی بینالمللی و هم از سوی کشورهای منطقه با واکنش مثبت روبهرو بوده، چراکه باور نمیکردند جمهوری اسلامی ایران در شرایطی که تحت فشار و محدودیت همهجانبه بینالمللی قرار دارد و در شرایطی که هیچ تجربهای از آبهای عمیق ندارد و دریای خزر نیز محدودیتهای فیزیکی و جغرافیایی خودش را اضافه بر محدودیتهای سیاسی، تکنولوژی و امنیتی به رخ کشیده بود ایران بتواند به این مهم دست یابد.
بعضی از بازتابهای مثبت که از شرکتهای فناوری آب عمیق ملاحظه کردیم بسیار پویاتر و شفافتر و امیدبخشتر از بعضی پیامهای داخل کشور بود.
با توجه به این که تجربه فعالیت در آبهای عمیق را در حوزه نفتی نداشتیم برای اقدامات بعدی توسعه این مخزن برنامهای دارید؟ آیا از سرمایهگذاریهای داخلی استفاده میکنید یا خارجی؟
اصولی: کشف مخزن جدید گازی در دریای خزر در شرایطی صورت گرفت که متخصصان داخلی و خارجی همگی بر ادامه ندادن فعالیت اکتشافی در آن اصرار داشتند
شرکتهای مختلف با توجه به کشف این میدان عظیم گازی اعلام آمادگی کردند که وارد این حوزه شوند. ما به سازههای زیردریایی زیادی احتیاج خواهیم داشت. خوشبختانه در چند سال گذشته انجمن دریایی ایران فعال شدند و حدود 300 تا 350 شرکت فعال در حوزه ساحل و فراساحل داریم و پیامهای بسیار مثبتی را به ما دادهاند که میتوانند در این زمینه وارد شده و در ادامه راه کمک کنند. البته نکته مهم این است که در راهبری این سکو در 2 سال گذشته تجربیات بسیار خوبی را به دست آوریم.
در مرحله حفاری که کار بسیار سختی بود تقریبا لایهها را شناختیم. ما در ارتباط با زمینشناسی خزر جز منابع و ماخذ روسی هیچ چیز نداشتیم. کتابهایی در ارتباط با زمینشناسی خزر وجود دارد که عمدتا ترجمه است.
الان با نمونهگیریهایی که انجام شده برای اولین بار با یافتهها و تجربیاتی که در رابطه با زمینشناسی خزر جنوبی به دست آوردیم میتوانیم ادعاهای جدید و حرفهای درست و منطقیای داشته باشیم. در حفاری هم همینطور به لایههای پرفشار و کمفشار مختلفی برخورد کردیم و البته با بنبستهای عجیبی نیز مواجه شدیم. کشف این مخزن فقط معجزه الهی و توسل به ائمه بویژه امام رضا(ع) بود که در مسیر فعالیت بسیار بنبستشکنی بود و کمک کرد تا بتوانیم این موفقیت را به دست آوریم و این در حالی است که بسیاری از متخصصان و مدیران در داخل به ما میگفتند این کار را رها کنید و نتیجهای نخواهد داشت و در این زمینه دهها نمونه اظهارنظر وجود دارد و این عنایات الهی در حالی شامل حال ما شد که عقل و علم همکاران ما و بعضی مشاوران خارجی درباره وجود هیدروکربور در خزر به بنبست کامل رسیده بود.اگر این پنجرههای معنوی که نشات گرفته از عنایت خداوند و توکل بر اوست وجود نداشت ما به نقطه فعلی نمیرسیدیم.
این سکو در دریای بسته خزر برای ما ارزش فراوانی دارد، شناورها هم همین طور. دانش و تجربهای که کسب کردیم، استفاده از ابزارهای خاص دریای عمیق و راهاندازی تامین تجهیزات به ما کمک زیادی کرد و در ادامه راه هم میتواند کمک کند. به همین دلیل در حال حاضر مشغول برنامهریزی هستیم. اگر شرکتهایی به طور موازی آمدند و خواستار سرمایهگذاری شدند از آن استقبال خواهیم کرد.
آیا در انتخاب شرکتها محدودیتهایی وجود دارد؟
بله. در انتخاب شرکتها محدودیت داریم. باید شرکتهایی حضور پیدا کنند که صاحبسبک، تکنولوژی و سرمایه زیاد در آبهای عمیق هستند.
البته ما منتظر اعلام آمادگی اینها و فعالیتهایشان نخواهیم شد. با توجه به سیاستهای کلیای که ایران، وزیر نفت و آقای رئیسجمهور در بهشهر به ما اعلام کردند مکلف و موظف به ادامه مسیر هستیم و به دنبال این هستیم که با تکیه بر توانمندی و منابع مالی داخلی این مسیر طی شود.
آیا از بخش خصوصی بهره میگیرید؟
در حال حاضر خیلی زود است که بخش خصوصی وارد این فضا شود چون این کار هزینه بالایی دارد و میدانهای دیگری با هزینه کمتر آماده هستند که طرح توسعه آن توسط بخش خصوصی دنبال شود.
با توجه به این که میادین مشترک زیادی داریم که باید توسعه پیدا کنند، آیا به نظر شما از نظر زمانی ضرورتی دارد که طرح توسعه مخزن گازی خزر به فوریت در دستور کار قرار گیرد؟
این پروژه برای ما یک پروژه ملی است نه منطقهای و محلی. نیاز تداوم عملیات اکتشافی و رفتن به مسیر فعالیتهای توسعه و تولیدی نیز از سوی مسوولان عالیرتبه نظام به ما اعلام میشود و این در حالی است که اولویتهای میادین مشترک در آنجا هست. بنا به دلایل متعدد و تثبیت حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر و پاسخگویی به مطالبات افکار عمومی کشور به نظر میرسد باید این مسیر را ادامه دهیم ضمن این که اگر مسیر را ادامه دهیم فضای شمال کشور را از یک فضای توریستی صرف خارج میکند و دریچه فضای اشتغالزایی در عرصههای صنعتی را باز خواهد کرد.
آیا مطالعاتی در زمینه ابعاد اقتصادی طرح صورت گرفته است؟
ما مطالعات کاملی را از زوایای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انجام داده و برای آن افق 25 ساله در نظر گرفتیم و الان باید مسیر راهبردی را با توجه به دادههای جدید و شرایط روز هماهنگ کنیم.
آیا این کشفیات در ارتقای جایگاه ایران در تامین انرژی و افزایش قدرت چانهزنی، در منطقه نیز موثر خواهد بود؟
بله. قطعا در شرایط منطقه تاثیر دارد. جدولهایی که از سوی مراکز آماری مانند شرکت نفتی انگلیس (BP) و موسسه مطالعات انرژی وابسته به آمریکا درباره میزان ذخایر نفت و گاز دریای خزر و میزان برداشت انجام شده وقتی به ایران میرسیدند Not avilable (غیرقابل دسترس) را اعلام میکردند یعنی معتقد بودند که ذخایر هیدروکربوری در ایران هنوز مورد دسترسی قرار نگرفته است. البته در ارتباط با روسیه هم چنین عبارتی نوشته میشد. برعکس آن عمده فعالیتها در آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بود. با این کشف جدید تغییرات اساسی در معادلات منطقهای ایجاد خواهیم کرد. بعدها میتواند در انتقال منابع نفت و گاز که یکی از بحثهای اساسی ما در دریای خزر است ایران نقشآفرینی موثرتری داشته باشد. در حفظ محیط زیست، کشتیرانی، مطالبات حقوقی و مطالباتی که در زمینههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است میتواند خطوط چانهزنی ایران را افزایش دهد. از نظر سهم ایران در اوپک اگر مطالعات نظری ما در مراحل بعدی تکمیل حفاری اکتشافیمان اثبات شود میتواند نقشآفرینی اساسیای در نقش ایران در اوپک و حتی در شرایط جهانی داشته باشد.آمارهایی که در حال حاضر در خزر و منطقه خزر از سوی شرکتها اعلام میشود آمارهای مخدوش و غیرقابل استناد است چون تلورانس بسیار زیادی دارد. اعلام بعضی آمارها بیشتر جنبه اقتصادی و سیاسی داشته و برای حضور بیشتر شرکتهایی که مدنظر شرکتهای چندملیتی بوده مطرح شده است. آمارها 110 میلیارد تا 270 میلیارد بشکه نفت را برای خزر در نظر گرفتند (یعنی تلورانس 2 برابر). این آمارها کل سهم ذخیره گاز احتمالی ایران در خزر را 11 تریلیون فوت مکعب در نظر گرفتند، اما مطالعات نظری ما 5 ـ 4 برابر این رقم است.
نوع نفت و گاز خزر چیست؟
گازی که الان به آن رسیدیم کاملا شیرین است. نفت هم همین طور، نفت سبک است البته هنوز به نفت نرسیدیم. امیدواریم در لایههای پایینتر همین مخزن به نفت هم برسیم.
پروژه خط نکاء ـ جاسک و پروژههای جانبی برای طرح توسعه جامع خزر یکی از طرحهای اصلی به شمار میرود. آیا شما هم با توجه به اکتشاف اخیر در این زمینه مطالعه یا اقداماتی انجام دادهاید؟
تحلیل ما این است که با انتقال منابع هیدروکربوری کشف شده از این مخزن و مخازن دیگر به ساحل خودمان میتوانیم در جهت انتقال و توزیع این فرآوردهها در سطح استانهای شمالی کشور صرفهجویی بزرگی داشته باشیم و در تامین خوراک بعضی پالایشگاهها که قرار است در استانهای شمالی کشور احداث شود میتواند نقشآفرینی کند.
ما الان با هزینه بسیار زیاد با خط لوله جنوب به شمال از استانهای جنوبی کشور خوراک تامین میکنیم. در مرحله اول باید در راستای نیازهای داخلیمان حرکت کنیم.
آیا جنبههای صادراتی تولیدات آلی خزر مورد مطالعه قرار گرفته است؟
آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان با توجه به حجم محدود مصرف داخلی خودشان به صادرات توجه داشتند. ما هم میتوانیم از بسترهای فراهم شده در منطقه خزر که بسترهای بسیار خوبی است و در جهت انتقال نفت و گاز ظرفیت بالایی هم دارد، استفاده کنیم برای انتقال صادرات فرآوردهها این موضوع میتواند موضوع نشستهای مشترک بین ما و کشورهای منطقه خزر باشد. در آنجا میتوانیم با تفاهم و همدلی و تعامل در این راستا فعالیتهایی داشته باشیم.
آیا ایران بیشتر تمایل دارد با شرکتهای روسی در طرح توسعه مخازن خزر همکاری کند؟
هر کشور و هر شرکتی که توانمندی فعالیتهای حفاری، توسعهای و تولیدی را در دریای عمیق داشته باشد و همچنین علاقهمند به سرمایهگذاری در این بخش باشد دستش را به گرمی میفشاریم، هرچند منتظر کسی هم نمیمانیم.
البته شرکتهای روسیه با توجه به تجربه و توانمندیهای خود اعلام آمادگیهایی کردند که مذاکرات ما در مراحل اولیه است.
در فعالیتهای حفاری خزر چه شرکتهایی فعالیت دارند؟
شرکت اصلی طرف قرارداد ما شرکت حفاری شمال بوده، اما در بعضی سرویسهای جانبی حفاری، از شرکت ملی حفاری و حتی شرکت ملی مناطق نفتخیز هم استفاده کردیم.
از توانمندیهای مدیریت اکتشاف بسیار استفاده کردیم. از بعضی نفرات با تجربه که بازنشسته شده و در شرکتهای خصوصی فعالیت میکردند استفاده کردیم.
از تجارب شرکتهای دولتی و غیر دولتی بهره گرفتیم. بعضی شرکتهای خارجی هم کمکهای خوبی داشتند.
موضوع فعالیت روبات سکوی امیرکبیر چیست و از کی شروع به فعالیت کرده است؟ اهمیت این روبات چقدر است؟
سکوی ایران امیرکبیر از 89 سیستم که شامل هزاران قطعه و وسیله است تشکیل شده و 14 هزار تن وزن و 8 لنگر دارد. هر لنگر حدود 2 تن و مغروق در دریاست. ارتباط آن با بستر دریا با 8 لنگر 1500 متری است که به سکو وصل شده. سیستمها و موتورهای دیزل و جرثقیلهای پیشرفته دارد. سیستم
Ren3 بسیار پیشرفته دارد (یعنی سیستم بازگشت به موقعیت). دریای خزر موجهای 8 ـ 6 متر زیادی دارد. چون لوله ها وسط آب رها میشوند میتوانند تا 30 متر جابهجا شوند. اگر بیش از 30 متر شود سکو رها میشود. سیستم Ren3 سکو را به موقعیت اصلی خودش برگشت میدهد. 2 سیستم برای ما نقش اساسی دارد، یکی شیر فورانگیر (Bop) که میتواند 15 هزار PSI را تحمل کند که 220 تن وزن دارد و در بستر دریا و روی چاه مینشیند و باید هر دو هفته یکبار مورد تست قرار بگیرد. 139 مخزن بزرگ دارد که باید تست شوند. یکی از تکیهگاههای ایمنی سکو و کار حفاری ما در مخزن« شش دو» بود. در چند ماه گذشته به دلیل محکمکاری و رعایت مسائل ایمنی کارمان معطل شده بود. حتما باید این شیر را وصل میکردیم. تا الان که 3 هفته از کشف این میدان میگذرد کمکهای شایانی در جهت جلوگیری از مسائل غیرمترقبه و رعایت مسائل ایمنی به ما داشته است. نصب، راهاندازی، نگهداری، راهبری و تست این سیستم توسط توانمندان داخلی انجام میشود.دومین دستگاه Rov است. همان روبات زیر دریا که قفسه بزرگی دارد و در کف دریا و لابهلای لجنزارها مستقر میشود.از روی سکو کنترل میشود. بنا به فرمان ما در قفسه باز میشود و روبات که حکم بازوی حفاری و چشم ما را دارد از قفسه خارج میشود. طبق فرمان ما عملیات تست را انجام میدهد. فیلمهای بسیار زیادی که از کف دریا نیاز داریم برای ما میگیرد.این دو وسیله، کار را از آبهای کم عمق و خشکی متمایز میکند.
الان این روبات نصب شده؟
بله، اگر نباشد عملیات متوقف است.
دانش آن از کجاست؟
دستگاه آمریکایی است؛ اما مهم راهبریاش است. 1500 متر کابل از کف دریا وصل کردیم. کابل کناری آن فیبرنوری است که فرمان میگیرد و فرمان میدهد. کابل بین متههاگیر کرد و بریده شد. طبق قوانین حفاری باید رها میشد. جریان پرفشار زیر دریا آن را زیر گل و لای رها میکند و میرود. از نظر شرکتها رفته بود، اما همکاران ما با ابتکارشان و با جابهجایی سکو توانستند با درست کردن یک چنگک و فرستادنآن به کف دریا بالاخره آن را پیدا کنند.
عمده فیلمهایی که در این 2 سال گرفتیم توسط این روبات در زیر دریا گرفته شده. این به ما میگوید در بستر دریا چه خبر است. در دریای کم عمق غواص پایین میرود و اطلاعات کسب میکند، اما در اینجا که بیش از 1000 متر عمق دارد شرایط فیزیولوژی طوری است که اگر غواص پایین برود منفجر میشود.
در 2 سال گذشته به دانشگاههای تهران و شریف و نمایشگاههای صنایع دریایی میگفتیم اگر عرق ملی دارید این را بسازید. آنها را بردیم سکو را نشانشان دادیم. خوشبختانه قبلا بچههای اصفهان برای استخر و عمق 50 متر این نوع روبات را ساخته بودند. در نمایشگاه آخر صنایع دریایی که در کیش برگزار شده بود گویا تا 400 متر را هم کارکرده و جواب گرفتهاند. این برای ما پیام خوبی دارد.
چه زمانی وارد فاز توسعهای میشویم؟
به طور طبیعی تا پایان سال باید کارهای اکتشافی را تمام کنیم. صددرصد به سال آینده ختم میشود چون سکو و لوازم، درگیر تکمیل چاه اکتشافی هستند. انشاءالله تا پایان سال تمام و در سال جدید با توجه به برنامهریزیها وارد فاز بعد میشویم.
زیبا اسماعیلی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم