در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که در شهر گوادالاخارا ـ دومین شهر بزرگ مکزیک ـ سال 1985 به دنیا آمده در یک خانواده فوتبالی بزرگ شد. پدربزرگ او توماس بالکازار در تیم شیواز بازی میکرد و به عنوان یکی از بازیکنان تیم ملی در جام جهانی 1954 حضور داشت. پدرش هم در تیم ملی مکزیک در سال 1986 عضویت داشت. او در 9 سالگی عضو مدرسه فوتبال شیواز شد و به گفته گابریل لوپز ـ مربیاش ـ در آن دوره نشان داد بازیکن باشخصیتی است. او بازیکنی باانگیزه بود و زمانی که تمرین تمام میشد تنها به تمریناتش ادامه میداد و دوست نداشت وقتش را تلف کند.
او از سالها قبل دوست داشت در اروپا به بازی ادامه دهد و به همین خاطر هم در یادگیری زبان انگلیسی اصرار زیادی داشت، اما این در شرایطی بود که سابقه بازیکنان مکزیکی در اروپا و بویژه انگلستان اصلا خوب نبود. آنها اصلا دوست نداشتند سنتها و دوستانشان را از دست بدهند و وقتی به اروپا میرفتند از نظر روانی دچار مشکلاتی میشدند و نوعی افسردگی مزمن به سراغشان میآمد. رافا مارکز، مدافع بارسا یک استثنا و الگوی هرناندز بود. او توانسته بود با این شرایط کنار بیاید و سالها در اسپانیا در سطح اول فوتبال جهان بازی کند و به قهرمانیهای زیادی با بازیکنان بارسا دست پیدا کند. هرناندز این رویکرد متفاوتش به فوتبال اروپا را در اولین مصاحبهاش نشان داد. او زمانی که 16 سال بیشتر نداشت در گفتوگویی با روزنامه ساکرمانیا گفت: «دوست دارم جزئی از تیم شیواز باشم، به تیم ملی برسم و از آنجا به اروپا بروم و در جام جهانی بازی کنم تا بتوانم بهتر از آنچه پدرم بود، باشم.» در آن زمان این رویایی بزرگ و دستنیافتنی برای نوجوانی 16 ساله به نظر میرسید، اما در عرض کمتر از 6 سال او به تمامی آنها جامه عمل پوشاند. البته او در این مسیر با موانع زیادی مواجه شد.
3 سال قبل از بازی در فینال لیگ قهرمانان در ویمبلی، او در تیم شیواز B در دسته دوم مکزیک بازی میکرد و حالا برای تمامی جوانان مکزیکی و حتی بازیکنان تیم ملی این کشور الگو است.
تلگراف / مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: